* شما از جمله افرادی بودید که برنامههای فرهنگی آقای روحانی را در دوران تبلیغات انتخاباتی تبیین کردید. دولت در طول دو سالی که از عمرش میگذرد به چه میزان موفق شد برنامههای فرهنگی خود را عملیاتی کند؟
** به نظر من دولت در طول دو سالی که از عمر آن میگذرد در اغلب حوزهها و به خصوص حوزه فرهنگی موفق عمل کرده است. البته این موفقیت «نسبی» است و نمیتوان به صورت مطلق عنوان کرد دولت در همه زمینهها موفق بوده است. دولت مانند یک قطار است که روی ریل خود در حال حرکت است و قرار است یک جامعه 80میلیونی را به مقصد برساند. به همین دلیل به صورت طبیعی ممکن است در مسیر با مشکلاتی مواجه شود. نکته مهم این است که دولت آقای روحانی با قدرت در مسیر توسعه و پیشرفت در حال حرکت است و این مسالهای غیرقابل انکار است. با این وجود عدهای به صورت مداوم در مسیر قطار دولت در حال سنگاندازی هستند.
* از ابتدا فکر میکردید شدت هجمهها نسبت به دولت تا به این اندازه باشد؟
** قطعا خیر؛ ما از ابتدا گمان نمیکردیم که برخی از گرایشهایی که در انتخابات ریاستجمهوری با اقبال مردم مواجه نشدند، از روز اول روی کار آمدن آقای روحانی مخالفتهای خود را آغاز میکنند و هر روز بر شدت آن بیفزایند. با این وجود بنده این سنگ اندازیها و مخالفتها را موانع کوچکی میدانم که نتوانسته مانع از حرکت دولت به سمت توسعه و پیشرفت شود. در زمینه فرهنگی در طول دوسال گذشته اتفاقات مهمی رخ داده است. نخستین مساله این بود که دولت با نخبگان، روشنفکران و هنرمندان رابطه مناسبی ایجاد کرد. در دولت گذشته نخبگان با دولت رابطه مناسبی نداشتند. به همین دلیل یکی از برنامههای فرهنگی آقای روحانی این بود که رابطه نخبگان و دولت را به رابطهای مناسب و دوطرفه تبدیل کند.
در شرایط کنونی اغلب روشنفکران و نخبگان دانشگاهی رابطه منطقی و مثبتی با دولت برقرار کردهاند. نکته دوم که در زمینه فرهنگی اتفاق افتاد رویکرد «عقلانیت» و «خردورزی» و پرهیز از «تصلب فرهنگی» است. ما در دولت آقای روحانی با عبور از دوران «تصلب فرهنگی» به مرحله عقلانیت و خردورزی در مساله فرهنگ رسیدیم. در گذشته برخی فرهنگ را از دریچه کوچکی نگاه میکردند و فرهنگ را به چند دیدگاه و شیوه رفتار محدود میکردند. امروز اما فرهنگ به عرصهای تبدیل شده که از مرحله«تحجر» و «جمود فکری» گذشته است و به طراوت و شادابی نزدیک شده است.
به نظرمن « فرهنگ» در دولت آقای روحانی یک حیات تازه پیدا کرده است. نکته سوم که در مساله فرهنگ اتفاق افتاد این است که دولت حدود وظایف خود را پذیرفته و قبول کرده که باید «متولی» عرصه فرهنگی باشد و «تصدی گری» خود را کاهش داده است. در شرایط کنونی «فرهنگ» نیازمند این است که «زنجیرهای تصدی گری» از آن گسسته شود. با این وجود تولیگری فرهنگی در دولت آقای روحانی سه مولفه اصلی را دنبال میکند؛ اول «سیاستگذاری»، دوم «حمایت و بسترسازی» و سوم مساله «نظارت». بقیه مسائل باید به نهادهای عمومی، خصوصی و مدنی واگذار شود. به عنوان مثال امسال برای نخستین بار بخشهای مهمی از برگزاری نمایشگاه کتاب به بخش خصوصی واگذار شد. همچنین نهادهای خصوصی در تشکیل خانه سینما نقش موثری داشتند.
* انتقادی که به دولت آقای روحانی وارد است این است که اغلب تصمیمات این دولت پشت درهای بسته صورت میگیرد. این اتفاق مانع از گردش صحیح نخبگان در عرصه سیاسی و اجتماعی میشود. شما این انتقاد را به دولت وارد میدانید؟
** ما نباید به صورت آرمانی به مسائل نگاه کنیم. ممکن است ما در یک مقطع زمانی برای ادامه مسیر خود رویکرد «واقعیت گرایانه» تعریف کنیم. به صورت طبیعی هر چه موانع کمتری در جلوی راه دولت باشد به همان اندازه سرعت حرکت دولت تندتر خواهد بود و هرچه موانع بیشترباشد، سرعت کندتر میشود. مساله مهمی که در این زمینه باید مورد نظر قرار بگیرد شامل دو محور اساسی است. اول اینکه«جهتگیری» به چه صورت بوده و دوم مساله چگونگی و کیفیت«حرکت» دولت است. دولت آقای روحانی «ایستا» و «ساکن» نیست و نگاهی به گذشته ندارد. دولت آقای روحانی تلاش میکند سیاستهای خود را منطبق با واقعیتهای مسیر حرکت، جلو ببرد و نه با آرمانهای خود.
مسالهای که امروز حائز اهمیت است«جهتگیری»، «هدف گذاری» و نقطهای است که دولت برای رسیدن به توسعه تعیین کرده است. به عنوان مثال شما وضعیت حوزه مطبوعات، انتشارات و سینمای امروز را با وضعیت گذشته مقایسه کنید. بدون شک متوجه خواهید شد که تغییرات مهمی در این زمینه صورت گرفته است. در مجموع دولت آقای روحانی در دوسال گذشته کارنامه فرهنگی قابل قبولی از خود به جا گذاشته است. با این وجود نباید این نکته را فراموش کرد که عمر دولت هنوز به دوسال هم نرسیده است و این دولت برای بررسی کارنامه فرهنگی اش به زمان بیشتری نیاز دارد.
* با این وجود در دوسال گذشته آقای روحانی بیشتر در حال ساماندهی به مشکلات دولت گذشته بوده و کمتر اقدامات «ایجابی» و «جلوبرنده» در زمینههای فرهنگی انجام داده است. چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟
** هنگامی که شما وارد حوزههای فرهنگی مانند سینما و مطبوعات میشوید متوجه میشوید که همه اهالی فرهنگ، سینما و مطبوعات مساله «تحول» را قبول دارند و معتقدند که شرایط نسبت به گذشته متحول شده است. با این وجود دولت آقای روحانی با موانع مهمی برخورد کرده که مانع از سرعت بیشتر دولت شده است.
* این موانع کدام است؟ لطفا واکاوی کنید.
** به نظر من دو رویکرد مانع از حرکت دولت شده است. اول رویکردی که در«حسرت گذشته» به سر میبرد وعلاقهمند است به گذشته خود باز شود و دوم رویکردی است که عرصه رقابت را به آقای روحانی واگذار کرده است. پس از انقلاب اسلامی گردش نخبگان به صورت خدشهناپذیر در همه دولتها وجود داشته است. اراده رهبری و نظام همواره به برگزاری انتخابات آزاد در همه عرصههای سیاسی بوده است. با این وجود عدهای با تحلیلی اشتباه گمان میکنند رقابت انتخاباتی پس از 24خرداد92به پایان نرسیده و همچنان ادامه دارد. به صورت عقلانی انتخابات ریاستجمهوری باید در 24خرداد پایان میپذیرفت و از 25خرداد «رفاقت» آغاز میشد. این در حالی است که چنین اتفاقی رخ نداد و عدهای همچنان در رقابت انتخاباتی به سر میبرند و ادامه رقابت را نوعی «تکلیف» برای خود تصور میکنند.
واکنش برخی از این افراد نسبت به مسائل مختلف کشور حاوی نوعی«عصبانیت» و دور از«عقلانیت» است. این عده دارای رفتارهایی غیرمنطقی، احساسی و هیجانی هستند. سوال مهمی که باید از این عده پرسید این است که آیا دولت آقای روحانی در دو سال گذشته هیچ اقدام مثبتی انجام نداده است که همواره بر «طبل» مخالفت میکوبید؟ این گروه از مرحله «نقد» دولت عبور کرده و به «تخریب» دولت میپردازند. به همین دلیل در فضای سیاسی امروز «اخلاق سیاسی» تاحدودی مخدوش شده که به نظر من «زنگ خطری» برای گفتمان سیاسی تلقی میشود.
* دولت آقای روحانی بیش از اندازه نسبت به مواضع تندروها انعطاف نشان نمیدهد؟ آیا دولت برای جلوگیری از هجمه بیشتر تندروها اغلب به مطالبات آنان روی خوش نشان نمیدهد؟
** «نجابت» و «اخلاقمحوری» که جزئی از اصول دولت تدبیر و امید و آقای روحانی است عملا چنین اجازهای به دولت نمیدهد. نکته مهم در این زمینه این است که تندروها بهصورت تعمدی تلاش میکنند دولت و آقای روحانی را به «معرکه مناقشات بیحاصل» بکشانند و و وقت دولت را تلف کنند. پس از انتخاب آقای روحانی سه گونه رفتار در فضای سیاسی بروز پیدا کرد. عدهای پیروزی آقای روحانی را «تبریک» گفتند. با این وجود بخشی از این تبریک واقعگرایانه بود و بخشی دیگر حالت «صوری» داشت.
دسته دوم افرادی بودند که ترجیح دادند در شرایط فعلی سکوت اختیار کنند و نه سیاست «تشویق» در پیش گرفتند و نه سیاست «تخریبی». دسته سوم اما گروهی بودند که از همان روز اول علیه دولت اقدامات خود را آغاز و به تخریب دولت پرداختند. به نظر من این عده به دلیل اینکه از ابتدا «استراتژی تخریب» را انتخاب کردهاند تا پایان عمر دولت به تخریب خود ادامه خواهند داد.
* به نظر شما استراتژی آقای روحانی در مقابل تندروها چیست؟
** آقای روحانی در این زمینه دو استراتژی در پیش گرفتهاند. استراتژی اول در پیش گرفتن رفتار اخلاقی توسط دولت بوده است. به همین دلیل دولت آقای روحانی از هرگونه رفتار غیراخلاقی پرهیز میکند. استراتژی دوم«روشنگری» و تنویر افکار عمومی است. دولت نباید وقت و هزینه خود را معطوف به واکنش به تندروها کند. عدهای دوست دارند دولت به آنها پاسخ بدهد تا بتوانند از فضای به وجود آمده بهره شخصی و سیاسی ببرند.
* آیا اتاق فکری در دولت برای تعیین این گونه استراتژیها مشخص شده است؟
** بله؛ به صورت مسلم دولت برای همه این مسائل برنامه دارد و در مورد همه مسائل سیاسی «اندیشه» و «تدبیر» میکند. برخی معتقدند دولت باید در مقابله با تخریب گران دست به مقابله بزند. با این وجود من معتقدم دولت نباید در «تله» تخریب گران قرار بگیرد.
* به نظر میرسد دولت باید در ارتباط با افکار عمومی رویکرد جدیتری داشته باشد و تیم رسانهای دولت به صورت قوی عمل نمیکند. گویا دولت در ارائه گزارش از موفقیتهای خود به افکار عمومی چندان مصر نیست. به عنوان مثال در شرایط کنونی و در حالی که مذاکرات هستهای به موفقیت نزدیک است دولت باید با اتخاذ رویکرد اطلاعرسانی کارآمدتر، فضای جامعه را به همراهی بیشتر با خود دعوت کند. در این شرایط حساس برخی دست به تجمع میزنند و برخی به دولت انتقادهای جدی وارد میکنند.
** بنده کاستیهای تیم رسانهای دولت را انکار نمیکنم. با این وجود باید در این زمینه به این نکته توجه کنیم که درصد بسیار کمی از ظرفیت رسانهای کشور در اختیار دولت قرار دارد. در شرایط کنونی بزرگترین ظرفیت رسانهای کشور صداوسیماست که همراهی بیشتر آن با برنامههای دولت میتواند به دولت درراهبرد سیاستهای اجراییاش کمک کند. من معتقدم با تقویت بیشتر رویکرد تعاملی دولت و صداوسیما علاوه بر توجه به خدماتی که دولت ارائه کرده میتوان این خدمات را نیز در بستر گفتمان انتقادی مطلوب برای رسیدن به یک راهکار عقلانی برای کارآمدی بیشتر برنامههای آتی دولت قرار داد.
به طور کلی باید به این نکته مهم توجه داشت که در کنار این مساله این نکته را نیز باید در نظر داشت که حجم روزنامهها و سایتهای حامی دولت نیز نسبت به مخالفان آن کمتر است. کارآمدی دولت به منزله کارآمدی نظام سیاسی است. به صورت روشنتر استراتژی برخی تفکیک بین دولت و نظام سیاسی است. به نظر من این رویکرد «خطرناکی» برای آینده فضای سیاسی است. نظام سیاسی بدون دولت و دولت بدون نظام سیاسی بیمعناست. متاسفانه این عده با تفکیک دولت از نظام سیاسی «تخریب» دولت را نوعی «تکلیف» برای خود تصور میکنند.
* افرادی که به چنین تفکیکی قائل هستند چه اهدافی را دنبال میکنند؟
** تخریبگران دولت به دنبال مشروعیت بخشی به اقدامات خود هستند و در این زمینه به حربههای مختلفی متوسل میشوند. این عده این نکته را فراموش کردهاند که آرای مردم به دولت و نظام هم زمان مشروعیت میدهد و تفکیک قائل شدن بین دولت و نظام سیاسی مسالهای خطرناک است. کسی نمیتواند مدعی شود ما به تخریب دولت میپردازیم و در عین حال تلاش میکنیم از منافع نظام سیاسی هم دفاع کنیم. هر دوی این رویکردها به صورت همزمان امکانپذیر نیست. نظام و دولت دو روی یک سکه هستند.
* عدهای از کارشناسان معتقدند فشارها و هجمههای مخالفان علیه دولت برای پایانپذیری چهار ساله و عدم تکرار این دولت است. به نظر هم میرسد عدهای دوست دارند آقای روحانی نخستین رئیسجمهور چهارساله ایران باشد. در این رابطه در دولت بحثی صورت گرفته است؟
** این گونه پیشگوییها شبیه «رمالی» و «جنگیری» است. کسانی که از هم اکنون به چنین مسائلی میاندیشند آگاه باشند که مردم در بزنگاههای مهم و حساس به خوبی تصمیم مناسب و آگاهانه را خواهند گرفت و اجازه نخواهند داد کسانی که به فکر منافع شخصی و گروهی خود هستند بر کشور مدیریت کنند. همواره و در بزنگاههای سیاسی صندوق آرا و درایت و درک بالای مردم سرنوشت کشور را رقم زده نه کسانی که در بلندی ایستاده و بلندگو به دست گرفتهاند و برخلاف منافع مردم فریاد میزنند. من معتقدم تندروها در اقلیت قرار دارند اما بلندگو به دست گرفتهاند و در ارتفاع بلند در حال فریاد زدن هستند. به همین دلیل هم برخی صدای آنها را بلند میشنوند.
* شما یکی از افرادی بودید که در انتخاب اعضای کابینه آقای روحانی مشارکت جدی داشتید. به هر حال برخی در طول دوسال گذشته نسبت به انتخاب برخی از وزرای آقای روحانی انتقاد جدی داشتند و معتقد بودند دولت میتوانست افراد مناسبتری را برای کابینه انتخاب کند. آیا در شرایط فعلی که دو سال از عمر دولت تدبیر و امید گذشته است از انتخاب اعضای کابینه راضی هستید؟
** در این زمینه همه چیز براساس یک چارچوب مشخص و تعیین شده پیش رفت. ابتدای روی کار آمدن آقای روحانی بیست شاخص برای انتخاب وزرا تعریف شده و یک کمیته مسئولیت انتخاب افراد شایسته را برعهده گرفته بود. شاخصهایی به مانند اعتدال گرایی، کارآمدی، داشتن انگیزه کافی، تجربه و دلسوزی برای مردم و نظام از جمله شاخصهای در نظر گرفته شده بود که امروز هم قابل توجه است و رنگ «کهنگی» نگرفته است. مساله دیگر این بود که یک «فراخوان نخبگی» انجام شده بود که هر کسی که فرد شایستهای را برای تصدیگری وزارتخانههای مختلف مناسب میداند به دولت معرفی کند.
نکته دیگر اینکه کمیتههای تخصصی و ویژه شامل افراد متخصص و باتجربه در همه حوزهها تشکیل شده بود تا بهترین افراد هر حوزه مشخص شوند. در این مساله تمام کسانی که درحوزههای تخصصی خود صاحب نظر و با تجربه بودند بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی برای مشورت دعوت شدند. پس از مشورت با بزرگان تمام حوزهها لیست افراد پیشنهادی به آقای رئیسجمهور ارائه شد که ایشان نیز با توجه به سوابق و تجربیات هر کدام از گزینهها، تصمیمگیری نهایی را انجام دادند. آن چیزی که در آن زمان انتخاب شد بهترین گزینههای ما در سطح کشور بود. نکته مهم در این زمینه این است که به صورت طبیعی تمامی دولتها در مسیر حرکت خود با چالشهای مختلفی روبه رو میشوند که ممکن است سبب کندی حرکت آن دولت شود.
در مرحله اول مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی دولت رأی اعتماد نداد و به صورت طبیعی بخشی از برنامههای دولت دچار اختلال شد. با این وجود دولت تدبیر و امید تلاش کرد در مسیر حرکت و به مرور زمان عملکرد اعضای کابینه را مورد ارزیابی قرار بدهد. ما نمیتوانیم به صورت مطلق درباره عملکرد وزرای دولت اظهار نظر کنیم. اغلب نخبگان و افراد باتجربه در زمینههای مختلف نسبت به انتخابهای آقای روحانی احساس رضایت میکردند.
* ارزیابی شما از زمزمههای تغییر در کابینه چیست؟تغییرات احتمالی به چه دلیل و هدفی صور ت خواهد گرفت؟
** بنده بیاطلاع هستم. تنها مرجع صاحب صلاحیت در این زمینه آقای روحانی هستند و نمیتوان در این زمینه به اظهارات دیگران استناد کرد.
* حامیان اصلی آقای روحانی در انتخابات ریاستجمهوری جریان اصلاحطلبی، طبقه متوسط شهری و روشنفکران جامعه بودند که یکی از دغدغههای اصلی این گروهها مدنی بوده است. با این وجود در دو سال گذشته دولت آقای روحانی در این زمینه ظاهرا زیاد موفق عمل نکرده است. اگر فضای سیاسی دولت اصلاحات را با دولت آقای روحانی مقایسه کنیم به راحتی به این نتیجه خواهیم رسید. دلیل این موضوع چیست؟
** آقای روحانی در انتخابات ریاستجمهوری یک کاندیدای مستقل بودند و به دلیل بحران ناکارآمدی و نابسامانیهای دولت گذشته احساس وظیفه کرده و وارد عرصه رقابت انتخابات ریاستجمهوری شدند. روشنفکران و نخبگان جامعه هنگامی که احساس مسئولیت آقای روحانی را درک کردند به کمک ایشان آمدند. در این میان اصلاح طلبان با «تیزهوشی» و نگاه به واقعیتها و منافع ملی از نزدیکترین فرد به گفتمان اصلاحات که میتوانست مسائل و مشکلات را حل کند حمایت کردند.
در کنار اصلاح طلبان بخشهایی از اصولگرایان معتدل هم به این جمعبندی رسیده بودند که آقای روحانی میتواند بسیاری از مشکلات را ساماندهی کند. به همین دلیل اصولگرایان معتدل نیز مانند حجتالاسلام ناطق نوری نیز از آقای روحانی حمایت کردند. بخش عمدهای از دانشگاهیان و فرهیختگان جامعه نیز فارغ از وابستگیهای جریانی و سیاسی وارد عرصه رقابتهای انتخاباتی شدند و از آقای روحانی حمایت کردند. همچنین بیت حضرت امام (ره) و آیتا... سید حسن خمینی نیز به این نتیجه رسیدند که از ایشان حمایت کنند. از همه مهمتر اینکه مردم آقای روحانی را هم طراز با شأن وشخصیت ملت تلقی کردند و ایشان را به عنوان منتخب خود برگزیدند. به همین دلیل انتخابات ریاستجمهوری سال92 یک انتخابات خاص است که باید به صورت خاص و با در نظر گرفتن پارامترهای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار بگیرد.
* به هر حال بسیاری از حامیان آقای روحانی دغدغه مدنی و سیاسی داشتند و توقع داشتند آقای روحانی در این زمینه اقدامات اساسی انجام بدهد. چرا سرعت دولت در این زمینه کند بوده است؟
** ما باید بین عنصر زمان، تقارن مطالبات و واقعیتهای موجود جامعه تفکیک قائل شویم. نمیتوان بدون در نظر گرفتن این مسائل به تحلیل عملکرد مدنی دولت آقای روحانی پرداخت. بنده معتقدم مسیر حرکت دولت برای پاسخگویی به مطالبات یک مسیر منطقی و همراه با عقلانیت است. مساله دیگر اینکه پاسخگویی به مطالبات گروههای مختلف اجتماعی به صورت تدریجی در حال تحقق است. در زمینه آزادیهای سیاسی باید عنوان کنم بسیاری از همایشها و سخنرانیهای چهرههای اصلاح طلب در شرایط کنونی در این دولت امکان برگزاری پیدا کرده است. مطبوعات اصلاح طلب امروز وضعیت متفاوتی نسبت به گذشته دارند.
همه این مسائل نشاندهنده تلاش دولت برای تحقق مطالبات گروههای حامی دولت بوده است. اگر سخنرانی آقای روحانی درباره انتخاب وزیر علوم را به خاطر داشته باشید، ایشان به صراحت عنوان کردند: «اگر لازم باشد50وزیر به مجلس معرفی خواهم کرد اما از اصول خود ذرهای عقبنشینی نخواهم کرد». یکی از خصوصیات اخلاقی آقای روحانی ثبات قدم و استقامت در مسیر حرکت خود است. به همین دلیل آقای روحانی در حالی که دوسال از عمر دولت تدبیر و امید میگذرد هیچ گاه از شعارهایی که در دوران تبلیغات انتخاباتی خود دادند عدول نکرده است.
* آقای روحانی به چه میزان در تولید «گفتمان» موفق عمل کردند؟آیا مفهوم «اعتدال» که مورد نظر ایشان بود در عرصه عملیاتی به حد وسط بین چپ وراست و خنثی بودن تقلیل پیدا نکرد؟
** واقعیت این است که گفتمان اعتدال که مبتنی بربرخی از اصول تعریف شده است امروز در جامعه فراگیر شده است. این نکته را نیز باید در نظر داشت که گفتمان همه دولتها در مسیر حرکت دولتها شکل گرفته است. گفتمان دولت آقای روحانی نیز در مسیر حرکت خود شکل گرفته و در حال تقویت شدن است. گفتمان اعتدال آقای روحانی دارای چند مولفه اصلی بود. نخستین مولفه رعایت اخلاق در همه زمینهها و به خصوص فضای سیاسی کشور بود. امروز شما مشاهده میکنید که دولت آقای روحانی اخلاق را برتر از سیاست تلقی میکند و به جای«سیاست بازی» اقدام به «سیاست ورزی» میکند.
در دولت گذشته برخی بیاخلاقیها در مسائل مختلف وجود داشت. به همین دلیل آقای روحانی یکی از مولفههای مهم خود را رعایت اخلاق و ادب سیاسی قرار دادند. دومین مولفه گفتمان اعتدال این بود که آقای روحانی عنوان کردند ما قرار است «دولتی زمینی» تشکیل دهیم و نه «دولتی آسمانی» و از مقدسات و باورهای جامعه برای نیل به اهداف خود هزینه نخواهیم کرد. مولفه سوم گفتمان اعتدال تاکید بر«قانونگرایی» و «قانونسالاری» در همه عرصهها بود. این در حالی است که آقای روحانی قانون را محور سیاستهای خود قرار دادهاند. مولفه چهارم گفتمان اعتدال این است که این گفتمان، گفتمان وحدت گرایی و تعاملگر است و نه تقابلگرا.
متاسفانه ظاهرا عدهای علاقهمند هستند همواره در فضای سیاسی کشور«تشنج» وجود داشته باشد. گفتمان اعتدال همواره به همنوایی، تعامل، همدلی و همکاری تاکید میکند و از اقدامات تندروانه، تقابلگرا و فردمحور پرهیز میکند. مولفه پنجم که از بقیه موارد مهمتر است و کمتر به آن پرداخته شده ثبات و آرامش نسبی کشور بوده که از مشخصههای بارز دولت اعتدالی آقای روحانی بوده است. یکی از سیاستهای اصلی و مهم آقای روحانی هدایت کشتی دستگاه اجرایی کشور به ساحل ثبات و آرامش بوده است.