رضا گرمابدرى
دولت یازدهم پس از استقرار و در پی «نرمش قهرمانانه» که امام خامنهای (مدظلهالعالی) مطرح کردند که به روش جدیدی در مذاکرات هستهای با گروه ۵+۱ دلالت داشت، فرصت پیدا کرد تا به پشتوانه مذاکرات گذشته و بستر فراهم آمده، مذاکرات را دنبال کند. اگرچه طرف رسمی ایران در مذاکرات، گروه ۵+۱ بود که به تدریج برای افکار عمومی معلوم شد، در این گروه محور اصلی آمریکا است؛ با این وجود به نظر میرسد طرف غیررسمی هم در مذاکرات نقش آفرینی میکند که در مواردی تلاشش بیش از اعضای گروه ۵+۱ است. این طرف غیررسمی رژیم نامشروع و کودککش صهیونیستی است. با امضای توافقنامه ژنو صهیونیستها دچار بیم و امید شدند از یکسو نگران بودند، این توافق در نهایت به حفظ توانمندیهای هستهای ایران منجر شود و از سوی دیگر امید داشتند با این توافقنامه فعالیتهای هستهای ایران در سراشیب سقوط و نابودی قرار گیرد. طولانی و پیچیدهتر شدن زمان مذاکرات و احتیاط لازم مذاکرهکنندگان ایرانی و هشدارهای مداومی که از داخل کشور درباره روند مذاکرات و ضرورت حفظ حقوق هستهای ایران داده میشد کفه بیم را در نزد صهیونیستها سنگینتر کرد و تقریباً در طول سال گذشته آنها به روشهای گوناگون کوشیدند تا بر روند مذاکرات و علیه ایران تأثیر گذارند.
از اینرو پس از سیطره جمهوریخواهان بر سنا و کنگره، نتانیاهو تصمیم گرفت از این فرصت استفاده کند. بنابر این برخلاف پروتکل سفر مقامات خارجی به آمریکا، بدون هماهنگی با دولت آمریکا و رعایت مواد این پروتکل، با سفر به آمریکا در ۱۳ اسفند ۹۳ در کنگره سخنرانی کرد. نوشتار حاضر درصدد بررسی چرایی و هدف این سفر غیرمتعارف و روشهای دسترسی به هدف، با بررسی متن سخنرانی نتانیاهو و دستاوردهای سفر و سخنرانی و نیز تأثیر این سفر بر مواضع هستهای ایران است.
چرایی سفر
پس از امضای توافقنامه ژنو نخستوزیر رژیم صهیونیستی احساس کرد روند مذاکرات آنگونه که رضایت رژیم صهیونیستی را جلب کند، نیست.
بنابر این وی و تعدادی دیگر از صهیونیستها انتقاد از روند مذاکرات و هشدار درباره ایران هستهای را آغاز کردند که برایشان نتیجه چندانی در بر نداشت، نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای واقعی نشان دادن خطر ایران و فریب افکار عمومی و تغییر سیاستهای هستهای دولت اوباما، به سخنان آتشین روی آورد تا آنجا که مستقیم به رفتار و مواضع آمریکا و بهویژه شخص اوباما طعنه میزد. بیاعتنایی دولت آمریکا به اظهارات و مواضع نتانیاهو در کنار ادامه رفتار وی، روابط نتانیاهو با دولت آمریکا و بهویژه شخص اوباما را بهشدت تیره کرد و نتانیاهو متوجه شد با زیادهرویهایش، در حال حاضر امکان ترمیم روابطش با اوباما را از بین برده و قادر نیست دیدگاه اوباما را تغییر دهد.
وی که از تأثیرگذاری مستقیم بر تصمیم اوباما کاملاً ناامید شده بود تصمیم گرفت از موقعیت برتر جمهوریخواهان در دو مرکز قانونگذاری سنا و کنگره استفاده کند. آمادگی سنا و کنگره برای فشار بیشتر بر ایران که از مدتها پیش آن را اعلام کرده بودند، نتانیاهو را بیشتر برای چنین سفر پر هزینهای ترغیب کرد. نتانیاهو برای سفر به آمریکا و سخنرانی در کنگره احتمالاً از مشورتهایی در داخل آمریکا نیز برخوردار بوده و به زعم اینکه میتواند با همراه ساختن کنگره به همه خواستهها و یا حداقل چیزی که بیشتر از برنامه اوباما باشد، دست یابد، پیامدهای چنین اقدام پر مخاطرهای را پذیرفت. نتانیاهو میدانست که نتیجه این سفر از دو حالت خارج نیست یا به شکل نسبی به خواستههایش میرسد و درگیریش با دولت اوباما افزایش مییابد که با این حال پیروز منازعه است و یا اینکه به هیچ بخشی از خواستههایش نمیرسد و خشم دولت اوباما بر وی فزونی میگیرد که در این صورت بازنده مطلق عرصه است. با وجود این دو احتمال نتانیاهو به این اقدام دست یازید؛ زیرا خارج از این دو احتمال نیم نگاه خوشبینانهای به بازتاب اقدامش در سرزمینهای اشغالی و تأثیرش در انتخابات پیشرو داشت.
روش دستیابی به هدف
نتانیاهو میدانست برای انجام کار بزرگی به آمریکا سفر و در کنگره سخنرانی میکند. این کار بزرگ شوراندن کنگره علیه رئیسجمهور بود. با اینکه کنگره نسبت به سیاست هستهای اوباما در مذاکره با ایران انتقاد دارد و روش افراطی و سختگیرانهتری را درخواست میکند. نتانیاهو به این میزان هم راضی نیست و آن را کافی نمیداند و شاید هم به آن اعتماد کافی ندارد و از بابت آن آسوده خاطر نیست.
از این رو وقیحانه درصدد شوراندن کنگره علیه رئیسجمهور برآمد و این ننگ را بر پیشانی آمریکای مدعی ابر قدرتی نشاند که بیگانهای با حضور در جمع نمایندگان مردم این کشور و در برابر چشمان دولت و رئیسجمهور چنین آشکار در مهمترین مسائل داخلی این کشور دخالت کرد. یگانه ابزار نتانیاهو برای فتنهانگیزی در آمریکا سخنانش بود. بنابر این سخنرانیاش را دقیق و حساب شده تنظیم کرد تا بتواند دیدگاهش را هر چه بیشتر به نمایندگان تحمیل کند که بیشتر آنها پیشاپیش زمینه بر تافتن آن را فراهم آورده بودند.
سخنرانی نتانیاهو براساس چندین محور تنظیم شده بود که در ذیل به چهار محور آن اشاره میشود
۱ـ تحریک عواطف؛ نتانیاهو میدانست که حتی افراد به شدت سیاسی هم دستخوش عواطف قرار میگیرند، مشروط بر آنکه موضوع و روش متأثر ساختن آنها درست انجام گرفته باشد. نتانیاهو این حرکت را اینگونه آغاز کرد: «سخنرانی من با اهداف سیاسی نیست. مهم نیست که کدام طرف قرار داریم. چون شما کنار اسرائیل ایستادهاید و روابط آمریکا و اسرائیل همواره فراتر از سیاستها بوده است.»
نتانیاهو در حین بیان این عبارت با آگاهی از اینکه بسیاری میدانند، همین سخنرانی وی در کنگره هم سیاسی است و هم حضور غیرمتعارف وی در کنگره بیانگر نوعی چالش در روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی است، برای سرپوش گذاشتن بر آن و حفظ تأثیر عاطفی عبارتهای پیشینش بلافاصله به نحوی دلجویانه ادامه داد:«از تمام کارهایی که اوباما برای اسرائیل انجام داده تشکر میکنم. اوباما هنگام حملات حماس و تهدید سفارت اسرائیل در قاهره از ما حمایت کرد و از حمایت کنگره از سپر دفاع موشکی گنبد آهنین قدردانی میکنیم.»
۲ـ ایرانهراسی؛ اگر قرار باشد برای سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا محور اصلی تعیین کرد، این محور «ایرانهراسی تشدید شونده» است. نتانیاهو با شناخت دقیق از حساسیت تندروهای کنگره که توانستهاند برخی را نیز با خود همراه و همرای کنند، بسیار توهمآمیز و اغراق شده به «ایرانهراسی تشدید شونده» پرداخت و تا حد امکان به آن دامن زد تا انتقادها و مخالفتهای بعدی با سخنان وی هم نتواند نظر اعضای کنگره را از مداری که نتانیاهو برایشان ترسیم کرد، منحرف سازد. اولین نکتهای که نتانیاهو در این باره بر آن انگشت گذاشت «نابودی این رژیم» است که درباره آن گفت: «رهبر ایران به زبان انگلیسی توئیت میکند که طی آن اعلام کرده که اسرائیل باید نابود شود. ایران نه تنها برای اسرائیل که برای تمام جهان تهدید است.»
نتانیاهو در ادامه برای ترسیم خطر ادعایی گسترش نفوذ ایران که در منطقه جاری شده است، افزود: «ایران بر چهار پایتخت بغداد، بیروت، صنعا و دمشق سیطره یافته است. ایران سرگرم فریفتن ملتهاست و ما باید همه کنار هم بایستیم تا مانع از حرکت ایران به سوی کشورگشایی و تروریسم شویم.» نتانیاهو برای اطمینان یافتن از تأثیر قطعی بحث «ایران هراسی تشدید شونده» از زاویه دیگری ادعای قبلی را تشریح کرد و اظهار داشت: «آیا ایران پس از برداشته شدن تحریمها و قدرتمند شدن اقتصادش کمتر تهاجم خواهد کرد؟ اگر ایران هماکنون و تحت تحریمها چهار کشور را به کنترل خود درآورده، پس از برداشته شدن تحریمها چند کشور تحت سلطه آن خواهند رفت؟ آیا زمانی که ایران کوهی از نقدینگی خواهد داشت کمتر به تأمین مالی تروریسم خواهد پرداخت؟ چرا باید رژیم افراطی ایران به سوی بهتر شدن تغییر کند در حالی که در دو زمینه بهترین شرایط را خواهد داشت: افزایش خشونتگری و موفقیت در داخل.» نتانیاهو با کشاندن بحث «ایرانهراسی» به رقابت تسلیحاتی و جنگ هستهای در منطقه، حداکثر وحشت را به مخاطبانش تزریق کرد و توضیح داد: «این توافق [احتمالی] به خداحافظی با تسلیحات منتهی نخواهد شد، بلکه با این توافق با کنترل تسلیحات خداحافظی خواهد شد و خاورمیانه به زودی به تقاطعی برای تسلیحات هستهای تبدیل میشود. منطقهای که درگیری کوچکی میتواند جنگ بزرگی را جرقه بزند و میتواند به یک درگیری هستهای تبدیل شود.»
۳ـ مخدوش ساختن توافق احتمالی: نتانیاهو برای فخر فروشی و تحریک غرور نمایندگان کنگره در مقابله بیشتر با اوباما بر سر مذاکرات هستهای، به گونهای از توافق احتمالی سخن گفت که گویا از جزئیات آن کاملاً آگاه است و این برای نمایندگانی که از جانکری توضیح جزئیات توافق را خواسته بودند و وی به آنها وعده پس از توافق را داده بود، بسیار تحقیرآمیز مینمود. نتانیاهو با چنین صحنهآرایی و استفاده از بیخبری نمایندگان، چنین به توافق نامشخص حمله کرد و آن را مخدوش جلوه داد: «در غیاب یک تغییر دراماتیک. ما قاطعانه میدانیم که هر توافق به این کشور [ایران] دو امتیاز بزرگ میدهد... اولین امتیاز باعث نگرانی شدید است. این امتیاز به ایران زیرساختهای هستهای گستردهای میدهد و خطر واقعی را ایجاد میکند که به ایران امکان میدهد که با نقض توافق به ساخت بمب بپردازد. اما امتیاز دوم بزرگی که به ایران داده میشود بسیار خطرناکتر بوده چون ایران با پایبند بودن به توافق میتواند بمب بسازد. چون به صورت مجازی تمام محدودیتهای برنامه هستهای ایران پس از ده سال برداشته میشود. امروز شاید ده سال زمان زیادی به نظر میرسد اما برای زندگی یک ملت یک چشم زدن به شمار میآید. این چشم به هم زدن برای زندگی کودکان ماست...»
نتانیاهو با پیوند زدن موضوع موشکهای بالستیک ایران به بحث هستهای، توافق ادعاییاش را مخدوشتر کرد و موضوع را چنین توضیح داد: «در صورتی که برنامه موشکهای بالستیک ایران بخشی از این توافق نباشد و تاکنون نیز ایران از قرار داده شدن این موضوع روی میز مذاکرات امتناع کرده، ایران میتواند این زرادخانه هستهای را به گوشههای دور دست زمین از جمله تمام بخشهای آمریکا برساند.»
۴ـ خط دادن به کنگره؛ نتانیاهو با ورود به محور بعدی، خط دادن به کنگره را آغاز کرد. هدف او از این اقدام سلب اختیار کنگره و هدایت آنها به مسیری بود که با ایجاد رضایتمندی در نزد اعضای کنگره منافع بیشتری از رژیم غاصب صهیونیستی را تأمین میکرد و به آنها اجازه و فرصت درگیر شدن با سایر موضوعات و یافتن گزینههای دیگر را نمیداد، از اینرو خطاب به اعضای کنگره گفت: خانمها و آقایان، من امروز اینجا آمدم تا به شما بگویم که نباید درباره امنیت جهان به این امید که ایران تغییر بهتری خواهد کرد، شرطبندی کنیم. ما نباید درباره آیندهمان و آینده فرزندانمان قمار کنیم. ما میتوانیم اصرار کنیم که محدودیتها بر برنامه هستهای ایران تا زمانی که این کشور همچنان به تجاوزهای خود در منطقه و جهان ادامه میدهد باقی میماند.»
دستاورد ظاهری و حقیقی سفر
سفر نخستوزیر کودککش رژیم صهیونیستی به آمریکا و سخنرانی در کنگره ظاهر خوشی داشت؛ چرا که رئیس کنگره هنگام اهداء مجسمه نیمتنه چرچیل نخستوزیر اسبق انگلیس به نتانیاهو این جمله را بیان کرد که پس از چرچیل شما دومین نفری هستید که موفق شدید سه مرتبه در کنگره آمریکا سخنرانی کنید و نیز اعضای کنگره هم هنگام سخنرانی نتانیاهو با دست زدن چندین مرتبه وی را تشویق کردند و پس از آن هم تعداد بسیار اندکی از تحلیلگران سخنرانی وی را باعث فشار بیشتر کنگره به دولت اوباما دانستند.
در واقع این نشانههای ظاهری در برابر حقیقت مسئله امکان چندانی برای کمک به تحقق هدف نتانیاهو ندارد. زیرا حدود، اختیارات و مسئولیت دو قوه مجریه و مقننه در رابطه با مذاکرات هستهای کاملاُ روشن و مشخص است و مهمتر اینکه دولت واوباما که مسئول قانونی حل و فصل بحث هستهای هستند، دیدگاه نتانیاهو را قبول ندارند و بر فرض اثر بخش بودن سخنرانی نتانیاهو در کنگره و تأثیر گذاشتن بر اعضا کنگره، تنها صدای انتقاد آنها به عملکرد اوباما را بلندتر و جدیت آنها را در تصویب مصوبه نظارت بر محتوای توافقنامه را بیشتر میکند اما نمیتواند توسعه میدانی که به تغییر رفتار دولت منجر میشود داشته باشد که در این مورد نیز زمینه غلبه وتوی اوباما بر دور زدن آن که به ۶۷ رأی سنا نیاز دارد فراهمتر است زیرا جمهوریخواهان در سنا ۵۲ عضو دارند که همراه ساختن ۱۵ نماینده دموکرات کار بسیار سختی است چرا که بسیاری از نمایندگان دموکرات هنگام سخنرانی نتانیاهو در کنگره در اعتراض به آن با رویکردی حزبی جلسه را ترک کردند؛ بنابراین به نظر میرسد تلاش پر سروصدای نتانیاهو در این سفر و سخنرانی برای ایجاد دگرگونی در روند مذاکرات، دستاورد قابل اعتنایی نداشته باشد.
تأثیر سفر بر مواضع هستهای ایران
احتمال دارد روند بحث ارائه شده به این پرسش منتهی شود که با وجود سه گانه دولت آمریکا، کنگره و رژیم صهیونیستی و آنچه درباره آنها گفته شد، ایران باید مذاکرات را چگونه دنبال و مدیریت کند؟ در مقدمه پاسخ لازم است به این نکته اساسی اشاره شود که هر سه مجموعه فوق دشمن هستند و هدف واحدی را دنبال میکنند و اختلاف آنها در روش رسیدن به آن هدف است. اما براساس موازین بینالمللی طرف قانونی ایران در مذاکرات دولت آمریکا است که باید پاسخگوی مفاد هرگونه توافق احتمالی باشد. بنابراین باید آن سه گانه را به خودشان واگذاشت و مطالبات حق و قانونی را از دولت آمریکا داشت و راه را نیز بر هر گونه استفاده ابزاری دولت آمریکا از فشارهای دوگانه کنگره و رژیم صهیونیستی بست و آن را جزو چالشهای داخلی دولت آمریکا دانسته و به خودش بازگرداند و برای آن وجهی در مذاکرات قائل نشد. مذاکرهکنندگان ایرانی خطوط قرمز نظام را خوب میشناسند و وظیفهشان را نیز درباره آن میدانند.
همانگونه نیز که بارها گفته شده گذشت زمان نشان داده که نیاز ایران به توافق هستهای روز به روز کمتر میشود و ابایی از توقف مذاکرات ندارد. تنها چیزی که در این وضعیت میتواند انگیزه ایران را برای ادامه مذاکرات حفظ کند، انعطاف، تضمین و اعتراف عملی طرف مقابل به حقوق هستهای ایران است. پس میتوان گفت: ایران سفر نتانیاهو به آمریکا و سخنرانی در کنگره را در فاصلهای بسیار دور از مذاکرات هستهای میبیند و معتقد است کند شدن حرکت عقربههای زمان به وقت مذاکرات هستهای، به سود ایران است و این آمریکا است که باید پیش از توقف حرکت این عقربه، به تصمیمی برسد که حقوق هستهای ایران را تأمین کند تا ایران آن را بپذیرد و پرونده مذاکرات هستهای مختومه اعلام شود.