* جبهه پيروان خط امام و رهبري چه برنامهاي براي انتخابات آينده مجلس دارد؟
** جبهه پيروان خط امام و رهبري در طول فعاليت خود در سالهاي گذشته همواره زير سايه جامعتين فعاليت كرده و در انتخابات آينده نيز همين روند ادامه پيدا خواهد كرد و در اين راه سعي بر اين بوده است كه از اين مسير هيچگاه به چپ و راست منحرف نشويم و كم و بيش هم توفيق داشتهايم و عمل ما نيز همين مساله را نشان ميدهد. هدف اصلي جبهه پيروان خط امام و رهبري در انتخابات آينده وحدت و همگرايي همه سليقههاي اصولگرايان است تا بتوانند با همگرايي حداكثري در انتخابات زير نظر جامعتين وارد شوند.
* نظر شما راجع به جلسات آقاي تقوي چيست؟ آيا اين جلسات جنبه انتخاباتي دارد؟
** آقاي تقوي در زمان حيات آيتالله مهدويكني اين جلسات را برپا كردند و بارها نيز ايشان اعلام كردهاند كه موضوع همگرايي اصولگرايان را در جامعه روحانيت مبارز مطرح كرده بودند و نظر جامعه اين بوده كه به عنوان جامعه روحانيت برگزار نشود اما خود آقاي تقوي جلسات را ميخواهند تشكيل دهند. اين جلسات ستاد انتخاباتي نيست بلكه تنها براي همگرايي اصولگرايان است. من معتقدم اگر هر حزب و تشكلي ميخواهد از اين جلسات ميوهاي به دست آورد ايرادي ندارد اما اين جلسات ستاد انتخاباتي نبوده بلكه جلساتي براي وحدت اصولگرايان است زيرا در واقع ساختار انتخاباتي متفاوت است و در حال تلاش هستيم تا مدل وحدت اصولگرايان براي انتخابات آينده طراحي شود.
جلسات آقاي تقوي براي وحدت اصولگرايان بسيار مفيد است. خود من در برخي مواقع در جلسات شركت ميكنم و ما در جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز به تشكلهاي خود در استانها تاييد كردهايم كه در اين جلسات وحدت شركت كنند.
* با توجه به اينكه اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري به وحدت نرسيدند آيا براي انتخابات مجلس به وحدت خواهند رسيد؟
** ساختار انتخابات رياست جمهوري و مجلس متفاوت است زيرا دو يا سه حزب فراگير در كشور جزو حزب موتلفه اسلامي يا جامعه اسلامي مهندسين و... كه شناسنامهدار است وجود ندارد. رياست جمهوري ساختارش به دليل اينكه يك نفر فقط ميخواهد انتخاب شود اختلافات را زياد ميكند و وقتي 10 حزب ميخواهند وحدت كنند 9 حزب بايد از حق خود صرف نظر كنند بنابراين موضوع بسيار سخت است اما در مجلس احزاب به راحتي ميتوانند وحدت كنند زيرا 290 كرسي وجود دارد كه با تفاهم ميشود به وحدت رسيد. اصلا انتخابات مجلس را با رياست جمهوري مقايسه نكنيد. ما اميدواريم در انتخابات آينده اصولگراها موفق به پيروزي شوند. اميد بالايي دارم كه مجلس دهم در اختيار اصولگرايان خواهد بود و با همت همه اصولگرايان و راي مردم مجلسي اصولگرا خواهيم داشت تا خداي ناكرده مجلس در دست كساني قرار نگيرد كه با ولايت فقيه زاويه دارند. مردم اجازه نميدهند ديگر مجلسي مانند مجلس ششم تشكيل شود. اصولگرايان تمام تلاش و كوشش خود را انجام ميدهند تا با وحدت در انتخابات حاضر شده و پيروز انتخابات مجلس شوند.
* در انتخابات آينده مجلس روحانيت مبارز و جامعه مدرسين براي اصولگرايان چه نقشي خواهند داشت؟
** جامعتين نقشي محوري دارند و ميتوانند به عنوان عمود خيمه وحدت اصولگرايان باشند. در جريان اصولگرايي دو جريان در دو طرف ما قرار دارد، برخي ميگويند ما احترام جامعتين را حفظ كنيم اما كار خودمان را انجام دهيم كه ما چندين جلسه به صورت مفصل با آنها بحث كرديم كه اين مشي درست نيست و در آن انحراف به وجود ميآيد لذا ما كاري را كه جامعتين به آن قانع نميشود درست نميدانيم. يك مجموعه ديگر نيز مانند جبهه پايداري وجود دارد كه رهبر ايدئولوژيكي مانند آيتالله مصباحيزدي دارند و ميگويند ما از جامعتين به شرط ضلع سوم يا چهارم تبعيت ميكنيم. ما در جبهه پيروان خط امام و رهبري با جامعتين همدل هستيم و بدون شرط از جامعتين تبعيت ميكنيم اما اينكه آنها بخواهند با آيتالله مصباحيزدي به عنوان ضلع سوم ارتباط داشته باشند به عهده خودشان است و مصلحتشان را خودشان ميدانند. از سوي ديگر يك تفكر ميگويد كه ما بههيچوجه با تندروهاي اصولگرا تفاهم نميكنيم اما جريان ديگر معتقد است ما چارهاي جز تفاهم نداريم چرا كه در دورههاي قبل اصلاحطلبان نبودند يا كمرنگتر حضور داشتند اما حالا هستند. من اين حس را بين جريانات اصولگرايي ميبينم كه به اين نتيجه رسيدند كه بايد با يكديگر تفاهم كنند و به قول مرحوم آيتالله مهدويكني ما نميخواهيم وحدت فلسفي داشته باشيم بلكه به دنبال ائتلاف هستيم تا در جريان انتخابات حداكثر وحدت را بين اصولگرايان ايجاد كنيم. لذا اصولگرايان به اين نتيجه رسيدهاند كه تفاهم كنند. به نظر من ائتلاف نياز به تنازل دارد و امروز اين گونه نيست كه گروهها نشستهاند تا ديگران به دستبوسي آنها بروند بلكه همه بايد با تعامل در تحقق همگرايي و وحدت صد درصدي اصولگرايي براي انتخابات آينده كار كنند و بايد از حداكثر ظرفيتهاي خود استفاده كنيم.
* تكليف جبهه اصولگرايي با احمدينژاد چه ميشود؟
** اولا احمدينژاد چه كسي است، احمدينژاد 84 با 88 و 92 متفاوت است زيرا طي مسيري كه ايشان حركت كرده تغييراتي داشته است. دوستان و ياران آقاي احمدينژاد چندين گروه هستند. عدهاي از طرفداران آقاي احمدينژاد چندين گروه هستند. عدهاي از طرفداران آقاي احمدينژاد از دولت وي جدا شدند و ميبينيم شخصي وزير آقاي احمدينژاد بوده و امروز با او همخواني ندارد. عدهاي ديگر نيز تا پايان دولت ايشان با وي كار كردند اما اينها تنها براي دولت كار ميكردند تا براي كشور خدمت كنند. عدهاي ديگر نيز ميگويند ما احمدينژاد را قبول داريم و با او كار ميكنيم به شرط اينكه آن جريان انحرافي ديگر حضور نداشته باشد. عدهاي هم آقاي احمدينژاد را قبول دارند و سمتهاي مختلف در دولت داشتند به شرط جدايي آن فرد كذا و عدهاي احمدينژاد همراه با آن فرد را هم قبول دارند و اين افراد براي ما متفاوت هستند. اين را بايد بگويم كه اصولگرايان دو خط قرمز دارند؛ يكي فتنه و ديگري انحراف و همواره در مقابل اين دو جريان فتنه و انحراف ميايستند. ما از مساله خط قرمز انحرافي صرفنظر نكرده و تحركات آنها را رصد ميكنيم از سوي ديگر ما هيچ همساني و همخواني با تفكر انحرافي نداريم و اينكه اگر كسي بخواهد جريان انحرافي را به ما بچسباند نميتواند زيرا ما اصولگرايان خط قرمزمان مشخص است.
* نظام درباره آقاي احمدينژاد چه خواهد كرد و آيا ايشان همچنان مورد تاييد نظام هستند؟
** من كه نميتوانم از طرف نظام جواب بدهم اما من به ذهنم ميرسد كه اگر قرار باشد زماني آقاي احمدينژاد به قدرت برگردند حتما يك سري سوالات مسجل و جدي وجود دارد كه بايد جواب قانعكننده دهد كه چرا برخي اتفاقات افتاد و اگر خيلي از اين مسائل پاسخ داده نشود قاعدتا زمينهاي براي بازگشت ايشان وجود نخواهد داشت.
* نظرتان را به طور صحيح در مورد جبهه پايداري اعلام كنيد، نظر شما راجع به پايداري چيست؟ چرا به اينها نزديك شديد؟
** جبهه پايداري جبههاي جديد در اصولگرايي بود كه افراد مختلفي در آن بودند و تشكيل شدند، اختلاف از ابتدا پيدا شد آنها به دنبال خالصسازي بودند و ميگفتند اصولگراياني كه 99/99 درصد دوز اصولگرايي دارند بايد به دنبال آنها باشيم و مجموعه خالصهاي اصولگرايي را خودشان و مجموعهاي حدود 40 نفري ميدانستند و با اين داغي و تندي شروع كردند و ميگفتند بايد خالصسازي كنيم اما نظر ما اين بود كه ما بايد جذب حداكثري و دفع حداقلي داشته باشيم. خالصسازي كه ميخواستند انجام دهند دچار مشكل شد. ما آنها را در ابتدا اصولگراي تند ميدانستيم اما آنها مجموعهاي مثل ما را اصلا اصولگرا نميدانستند و حساب ميكردند كه فلان عده اصولگرا نيست. بنده در ابتداي تشكيل پايداري معتقد بودم كه پايداريها تازه هستند و بايد پختهتر شوند و از اين مواضع بعدا كوتاه ميآيند و ما خاطرمان هست كه بخش تهران از قم اينها جدا شد. الان اوضاع عوض شده و پايداريها رفتاري معقولانه دارند از سوي ديگر نيز اصلاحطلبان به عنوان رقيب در انتخابات آينده حضور دارند و به همين دليل تمام اصولگرايان سعي دارند با هم يكي شوند. ما بايد به سمت ائتلاف برويم و اگر ميخواهيم اين ائتلاف صورت گيرد همه بايد مواضعشان را به هم نزديك كنند. اصلاحطلبان به دنبال فضاسازي اختلاف ميان اصولگرايان هستند و رسانههاي آنها دايما ميگويند كه باهنر از لاريجاني جدا شده يا اينكه نميتوانند با پايداريها يكي شوند. اما ما تلاش ميكنيم و به دنبال وحدت هستيم و اين القائات اصلاحطلبان اشتباه است.
* يكي ديگر از موضوعاتي كه در كشور از حساسيت بالايي برخوردار است موضوع پرونده هستهاي ايران است. شما روند مذاكرات و عملكرد دولت يازدهم را چگونه ميبينيد؟
** كاري كه دولت يازدهم انجام داد كار سنگين، پرحجم و پرزحمت و پرمسالهاي است كه عدهاي براي مذاكرات جلو رفتهاند و دولت هم همت كرده و ديپلماتها هم با قدرت مشغول كار هستند. يادم هست كه قبل از اينكه مذاكرات شروع شود عدهاي ايراد ميگرفتند كه چرا با آمريكا و اروپا مذاكره نميكنيم ميگفتند ما مذاكرهكنندگان قدرتمند، قوي و به روز و مسلط نداريم كه امروز ميبينيم ديپلماتهاي مسلط داريم كه مذاكره ميكنند. در موضوع هستهاي مشي مقام معظم رهبري روشن است. چندي پيش در دانشگاه كسي پرسيد چرا آقاي ظريف را استيضاح نميكنيد كه گفتم خداوكيلي اگر ما ايشان را فردا استيضاح نميكنيد كه گفتم خداوكيلي اگر ما ايشان را فردا استيضاح كنيم آيا مقام معظم رهبري خيالشان راحت ميشود؟ اينقدر بايد فهم باشد كه الان با وزير خارجه چه برخوردي داشته باشيم و وظيفه ما طبق نظر مقام معظم رهبري روشن است كه بايد از تيم هستهاي دفاع كنيم و از سوي ديگر نيز مراقب مذاكرات هم باشيم. من معتقدم ديپلماتهاي مذاكرهكننده ما سرداران جبهه ديپلماسي هستند كه در جبهه مقابل آمريكا و اروپا در حال نبردند.
* آيا به نظر شما مذاكرات به نتيجه ميرسد؟
** نتيجه جامع بعيد است زيرا زيادهخواهيهاي آنها زياد است و آمريكاييها زياد احتياط ميكنند. غربيها بازيهاي بيخودي هم درست كردهاند مانند رفتار اوباما و كنگره و... كه بازي زرگري است و خيلي نبايد روي اين حرفها حساب كرد اما تفاهم جامع كه دو طرف قبول كنند سخت است.
* اما برخي معتقدند كه ما بايد ميز مذاكرات را ترك كنيم؟
** ما ترككننده ميز مذاكرات نخواهيم بود و به نظر يك سري تفاهمها در آينده نزديك اتفاق ميافتد اما مسائلي ميماند كه بعدا انجام خواهد شد. مساله مهم اين است مقام معظم رهبري نيز بر آن تاكيد داشتند كه تفاهم نبايد دو مرحله باشد بلكه در يك مرحله بايد صورت پذيرد، اين را اشتباه برداشت نكنيم يعني آنچه ميدهيم و در مذاكرات ميگيريم بايد همزمان باشد. شايد الان به 10 درصد تفاهم و توافق برسيم و مراحل بعدي پيشرفت كند اين چند مرحله بودن نيست. نظر رهبري اين نيست كه يا همه مشكلات حل شود يا اصلا حل نشود بلكه در تفاهماتي كه انجام ميشود بايد در يك اندازه انجام شود يعني بر فرض اينكه آنها بگويند 20 درصد غنيسازي را كم كنيد تا بعدا درباره تحريمها صحبت كنيم اين معنا ندارد.
* پيشبيني شما از نتيجه مذاكرات چيست؟
** به نظر من در فروردينماه به بخشي از اين تفاهمها ميرسيم اما تفاهم جامع به اين زودي اتفاق نميافتد.