نویسنده: سیدرحیم نعمتی
سراجالدین اصلاف، وزیر خارجه تاجیکستان، 15 ژوئن با هیئت بلندپایه دیپلماتیک راهی امریکا شد تا ضمن دیدار با مقامات سیاسی امریکا، در نشست سالانه بین دو کشور شرکت کند. این پنجمین نشست مشترکی است که برگزار میشود و سابقه آن به 2010 برمیگردد که هر دو کشور موافقت کردند برای ایجاد یک فضای گفتوگو و چگونگی اعتماد و همکاریهای بیشتر هر سال نشستهای مشترکی داشته باشند. سرفصلهای این نشستها طی سالهای گذشته موضوعات مختلف و متنوع سیاسی، اقتصادی و امنیتی را در برگرفته است چنانکه اصلاف حدود یک ماه و نیم قبل با هیئتی از نمایندگان کنگره امریکا در دوشنبه دیداری داشت و دو طرف در مورد مسائل افغانستان و وضعیت امنیتی آسیای مرکزی گفتوگو کردند. تداوم این سلسله نشستها نشان میدهد که امریکا تاجیکستان را به عنوان نقطه هدف خود در منطقه آسیای مرکزی در نظر گرفته تا با در نظر گرفتن شرایط و نیازهای این کشور، زمینههای پیوند با آن را گسترش دهد که همین امر هم به طور طبیعی افزایش نفوذ امریکا در این کشور را به دنبال خواهد داشت. این وضعیت در حالی است که روسیه با دقت این روند را زیر نظر دارد زیرا منطقه آسیای مرکزی و از جمله تاجیکستان را حیاط خود میداند و نمیتواند به این برنامهریزی امریکا برای نفوذ در حیاط خلوت خود بیتوجه باشد.
دغدغههای امنیتی
امریکا با بهرهبرداری از 11 سپتامبر به افغانستان حمله کرد تا به ادعای خود القاعده و حکومت طالبان حامی آن را در این کشور از بین ببرد اما هدف قرار دادن افغانستان یک وجه دیگر نیز داشت که مربوط بود به منطقه آسیای مرکزی. یک عامل در حمایت تدارکاتی نیروهای امریکایی و متحدان آن در ناتو بود که پایگاههای نظامی در قیرقیزستان، ازبکستان و مسیر هوایی تاجیکستان برای این حمایت تدارکاتی لازم بود. عامل دیگر در وضعیت متشنج افغانستان و ادامه درگیریها بود که خواه ناخواه بر وضعیت امنیتی کشورهای آسیای مرکزی و به خصوص تاجیکستان تأثیر داشت. نباید فراموش کرد که تاجیکستان تجربه تلخی از جنگ داخلی پنج ساله داشت و نمیتوانست از فعالیت نیروهای طالبان در مرز طولانی ۱۲۰۶ کیلومتری خود با افغانستان احساس نگرانی نداشته باشد. عزیز آریانفر، پژوهشگر و رئیس پیشین دفتر مطالعات استراتژیک وزارت خارجه افغانستان، در مورد این نگرانیها میگوید: «در تاجیکستان، افغانستان همیشه به عنوان کانون گسترش بیثباتی به طرف آسیای مرکزی و به ویژه تاجیکستان نگریسته میشود.»
عبدالواسع آقاجان معتصم، مسئول کمیته سیاسی طالبان، طی مصاحبهای با شبکه تلویزیونی الجزیره در می2009 اعلام کرده بود که موافقت تاجیکستان با واگذاری قلمرو خود برای انتقال بار و محمولههای امریکا و ناتو به افغانستان به معنای مشارکت این کشور در تجاوز غربیها علیه اسلام و افغانستان است. هر دو عامل به امریکا امکان بهرهبرداری از دغدغههای امنیتی تاجیکستان را داده بود تا آنکه از این طریق بتواند نفوذ خود در حیاط خلوت روسیه را توسعه دهد. دیدارهای چند سال گذشته بین مقامهای سیاسی و نظامی دو طرف این موضوع را تأیید میکند زیرا یک سوم از اسناد امضا شده در این دیدارها مربوط به عرصه همکاریهای نظامی- فنی و امنیتی بوده است. دو سال قبل بود که فرماندهان نیروی زمینی امریکا و فرمانده عملیاتهای ویژه امریکا به دوشنبه، مرکز تاجیکستان، رفتند و به جز یک خبر کوتاه روی صفحه تارنمای سفارت امریکا، خبری دیگر در مورد این سفرها در رسانهها منتشر نشد و همین امر هم نشان میدهد که بازی امریکاییها در این زمین تا چه حد با دقت و سکوتی معنادار دنبال میشود.
ابزار مدنی و رسانهای
دغدغههای امنیتی تنها زمینی نیست که امریکا برای نفوذ در تاجیکستان تعریف کرده بلکه واشنگتن عرصههای دیگری را هم در نظر گرفته است. انستیتوی تحقیقات راهبردی روسیه نحوه بازی امریکا را مورد توجه قرار داده و به همین جهت، از برنامه مالی وزارت خارجه امریکا برای سال آینده میلادی تحلیلی کرده است. پژوهشگران این انستیتو در این تحلیل و با توجه به تخصیص وجوه مالی قابل توجه واشنگتن برای تأمین اهداف اجتماعی و سیاسی در این منطقه، هشدار دادهاند که آسیای مرکزی به زودی در معرض فشار خبری قوی از سوی امریکا قرار میگیرد تا آن حد که این فشار به عنوان بمباران خبری توصیف شده است. بخش قابل توجهی از این وجوه به تاجیکستان تخصیص داده شده به نحوی که تخصیص 23 میلیون دلار از سوی وزارت خارجه امریکا برای تاجیکستان در سال آینده میلادی، میزانی به حد یک چهارم بیشتر از سال فعلی را نشان میدهد. این مقدار جدا از مبالغی است که سازمانها و بنیادهای غیردولتی امریکا برای برنامههای خود در تاجیکستان در نظر گرفتهاند چراکه آن مبالغ در اسناد رسمی وزارت خارجه امریکا در نظر گرفته نمیشوند. بیشترین بخش این مبالغ صرف حمایت از سازمانهای غیردولتی در تاجیکستان میشود که البته تعداد آنها کم هم نیست.
وزارت دادگستری تاجیکستان پیش از این اعلام کرده بود که بیش از 2500 سازمان غیردولتی در این کشور فعال هستند و سال گذشته 2 میلیارد دلار دریافتی از خارج را برای اجرای برنامههای خود هزینه کردهاند. روشن است که این تعداد از سازمانهای غیردولتی برای کشوری با جمعیت 8 میلیون و 160 هزار نفری بسیار زیاد است و دریافت آن مقدار قابل توجه از حمایت مالی سؤالهایی جدی ایجاد میکند. آندره زاخواتف از کارشناسان روسی در حوزه آسیای مرکزی است که این تعداد زیاد از سازمانهای غیردولتی در تاجیکستان را چندان نگرانکننده ارزیابی نمیکند چراکه به نظر او، تاجیکستان به طور کلی موقعیتی متفاوت با کشوری مثل اوکراین دارد و به همین جهت است که امریکا نمیتواند در کوتاه مدت نهادهای مدنی را به سوی خود بکشد.
با وجود این، او نگاه مطمئنی به بلندمدت ندارد و میگوید که همه چیز میتواند در چشمانداز بلندمدت تغییر کند. هر چند که این کارشناس از بابت وضعیت فعلی این سازمانها چندان نگران نیست اما اندک توجهی به برخی از آنها خلاف تلقی او را نشان میدهد. بنیاد سورس با نام اصلی بنیاد جامعه باز، Open Society institute (OSI)، یکی از نهادهای امریکایی شناخته شده در جریان انقلابهای رنگی و راهگشای مهم برای نفوذ امریکا در جهان است که از دهه 90 به این سو سرمایهگذاری قابل توجهی در تاجیکستان داشته و توانسته با تشکیل شعبههای متعدد در این کشور تشکیلاتی فراگیر و هماهنگ را ایجاد کند. شعبههای این بنیاد در تاجیکستان فعالیت گستردهای در زمینههای آموزشی، چاپ و نشر کتاب، اینترنت شبکههای الکترونیکی و حمایت از فعالیتهای قومی و مذهبی دارد و معلوم است که با وجود بستر اجتماعی- فرهنگی این زمینهها، نمیتوان جهتگیری به سمت و سوی سیاسی را منتفی دانست، به خصوص اینکه ماهیت بنیاد سورس در اصل سیاسی است.
مبارزه نرم
روشن است که امریکا در برنامه خود برای نفوذ در تاجیکستان و به عبارتی دیگر نفوذ در این کشور حساس از حیاط خلوت روسیه حساب خاصی روی سازمانهای غیردولتی باز کرده است. در مقابل، حکومت تاجیکستان بیتوجه به این موضوع نبوده و به همین جهت است که قانونی در پارلمان این کشور به تصویب رسانده تا آنکه شفافیت در منابع مالی و هزینههای سازمانهای غیردولتی ایجاد کند. به موجب این قانون، سازمانهای غیردولتی باید منابع مالی خود را به دولت اعلام کنند و اینکه منابع دریافتی را برای چه برنامههایی هزینه میکنند. تصویب این قانون تا حد زیادی در تعیین روابط مالی این سازمانها با خارج از کشور کمک میکند به خصوص در روابط آنها با حمایتهای مالی که از امریکا دریافت میکنند. روشن است که برخی از سازمانهای غیردولتی تصویب این قانون را مانعی در راه فعالیت خود یا شاید اهداف حامیان خارجی در تاجیکستان بدانند و به همین جهت است که مخالفت آنها با تصویب این قانون در روزهای اخیر شنیده میشود.
علاوه بر مخالفت این دست سازمانهای غیردولتی در تاجیکستان، شورای حقوق بشر سازمان ملل هم به میدان آمده تا با هشدار به کشورهای روسیه، تاجیکستان، آذربایجان، قزاقستان و قرقیزستان، اعتراض خود را بابت تصویب قوانین مشابه در پارلمانهای این کشور در مورد سازمانهای غیردولتی اعلام کند. بیانیه و اعتراض این شورا تحت عنوان آزار و اذیت سازمانهای غیردولتی مطرح شده که مدعی است این کشورها با تصویب قوانین مشابه به دنبال کنترل و ایجاد محدودیت برای سازمانهای غیردولتی و فعالان مدنی هستند. این ادعا از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل در حالی مطرح میشود که بسیاری از کشورهای جهان و از جمله کشورهای اروپایی قوانینی در مورد شفافیت مالی احزاب و سازمانهای غیردولتی دارند و به طور کلی میتوان گفت که ایجاد شفافیت مالی در مورد نهادهای سیاسی و مدنی یکی از ابزارهای متداول برای فعالیت قانونی این نهادها در کشورهای مختلف جهان است.
با وجود چنین اعتراضهایی، حکومت تاجیکستان به دلیل گسترش قابل توجه در کمیت و کیفیت سازمانهای غیردولتی این نیاز را احساس کرده تا نظمی در چگونگی فعالیت این سازمانها ایجاد کند و روشن است که شفافیت مالی در مورد این سازمانها راهکار قابل توجهی است برای کنترل روابط آنها با حامیان خارجیشان و البته مانعی قابل توجه در راه نفوذ نرم امریکا به این کشور. به هر حال، امریکا مسیر نفوذ خود در حیاط خلوت روسیه را در حمایت از سازمانهای غیردولتی و نهادهای مدنی دیده و بعید نیست که در دیدارهایی مثل نشست سالانه برای اعمال فشار بر طرف تاجیکستانی استفاده کند تا آنکه موانع این مسیر را برطرف کرده یا دست کم تأثیر آنها را کم کند.