تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴  ، 
کد خبر : ۲۷۷۳۱۷
حضور کمرنگ اصلاحاتی‌ها در مجلس چه تبعاتی برای دولت داشت؟

اصلاح‌طلبان؛ متهمان ردیف اول

مطهره شفیعی ـ اشاره: اصلاح‌طلبان مقصر هستند؛ اکنون زمان آن است که کمی به خود پردازیم و روایت کنیم آنچه باید صورت می‌گرفت اما انجام نشد و همچنین تبعات این کوتاهی‌ها که شاید گفته شود در آن مقطع ضروری بود اما آیا در آن مقطع به تبعاتی که در این زمان خودنمایی می‌کند هم اندیشیده شد؟ تلخ است که امروز قلم به نقد اصلاحات برده شود اما این تلخی با درک واقعیت و برنامه‌ریزی برای آینده قطعا شیرین خواهد بود.

چرا اکنون باید به نقد اصلاحات پرداخت؟

در دوره 8 ساله فعالیت دولت‌های نهم و دهم اصلاح‌طلبان همانند همیشه حضور داشتند اگر چه برخی شعار «مرگ اصلاحات» را سر داده بودند اما واقعیت تنفس مصنوعی اصلاحات در مقاطعی از آن سالها بود که این موید مرگ اصلاحات نیست بلکه به معنای تلاش برای بقا در شرایطی است که برخی از اعضای اردوگاه رقیب می‌خواستند امکان تنفس را از اردوگاه اصلاح‌طلبی بگیرند. در آن مقطع برخی که اصلاح‌طلب بودند اما در بیرون دایره تصمیم گیری حضور داشتند به هسته اصلی اصلاح‌طلبان خرده می‌گرفتند که چرا سکوت کرده و فعالیتی برای نشان دادن حیات اصلاحات ندارند. پاسخی که تصمیم‌گیران به این انتقاد می‌دادند هم غیر از این نبود که فضا برای فعالیت اصلاح‌طلبان مهیا نیست. شاید در آن برهه فضا برای نقد این پاسخ وجود نداشت و ترجیح داده شد تا در شرایط دیگری به بیان نقدها پرداخته شود. در آن مقطع اگر انتقادی به شیوه و عملکرد تصمیم‌گیران اصلاحات مطرح می‌شد احتمال این بود که آنان را بیشتر در لاک سکوت فرو ببرد پس منصفان این طیف ترجیح دادند فرصت سکوت را به زمانی برای برنامه‌ریزی جهت فعالیت در فضای آرامشی که حدس می‌زدند ایجاد خواهد شد تبدیل کنند و از سویی هم تصور می‌شد اگر انتقادی در این فضا به اصلاحات شود، پاسخ تندی دریافت خواهد شد.

اشتباهاتی که نباید می‌شد

از جمله اشتباهاتی که اصلاح‌طلبان در آن سال‌ها مرتکب شدند، کم‌توجهی به صندوق‌های رای بود. آنها با تصور اینکه راهی برای ورود دوباره به کرسی‌های انتخابی ندارند تمایل زیادی برای کاندیداتوری در انتخابات‌های هشت‌ساله یعنی از 84 تا 92 از خود نشان ندادند و عرصه را برای رقیب به بهترین شکل مهیا کردند و جالب اینکه برخی از اصلاح‌طلبان که از میانه‌روی اندکی بیشتر فاصله داشتند به انتقاد از معدودی می‌پرداختند که مسیر حضور و مشارکت در انتخابات‌ها را برگزیده بودند. دلسرد کردن برخی اعضای فعال در خلال این هشت سال از دیگر ایرادهای بخشی از اصلاح‌طلبان بود که در نهایت منجر به سکوت و به حاشیه رفتن برخی نیروهای فعال یا انشعاب آنها از بدنه اصلاحات بود که حزب ندای ایرانیان از جمله جدا شده‌هاست. آنها جوانانی فعال و با انگیزه بودند که از سکوت درون اردوگاهی خسته شدند و صادق خرازی که او را نمی‌توان اصلاح‌طلب اصیل و دارای نقش مهم در تصمیم‌گیری‌های جریان اصلاحات دانست از این فرصت بهره برد و این جوانان را به دور خود فراخواند تا شاید بتواند با تشکیل گروهی از جوانان برای خود نقش پررنگی در جریان اصلاحات ایجاد کند که در این امر هم چندان موفق نبود و بیش از گذشته به حاشیه رفت.

تبعات اشتباه هشت‌ساله

بی‌شک تبعات سکوت و اشتباهاتی که جریان اصلاحات در این سال‌ها داشت تنها دامن‌گیر اعضای این اردوگاه نبود و باید اذعان داشت دولت تدبیر و امید هم از این موضوع صدمه دید. شاید برخی اینگونه عنوان کنند که دولت را نباید اصلاح‌طلب دانست که این موضوع از سوی برخی پذیرفته است اما صدمه‌ای که در این گزارش مدنظر است به آنچه در سطور بالا اشاره شد بازمی‌گردد که همان اشتباه کمرنگ بودن حضور در انتخابات‌ها به‌عنوان کاندیداست. اگر اصلاح‌طلبان حضور پررنگی به عنوان کاندیدا در انتخابات داشتند به‌طور طبیعی تعداد آنها در مجلس نهم بیش از اکنون بود. حضور بیشتر اصلاح‌طلبان در مجلس نهم یقینا کمک بزرگی به دولت بود چراکه به‌عنوان حامیان دولت از یک سو بر کرسی مخالفان می‌نشستند و از سوی دیگر در رای‌گیری‌ها خبری از بهانه‌جویی‌ها نبود و این همراهی با دولت می‌توانست پاستورنشینان را دلگرم کند که اصلاح‌طلبان با عدم شرکت در این انتخابات به‌عنوان کاندیدا در حق دولت یازدهم خطا کردند. البته شاید این توجیه مطرح باشد که مشخص نبود با حضور در مجلس می‌توان به دولتی همسو یاری رساند چون در آن زمان دولتی غیرهمسو با اصلاحات سر کار بود که در پاسخ باید به آینده‌نگری در سیاست اشاره داشت که باید احتمال هر اتفاقی را داد و بر آن مبنا عمل کرد.

اشتباه را می‌پذیریم؛ نمی‌پذیریم

برخی اصلاح‌طلبان اکنون اشتباه خود را نمی‌پذیرند و معتقدند سکوت و کنار کشیدن از عرصه اقتضای آن دوران بود اما برخی دیگر مانند عبدا... نوری اینچنین به این موضوع اشاره می‌کنند: «من خودم دوره‌ای نظرم عدم‌مشارکت بود ولی الان جمع‌بندی‌ام این است که آن رویکرد اشتباه بود. عدم مشارکت ما را به جایی نمی‌رساند. اگر بنا باشد برنامه‌ها و راهکارهایی برای آینده و فردایی بهتر برای کشور اجرایی شود، از دل مشارکت در انتخابات است. طرف مقابل هم چندان از مشارکت اصلاح‌طلبان خوشحال نمی‌شود. به همین دلیل اعتقادم بر این است که حرکت به سمت عدم مشارکت هزینه‌اش برای طرف مقابل کمتر است. با همین منطق در انتخابات دوره قبل مجلس هم من نظرم این بود که اصلاح‌طلبان باید در انتخابات شرکت کنند. با روی کار آمدن دولت آقای روحانی اهمیت حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم روشن شد. در اکثر انتخابات‌ها بسیاری از مردم به دلیل خاصی شرکت می‌کنند. اگر شما به عنوان اصلاح‌طلب آمدید و از مردم خواستید فلان مسیر را بروند ممکن است آن مسیر را انتخاب کنند اما اگر از این فرصت استفاده نکردید،‌ مردم از میان کاندیداهای موجود، یکی را به هردلیلی انتخاب می‌کنند؛ خصوصا در انتخابات مجلس که خیلی اوقات دلایل شرکت مردم، قومی، محلی و بومی است.»

در نهایت...

این گزارش قصد تخطئه اصلاح‌طلبان را ندارد و تنها با یادآوری برخی اشتباهات اصلاح‌طلبان در هشت‌سال گذشته این نکته را یادآوری می‌کند که اصلاح‌طلبان این بار باید علاوه بر درس‌گرفتن از تجربیات پیشین با قدرت بیشتر در انتخابات مجلس شرکت کنند و عرصه را به رقیب خود که همان منتقدان دولت تعبیر می‌شوند واگذار نکنند. هرچند مشکلاتی از سوی رقیب ایجاد شود اما کوتاهی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس دهم به‌هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات