* اقدام اخیر روسیه در ممنوعیت ورود برخی مقامات غربی به این کشور نشان دهنده تأثیر تحریمهای غرب علیه مسکو است؟
** تحریمهای اتحادیه اروپا علیه روسیه بر سر بحران اوکراین در دو سال گذشته موجب فرار حدود 100 میلیارد دلار سرمایه از روسیه شده است. همچنین ارزش روبل در برابر دلار پایین آمده و به نصف یا حتی یک سوم ارزش خود رسیده است. مسلماً روسیه هزینه گزافی بابت اختلافاتش با اتحادیه اروپا میپردازد و میتوان اقدام اخیر مسکو در ممنوعالورود کردن برخی مقامات غربی را واکنشی به تحریمها دانست.
* آیا به همین میزان اروپا نیز متحمل خسارات مادی (مثل انتقال گاز) و معنوی (همچون افزایش اختلاف نظرها در مورد تحریم کردن یا نکردن روسیه) میشود؟
** اتحادیه اروپا هم از تحریمها متضرر شده است. پیش از بحران اوکراین اتحادیه اروپا سالانه حدود 400 میلیارد دلار تجارت و بازرگانی با روسیه داشت که این رقم در دو سال اخیر کاهش چشمگیری یافته و بخش سرمایهگذاری نیز بشدت آسیب دیده و با خطر جدی روبهروست. در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا آنهایی که در گذشته مناسبات و مبادلات بیشتری با روسیه داشتند مانند لهستان، فنلاند و... بسیار ضرر کردهاند و در مجموع فرصتهای شغلی، سرمایهگذاری و صادراتی که در روسیه برای اروپاییها وجود داشت، بسیار محدود شده است.
با وجود این صادرات گاز روسیه به اروپا هنوز متوقف نشده اما امکان توقف صادرات نفت و گاز وجود دارد. اگر این اتفاق رخ دهد، باز هم هر دو طرف متضرر میشوند زیرا 70درصد درآمد ملی روسیه از صادرات نفت و گاز است و از آنجا که بازار جایگزینی برای نفت و گاز روسیه در کوتاه مدت وجود ندارد، قطع صادرات به زیان مسکو خواهد بود. اتحادیه اروپا هم نمیتواند بسرعت نفت و گاز مورد نیاز خود را از منابع دیگر تأمین کند و با چالش جدی روبهرو خواهد شد. در مجموع به نظر میرسد، اختلافات مسکو و بروکسل برندهای ندارد و هر دو طرف متضرر میشوند.
* در کشاکش تحریمهای دو طرف اوکراین قرار دارد، آیا این تحریمها میتواند به حل بحران اوکراین کمک کند؟
** اصلیترین قربانی تحریمها مردم اوکراین هستند. زیرا اوکراین در گذشته هم با روسیه و هم با اتحادیه اروپا مناسبات داشت. اما اکنون در مناسبات خود با هر دو طرف دچار مشکل شده است. بحران اوکراین بر سر اختلافنظرهای داخلی بین رهبران شرق این کشور که طرفدار روسیه بودند و رهبران غرب اوکراین که طرفدار اتحادیه اروپا بودند، شکل گرفت و به جای اینکه مقامات اوکراینی این بحران را در داخل حل کنند، بازیچه دست طرفهای خارجی شدند. در حال حاضر غرب اوکراین به دلیل اوضاع وخیم اقتصادی در شرایط نامطلوبی است. اما مقامات کییف باید تلاش کنند به یک مصالحه ملی برسند و بهانه دخالت خارجی چه از جانب روسیه و چه از جانب اتحادیه اروپا را از بین ببرند. تنها راه حل بحران اوکراین همین است.
* روسیه به دلیل تحریمها به سمت آسیا تمایل پیدا کرده است. آینده روسیه را در آسیا چگونه میبینید؟
** تحریمها روسیه را به کشورهای امریکای لاتین مانند برزیل، آرژانتین، ونزوئلا و... و کشورهای آسیایی و حوزه خلیج فارس مانند هند، چین، ژاپن، کره جنوبی، ایران، امارات، قطر، عمان، عربستان سعودی و... نزدیک کرد. زیرا از آنجا که پس از نفت و گاز، صادرات سلاح دومین منبع درآمد روسیه است، مسکو در حال بررسی امکان صادرات سلاح به این کشورهاست.
* بحران اوکراین میتواند منجر به جنگ سردی دیگر شود؟
** اوکراین همواره خط حائل بین روسیه و اروپا بوده و پس از سال 1975 که پیمان هلسینکی در اوج جنگ سرد امضا شد، امضا کنندگان این پیمان مدل امنیتی جدیدی را برای اروپای بعد از جنگ جهانی دوم تعریف کردند. این مدل امنیتی حتی پس از فروپاشی دیوار برلین و فروپاشی شوروی سابق و یوگسلاوی نیز برقرار بود. اما به نظر میرسد بحران اوکراین به جایی رسیده است که این مدل امنیتی را به چالش میکشد و در این شرایط یا باید مدل امنیتی جدیدی تعریف شود یا اقداماتی برای تقویت همان مدل امنیتی انجام داد. آنچه مسلم است، از پس از جنگ سرد در سال 1991 تاکنون اروپا به این شدت متشنج نبوده است و بحران اوکراین اکنون یک خطر جدی به شمار میرود.
* از یک سو روسیه و از سوی دیگر ناتو و غرب در دو سوی نوار مرزی روسیه دست به مانورهای عظیمی میزنند. این مانورها را چگونه ارزیابی میکنید؟
** مانورها در واقع اقداماتی برای ترساندن طرف مقابل هستند و نقش بازدارندگی ایفا میکنند و نوعی نمایش قدرت هستند.
* در پس بحران اوکراین شاهد ائتلافهای نانوشته جدیدی در شرق اروپا هستیم. برای مثال مجارستان به روسیه گرایش نشان میدهد و لهستان مخالف تحریمها است. آیا این واکنشها نشان از بلوک بندی جدیدی در شرق اروپا دارد؟
** به هیچ وجه اینگونه نیست. مجارستان عضو اتحادیه اروپاست و از سیاستهای جمعی اتحادیه اروپا حمایت میکند اما به دلیل نزدیک بودن مرزهایش به روسیه و سابقهای که روسیه در حکومت مجارستان در جریان شورش نان در سال 1956 داشته، برخی ملاحظات در قبال روسیه دارد. لهستان نیز روابط اقتصادی گسترده با روسیه داشته و از تحریمها متضرر میشود به همین دلیل از اعمال تحریمها ابراز نارضایتی میکند اما سیاست کلی لهستان به اتحادیه اروپا بسیار نزدیک است.
* برخی معتقدند محدود کردن فعالیت سازمانهای مردم نهاد در روسیه برای جلوگیری از وقوع انقلاب است، آیا با این تحلیل موافقید؟
** این هم از جمله تحلیل های کهنه و منسوخ است. اینها تبلیغات و توجیه سیاستهای داخلی شخص پوتین است که میخواهد توجیه کند انقلابهای رنگی در حال شکلگیری در روسیه است.