تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۹۴ - ۱۷:۱۷  ، 
کد خبر : ۲۷۷۱۱۲

تحول در علوم انسانی و مقوله کارآمدی

علوم انسانی در هر جامعه ای با نظام ارزشی آن جامعه ارتباط دارند؛ علوم انسانی هم برآمده از نظام های ارزشی است و هم باید به گونه ای مفصل بندی و طراحی شود که بازتولیدکننده و تقویت کننده آن مبانی ارزش و هنجاری باشد

پایگاه بصیرت؛ گروه سیاسی/ بحث اسلامی سازی علوم انسانی از جمله اساسی ترین و مهمترین دغدغه ها و مطالبات مقام معظم رهبری در سالهای اخیر می باشد، بگونه ای که ایشان همواره بر آن تأکید دارند. از جمله اینکه در اخیرترین مورد، ایشان در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه‌ها (13/4/94) بار دیگر بر اهمیت این موضوع تأکید کردند و فرمودند: «این تحول ضروری، هم نیاز به جوشش درونی در دانشگاه‌ها و مراکزی همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای تحول علوم انسانی دارد و هم نیاز به حمایت بیرونی دستگاه‌های مسئول.»

خارج از اینکه بخواهیم درباره کم و کیف این موضوع بحث کنیم، این موضوع از لحاظ نقشی که می تواند در کارآمدسازی نظام اجتماعی و سیاسی کشور داشته باشد مورد توجه و اساسی به نظر می‌رسد.

یکی از شاخصه های کارآمدی نظام های اجتماعی و سیاسی، ایجاد و حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی است که تأمین آن به عهده نظام ارزشی جامعه می باشد. در واقع، اگر قرار است که نظام های سیاسی در انجام این کارویژه خود توفیق داشته باشند،‌ در درجه اول می بایست نظام ارزشی آنها از پویایی ها و دینامیسم های لازم برخوردار باشد. این بحث از آن جهت با موضوع تحول در علوم انسانی ارتباط دارد که دقیقاً علوم انسانی در هر جامعه ای با نظام ارزشی آن جامعه ارتباط دارند؛ علوم انسانی هم برآمده از نظام های ارزشی است و هم باید به گونه ای مفصل بندی و طراحی شود که بازتولیدکننده و تقویت کننده آن مبانی ارزش و هنجاری باشد. از سوی دیگر، چنانچه علوم انسانی در جامعه‌ای ناسازگار با مبانی ارزشی آن جامعه باشند، از طریق تأثیری که بر جامعه پذیری افراد آن جامعه بویژه نسل جوان آن دارند،  بتدریج می‌توانند سبب تحول در آن مبانی ارزشی و استحاله آنها شوند. بنابراین، ضعف در علوم انسانی و عدم تطابق و سازگاری آن با مبانی ارزشی در هر جامعه ای، ضعف در همبستگی و انسجام اجتماعی آن جامعه را در پی خواهد داشت که از این طریق می‌تواند سبب ایجاد ضعف برای کارآمدی نظام سیاسی حاکم بر آن جامعه شود، زیرا علوم انسانی مغایر با مبانی ارزشی سبب شکل‌گیری جزیره‌های ارزشی و هویتی متعدد و متکثری در جامعه می شود که هر کدام از این جزیره ها به جای آنکه در راستای دستیابی به اهداف کلی نظام سیاسی حاکم تلاش کنند، برای دستیابی به آن چیزی تلاش می‌کنند که خود مطلوب می‌پندارند، ‌حال ممکن است آن ��طلوب در اساس با ساختار ارزشی جامعه مغایرت‌هایی داشته باشد.

با توجه به آنچه گفته شد و همچنین با عنایت به این نکته که علوم انسانی موجود در کشور با مبانی ارزش و هنجاری جامعه ما مغایرت‌ها و زاویه‌های متعددی دارد، تحول در این علوم و تلاش برای منطبق ساختن آنها با ساختارهای ارزشی و هنجاری جامعه خودی ضروری به نظر می‌رسد. موضوعی که اگر جامه عمل بدان پوشانده نشود، در آینده بر ایجاد تکثر در هویت اسلامی ایرانی و در نتیجه ضعف و زوال آن تأثیر سوء خواهد داشت و از این جهت، کارویژه حفظ همبستگی و انسجام اجتماعی که از شاخصه ها و الزامات لازم برای کارآمدی نظام های سیاسی است را با چالش مواجه خواهد کرد. البته در این خصوص ابتدا باید تحول در مبانی فرانظری(هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی، روش شناسی) علوم انسانی موجود را مدنظر قرار داد و بتوان علوم انسانی اسلامی را مبتنی بر مبانی فرانظری اسلامی و ایرانی طراحی و ارائه کرد.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات