محمدعلی وکیلی
اکنون حدود دو سال از عمر دولت تدبیر و امید می گذرد. این دولت «اعتدال» را شعار خویش قرار داد و ظاهراً منظور از این شعار، «مدیریت عقلانی» بود. یعنی میانه روی در مشی و تعقل در رفتار. دولت روحانی با مقیاس اعتدال تـاکنون کامیابی ها و ناکامی هایی داشته است که به اجمــال در اینجا به اهم آن اشاره می شود:
- کامیابیها
1- آرامش عمومی حاکم شده است. رهاورد مواضع دولتمردان کنونی آرامش در داخل و تعامل در خارج است و بر همین اساس در این دوره کمتر شاهد تنش بین قوا و پرخاشگری و بداخلاقی مقامات رسمی کشور بوده ایم. دلهره و اضطراب ناشی از نوسانات شدید سیاسی-اقتصادی نیز کاهش یافته است.
2- امید به بهبودی، بر کاستی ها سایه انداخته است. بسیاری از کاستی ها، نواقص و تصمیمات غلط در زیر سایه امید به فردایی بهتر، قابل تحمل شده است. هر کدام از اتفاقات دو سال گذشته بخصوص گرانی های اخیر در حوزه «بنزین» و حامل های انرژی می توانست منشاء یک بحران باشند، ولی ترمز امید، مانع بحرانی شدن «وضع» گردیده است. مردم با امید به فردایی بهتر شرایط کنونی را (که البته خوشایند هم نیست) با بردباری تحمل می کنند.
3- تورم بحران آفرین مهار شده است. نوسانات مهلک در حوزه ارز و سکه کاهش یافته است. گرانی های موسمی و گرانی های دولت ساخته به تورم انفجاری منتهی نشده است.
4- قدرت از حالت رازآلود و رمزآمیز خارج شده است و شفافیت بر تصمیمات دولتمردان حاکم می باشد. گرچه برخی دولتمردان از نظر شخصیت و منش و در مواردی بخاطر پیشینه شغلی شان، رفتاری مه آلود پیشه کرده اند اما وقتی مهتمرین موضوع کشور یعنی «پـــرونده هستـــه ای» در زیر ذره بین آحاد مردم قرار می گیرد و تمام زوایای پنهان و عیان آن آشکارا در معرض قضاوت عموم است و در کف خیابان مورد ارزیابی قرار می گیرد و یا قوانین حوزه نشر و موسیقی به یکسان مبنا می شوند پس می توان گفت که دولت و تصمیماتش از حالت رمز و رازدار بودن خارج شده و به اجبار یا اختیار دیوار تصمیمات و اداره کشور شیشه ای شده است.
5- لاپوشانی که عامل مهم انباشت فسادها در گذشته بوده است به مدد قانونگرایی کمتر شده است. سدسازی های کاذب، خط قرمز سازی کابینه برای فرار از پاسخگویی را در این دولت شاهد نیستیم. امنیت اختصاصی جایش را به امنیت عمومی داده است.البته همچنان دیوار امنیت برخی نسبت به عموم مردم مرتفع تر و دیوار امنیت مردم کوتاه تر می باشد ولی سقف این دیوارها به هم نزدیکتر شده است.
6-دولت نظم مالی و قانونی پیدا کرده است. بی نظمی های گذشته، روش های قاجاری در اداره مالی کشور، قانون ستیزی و قانون گریزی های گذشته را شاهد نیستیم. نظام حساب و کتاب شکل گرفته است و دستگاه های نظارتی اعتماد به نفس لازم برای اعمال وظایف قانونی را بدست آورده اند.
7- قانون حرمت پیدا کرده است (گرچه هنوز تا رسیدن به قله رفیع دولت قانون فاصله است) ولی قانون از یک برگ چرکین و کاغذ پاره به میثاق ملی ارتقاء یافته است.
- اما ناکامیها
1-ناکامی در گفتمان سازی «اعتدال»: روحانی در تلاش است که فضای دو قطبی اصلاح طلب و اصولگرا را به دو قطبی اعتدال و افراط تبدیل کند. او این مهم را با چینش مدیران و تشکیل دولت شبه ائتلافی دنبال کرد. مشی دولت یازدهم میانه روی و اعتدالی شد ولی اعتدال هنوز به گفتمان اجتماعی تبدیل نشده است. اگر اعتدال به گفتمان تبدیل می شد نقطه مقابل خود را به محاق می برد و مردم تحت تاثیر حاکمیت گفتمان اعتدال دست رد بر سینه افراطیون می زدند اماشوربختانه صدای تندروها بیشتر از هر زمان گوش خراش شده است. از سوی دیگر بخشی از عناصر دولت به بهانه اعتدال در دام آفیت طلبی و احتیاط گرفتار آمده اند و همین به پاشنه آشیل دولت روحانی تبدیل شده است.
2-چشم مردم همچنان به امید دولت روشن است. طعم شیرین تدبیر همچنان چشیده نشده است. آثار تدبیر بر سر سفره و زندگی مردم همچنان نمایان نیست.
3-بروز دولت کمتر از ظهورش است. نداشتن استراتژی رسانه ای حلقه مفقوده روز اول دولت تا به اکنون بوده است. فقدان استراتژی رسانه ای زحمات، تصمیمات و مواضع دولت را به محاق برده و نقش تعیین کننده ای در ناکامی گفتمان سازی آن ایفا کرده است.
4-فقدان وحدت رویه و نبود هم آهنگی بر حرکت دولت: رویه های مختلفی در دولت شکل گرفته است. ژنرال های دولت هر کدام برای خویش رویه ای را در مدیریت اجرایی خویش انتخاب نموده اند. برغم وجود هماهنگی ها اما آهنگ واحدی را شاهد نیستیم. وزارت کشور با یک آهنگ، وزارت امور خارجه با آهنگی دیگر و وزارت ارشاد آهنگ خودش را دارد و بخش های اقتصادی به همین ترتیب گرفتار ریتم و آهنگ های مختلف هستند.
5-«تنهایی روحانی روی صحنه»: روحانی روی صحنه و پشت تریبون ها با روحانی رئیس دولت فرق دارد. روحانی رئیس دولت به اعضای دولت شبیه است. مشی اجرای دولت ظرف دو سال گذشته این را نشان می دهد. هیچ صدایی از اطراف روحانی که تائیدگر و تحکیم کننده مواضع عمومی ایشان باشد به گوش نمی رسد (بغیر از نقشی که رسانه هایی منتسب به اصلاح طلبان در فضای عمومی ایفا می کنند) وزراء، مشاورین، استانداران و دیگر عوامل اجرایی دولت کمتر شباهتی با مواضع اعلانی روحانی دارند. البته مواضع معاون اول و وزیر ارشاد در مواردی تائیدگر هستند، ولی گسست و شکاف عمیقی بین حکمت نظری و عملی دولت ایجاد شده است. در نتیجه این شکاف شاهد کاهش محبوبیت مردمی و البته افزایش مقبولیت نخبگی دولت هستیم. به هر روی کار دولت روحانی سخت است.
پرونده هایی که هر از گاه رسانه ای می شوند نشان می دهد که این دولت دارای چه ارثیه ای است. کار دولتی که بنای هویت سازی مستقل دارد به مراتب سخت تر از دولت هایی با هویت اجتماعی ثابت است. کار دولت روحانی به مراتب از تمام اسلاف خویش سخت تر می باشد.
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها