تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۲  ، 
کد خبر : ۲۷۶۶۷۱
گزارش «اعتماد» از دو پروژه همزمان اصولگرایان برای کسب مجلس آتی

جنگ روانی سه لایه علیه اصلاحات


محمدحسین مهرزاد/ «بسم‌الله، روز آزمون است» این آخرین جمله یادداشت حسین شریعتمداری، موثرترین چهره رسانه‌ای جریان اصولگرا در فاصله دو روز مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری بود؛ یادداشتی با عنوان «چرا نهر؟ رودخانه باشید!» خطاب به نامزدهای اصولگرا که جان کلامش این بود؛ اگر به جای نهرهای کوچک رودخانه‌ای خروشان نشوند رقیب می‌تواند حسن روحانی را با یکی از آنها به دور دوم بفرستد. او در این یادداشت مهم کار را تا آنجا پیش برد که خطاب به نامزدهای اصولگرا نوشت: «اگر حضور و ادامه گفتمان اصولگرایی را که ترجمان دیگری از گفتمان امام، انقلاب و رهبری است به حضور خود بر کرسی ریاست‌جمهوری ترجیح می‌دهید- که باید بدهید وگرنه اصولگرا نیستید- چرا و با کدام توجیه منطقی، شرعی و انقلابی صورت مساله را از حالت «چندکاندیدایی» به تک‌کاندیدا تغییر نمی‌دهید؟»

حالا نه موعد انتخابات ریاست‌جمهوری است و نه زمان آنقدر اندک که این تعبیر به کار‌آید، اما شاید بتوان با نگاهی دیگر وضعیت امروز اصولگرایان را بی‌شباهت به آن روزها ندانست. امروز اصلاح‌طلبان روی همان ریلی حرکت می‌کنند که خرداد ٩٢ آن را ساختند و در دل زمین سیاست کار گذاشتند و اصولگرایان هم همان راه ٩٢ را می‌روند. راهی که هر نامزد منافع خودش و نه جریان را دنبال می‌کرد.

در همان یادداشت ٢٢ خرداد ٩٢ حسین شریعتمداری درباره اصلاح‌طلبان نوشت: «مدعیان اصلاحات می‌دانند... از رای «قابل رقابت» با اصولگرایان برخوردار نیستند و عکس مار کشیدن‌های پی‌درپی آنها... در جلب آرای مردم تاثیر چندانی ندارد... بنابراین طبیعی است از هم‌اکنون خود را بازنده انتخابات ٢٤ خرداد تلقی کنند.»

شریعتمداری هم‌زمان که نامزدهای اصولگرا را با تندترین الفاظ از اختلاف بر حذر می‌داشت اصلاح‌طلبان را هم گروهی بدون پایگاه اجتماعی معرفی می‌کرد اما نتیجه در نهایت آن شد که می‌دانیم.

این روزها هم تاریخ به‌گونه‌ای دیگر تکرار می‌شود. اگر در انتخابات ریاست‌جمهوری پای افراد در میان بود حالا جریان‌ها هستند که وسط میدان سیاست قرار گرفته‌اند. از قضا الگو‌ها هم تکراری است. اصلاح‌طلبان هویت واحد خود را حفظ می‌کنند و به دنبال اجرای ساز و کار تعیین نامزد هستند و اصولگرایان در پی کسب وحدت. گویی همان روزهای مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری است و اصولگرایان یک فاز عقب‌تر از رقیب مانده‌اند.

اما هنوز آنقدر دیر نشده که آنها خطر را اینچنین جدی احساس کنند، پس به جای تاختن بر یکدیگر مدل متفاوتی از جنگ روانی را آغاز کرده‌اند. این مدل تازه در دو فاز همزمان اجرا می‌شود: پروپاگاندای وحدت در اصولگرایان و القای اختلاف در میان اصلاح‌طلبان.

١- وحدت اصولگرایان، رویا یا واقعیت

گروه‌های اصولگرا در سال جدید تلاش بی‌وقفه‌ای برای دستیابی به وحدت حداکثری داشته‌اند. تلاشی که اصلاح‌طلبان ضمن استقبال از آن در انتظار نتیجه‌اش هستند. برگزاری چندین نشست وحدت که به همت سیدرضا تقوی در سال گذشته برگزار شد بدون دستیابی به نتیجه ملموسی در سال جدید پیگیری نشد و در عوض سه تشکل اثرگذار اصولگرا اعم از موتلفه، پایداری و جمعیت ایثارگران مشغول رایزنی هستند. آنها در آخرین حرکت مثبت خود با جمعی دیگر از چهره‌های حزبی اصولگرا در جمع کمیته سیاسی جامعه روحانیت مبارز حاضر شدند. اتفاق مبارکی که می‌تواند نوید بخش اتحاد آنها باشد. اما هنوز تحلیلگران فرصت تحلیل وضعیت جدید را پیدا نکرده بودند که دیروز احمد کریمی اصفهانی، عضو جبهه پیروان امام و رهبری اعلام کرد هیچ نماینده‌ای در این جلسه نداشته‌اند و باهنر که دبیرکل همین جبهه است از جایگاه جامعه مهندسین در جلسه شرکت کرده! از طرفی هیچ رد و نشانی از علی لاریجانی یا حامیان و اطرافیان او در پازل وحدت اصولگرایان دیده نمی‌شود و همین باعث می‌شود چندان نتوان به اظهارنظرهای سیاسی برخی چهره‌های این جریان مبنی بر حصول وحدت و اجماع اعتنا کرد. با این حال آنها تلاش می‌کنند پالس‌های متعددی مبنی بر وحدت به جامعه هدف خود منتقل کنند اما هنوز نمی‌دانند بین باهنر، لاریجانی، پایداری و احمدی‌نژادی‌ها چگونه می‌خواهند پل بزنند تا به بهارستان برسند. با این وجود اصلاح‌طلبان در عین تحلیل واقع‌بینانه از موقعیت رقیب همواره از انسجام آنان دفاع می‌کنند چرا که معتقدند رقابت با رقیب قدرتمند و در شرایط عادلانه معنای واقعی خود را می‌یابد. پس چه بهتر که تمام راست در برابر تمام چپ قرار گیرد، مانند همان اتفاقی که در انتخابات دوم خرداد ٧٦ افتاد و در مجلس ششم تکمیل شد.

٢- القای یک سناریو

اصولگرایان و خاصه رسانه‌های آنان بلافاصله پس از انتخابات ریاست‌جمهوری پروژه اختلاف در اردوگاه رقیب را گام‌به‌گام جلو بردند.

اختلاف عارف با روحانی و قهر با اصلاح‌طلبان

آنها که تلاش‌شان برای نگه داشتن محمدرضا عارف در صحنه انتخابات با فداکاری او به ثمر نرسید بلافاصله پس از روشن شدن نتیجه انتخابات گام پروژه قهر عارف از روحانی و اصلاح‌طلبان را کلید زدند اما عارف نشان داد حاضر است برای حفظ منافع کشور و اصلاحات از منافع فردی بگذرد. بلافاصله پس از روشن شدن نتایج او به رییس‌جمهور منتخب نامه نوشت و در همان روزهای ابتدایی به دیدار روحانی رفت تا نخستین شکست در پروژه جنگ روانی را به رقیب تحمیل کند. پس از آن سناریوی اختلاف عارف – اصلاح‌طلبان کلید زده شد. محمد‌رضا عارف ماه‌های بعد از انتخابات به تشکل‌یابی و سازماندهی نیروهای اصلاح‌طلب پرداخت. امری که بدوا با رییس دولت اصلاحات در میان گذاشته شده و با موافقت او آغاز شده بود اما اصولگرایان علاقه داشتند مدلی دیگر را بازنمایی کنند. آنها تمام تلاش خود را به کار بستند تا نشان دهند عارف از اصلاحات بریده و به دنبال پیشبرد پروژه سیاسی خود است. در تمام مدتی که آنها این پروژه رسانه‌ای – سیاسی را پیش می‌بردند عارف دیدارهای منظمی با رییس دولت اصلاحات داشت و هیچ اختلافی مطرح نبود.

یک سال پس از انتخابات رفته رفته موضع‌گیری‌های عارف در مقابله با این جریان‌سازی آغاز شد. او با شدت بخشیدن به حضور خود در عرصه عمومی و فضاهای دانشگاهی صراحتا اعلام کرد هرگز منادی ندای اختلاف در جریان اصلاحات نبوده و نخواهد بود. او در ماه‌های بعد گام جدی‌تری برداشت و گفت اگر لازم باشد برای حفظ منافع اصلاحات باز هم کناره‌گیری خواهد کرد. این موضع هوشمندانه آب سردی بر پیکره یک سال و نیم تلاش اصولگرایان برای القای اختلاف میان او و رییس دولت اصلاحات بود. با این حال اصولگرایان به تلاش خود ادامه دادند. چند ماه قبل عارف پیشنهاد خود برای اصلاح‌طلبان جهت حضور در انتخابات مجلس را اعلام کرد.

او مدافع این تز بود که می‌توان در لیست منتسب به اصلاحات از اصولگرایان معتدل هم استفاده کرد. اتفاقی که نوعی ائتلاف را تداعی می‌کرد. بلافاصله اصولگرایان منهای لاریجانی، ناطق و چند چهره معتدل دیگر هرگونه ائتلاف با اصلاح‌طلبان را مردود دانستند. آنها در حالی خود را مخاطب استراتژی عارف نشان دادند که اساسا جایگاهش را نداشتند. به موازات این موضع‌گیری اصلاح‌طلبان در تمامی اظهارنظرات خود اعلام کردند اگر در حوزه‌ای بدون کاندیدا بمانند همان راهی را خواهند رفت که سال ٩٢ طی کردند. عبور از کاندیدای حداکثری و رضایت به کاندیدای اصولگرای معتدل با تفکرات نزدیک به اصلاحات. در عین حال چند هفته پیش در دیداری میان عارف و رهبری اصلاحات استراتژی کسب اکثریت مجلس مصوب شد و اصلاح‌طلبان توافق کردند با عبور از مجلس معتدل به دنبال شکل دهی مجلس اصلاح‌طلب باشند. عارف نیز در سخنرانی‌هایش نه تنها از ائتلاف با اصولگرایان عبور کرد که ائتلاف میان اصلاح‌طلبان را هم هدف نهایی ندانست. او با بیان «اجماع همه‌جانبه» عزم جدی اصلاح‌طلبان برای ورود به انتخابات را به صورت یکپارچه اعلام کرد.

اختلاف شوراهای مشورتی و هماهنگی

سال ٩١ که شورای مشورتی رییس دولت اصلاحات کار خود را آغاز کرد جریان مخالف اصلاحات تلاش کرد تا آن را تشکلی فراتر از اصلاحات و با رویکرد انحصارگرایی معرفی کند. شرایط آن روز اصلاح‌طلبان به قدری صعب و پیچیده بود که این ابتکار عمل با هیچ واکنش منفی روبه‌رو نشد و عملا پروژه انتخابات توسط این شورا مدیریت و به نتیجه رسید. در عین حال پروژه انتخابات شورای شهر به شورای هماهنگی سپرده شد. پروژه‌ای که با وقوع یک اتفاق قابل پیشگیری در انتخاب کاندیداها و بستن لیست، شورای شهر و شهرداری تهران را تقدیم رقیب کرد. عبور از سال‌های سخت ٨٨ تا ٩٢ و فعالیت جدی‌تر شورای هماهنگی جبهه اصلاحات باعث شد تا دبیران برخی احزاب عضو خواستار سپرده شدن پروژه انتخابات مجلس به شورای هماهنگی شوند. این خواسته با استقبال گسترده اصولگرایان مواجه شد.

بازتاب گسترده برخی اختلاف سلیقه‌ها و تحلیل‌های مبتنی بر القای اختلاف در این فاز همان هدفی بود که اصولگرایان را امیدوار به ایجاد شکاف در میان رقیب کرد. اما تدبیر اصلاح‌طلبان چیز دیگری بود. تشکیل شورای راهبردی انتخابات با حضور اعضای ارشد شورای هماهنگی و شورای مشورتی باعث شد کمتر کسی از درون اصلاحات ندای مخالف سر دهد. با جدی شدن فعالیت شورای راهبردی و تشکیل مجامع استانی برخی از فعالین حزبی اصلاح‌طلب دچار سوءتفاهم شدند. آنها گمان می‌کردند شورای راهبردی قرار است جایگزین احزاب شود و کار اجرایی انجام دهد اما بلافاصله برگزاری جلسات توجیهی متعدد در دستور کار قرار گرفت. رسانه‌های اصولگرا در همین مدت اندک از رسانه‌ای شدن تشکیل شورای راهبردی تاکنون تلاش کم نظیری برای القای اختلاف به کار بستند اما در همین چند روز گذشته این جنگ روانی هم با ناکامی مواجه شد. معترضین به عملکرد شورای راهبردی پس از آنکه متوجه شدند نقش احزاب در انتخاب کاندیداهای حوزه‌های انتخابیه دچار هیچ خدشه‌ای نمی‌شود و اتفاقا این‌بار قرار است کسی از تهران برای شهرستان‌ها تصمیم نگیرد سوءتفاهمات را رفع و بار دیگر بر یکصدایی و وحدت اصلاحات تاکید کردند.

دفاع از تشکل‌های نو اصلاح‌طلب

بخش دیگری از پروژه اصولگرایان برای القای اختلاف درون جریان اصلاحات حمایت تمام قد آنها از تشکل‌هایی است که با نام اصلاح‌طلب فعالیت می‌کنند. این پروژه با تشکیل حزب ندای ایرانیان آغاز شد. حمایت جدی رسانه‌های اصولگرا از این تشکل به گمان اینکه آنها می‌خواهند و می‌توانند در برابر اصلاحات بایستند آغاز شد. با گذشت چند هفته از موج اولیه له و علیه ندا اعضای ارشد این تشکل اعلام کردند پایبند اصلاحات واقعی هستند و آن را جز از مسیر ترسیم شده توسط رهبری این جریان دنبال نمی‌کنند. با این موضع‌گیری شفاف روشن شد که تلاش رسانه‌های اصولگرا و برخی فعالین سیاسی منتسب به آن راه به جایی نبرده است.

با این حال این شکست تاکتیک بعدی اصولگرایان را رونمایی کرد. آنها که از همسویی با ندا نا‌امید شدند به سراغ برخی احزاب دیگر رفتند که در نام خود عنوان اصلاح‌طلب را به کار می‌بستند. تمرکز رسانه‌ای بر این چهره‌ها و آگراندیسمان اختلاف نظر بعضا مبنایی آنها با جریان اصلاحات تاکتیکی بود می‌خواست ضمن جذب برخی اصلاح‌طلبان کمتر شناخته شده و کم اثر آنها را در قواره مقابله با کلیت جریان نشان دهد. کار تا جایی پیش رفت که در جلسه مجمع عمومی خانه احزاب، تمامی اصولگرایان حاضر در دفاع از یکی از همین چهره‌ها تهدید به خروج از جلسه و ناکامی خانه احزاب کردند. دفاع تمام قد اصولگرایان از این اصلاح‌طلبان نه فقط در عرصه رسانه که در عرصه عمل سیاسی نیز خود را بروز داد. با این حال اصولگرایان خود بهتر از سایر ناظران سیاسی می‌دانند که دفاع از این تشکل‌ها و قرار دادن آنها در برابر «کل واحد» اصلاح‌طلبان نتیجه‌ای در برنخواهد داشت چه آنکه اگر می‌داشت باید پیش از این ثمره‌اش را می‌دیدند.

بازگشت به حال

حالا اصولگرایان باید در دو جبهه فعالیت کنند. دو جبهه‌ای که هر کدام توان و انرژی بیش از ظرفیت آنها را می‌طلبد: حصول وحدت و تفرقه رقیب. دو امر مهمی که با شرایط فعلی به نظر نمی‌رسد چندان در دسترس باشد.

«ممکن است گفته شود مجموعه آرای آنها{اصولگرایان} نیز کمتر از آرای آقای روحانی بود که در پاسخ باید گفت مردم با مشاهده تعدد آنها و مخصوصا موضع‌گیری برخی از آنان علیه یکدیگر در مناظره‌های تلویزیونی، بیم آن داشتند که این تفاوت‌نظرها و کنار نرفتن به نفع دیگری رویه و روشی باشد که هنگام ریاست بر قوه مجریه نیز ادامه یابد و همانند آنچه در دولت دهم شاهد بودند برخی از تنش‌های آسیب‌رسان را در پی داشته باشد.» این جملاتی از یادداشت حسین شریعتمداری، همان چهره موثر رسانه‌ای جریان اصولگرا در روزنامه کیهان به فاصله سه روز پس از انتخابات ریاست‌جمهوری است. او واقعه را از منظر خود آسیب‌شناسی و آن را ثبت کرد. آیا اصولگرایان می‌توانند فارغ از پرداختن به رقیب و تبلیغات منفی علیه اصلاحات به انسجام برسند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات