علی موحد
گروههای تروریستی با محوریت داعش در طول هفتههای اخیر ابعاد جدیدی از جنایت و کشتار را در عراق و سوریه به راه انداختهاند. تحرکاتی که به گفته بسیاری از ناظران سیاسی، برگرفته از افزایش حمایتهای تسلیحاتی و مالی برخی کشورهای منطقه و غربی است که در طول سالهای اخیر از تروریسم بهعنوان پیادهنظامی برای رسیدن به اهداف خود بهره گرفتهاند. مقابله با دستاوردهای عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم و نیز دور ساختن افکار عمومی از شکست و جنایات عربستان در یمن، از جمله اهداف بانیان تقویت تروریستها بوده است.
آنچه در تحولات عراق به چشم میآید آغاز دور جدید عملیات علیه گروههای تروریستی با محوریت آزادسازی الانبار و الرمادی است. نکته مهم در این عرصه آن است که در کنار ارتش، نیروهای مردمی و از جمله عشایر سنی نیز وارد میدان کارزار شده و برای آزادی وطن دست به دست یکدیگر دادهاند. این عملیاتها در سه مرحله با رمزهای لبیک یا رسولالله2(مرحله مقدماتی)، لبیک یا حسین(ع) (محاصره الرمادی) و در نهایت لبیک یا عراق(مرحله نهایی عملیات) به مرحله اجرا درآمده است.
عراقیها به صورت یکپارچه در حالی برای آزادسازی الرمادی و الانبار به پا خاستهاند که نوع رفتار محافل سیاسی و رسانهای غرب در قبال این مسئله، امری قابل توجه است.
همزمان با تلاش ارتش عراق برای بازپسگیری مناطق تحت تسلط داعش، «رایان کروکر» سفیر سابق آمریکا در عراق، به این تلاش و حمایتهای کشورهای همسایه از دولت عراق رنگ و بوی قومیتی داده و درباره دخالت نظامی ایران هشدار داده است. این دیپلمات آمریکایی، شهر الانبار را «دژ سنیها»! در عراق خطاب کرده و درباره عملیات ارتش برای بازپسگیری آن گفته است: «این حمله به قلب سنیهای عراق خواهد بود و از نظر من، برای تجزیه عراق، هیچ کاری بهتر از حمله یک نیروی نظامی شیعه تحت حمایت ایران به یک منطقه سنی نخواهد بود.»! پیش از وی نیز «جان بولتون»، نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل گفته است؛ کشورش باید با استفاده از درگیری کنونی در عراق و سوریه، یک «کشور سنی» جدید ایجاد کند.
«جان بولتون» به فاکسنیوز گفت: «من فکر میکنم هدف ما باید تشکیل یک کشور سنی جدید از بخشهای غربی عراق و شرقی سوریه باشد که میانهروها یا دستکم افراد مستبدی که اسلامگرای رادیکال نیستند، آن را اداره کنند.»
در همین حال «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا نیز در مواضعی تحقیرآمیز و تحریککننده برای توجیه حضور آمریکا در عراق، ارتش عراق را در زمینه سقوط الرمادی مقصر دانست و گفت: نیروهای عراقی برای مقابله با داعش اراده لازم را ندارند. از سوی دیگر سرهنگ «استیو وارن» سخنگوی پنتاگون نیز گفته که مشکل سربازان ارتش عراق در شهر الرمادی، پایین بودن روحیه و ساختار فرماندهی میدانی بوده است. در پی سخنان جنجالی وزیر دفاع آمریکا، سخنگوی کاخ سفید هم از «بیتمایلی» نیروهای امنیتی عراق برای مقابله با شبهنظامیان داعش ابراز نگرانی کرد. «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید هم گفته که عدم تمایل نیروهای عراقی برای مبارزه با شبهنظامیان تروریست داعش مایه نگرانی است.
مجموع این مواضع نشانگر آن است که آمریکا از یک سو روحیه ارتش و مردم عراق را هدف قرار داده و با اجرای اصل تحقیر و ناتوان نشان دادن آنها سعی دارد حضور خود در عراق را تنها راه مبارزه با تروریسم معرفی کند، در حالیکه همزمان با بیان ادعاهای واهی در باب نقش ایران در عراق، سعی دارد عراق را از حمایتهای ایران از این کشور که به اذعان تمام عراقیها، مهمترین مؤلفه برای مبارزه کشورشان با تروریسم بوده، محروم کند. این امر برای سلطه آمریکا بر عراق به بهانه مقابله با تروریسم اهمیت بسیاری دارد. نکته مهم دیگر، طراحی آمریکا برای ایجاد تفرقه قومی و دینی میان عراقیها است. آنها با ادعاهای واهی و بهاصطلاح دلسوزانه سعی دارند عراق را در قالب شیعه و سنی، در برابر هم قرار دهند تا زمینهساز اجرای طرحهای شیطنتآمیز آمریکا در عراق و منطقه، بهویژه حفظ تروریسم در آن باشد. اوباما در سخنانی رسماً تأکید میکند، تروریسم تا سال 2017، یعنی پایان ریاستجمهوری وی در منطقه به پایان نخواهد رسید. سخنانی که نشانگر طرح آمریکا برای حفظ تروریسم در سالهای آینده در حکم پیادهنظام آمریکا در منطقه است.
نکته قابل توجه آنکه، محافل رسانهای غربی نیز در چارچوب سیاست تفرقهافکنانه آمریکا گام برمیدارند، چنانکه شبکه بیبیسی در گزارشی از استان الانبار عراق گفت: «دولت اسلامی عراق و شام(داعش) توانسته است بخشهای زیادی از استان الانبار عراق را تحت کنترل خود درآورد. آثار بمبهای کنار جادهای در این منطقه به روشنی به چشم میخورد. یگانهای شبهنظامی مردمی که اکثر اعضای آن از شیعیان هستند در منطقه فعال هستند و میکوشند در مقابل دولت اسلامی بایستند. با توجه به اینکه ساکنان استان الانبار سنی هستند، این نگرانی وجود دارد که حضور شبهنظامیان شیعی به جنگ فرقهای منجر شود.»!
برآیند تحلیلی از گزارش بیبیسی نشان میدهد که غرب در حوزه رسانهای به جای کمک به عراق برای مبارزه با تروریسم، در حال برافروختن آتش فرقهگرایی در این کشور است. با توجه به وابستگی رسانههای غربی به دولتهایشان، این رفتارها بیانگر نیات دولتمردان غربی برای بیثبات کردن عراق و منطقه و تجزیه کشورهای آن است. آنها با بهرهگیری از ابزار رسانه، به دنبال بحرانسازی در عراق هستند تا با گسست وحدت عراقیها، راه را برای ادامه حضور تروریستها و ورود دوباره آمریکا به عراق به بهانه ناتوانی عراق در مبارزه با تروریسم همواره سازند.