روزنامه کیهان **
خطای خطرناک!/ حسین شریعتمداری
خبری که امیدواریم صحت نداشته باشد ولی متاسفانه برخی شواهد پیرامونی از صحت آن خبر میدهد، حاکی از ترفند موذیانهای است که حریف بعد از ناامیدی از تحمیل یک «توافقهستهای بد» به کشورمان، تدارک دیده و در آستین دارد. توضیح آن که ترسیم خطوط قرمز ایران در مذاکرات هستهای و تاکید بر این نکته که خطوط یاد شده، قانونی و غیرقابل عبور هستند، نقشه آمریکا و متحدانش برای تحمیل یک «توافق بد» و ویرانگر صنعت هستهای کشورمان را با بنبست روبرو کرد و تیم محترم مذاکرهکننده با این دستور کار که توافق مورد قبول ایران فقط توافقی است که در آن خطوط قرمز ترسیم شده رعایت شده باشد به وین رفت و تا آنجا که مصاحبهها و اظهارات اعضای تیم کشورمان نشان میدهد، آنان بر حفظ و رعایت خطوط یادشده تاکید داشتهاند.
از سوی دیگر، توافق مورد نظر حریف دقیقا- و نه احتمالا- در نقطه مقابل توافق مورد قبول ما قرار داشته و دارد. بنابراین - و همانگونه که در یادداشت روز سهشنبه نگارنده آمده و استدلال شده بود- مفاد پیشبینی شده حریف برای توافق نهایی نمیتوانست مورد قبول جمهوری اسلامی ایران باشد و از سوی دیگر شکست مذاکرات برای آمریکا و متحدان اروپایی آن - مخصوصا انگلیس و فرانسه- به مفهوم و معنای شکست آنان در تحمیل خواستههای خود به ایران بود. خواستههایی که بیرون از چالش هستهای هدفگذاری شده و نه فقط برچیدن صنعت هستهای کشورمان را به دنبال داشت، بلکه تضعیف توان نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و نهایتا تبدیل آن به کشوری ناامن، فقیر و بحرانزده را نشانه رفته بود. از این روی به آسانی میتوان درک کرد که برای حریف ناکامی در تحمیل توافق مورد نظر خود به فاجعه شبیه بود. این ناکامی که با هوشمندی رهبر معظم انقلاب و تعریف حقوقی ایشان از توافق قانونی و منصفانه رقم خورده بود، حریف را به تدارک پروژهای کشانده که خبر یاد شده در صدر این وجیزه حاکی از آن است و در صورتی که کلید بخورد، آسیبهای غیرقابل جبرانی برای کشورمان به دنبال خواهد داشت و ...
اخبار و گزارشهای رسیده به کیهان حکایت از آن دارد که با توجه به تعریفهای متضاد طرفین از «توافق خوب» و ناممکن بودن توافقی که مجموع خواستههای ایران و حریف را در خود داشته باشد، آمریکاییها برای خروج از این بنبست راهکاری را پیشنهاد کردهاند و گفته میشود تیم مذاکرهکننده کشورمان نیز به این پیشنهاد روی خوش نشان داده و آن را پذیرفته و یا در حال ارزیابی برای پذیرش آن است. طرح آمریکاییها، «تهیه پیشنویس یک توافق» بدون امضای آن است. متن این پیشنو��س، به گونهای پیچیده و چند پهلو تهیه شده است که در آن عبور از خطوط قرمز اعلام شده ایران، وضوح چندانی نداشته باشد. دقیقا برخلاف توافق لوزان که متن آن به وضوح از نادیده گرفتن خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران حکایت میکرد و اجرای آن بیتردید، برچیده شدن صنعت هستهای کشورمان را به دنبال داشت. همین جا گفتنی است که اخیرا برادر عزیزمان جناب آقای عراقچی گفته بود، متن پیشنویس توافق نهایی با ادبیات متفاوت و تغییرات جدی در حال تهیه است که این اظهارنظر با توجه به ترفندی که به آن اشاره خواهیم کرد میتواند - خدای نخواسته- نشانهای از کمتوجهی برادران تیم مذاکرهکننده کشورمان نسبت به خدعه پیچیده حریف باشد. بخوانید!
بر اساس گزارشی که به کیهان رسیده، قرار است هر یک از طرفین مذاکرهکننده در وین یعنی ایران و 6 کشور گروه 5+1، روز شنبه 13 تیرماه جاری - 4 جولای- پیشنویس مورد اشاره را به کشورهای متبوع خود ببرند و نظر نهایی مسئولان بلندپایه کشورهایشان را درباره متن یاد شده جویا شوند. بر اساس همین خبر، قرار است تیم هستهای کشورمان نیز روز شنبه با متن توافق پیشنهادی به تهران آمده و درباره آن کسب تکلیف کنند!
و اما، پیشبینی نگارنده با توجه به سابقه حیلهگری حریف آن است که بعد از انتقال متن پیشنویس توافق یاد شده به ایران، اوباما و یا یکی از مقامات رسمی آمریکا با صدور یک بیانیه و یا انجام یک مصاحبه، اعلام خواهند کرد که متن تهیه شده توافق مورد قبول آمریکاست و برای نهایی شدن آن منتظر اعلام نظر مقامات عالی ایران هستیم!
اگر این پیشبینی تحقق پیدا کند، از هماکنون میتوان به وضوح درک کرد که چه فاجعهای در پیش خواهد بود. توافقی که در آن خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران رعایت نشده است، به عنوان پیشنویس مورد توافق اولیه تیمهای مذاکرهکننده قلمداد میشود و ایران اسلامی بر سر یک دو راهی قرار خواهد گرفت که هر دو سوی آن تحمیلی و شکننده است. اگر متن پیشنویس را بپذیریم، به یک «توافق بد» که در آن از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران یعنی حفظ صنعت هستهای کشورمان عبور شده است، تن دادهایم و اگر نپذیریم، این تلقی به افکار عمومی جهانیان - و احتمالا بخشی از مردم ایران- پمپاژ میشود که ایران عامل شکست مذاکرات و مانع توافق بوده است!
باز هم امیدواریم که نه آن خبر صحت داشته باشد و نه این پیشبینی در مرحله نزدیک به وقوع باشد! ولی متاسفانه پیشبینی مورد اشاره در میان شنیدههای وین نیز مطرح است و برخی از دیپلماتهای آمریکایی و اروپایی به تلویح از آن یاد میکنند. بنابراین، انتظار آمیخته به گلایه از تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان، آن است که چنانچه پروژهای با مشخصات یاد شده در میان باشد، این پروژه موذیانه را در میانه راه، ناکام و ناتمام بگذارند. خواستهای که از تیم هستهای محترم کشورمان نه فقط دور از انتظار نیست بلکه با توجه به شجاعت، امانتداری، غیرت و تدین آنها، بایسته و شایسته نیز هست.
تیم هستهای کشورمان با اختیار کافی به وین رفته است و از توان تضمینشده برای هر دو اعلام نظر «آری» و یا «نه» برخوردار است. بنابراین وقتی میبیند که در متن توافق پیشنهادی خطوط قرمز نظام رعایت نشده است، وظیفه مورد انتظار - بخوانید تکلیف قطعی و غیرقابل تغییر- آنها، اعلام مخالفت صریح با متن مورد اشاره و پاسخ قاطعانه «نه» به آن است و بدون کمترین تردیدی میتوان گفت که انتقال متن یاد شده به ایران یک «خطای خطرناک»! و بازی کردن در میدان خدعه و فریب حریف خواهد بود. مگر خطوط قرمز نظام که تعریف روشنی از یک توافق خوب به دست میدهد از نگاه تیم هستهای کشورمان دور مانده است که کمترین احساس نیازی برای انتقال متن یادشده به تهران در میان باشد؟!
و در خاتمه این وجیزه باز هم گفتنی است امیدواریم خبری که به کیهان رسیده است، صحت نداشته باشد و تیم مذاکرهکننده کشورمان که به عنوان امانتداران امین، شجاع، غیور و متدین وظیفه حفظ منافع ملی و از جمله صنعت هستهای ایران اسلامی را بر عهده دارند- در صورت صحت خبر یاد شده- ترفند حریف را با هوشمندی به دیوار ناکامی بکوبند و فقط به متن توافقی «آری» بگویند که با مشخصات قانونی و تعریف شده از سوی مسئولان محترم کشورمان همخوانی کامل داشته باشد.
***************************************
روزنامه قدس **
ناوگان آزادی کابوس دوباره صهیونیستها/ محمدحسین جعفریان
ناوگان «آزادی 3» متشکل از یک کشتی و چهار قایق جمعه گذشته به نیت شکستن محاصره غزه، جزیره «کرت» در یونان را ترک کرد.
شاخصه مهم این کاروان، حضور بیش از 70 نفر از فعالان سیاسی، رسانهای و حقوق بشری جهان به نمایندگی از 20 کشور در آن است. پیش از این، دوبار دیگر این ناوگان با همین نیت راهی غزه شده، اما هر بار صهیونیستها مانع شدند.
همزمان با آغاز محاصره غزه در سال 2007، بسیاری از فعالان آزادیخواه همراه با شناورهای مختلف قصد شکستن آن را داشتهاند. منسجمترین و البته جنجالیترین اقدام برای این منظور همین ناوگان آزادی بوده است.
آنها در نخستین حرکت خویش در ماه می سال 2010 میلادی با کشتی «مرمره» حتی خود را به آبهای غزه نیز رساندند. سازماندهندگان آن کاروان بیشتر از اتباع ترکیه بودند، اما صهیونیستها پایان خونین برای این حرکت انسانی رقم زدند و نیروهای ویژه ارتش رژیم صهیونیستی به کشتی مرمره هجوم آورد و 9 تن از اتباع ترکیه را به شهادت رساند و جمعی دیگر را نیز زخمی کرده و کشتی را بازگرداند.
پیامد این رفتار وحشیانه تیرگی شدید روابط آنکارا با رژیم صهیونیستی بود. در اواسط سال 2011 به یاد شهیدان کشتی مرمره، ناوگان شماره 2 آزادی متشکل از 12 قایق در سواحل یونان سازماندهی شد، اما صهیونیستها با فشار و توطئه، ابتدا مانع از حرکت هشت قایق از همان مبدأ شده و مسافران چهار قایق دیگر را نیز در میان راه بازداشت کرده و به کشورهایشان بازگرداندند. اما این پایان کار نبود، چنان که پیشتر آمد، ناوگان آزادی 3 تشکیل و بار دیگر به قصد شکستن محاصره ظالمانه مردم غزه، راهی شد.
در کاروان اخیر نامهای سرشناس جهانی نظیر «منصف المرزوقی»، رئیس جمهور پیشین تونس، «ماریا میراند»، نماینده پارلمان اسپانیا و مهمتر از همه «با سل غطاس»، نماینده فلسطینی پارلمان رژیم صهیونیستی به همراه دهها نماینده پارلمانهای الجزایر، اردن، یونان و اتحادیه اروپا در کنار بسیاری از فعالان رسانهای و حقوق بشری و حتی سه تن از فعالان با تابعیت رژیم صهیونیستی حضور دارند.
حرکت این ناوگان موج رسانهای قدرتمندی در جهان ایجاد کرد: اگرچه بار دیگر صهیونیستها با تهدید و به زور، این کاروان دریایی را وادار کردند تا در بندر صهیونیستی «اشدود» پهلو گرفته و همه اعضای آن فعلاً در بازداشت این رژیم به سر میبرند، اما کاملاً واضح است که ناوگان آزادی به کابوس تمام عیار در صحنه مناسبات بینالمللی برای تل آویو بدل شده و افکار عمومی جهان را کاملاً متوجه فاجعهای که در غزه و به دست صهیونیستها رخ داده، مینماید. با کمال تعجب «بان کی مون» و سازمان ملل تنها واکنشی که در برابر این حرکت انسانی داشتند، تأکید بر این نکته بود که: «ناوگان به تنهایی نمیتواند پایانی بر وضعیت سخت مردم غزه باشد!»، اما ناوگان آزادی منتظر سازمان ملل نمانده و بیتردید این حرکت تحسین برانگیز تداوم خواهد یافت.
***************************************
روزنامه جمهوری اسلامی**
تحلیل سیاسی هفته
بسمالله الرحمن الرحیم
ماه مبارک رمضان به نیمه رسیده و این هشداری است که عمرها به سرعتی باور نکردنی سپری میشوند و شاید تنها چیزی که تسلای دل غارت زدگان و سرمایه از کف دادگان باشد، پاداشی است که در قبال آن بدست میآورند، پس خوشا به حال کسانی که بهره آنها از گذر عمر، کسب رضوان الهی باشد.
با این وصف، دو هفته از ضیافت الهی را پشت سر گذاشتیم و قمر منیر آن هویدا گشت و گویی همه جا با این درخشش، آئینهدار طلعت بیمثال جمال کبریایی و صاحب خلق الهی، کریم اهل بیت عصمت و طهارت حضرت امام حسن مجتبی میشود. در گذشته، رسم براین بود که به مناسبت میلاد خجسته سبط اکبر، سفرههای احسان به نام این باب رحمت یزدان گشوده میشد و اغنیا به یاری مستمندان شتافته و دست افتادگان را میگرفتند و قطرات اشک را از گونههای ایتام و مستمندان پاک میکردند. خوشا بر حال کسانی که این روزها به تاسی از این سنت حسنه، چنین توفیقاتی را مییابند و همچون دست خدا در میان خلق خدا عمل میکنند.
این روزها همچنین به دلیل مجاورت با شبهای قدر و ایام شهادت مولی الموحدین، امام المتقین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام، سرشار از جلوههای رحمانی و غفران کبریایی است و مومنان و میهمانان ضیافت الهی خود را برای برپایی لیالی قدر و بزرگداشت شبهایی که با هزاران ماه برابری میکند، آماده میکنند.
این هفته همچنین داغدار فاجعه تیر بود؛ واقعهای که منافقین کوردل برای براندازی نظام طراحی کرده بودند تا مدیر��ن و مسئولان کلیدی نظام را در جلسه حزب جمهوری اسلامی به شهادت برسانند ولی خون این شهدا از چنان جوشش و خروشی برخوردار بود که این انقلاب را زندهتر از همیشه و در مسیر صحیح قرار داد. به همین مناسبت روز یکشنبه مصادف با هفتم تیر و در سی و چهارمین سالگرد این فاجعه، جمعی از خانوادههای شهدای هفتم تیر با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند. ایشان در این دیدار فرمودند: «حادثه بزرگی همچون هفتم تیر که آیتالله بهشتی و جمعی از وزرا و نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی و انقلابی به شهادت رسیدند، به طور طبیعی باید منجر به شکست انقلاب اسلامی میشد اما برکت خون این شهدا درست عکس آنچه که تصور میرفت، انقلاب را از انحراف نجات داد و باعث متحد شدن صفوف مردم گردید.»
از دیگر موضوعات مهم که این روزها اذهان زیادی را به خود مشغول کرده، ادامه گفتگوهای هستهای برای دستیابی به توافق جامع است. مذاکرات هستهای این روزها در ایستگاه پایانی و در لحظات تعیین کنندهای قرار گرفته است. مذاکرات که با هدف دستیابی به توافق جامع و مستحکم چند روزی پس از تاریخ تعیین شده تمدید گردیده بنا دارد تا آخرین جمعبندیها را انجام دهد و همانگونه که هیات مذاکره کننده ایرانی تاکید کرده، دستیابی به توافق خوب، مهمتر از رعایت مهلت تعیین شده است. بنابر این اظهارنظرها حکایت از این دارد که این بار وین به محلی برای اعلام توافق هستهای و پایان سالها تنش هستهای میان غرب و ایران باشد.
البته نباید تا لحظه آخر از بد عهدی غربیها و زیادهخواهی آنها غافل بود لذا طرف مقابل باید بداند که تعهدات بینالمللی فقط بر مبنای اعتماد شکل میگیرد و در این راه باید ضمانتهای اجرایی لازم در نظر گرفته شود. از این جهت رئیسجمهور در تازهترین اظهارنظر خود درباره مذاکرات هستهای در جمع مدیران و اصحاب رسانه گفت: «دولت آمادگی کامل دارد که اگر 1+5 توافق را زیر پا بگذارد، مسیر فناوری هستهای کشورمان را به مسیری شدیدتر از آنچه در مخیله آنها میگذرد، برگردانده و تغییر دهد.»
این سخنان آقای روحانی در روزهای پایانی مذاکرات، حاوی این پیام آشکار به طرف مقابل است که شکست مذاکرات میتواند فعالیتهای هستهای ایران را با شتاب بیشتر از گذشته به پیش ببرد. بدین معنا که تعهداتی را که تاکنون ایران به آن عمل کرده، از دوش کشورمان برداشته خواهد شد. زیرا هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد تحریمها همچنان به قوت خود باقی بمانند یا غربیها به بهانههای جدید بخواهند تحریمهای لغو شده را مجدداً برقرار کنند و ما همچنان متعهد به تعهدات خود بمانیم.
در مسائل خارجی، این هفته عمده گزارشهای رسانهها مربوط به تحولات خاورمیانه بود و در این میان، رویدادهای یمن و سوریه از بقیه مهمتر بودند.
در یمن، تجاوز رژیم سعودی درحالی وارد یکصدمین روز میشود که آل سعود به هیچ یک از اهدافشان در حمله به این کشور نرسیدند. مردم یمن با وجودی که از لحاظ نظامی از امکانات بسیار کمتری نسبت به عربستان برخوردار هستند ولی همچنان مقاوم ایستاده و عزم دارند تا از انقلابشان دفاع کنند.
حمله عربستان به یمن تا به حال 3000 شهید، هزاران زخمی و دهها هزار بیخانمان برجای گذاشته است. با اینحال هیچ صدایی از مجامع عریض و طویل بینالمللی و محافل به اصطلاح دفاع از حقوق بشر در قبال این قتل عام و تجاوز آشکار و غیرقانونی شنیده نمیشود.
مردم یمن با پایداری خود، این پیام را به آل سعود رساندهاند که دیگر حاضر نیستند در زیر سلطه همسایه زورگو و مداخلهگر خود باشند و مصمم هستند مستقل بوده و خود، سرنوشت خود را تعیین کنند.
اکنون به اذعان بسیاری از محافل سیاسی و ناظران بینالمللی رژیم سعودی در یمن شکست خورده است و مقامات سعودی در اندیشه خروجی آبرومندانه از این بحران میباشند. حکومت ریاض در ابتدا به بهانه باز گرداندن حکومت «منصور هادی»، که آنرا حکومت قانونی یمن عنوان نمود، به یمن حمله کرد و با اطمینان چینن وانمود میکرد که در عرض چند روز، جنبش انصارالله یمن را شکست داده و منصور هادی را نیز به قدرت باز میگرداند ولی نه تنها موفق به این کار نشده است بلکه اکنون شهرهای عربستان آماج حملات متقابل مبارزان یمنی قرار گرفته است.
این هفته اعلام شد ترکیه به بهانه تامین امنیت مرزهایش و حفظ ثبات کشور، قصد دارد هزاران نیروی خود را وارد خاک سوریه کند. براساس این طرح قرار است نظامیان ترکیهای در یک منطقه حائل به طول 120 کیلومتر و عرض 33 کیلومتر در خاک سوریه مستقر شوند. این تجاوز آشکار ترکیه به خاک سوریه، در ادامه سیاستهای مداخلهگرانه آنکارا میباشد که دولت اردوغان طی چند سال گذشته به کار گرفته است.
دولت فعلی ترکیه با همکاری شماری از دولتهای متخاصم سوریه، از چهار سال قبل مداخلات غیرقانونی خود در سوریه را آغاز کرده و حتی ابائی نداشته است که بگوید در تلاش برای سرنگونی حکومت سوریه میباشد.
با اینحال این تلاشها تاکنون نتیجهای نداشته است و به یک رسوایی برای دولت اردوغان تبدیل شده است. بسیاری از ناظران بر این باورند که سیاستهای دولت ترکیه در سوریه و شکست آن، نقش بارزی در شکست حزب حاکم در انتخابات اخیر ترکیه داشته است.
اکنون دولت ترکیه درصدد دخالت مستقیم در سوریه است تا بلکه بتواند بخشی از رسواییهای و ناکامیهای سیاست خارجی خود را جبران کند. این تصمیم دولت ترکیه درحالی گرفته شده است که دولت سوریه و نیروهای مردمی آن کشور ضربات سنگینی را به تروریسم به خصوص در مناطق هم مرز با ترکیه وارد کردهاند، امری که خوشایند دولت ترکیه نبوده است.
طرح دخالت نظامی دولت ترکیه در سوریه به هر بهانهای که باشد غیرقابل قبول و یک تجاوز آشکار محسوب میشود و این طرح درصورت اجرایی شدن تبعات خطرناکی برای منطقه خواهد داشت و بر تشدید بحران خواهد افزود.
این هفته حمله گروههای تکفیری به مسجد کویت، دیگر رویداد مهم هفته بود که بازتاب گستردهای پیدا کرد. یک تروریست عربستانی با انفجار انتحاری در مسجد امام صادق(ع) کویت دهها نمازگزار روزهدار را به خاک و خون کشید. در این حمله وحشیانه و ضد بشری دست کم 27 نفر شهید و دهها نفر دیگر زخمی شدند.
این دومین حمله به مسجد شیعیان در کشورهای حاشیه خلیج فارس در طول 2 ماه اخیر میباشد در مورد قبل نیز یک تروریست انتحاری به یک مسجد در منطقه شیعهنشین شرق عربستان حمله کرد و شماری از افراد حاضر در مسجد را به شهادت رساند.
در کشور عمان نیز یک عامل انتحاری قبل از اجرای عملیات در یک مسجد توسط افراد حاضر دستگیر شد.
افزایش اقدامات تروریستی گروههای تکفیری در کشورهای منطقه، نشان از قصد این گروهها برای گسترش اقدامات وحشیانه دارد. این اقدامات هشداری است تا کشورهای منطقه نسبت به خطر گسترش تروریسم تکفیری هشیار باشند و به مقابله جمعی با این خطر اقدام کنند و دولتهایی را که پشتیبان این گروههای تروریست هستند تحت فشار قرار دهند تا از سیاستهای خود دست بردارند.
***************************************
روزنامه خراسان**
افکار عمومي و روزهاي حساس هستهاي/احسان حيدري
مذاکرات هستهاي تا 18 تير تمديد شد و به صورت طبيعي چند وضعيت براي فرداي 18 تير متصور است: 1- دستيابي به توافق خوب، 2- عدم دستيابي به توافق و شکست مذاکرات، 3- تمديد چند ماهه مذاکرات و 4- دستيابي به توافق اعلامي و انتظار براي تأييد اعتبار آن در مجالس ايران و آمريکا.
اما فارغ از تحقق هر يک از وضعيتهاي فوق، به نظر ميرسد يک بخش عمده و اصلي از چالش، هم اکنون نه در پاي ميز مذاکره، بلکه در ميز افکار عمومي جريان دارد و هر يک از طرفين سعي ميکند با غلبه دادن «فرا روايت»، «روايت متن» و «خرده روايتها»، افکار عمومي را که در نهايت بايد در خصوص «برنده بازي» يا «مقصران و دلايل شکست» ارزيابي کند، شکل دهند.
بر همين اساس در روايت کلان از اين هماوردي، با توجه به بيانات اخير رهبر معظم انقلاب، چند ملاحظه جدي قابل توجه است:
پرهيز از القاي بنبست و شکست:
مذاکرات وين به نقاط حساس خود رسيده و هر يک از طرفين بهطور طبيعي خواهند کوشيد در صورت انجام توافق، خود را برنده و در موقعيتي نشان دهند که با دادن امتيازات کمتر، دستاوردهاي بيشتري داشتهاند؛ و در صورت عدم توافق نيز خواهند کوشيد طرف مقابل را در موقعيت مقصر نشان دهند (Blame game)
اين نکته نيز بديهي است که برداشت افکار عمومي از بازنده يا مقصر، يک برداشت دفعي نيست، بلکه اين برداشت به صورت فرآيندي ايجاد ميشود؛ بنابراين، هم تيم مذاکره کننده و هم رسانهها بايد بهگونهاي رفتار کنند که طرف مقابل که مجهز به امپراتوري تبليغاتي وسيعي است و در پردازش و بزک کردن جعليات دروغ نيز داراي سابقه و تخصص است، به سادگي نتواند از ايران تصوير عامل بنبست يا شکست را ارائه دهد.
بر اين اساس، بيان گزارههايي نظير آنچه که وزير خارجه کشورمان تکر��ر ميکند مانند: «در صورتي که طرف مقابل زيادهخواهي نکند، دستيابي به توافق خوب در دسترس است» يا «رسيدن به توافق عادلانه به اراده سياسي طرف مقابل وابسته است» کاملاً منطقي است.
در کنار اين، براي خنثي کردن «بازي مقصر»، در بخش راهحل ها بايد توليد ادبيات و علني کردن برخي راهحل ها را دنبال کرد. دنيس راس مشاور سابق رئيسجمهور آمريکا در امور خاورميانه روز دوشنبه اعلام کرد: «بايد تلاش شود که "روايتي شکل گيرد" از اينکه ايران چه پيشنهاداتي را رد کرده است، تا در صورت نياز بتوان ايران را مقصر خوانده و سادهتر تحريمهاي شديد عليه ايران را ادامه داد.» اين نشان ميدهد تيم ايراني همچنان که بايد با طرح پيشنهادات دقيق، ميز مذاکره را فعالانه اداره کند، بايد مبتکرانه و از طريق علني کردن برخي ابتکارات و راه حل هاي خود با افکار عمومي داخل و خارج از کشور نيز مماس شود.
به اين نمونه توجه کنيد: رهبر معظم انقلاب در سخنان مهم خود در ديدار مسئولان نظام، ضمن تأکيد بر لغو کليه تحريم هاي اقتصادي، مالي و بانکي در روز امضاي توافق، اجازه ندادند که اين سخنان و اين مطالبه بحق و اصولي ملت ايران، در بخشي از پازل «بازي مقصر» آمريکا قرار بگيرد، لذا بلافاصله تأکيد کردند: «البته لغو تحريم يک مراحل اجرايى دارد، ما اين را قبول داريم؛ اجرائيات لغو تحريم با اجرائياتى که ايران به عهده مي گيرد، بايد متناظر باشند.» همين اشاره کوتاه ايشان درباره مقبول بودن مراحل اجرايي لغو تحريم، ميتواند منشاء پيشنهاداتي منطقي شود که تيم مذاکره کننده با طرح آنها در چهارچوب خطوط قرمز، اجازه ندهد، طرف مقابل که طرف مکار و حيلهگري است، با خدعه تبليغاتي و رسانهاي، آرايشي غير واقعي از صحنه ترسيم کرده و در حاليکه زيادهخواهي آمريکا عامل اصلي چالش هستهاي و به نتيجه نرسيدن کار است، جمهوري اسلامي عامل و مقصر بنبست معرفي شود. از اين دست ابتکارات از تيم مذاکره کننده بيش از پيش انتظار ميرود؛ بهويژه که با نزديک شدن به ساعت صفر، طرف ها همه ظرفيت هاي خود را فعال ميکنند، و ظرفيت و فضاي همراهي افکار عمومي نيز بسيار تعيين کننده است.
لزوم تقويت دارايي ديپلماسي در هماوردي جهاني:
رهبر انقلاب در سخنان هفته گذشتهشان، تعابير خاص «امين، شجاع، غيور و متدين» را براي تيم مذاکره کننده بهکار بردند. در بخش ديگري از سخنانشان نيز اهميت داراييهاي ميادين ديگر در تقويت ميدان ديپلماسي را يادآور شدند. به نظر ميرسد کاربست اين تعابير از سوي رهبر انقلاب براي مذاکرهکنندگان، ضمن اثري که در تقويت روحيه سربازان و رفع اثر از برخي معدود تعابير نادرست عليه اين زحمتکشان دارد، در چهارچوب نگاه کلاني است که ايشان در همان بيانات مبني بر ضرورت تقويت پشتوانه ديپلماسي در هماوردي جهاني ايراد کردند. بر اساس اين نگاه، بايد سرباز ميدان ديپلماسي با دست پري از داراييها به ميدان برود و در اين ميدان آن داراييها را به امتياز و منافع ملي تبديل کند. (با عنايت به همين نگاه نيز مستأصل و دست بسته نشان دادن کشور و مردم و استفاده از تعابيري که حتي آب خوردن مردم را نيز به تحريم ها گره بزند، غير اصولي و نادرست است)
از سوي ديگر، تعابير قوي رهبر انقلاب درباره تيم مذاکره کننده، در واقع انگيزه و نشاط مضاعف را به آنها ميدهد که رهبري نظام و معتقدان به انقلاب اسلامي، اين عزيزان را کماکان بچههاي انقلاب و واجد صفات فوق ميدانند (اگرچه آنها را مصون از خطا و اشتباه نيز نميدانند) و چنانچه در اين مذاکرات با حفظ همين روحيه و صفات، مطالبات ملت ايران را دنبال کنند، نتيجه چه يک توافق خوب باشد، و چه عدم توافق، رهبري و مردم به آنان به عنوان قهرمانان نبرد ديپلماتيک با طرف مکار و زيادهخواه و عهدشکني همچون آمريکا مينگرند.به نظر ميرسد تقويت اين نگاه به خصوص از سوي رسانههايي که داعيه بيشتري در التزام به رهبري و انقلاب اسلامي دارند، در جهت دادن به رفتارهاي اصولي، ديني و عقلي هم در سطح کلان مذاکرات و هم در سطح معادلات ملي بعد از مذاکرات، اهميت راهبردي دارد.
خطوط قرمز کاملاً ملي:
خطوط قرمزي که رهبر انقلاب درباره توافق خوب بيان کردهاند، چهارچوب هايي براي حفظ و ارتقاي عزت و پيشرفت ملت ايران است و اين مسئله فقط منحصر به موضوع هستهاي نيست؛ مذاکرات اگرچه در موضوع هستهاي است اما به دليل اينکه براي اولين بار است که از ابتداي انقلاب تاکنون، گفتگوها در چنين سطح و مدلي دنبال ميشود، پايه و اصولي که در اين مذاکرات بنا شود، ميتواند به مبنا، الگو و رويهاي براي مواجهات بعدي جمهوري اسلامي تبديل شود. رهبر انقلاب حقاً و انصافاً در اين هماوردي به مثابه پرچمدار شجاع عزت و استقلال و پيشرفت ملي ميدرخشند؛ بر مبناي نظرسنجي هاي انجام شده، اکثريت قاطع مردم نيز با لزوم رعايت دقيق چهارچوب هاي عزت و پيشرفت خود همنظرند؛ بر اين اساس، در سطح رسانهاي نيز بايد مطالبه اين خطوط از سطح دغدغههاي سياسي و گروهي فراتر برود و يک بازنمايي واقعي از ملي بودن اين مطالبات ارائه شود. اين بازنمايي ملي يقيناً جزو همان داراييهايي است که تيم مذاکره کننده ايران در هماوردي سنگين خود، بيش از هميشه به آن نياز دارد.
***************************************
روزنامه ایران**
ویژگیهای برنامه ششم توسعه/بهمن آرمان
ابلاغ رئوس برنامه ششم توسعه توسط رهبر معظم انقلاب نکات برجستهای دارد و شاید مهم ترین آن این باشد که برای نخستین بار در برنامه توسعهای ایران جایگاهی برای بازار سرمایه دیده شده و مورد تأکید قرار گرفته است. یادآوری این نکته ضروری است که در کشورهای صنعتی بین 55 تا 60 درصد از منابع مالی مورد نیاز سرمایه گذاریهای جدید از طریق بازار سرمایه تأمین شود و در کشورهای تازه صنعتی شده مانند مالزی، تایوان و ترکیه این نسبت بین 25 تا 30 درصد نوسان دارد. همین مسأله که بازار سرمایه و مشارکتهای مردمی مورد توجه مقام معظم رهبری قرار گرفته نکته بسیار مهمی است که جای تأمل فراوان دارد.نکته مهم دیگری که در ابلاغیه ایشان آمده مسأله نفت و صندوق توسعه ملی است.ایشان گفتند ما به نفت نباید به عنوان یک منبع تأمین هزینههای جاری خودمان و واردات کالاهای اساسی نگاه کنیم.درآمد نفت باید صرف سرمایهگذاری جدید و در نهایت به بنگاههای اقتصادی پایدار تبدیل شود.این امر وظیفه سنگینی را متوجه وزارت نفت میکند که بتواند سهم نفت در بودجه نقش مهمتری ایفا کند، البته یادآوری این نکته ضروری است که توسعه صنایع زیر مجموعه نفت مانند گاز و پتروشیمی نیازمند سرمایه گذاری سنگین و تکنولوژی پیشرفته است که در حال حاضر متأسفانه به علت وجود تحریمها قادر به وارد کردن ماشینآلات نیستیم. اگر امروز ادعا میکنیم 40درصد صادرات غیرنفتی را محصولات پتروشیمی تشکیل میدهد این رقم با ارتقای سهم پتروشیمیها تا حدود 60 درصد هم قابل افزایش است.این در شرایطی است که ما 67 طرح نیمه تمام در بخش پتروشیمی داریم. لذا در صورت برداشته شدن تحریمها ظرفیت تولید ایران سالانه به 180 میلیون تن خواهد رسید.یعنی ظرفیتی که کشورمان را در تولید مواد پتروشیمی از کشور عربستان سعودی در رده بالاتری قرار میدهد.
نکته مهم دیگر سیاست ابلاغی برنامه ششم، تعیین تکلیف صندوق توسعه ملی است. بنا به مشکلاتی که به صورت مستقیم به واسطه تحریمها، ایران گرفتار بود نتوانستیم از امکانات صندوق توسعه ملی استفاده چندانی کنیم.آمارهای مشخصی هم در سایت صندوق توسعه ملی وجودندارد که از منابع این بخش چه مقدار برای ایجاد زیرساختهای کلیدی کشور و همچنین میزان ارز اختصاص داده شده است.بنابراین تأکید رهبرمعظم انقلاب در تعیین تکلیف صندوق توسعه ملی با تحریمها گره خورده است.بر اساس قانون،در نظر گرفته شده بود 2 درصد به ورودی صندوق توسعه ملی افزوده شود. یعنی در سال جاری باید 31 درصد از درآمد ناشی ازصادرات نفت به صندوق پرداخت میشد، اما نمایندگان مجلس به علت کاهش قیمت نفت در بازارهای جهانی و نیاز بودجه جاری دولت سهم فوق را به 20 درصد کاهش دادند.
در ابلاغیه مورد اشاره سهم 30 درصد در نظر گرفته شده است. لذا تنظیمکنندگان برنامه ششم این مسأله را باید ببینند و در نهایت همان مصوبه قبلی افزایش 2درصد به ورودی صندوق توسعه ملی مجدداً عملیاتی شود.در ابلاغیه برنامه ششم خواسته شده تا پایان برنامه ششم ایران به قدرت اول اقتصادی منطقه تبدیل شود.در حال حاضر ایران از نظر تولید ناخالص داخلی و نسبت سرمایهگذاری به تولید داخل نسبت به عربستان و ترکیه که دو رقیب ما در منطقه هستند فاصله فراوانی دارد.ترکیه برنامه ریزی کرده است تولید ناخالص داخلی کشورش را تا سال 2020 به 2 هزار میلیارد دلار برساند.این در شرایطی است که آمار اطلاعات مرکزی امریکا (CIA) از نظر قدرت خرید تولید ناخالص داخلی ایران 4 پله از عربستان پایین تر است.
بنابراین پشت سر گذاشتن ترکیه و عربستان در طول برنامه ششم اندکی دشوار به نظر میآید.اگر ما بتوانیم به رشد 8 درصدی در اقتصاد برسیم بدون شک قادر هستیم از حریفان خود جلوتر باشیم.پتانسیلی که در ایران وجود دارد قطعاً در کشورهای عربستان و ترکیه نیست. قدرت اقتصادی بهدنبال خود قدرت چانه زنی ایران را افزایش میدهد.از سویی دیگر تقویت اقتصاد ایران و کسب جایگاه نخست در خاورمیانه نه تنها برای مردم کشور رفاه بیشتری را فراهم میکند، بلکه قدرت سیاسی ایران را نیز بشدت ارتقا میدهد. تحقق چنین موضوعی باید با رویکرد توسعهای همراه باشد.
به طور مث��ل رهبر معظم انقلاب دو سال پیش اقتصاد مقاومتی را ابلاغ کردند ولی برخی تصمیمهای غیرکارشناسی باعث دور شدن از مقوله اقتصاد مقاومتی شد.عمده مواردی که به تولید لطمه میزند تغییر قیمت انرژی برای واحدهای انرژیبر بود. انرژی نباید برای تولید کنندگان یک مزیت نسبی باشد، بلکه مزیت مطلق است.همچنین با شش برابر شدن قیمت خوراک گاز طبیعی پتروشیمیها، هیچ حاشیه برتری دیگر وجود ندارد.
در سایر کشورها بخصوص حوزه خلیج فارس میانگین قیمت خوراک برای واحدهای پتروشیمی 4 سنت است اما در ایران این رقم 13 سنت است.این در حالی است که ایران بزرگترین دارنده ذخایر گاز طبیعی جهان است.در همه کشورها قیمت انرژی به صورت گاز طبیعی یا برق یک سوم قیمت مصارف تجاری و خانگی است اما در ایران این نسبت عکس است.
با توجه به رشد 8 درصدی که در ابلاغیه برنامه ششم آمده است باید تمهیدات ویژهای در نظر گرفته شود تا برنامه ششم جامع تنظیم شود و در نهایت بتوان آن را اجرایی کرد.اگر این امر مورد توجه قرار گیرد این ابلاغیه مانند سایر ابلاغیهها با مشکل اجرا روبهرو نخواهد شد.
برای تحقق اهداف رهبری ما باید یک دولت توسعه گرا و مجلس توسعه گرا داشته باشیم.همچنین نسبت سرمایه گذاری به تولید ناخالص داخلی ایران باید از حدود 20 درصد فعلی حداقل به 30 درصد افزایش پیدا کند.سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی نیز از 14 الی 15 درصد باید به 25 درصد برسد تا بتوانیم مانند ترکیه به جرگه تازه صنعتی شدگان بپیوندیم.این امر راهکار خاص خود را میخواهد ولی نکته ضروری این است که ایران دارای پتانسیلهایی است که از آن میتواند در برنامه ششم استفاده کند و از این طریق به قدرت اول خاورمیانه تبدیل شود.
***************************************
روزنامه جام جم **
نباید به آژانس حق وتو بدهیم / دکتر فواد ایزدی
مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی در حالی در آخرین روزهای مذاکرات هستهای به کشورمان سفر میکند که سابقه عملکرد این نهاد باعث شده است ایران نتواند به آژانس اعتماد داشته باشد، زیرا آژانس در 12 سال گذشته نسبت به ایران بسیار بد عمل کرده است و به جای اینکه یک نهاد بینالمللی بیطرف باشد در عمل به ابزاری در دست دولت آمریکا برای فشار بر ایران و ایجاد مشکل تبدیل شده است.
یکی از مشکلاتی هم که تفاهم لوزان داشت این بود که در رابطه با بحث تعلیق تحریمها در عمل به آژانس حق وتو داده بود. در متن تفاهم لوزان، اولا بحث تعلیق تحریمها مطرح بود نه لغو که این موضوع، یکی از خطوط قرمز مشخص ما را نقض کرده بود. مشکل دوم این بود که تعلیق به پروسه دیگری منوط شده بود مبنی بر اینکه ایران باید تمام کارهایی را که از او خواستهاند انجام دهد، بعد آژانس اقدامات ایران را راستیآزمایی کند و اگر تائید کرد آنگاه بعضی از تحریمها تعلیق شود. اما این مشکل بود؛ زیرا نباید آژانس حق وتو پیدا میکرد. در این فرآیند اگر آژانس انجام اقدامات ایران را تائید نمیکرد بحث تعلیق تحریمها انجام نمیشد؛ ضمن اینکه قضاوت درباره بحث پی.ام.دی هم به دست آژانس سپرده شده بود.
چیزی که ایران قبول کرده این است که اولا تحریمها لغو شود و نه تعلیق.
دوم اینکه اجرائیات لغو تحریمها باید با قدمهایی که ایران برمیدارد متناظر باشد به این معنا که مثلا وقتی ایران گام اول را اجرا میکند طرف مقابل بخشی از تحریمها را لغو کند و بعد از اینکه ایران گام دیگری را برداشت طرف مقابل هم بخش دیگری از تحریمها را لغو کند و در انتهای این پروسه، زمانی که ایران تمام تعهداتش را اجرا کرد طرف مقابل هم باید تمام تحریمها را لغو کرده باشد. این روش صحیح و منطقی است.
آژانس هم میتواند در این فرآیند نظارتهای خودش را داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران عضو
ان.پی.تی است و نظارتهای آژانس را پذیرفته است؛ سالیان سال هم هست که آژانس به ایران آمده و بر فعالیتهای هستهای ما نظارت کرده است. منتها نکته اینجاست که ایران نباید به آژانس حق وتو بدهد و شرایط بهگونهای باشد که اگر آژانس، انجام تعهدات از سوی ما را تائید نکرد، کار ما معطل بماند. این حالتی است که ما در مورد بحث
پی.ام.دی آن را تجربه کردهایم و الان 13ـ12 سال است که آژانس از فعالیتهای ما بازرسی میکند و باز هم مدعی است. دلیل این وضعیت این است که آژانس، موضوعی را درست کرده در قالب پی.ام.دی و با وجود تمام اقداماتی که ما انجام دادهایم همواره مدعی است که ایران به سوالات در این زمینه پاسخ نداده است. باید در متن توافق این اتفاق بیفتد که دغدغههای آژانس چه در حوزه پی.ام.دی و چه در دیگر حوزهها به صورت مشخص فهرست شود و باید در متن توافق قید شود و بر آن تاکید شود که اگر این مسائل حل شد، این پرونده بسته میشود و نباید حالتی که در قبل وجود داشت تکرار شود.
ما در گذشته شاهد بودیم که ابتدا آژانس چند مورد را مطرح کرد و ایران به آنها پاسخ داد، اما آژانس دبه کرد و باز هم موارد جدیدی را ارائه کرد که اگر چنین فرآیندی بخواهد دوباره تکرار شود هرگز پرونده این سوالات بسته نخواهد شد. بنابراین سفر آقای آمانو به تهران و مذاکرات او با مقامات کشورمان، لزوما اشکال ندارد، اما تیم مذاکرهکننده جمهوری اسلامی ایران باید این دقت را داشته باشد که به دست آقای آمانو حق وتو ندهد و در متن توافق هم ضمن اینکه کارهایی را که ایران باید انجام میدهد مشخص میکنند باید قید شود که وقتی ایران، کارهایش را انجام داد این پرونده بسته خواهد شد. در تفاهم لوزان متن به گونهای بود که به آژانس حق وتو داده شده بود و میتوانست ما را بسیار معطل کند به این معنی که برای چند سال بگوید هنوز در حوزه پی.ام.دی قانع نشده است. در طرف مقابل هم کاری که باید انجام شود لغو تحریمهاست و این موضوعی است که هم رهبر معظم انقلاب بارها بر آن تاکید کردهاند و اخیرا هم مجلس شورای اسلامی با مصوبهای، این موضوع را به صورت قانون درآورد. در متن توافق باید بر لغو و نه تعلیق تحریمها تاکید شود و این مساله هم ذکر شود که اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکرد نه تنها ایران براحتی و بدون هیچ مشکلی میتواند از توافق خارج شود بلکه طرف مقابل باید پاسخگو باشد که چرا تحریمهایی را که باید لغو میکرده لغو نکرده است.
متاسفانه براساس تفاهم لوزان ما بحث لغو را نداشتیم و از تعلیق صحبت شده بود و امیدواریم در متن جدید این مشکل حل شود.
***************************************
روزنامه وطن امروز **
بررسی عملیات سایبری بسیار مهم انصارالله
سعودی لیکس از نزدیک/محمد واعظی
افتضاح «سعودی لیکس» با سرخط افشای قطرهچکانی اسرار سیاست خارجی کثیف حکومت وهابیها در جهان، حقیقتا مشابه نشان سایت «ویکیلیکس»، به ساعتی شنی تبدیل شده که میتواند در میانمدت به سقوط آلسعود بینجامد.
اما اهمیت این اسناد و عملیات موفقیتآمیز سربازان عدالت یمنی چیست؟ از میان 500 هزار سند بهدست آمده توسط «ارتش سایبری یمن» تاکنون تنها 50 هزار سند به صورت عمومی در ویکیلیکس منتشر شده و به مثابه زلزلهای پرقدرت پایههای حکومت آلسعود را به لرزه انداخته است. رازهای افشا شده آلسعود را تا اینجای کار میتوان به 3 بخش مجزا تقسیم کرد: اسناد «فساد داخلی آلسعود»، رازهای سیاست خارجی وهابیون و ارتباطات عمال سیاسی آنها در منطقه با آمریکا و اسرائیل و بخش سوم نیز شامل تعریف محرمانه کیفیت حقیقی رفتار سعودیها، مقابل ایران است.
تجمل درباری، فساد پادشاهی
در اسناد وزارت خارجه عربستان نشانههای بارزی از فساد شاهزادگان سعودی به چشم میخورد که قطعا برای مردم این کشور که قریب به 20 درصد آنها در یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با «فقر» دست و پنجه نرم میکنند، جالب توجه خواهد بود. فراموش نکنیم پادشاه سابق عربستان به منظور جلوگیری از دست دادن فقرای این کشور با موج اول «بیداری اسلامی»، با درک موقعیت متزلزل خود ناچار شد اصلاحات 10 بندی را با آداب رسانهای اعلام و به هر خانواده بیش از 10 هزار ریال سعودی حق بیعملی اعطا کند.
تنها یکی از اسناد منتشرشده در آسوشیتدپرس نشان از آن دارد که شاهزاده «مها الابراهیم»، همسر یکی از اعضای خاندان سلطنتی سعودی، از پرداخت صورتحساب یک و نیم میلیون فرانک سوییس برای اجاره اتومبیل مجلل لیموزینش در سفر به سوییس سر باز زده و از دیپلماتهای سعودی در سوییس خواست به این امر «رسیدگی» کنند! یکی از مسؤولان شرکت خدماتی اتومبیل لیموزین در سوییس به آسوشیتدپرس گفته است این مبلغ حدود یک میلیون و 700 هزار دلار آمریکا است، که درباره سعودیها امری رایج محسوب میشود!
جاسوسان عالیرتبه، مهرههای سوخته!
الف - خیانت در ایران: هر چند ماجرای سری پرداخت حق تحصیل و تامین مسکن فرزند عطا مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی کابینه اصلاحات در ایران بسیار سر و صدا کرد اما حقیقت این است که اسناد سابق افشا شده درباره اقامت موقت مهاجرانی در اسرائیل و یادگیری جهشی «زبان عبری» توسط وی و حضور در جلسه دریوزگی اپوزیسیون منطقه نزد ملک عبدالله سعودی، ریزهخواری عامل موساد و استخبارات سعودی بر سر سفره سعودیها را قابل پیشبینی میکرد.
این در حالی است که یکی از سران فتنه، پیش از این با استناد به «غیرفعال» بودن مهاجرانی در لندن، وی را آماده بازگشت به ایران بهعنوان مهرهای خدوم که به علت برخی سوءتفاهمات خانوادگی ناچار به ترک ایران شده، خوانده بود!
ب- بیثباتی و شبکهسازی در لبنان، مصر و یمن: افشای نام جاسوسان و موسساتی که در لبنان، مصر و یمن از رژیم سعودی مبالغی برای پیشبرد اهداف خاندان سلطنتی دریافت میکردهاند، حقیقتا ضربه بسیار بزرگی است که میتواند هر دستگاه اطلاعاتی را با لیستی از «مهرههای سوخته» دچار بحرانی جهانی کند. روزنامه الاخبار در همین باره نوشت: «موسسهها و اشخاصی که اخیرا بر اساس اسناد ویکیلیکس مشخص شد از عربستان کمکهای مالی دریافت کردهاند، هماکنون از خود رژیم سعودی میخواهند به آنها غرامت دهد، زیرا وزارت خارجه سعودی به تعهدات خود مبنی بر محرمانه ماندن اطلاعات مربوط به آنها عمل نکرده است!»
ابراهیم امین ضمن «گدا» خواندن این افراد افزود: «نکته خندهدار اینکه یکی از موسسههایی که براساس اسناد ویکیلیکس از رژیم سعودی کمک مالی دریافت کرده، مدعی شده مبلغی که دریافت کرده بسیار کمتر از آن چیزی است که در اسناد ویکیلیکس به آن اشاره شده است و به همین دلیل از ریاض میخواهد باقیمانده کمک یادشده را پرداخت کند!»
شبکه تلویزیونی نبأ نیز با استناد به اسناد ویکیلیکس ماهیت گروه 14 مارس لبنان به ریاست «سعد حریری» را که شعار حاکمیت ملی و استقلال لبنان سر میدهد، افشا کرد. به این ترتیب به مردم لبنان ثابت شد 14 مارس، بزرگترین دشمن حزبالله و وحدت لبنانیها، به دستور دربار آلسعود عمل میکند و تحت سلطه دلارهای نفتی آنها قرار دارد.
در سند دیگری آمده است: میشل معوض، رئیس جنبش استقلال و یکی از اعضای تیم 14 مارس از رژیم سعودی درخواست کمک مالی به منظور پیروز شدن در انتخابات پارلمانی سال 2013 کرده است تا بدین ترتیب مناطق مسیحی از دست داده در انتخابات قبلی را باز پس گیرد.
سند ارسال شده از سفارت عربستان در بیروت به وزارت خارجه آلسعود در سال 2012 نشان میدهد سمیر جعجع، رئیس حزب نیروهای لبنانی، از عربستان درخواست کمک مالی کرده است، زیرا حزب وی در شرایط سختی بسر میبرد و نمیتواند حقوق کارکنان و هزینه نیروهای محافظ سمیر جعجع را بپردازد!
فراموش نکنید این افراد و احزاب بزرگترین دشمنان حزبالله در لبنان و طراحان پروژه خلع سلاح نیروهای مردمی مدافع استقلال این کشور در برابر تجاوزات دورهای اسرائیل هستند.
ج- دشمن در سوریه، ترکیه و قطر: همچنین اسناد نشان از آن دارد که از همان آغاز بحران سوریه، عربستان، ترکیه، قطر و جریان 14 مارس از تروریستها و مخالفان سوریه تمامقد حمایت کردهاند. ولید جنبلاط از نمایندگان مجلس لبنان و عضو گروه 14 مارس نیز از قطر برای ایجاد بیثباتی در سوریه و لبنان مقادیر زیادی پول دریافت کرده است.
د- خباثت مادرخرج داعش در عراق: علاوه بر لبنان و قطر و ترکیه، عمال آمریکایی- سعودی در عراق نیز از افشاگریهای جنگآوران یمنی بینصیب نماندهاند. سندی تکاندهنده نشان از آن دارد که دولت ریاض 13 روز پس از سقوط «موصل» به دست «داعش» نیم میلیارد دلار به حساب رئیس وقت پارلمان عراق واریز کرده است!
در این سند که نامهای است از طرف سازمان اطلاعات عربستان خطاب به اسامه النجیفی، آمده است: «برادر ارجمند و محترم جناب آقای «اسامه النجیفی»، به اطلاع میرساند ما مبلغ 575 میلیون دلار براساس قراردادی که با بانک «نیکستایل» ترکیه داشتیم، به شماره حساب «B23Q21746AI» و چک شماره KS8954021 در تاریخ 22/6/2014 واریز کردیم. امیدواریم که پیش از اعلام آمادگی شما برای اجرای آنچه میان ما توافق شده، از آن برداشت نکنید. تا پس از این براساس درصدهایی که برای هر یک از شخصیتهای معین در توافق ما مشخص شده، تقسیم شود».
نامه به امضای رئیس دستگاه اطلاعات عمومی عربستان، خالد بن بندر بن عبدالعزیز آلسعود رسیده است. حال رمزگشایی از علل سقوط ناگهانی موصل و تبدیل این شهر استراتژیک به پایتخت حکومت داعش در منطقه و مخالفت با تشکیل «حشد شعبی» برای جنگ با وحوش سعودی، توسط همین سیاسیون و جاسوسان عراقی با فریاد کمکخواهی از «آمریکا» کار سادهای است.
شاید موارد افشا شده به نظر خوانندگان نکتهسنج و هوشمند ایرانی قابل پیشبینی و حتی بدیهی به نظر برسد اما نباید فراموش کنیم دادههای کمنظیر و بینش سیاسی بالای ایرانیها حاصل جریان آزاد اطلاعاتی است که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی در ایران فراهم شد و چنین بصیرتی در میان اغلب ملتهای منطقه تاکنون وجود نداشته است. باید خود را جای یک مسلمان سنی مذهب معتقد بگذاریم تا درک کنیم افشای سند وابستگی الازهر، بهعنوان مرکز اصلی ادبیات عرب و علوم اسلامی سنی، در جهان به دربار فاسد و شهوتران آلسعود تا چه اندازه هولناک و تاثیرگذار است! درک همین موقعیتسازی بینظیر میتواند کلید
پیشبینیهای بزرگ درباره حوادث آینده منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا باشد و بر جغرافیای سیاسی جهان تاثیراتی قابل تامل بر جای بگذارد.
همه نقشههای براندازی نرم
براساس اسناد افشا شده، برخلاف برخی گمانههای مضحک مطرح شده از سوی یکی از سران فتنه؛ رابطه عربستان با ایران هیچگاه برادرانه و از سر احترام متقابل نبوده که به قول وی به واسطه بروز «برخی افراطگراییها» دستخوش تغییر شده باشد.
از یمن تا مصر، از لبنان تا سودان، از امارات تا افغانستان؛ سعودیها تلاش کردهاند با پیشخرید سیاسیون، از نفوذ معنوی «انقلاب اسلامی» و اندیشه مترقی «اسلام ناب محمدی» جلوگیری کرده و سیطره «اسلام آمریکایی» را با هدف حفظ منافع فرامنطقهای آمریکا و اسرائیل گسترش دهند.
بر همین اساس در یک سند منتشر شده برای جلوگیری از موفقیت سفر سردار سلیمانی به لبنان، نامهنگاری محرمانه و بسیج عمال وابسته را در دستور کار قرار دادهاند و در سندی دیگر تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی ایران از طریق تمرکز بر شبکههای اجتماعی همچون
فیسبوک و توئیتر و راهاندازی شبکههای ماهوارهای فارسیزبان را کلاسه کردهاند.
مروری کوتاه بر رفتارهای ساماندهی شده در فضای شبکههای اجتماعی حکایت از آن دارد که سیاست تمرکز بر ایرانیان در شبکههای اجتماعی با هدف مدیریت مطالبات مردمی حقیقتا به صورت جدی در حال اجراست.
از خیابانهای مهاباد تا استادیوم آزادی: پیش از این تحلیل هشتگهای توئیت شده با موضوع حادثه خودکشی دختر مهابادی و ارتباط دادن موضوع با مسائل قومیتی و امنیتی، از نقش جالب توجه سعودیها در مدیریت بیش از 90 درصد اخبار اولیه توسط عربزبانهای وابسته به آلسعود پرده برداشت.
جالبتر آنکه تحلیل توئیتها و پیامهای فیسبوکی منتشر شده با موضوع «به استادیوم بروید» با هدف ایجاد جنبشی اجتماعی برای حضور زنان در استادیوم بهعنوان رفتاری «ضد حاکمیتی» با تحریک نیمی از جامعه ایرانی نشان از داغ کردن موضوع توسط اکانتهای سعودی و نقشآفرینی بیش از 85 درصدی اعراب وابسته در ایجاد پیامهای اولیه دارد! یعنی کشوری که در آن، زنان حتی حق رای دادن و رانندگی با اتومبیل ندارند، در مسیر ایجاد و سرعتبخشی به مطالبات اجتماعی زنان در ایران پرچمدار شده است! اکنون وقت آن است برخی مدیران داخلی ایرانی از جمله مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست جمهوری مروری بر رفتار خود در تحریک فیسبوکی جامعه زنان برای «حضور در استادیوم» داشته باشند. آیا واقعا این موضوعی بود که بهعنوان «دغدغه شماره یک» زنان ایرانی به مطالبهای جدی تبدیل شده و موجسازی له یا علیه آن به ابزاری برای «شبکهسازی اجتماعی» و مدیریت رفتار شهروندان ایرانی در دست سعودیهای مترصد فرصت تبدیل شود؟! آیا دولت نمیتوانست به جای تحریک حداکثری افکار عمومی مسیری معقول و قانونی برای اجرایی شدن یا بایگانی این پرونده بیابد؟
یمن در خدمت امت اسلامی
شاید بتوان گفت مهمترین درس «سعودی لیکس» در درد ناشی از باور این موضوع مستتر است که «دشمن بیکار نیست» و بیکار نخواهد نشست! تزهای «دایی جان ناپلئونی» بر آمده از سفارت انگلیس تا ابد مسلمانان را دعوت به «خواب خرگوشی» با انگزنی ابتلا به بیماری «توهم توطئه» به روشنگران، خواهد کرد تا معرکه مبارزه با توطئههای ضد اسلامی خالی از مرد جنگی بماند. افشای اسناد وزارت خارجه و دفاع و کشور سعودیها، فرصت بسیار خوبی برای به روزرسانی طرحها و ایدههای داخلی، منطقهای و فرامنطقهای است، چرا که تاریخ ثابت کرده آلسعود حاکمیتی بیشخصیت است که تنها در ظرف خواستهها و طرحهای آمریکایی- اسرائیلی قابل تحلیل است.
فرصتسازی اخیر را مدیون خون
بصیرتآفرین شهدای یمنی و مجاهدت انصارالله هستیم که زیر تهدید بمبارانهای آلسعود، با تمسک به ابزار جنگهای آینده، برتری سایبری خود را به سلاحی تاریخی برای احداث پلی استراتژیک با هدف پیشرفت طرح خاورمیانه بدون اسرائیل و بازوان اجراییاش، تبدیل کرد.
امام خمینی(ره) در پیام تاریخی درباره کشتار حجاج فرمودند: «...اگر هزاران مبلغ و روحانى را به اقطار عالم مىفرستادیم تا مرز واقعى بین اسلام راستین و اسلام آمریکایى و فرق بین حکومت عدل و حکومت سرسپردگان مدعى حمایت از اسلام را مشخص کنیم، به صورتى چنین زیبا نمىتوانستیم و اگر مىخواستیم پرده از چهره کریه دستنشاندگان آمریکا برداریم و ثابت کنیم که فرقى بین محمدرضاخان و صدام آمریکایى و سران حکومت مرتجع عربستان در اسلامزدایى و مخالفتشان با قرآن نیست و همه نوکر آمریکا هستند و مامور خراب کردن مسجد و محراب و مسؤول خاموش کردن شعله فریاد حقطلبانه ملتها، باز به این زیبایى میسر نمىگردید...».
***************************************