ابتدای سال 94 عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور از بازگردانده شدن 600 هزار تبعه غیرمجاز در سال 93 و جمعآوری اتباعی که به شکل غیرقانونی وارد کشورمان میشوند خبر داد. وی در بازدید از اردوگاه سنگ سفید فریمان استان خراسان رضوی عنوان کرد: «ورود اتباع متخلف برای کشورمان هزینه دارد و برای نگهداری هر تبعه روزانه هزینههای زیادی میشود.»
آمارهای مختلفی در مورد تعداد افغانها در کشور وجود دارد. یک منبع آگاه در وزارت کشور از حضور 2 میلیونی این میهمانان در سراسر ایران خبرمیدهد. این منبع که نمیخواهد نامی از وی فاش شود ادعا میکند نیمی از جمعیت افغانها در تهران و پاکدشت و قیامدشت و صالح آباد، جوادآباد، نصیرآباد، حسن آباد، شریف آباد، نسیم شهر، قرچک، پیشوا و...ساکن شدهاند. برخی از آنها کفاش هستند، گروهی سبزی کار،برخی کارگر و بنا و بقیه هم در کارهای دیگری فعالیت دارند.
این مقام میافزاید: «اتباعی که به شکل غیر مجاز وارد کشورمان میشوند درکمترین زمان هموطنان خود را هرکجا که باشند پیدا میکنند و حاشیه امنیتی برای خود مییابند. متأسفانه برخی از عوامل مثل استفاده از کارگرهای افغان غیرمجاز در کار ساخت و ساز،کارخانهها و دیگر مشاغل نیز به نوعی تشویقی است برای حضور سایر اتباع غیرمجاز که نتایج خوبی به همراه نخواهد داشت.
مهاجرتهای قاچاقی
داستان مهاجرت افغانها به ایران با حمله شوروی سابق به افغانستان اوج گرفت و با ترک نیروهای نظامی این کشور و استقرار طالبان ادامه پیدا کرد. نا امنی، فقر، بیکاری و نامساعد بودن وضعیت اقتصادی از جمله عوامل اصلی مهاجرت افغانها در طول سالیان به ایران بوده است. در این میان برخی با احترام به قوانین کشور و رعایت مقررات مقیم شدند ولی عدهای نیز زندگی مخفیانه و کار قاچاق را ترجیح دادند.
در این میان مرزهای جنوبشرقی بهخاطر موقعیت خاصی که دارد بهترین منطقه برای عبور غیرقانونی است و اگر سرما و گرما و پرتگاههای خطرناک اجازه دهند، پیاده روی شبانه روزی قابل تحمل است.
«سلیم»یکی از کسانی است که 2ماه است به تهران آمده و لهجه غلیظش هم نشان میدهد تازه وارد است. از«هلمند» همراه با برادر دیگرش رخت سفر بسته و پس از 10روز سفر پر افت و خیز خودش را به تهران رسانده است.
سلیم از مهاجران غیرقانونی است که در یک ساختمان در حال ساخت کارگری میکند. از او درباره اینکه چگونه وارد ایران شده میپرسم و او با لهجهای که فهمیدنش برای من اندکی دشوار است جواب میدهد: «سخت است از دیارمان دل کنده بیاییم جایی که خطر اخراج شدن دارد. همشهریهایم میگفتند در تهران پلیس اگر افغانی ببیند مستقیم میفرستد مرز که به کشورمان برگردیم.
از شهرمان تا نیمروز مسافت زیادی نیست ولی از آنجا تا وارد ایران بشویم یک هفتهای طول کشید.هوا سرد بود و به خاطر اینکه مرزبانان ایرانی ما را نبینند روزها در شیار کوهها پنهان شدیم و شبها راه رفتیم.خیلی سخت بود با چند تکه نان و چند لیتر آب یک هفته گذراندیم تا برسیم به جایی که قاچاق برها بودند.
در طول مسیر صحنه هایی را دیدم که هنوز جلوی چشمانم است. اجساد هموطنانم که از گرسنگی و تشنگی مرده بودند.پیش خودم فکر میکردم ما هم همین سرنوشت در انتظارمان است و از خدا میخواستم من بمیرم ولی برادر کوچکترم به مقصد برسد.
وقتی رسیدیم به محل قرار به قاچاقچی که ما را آورده بود، هر نفر 500هزار تومان دادیم، 11 نفر بودیم.از آنجا رانندهای که با پژو آمده بود همگی ما را سوار ماشینش کرد و راه افتاد.2نفر جلو نشسته بودند و 4نفر صندلی عقب و یک نفر هم زیر پایشان خوابیده بود.من و برادرم و یکی از هم روستایی هایم در صندوق مثل تن ماهی روی هم کوبیده شدیم. راننده 2ساعت میرفت و چند ساعت در بیابان توقف میکرد تا پلیس شک نکند. بعضی اوقات جاهایمان را عوض میکردیم تا بقیه هم کمی راحت تر باشند. بالاخره بعد از 2روز رسیدیم به باغی نزدیکی ورامین.نفری یک میلیون به راننده دادیم و چند روز در باغ ماندیم تا اینکه دوست و فامیلها دنبالمان آمدند. هنوز خستگی آن 10روز در تن مان مانده و خدا کند همینجا بمانیم.»
چرا دنبال اقامت نمیروی؟
- دوستانم میگویند پلیس دستگیرت میکند و برت میگردانند همان جایی که بودی.
در شهرتان چه کار میکردی؟
- زمینی در روستا داشتیم.آنجا هر کسی برای خودش چیزی میکارد ولی کاشت خشخاش خیلی زیاد است. خیلی از جوانها دوست ندارند در زمین خشخاش پرورش بدهند ولی مجبورند. طالبا هم باج میگیرد. کسانی هم که تن نمیدهند مثل ما باید کوچ کنند به دیار شما.
طالبان؟
- ها طالبا
مهاجرت چهرههای گوناگونی دارد. مهاجرت در ابعاد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی میتواند برای میزبان و میهمان آثارمثبتی به همراه داشته باشد ولی گاهی نتیجه اش معکوس است و تبدیل به یک معضل میشود. مشکل آنهایی نیستند که قانونی وارد کشور میشوند و با هویتی مشخص به کار و فعالیتی مشخص میپردازند.
مشکل جمعیت میلیونی مهاجران غیرمجاز است که نه هویت آنها جایی ثبت شده و نه معلوم است چه میکنند.
کارگرانی ارزان
اتباع غیرقانونی گذشته از اینکه خواه یا ناخواه معضلات فرهنگی و اجتماعی به همراه دارند لطمات زیادی هم به اقتصاد کشور وارد میکنند. استفاده از این نیروی کار ارزان از سوی برخی سودجویان خسارتها را دو چندان کرده است. برای بهکارگیری کارگر افغانی نه نیازی به بیمه کردن آنها وجود دارد نه از عیدی و پاداش و سایر مزایای کارگری خبری هست و این به معنی از دست رفتن کار در یک رقابت ناعادلانه برای نیروی کار ایرانی است.
کافی است سری به کارگاهها، کارخانهها، باغها و حتی ویلاهای اطراف تهران بزنید، افغانیها سرکار هستند و خبری از هموطنان خودمان نیست.
وقتی برای آگهی جذب سرایدار زنگ میزنیم آن طرف خط مرد سن و سال داری نخستین سؤالی را که میپرسد این است «افغانی هستی؟» میگویم نه ایرانیام و پاسخ میدهد سرایدار ایرانی نمیخواهد فقط افغانی.
با یک حساب سرانگشتی میشود فهمید که چرا ایرانی استخدام نمیکند چون باید حقوقش براساس قانون کار باشد،عیدی و سایر مزایا و حق بیمه و... را هم بپردازدو... اما ماهی900-800 هزار تومان به سرایدار افغانی میدهد و خلاص. البته باید گفت که همین کارگران که تلاششان مثال زدنی است در پروژههای بزرگی مثل شبکه گازرسانی کشور مشارکت جدی داشتهاند.
چرخه اقتصاد با کار و همکاری افراد میچرخد ولی گاهی خودمان چوب را لای چرخ خودمان میگذاریم. پولی را که باید در همین چرخه بگردد در جیب دیگری میگذاریم.
دکترآلبرت بغوزیان،اقتصاددان و استاد دانشگاه تهران در این باره به «ایران» میگوید: «به بحث ورود اتباع غیرقانونی باید از 2منظر نگریست.این نیروی انسانی ارزانقیمت و پرتلاش و جدی است و ازسویی بهخاطر پایین بودن امنیت شغلی هر شرایطی را میپذیرد و جایگزین خوب و ارزانتری نسبت به کارگران وطنی شده است و بنگاههای اقتصادی کوچک و بزرگ برای کاهش هزینه هایشان به دنبال استفاده از این قشر هستند.
اما در بحث کلان اقتصادی کارگران ایرانی پس از دریافت حقوق آن را در همین کشور خرج میکنند و این پول در اقتصاد کشور گردش میکند و به نوعی اقتصاد رونق میگیرد ولی کارگران اتباع بیگانه پولشان را به دلار یا ارز کشور خودشان تبدیل میکنند و از ایران خارج میکنند و گذشته از اینکه سرمایه از کشور خارج میشود تقاضای ارز خارجی هم افزایش پیدا میکند که آن هم به نوبه خود به اقتصاد کشور لطمه وارد میکند.»
دکتر بغوزیان با اشاره به فعالیت کارگران ارزانقیمت در کارخانجات گوناگون و بنگاههای اقتصادی، عقیده دارد: «استفاده بیش ازحد این کارگران، فرصتهای شغلی برای نیروی کار ایرانی را کاهش میدهد البته تحقیقات نشان میدهد کارخانهداران بهخاطر جدیت و پایین بودن سطح توقع کارگران افغانی تمایل بسیاری برای به خدمت گرفتن آنها دارند.»
بالا رفتن نرخ جرایم اتباع غیرمجاز
وقتی مهاجران غیرقانونی برای گرفتن مجوز اقامت مراجعه نمیکنند به هیچ صورت نمیشود آنها را شناسایی و در صورت ارتکاب جرم تحت تعقیب قرار داد.
هم اکنون خلأهای قانونی و نبود نظارت بر اتباع غیرمجاز مشکلات اجتماعی بسیاری بهوجود آورده؛ سرقت، آزار و اذیت جنسی و حتی قتل از جمله جرایمی است که در گوشه و کنار شهرهای بزرگ و کوچک رخ میدهد و اغلب مرتکبان این جرایم هیچ هویت قابل شناسایی ندارند.
سرهنگ محمدرضا ذاکر استقامتی،معاون پلیس آگاهی تهران در گفتوگو با «ایران» میگوید: «تحقیقات پلیسی نشان میدهد بیشتر اتباعی که به اتهامات مختلف دستگیر میشوند جزو کسانی هستند که غیرقانونی وارد کشور شدهاند و تشکیل گروه تبهکاری دادهاند. به طور مثال چندی پیش گروهی از آنها با استفاده از موتورسیکلت دست به گوشی قاپیهای گسترده در سطح تهران میزدند که پس از دستگیری در بازجوییها اعتراف کردند گوشیها را برای فروش به کشور خودشان منتقل میکنند.
برخی از افغانهای غیرمجاز سیم کارتهای اعتباری خود را از ایرانیها میخرند و با توجه به اینکه هیچ مدرکی از آنها در دست نیست،امکان ردیابی شان نیز وجود ندارد. به همین دلیل در برخی از پروندهها مدت زمان کشف و رمزگشایی از یک سرقت یا زورگیری طولانی میشود.
باید به نکته دیگری هم اشاره کنم که برخی از افغان هایی که غیرقانونی وارد شدهاند و در حال کار هستند هم تحت سرقت افراد بزهکار قرار میگیرند؛کسانی که خود را به دروغ پلیس یا مأمور وزارت کار و.. معرفی میکنند. پس اگر ساماندهی این افراد صورت بگیرد و آنها تحت نظارت وزارت کشور و اداره امور اتباع باشند میشود از بروز بسیاری جرایم پیشگیری کرد.»
مشکلات تحصیلی
پر جمعیت بودن خانوادههای مهاجران هم موضع دیگری است که باید به آن پرداخت؛ آنها غیرقانونی آمدهاند ولی کودکانشان گناهی ندارند.
باید درس بخوانند و پلههای ترقی را همچون همسن و سالهایشان بپیمایند ولی موانع زیادی در مسیرشان قرار دارد.
خیلی از کودکان افغان بهخاطر اینکه خانوادهشان جزو اتباع غیرمجاز بشمار میآیند نمیتوانند در مدارس مان تحصیل کنند، بماند که رفتار برخی از معلمان و دانش آموزان با آنها هم خوب نیست.
اما سوی دیگر ماجرا نگاه مثبت اکثریت ایرانیان به تحصیل دانشآموزان افغان در کشور است که این سالها منجر به تأسیس گروهها و سازمانهای مردم نهاد مختلفی نیز برای هموار کردن این راه شده است.
علیاصغر فانی،وزیرآموزش و پرورش نیز ابتدای سال تحصیلی در این زمینه حرف زد و عنوان کرد اگر مسئول مدرسهای از ثبتنام فرزندان اتباع خارجی سر باز زند با او مستقیماً برخورد و اخراجش خواهد کرد: «عقیده داریم هیچ دانش آموز مهاجری نباید از تحصیل باز بماند. در حال حاضر هم بهغیر از تجهیزات و فضا، دولت ایران برای هر دانشآموز افغان یک میلیون و ۸۵۰ هزار تومان بودجه پرداخت میکند. تلاش ما این است که دانشآموزان افغانستانی در مدارس ما آموزش ببینند و با توانمندی بیشتری به کشور خودشان برگردند.باید به این نکته هم اشاره کنم بخشی از این دانشآموزان در مدارس ایرانی به صورت رایگان ثبتنام میشوند و تعداد دیگری نیز با ضوابطی، کمکهزینه پرداخت میکنند؛
کما اینکه از دانشآموزان ایرانی نیز کمکهزینه دریافت میشود.» اظهارات وزیرآموزش و پرورش واکنش مثبتی در کشور افغانستان داشت و خبرگزاریهای افغان این اقدام مسئولان کشورمان را ستودند. از سوی دیگر حکم بسیار مهمی که هفته گذشته به نقل از رهبر معظم انقلاب منتشر شد هم عزم نظام برای رعایت حقوق انسانی کودکان را نشان میداد. مقام معظم رهبری در این حکم برای تحصیل بیچون و چرای دانشآموزان افغان در مدارس کشور به همه اما و اگرها پایان دادند. هم اکنون 330هزار دانش آموز افغان در مقاطع مختلف تحصیل میکنند و 2هزارو500 معلم نیز کار تعلیم آنها را برعهده دارند.
سخن آخر
شاید مشکلات دوسویهای بین مهاجران و هموطنانمان در طول این سالها رخ داده است ولی رفتارهای انسان دوستانه ایرانیها همیشه مثال زدنی بوده همچنان که از خدمات درخشان افغانها هم برای شرکت داشتن در عمران و آبادانی کشورمان نمیشود گذشت. اما ورود غیرقانونی همواره مشکلات زیادی به بار آورده است. هم برای خود مهاجران و هم برای ما.