عبدالحمید نورزایی / پژوهشگر افغان
در سال ٩٦ میلادی، با هجوم خویش به افغانستان و تصرف کابل تمام مدارس را یکبهیک بستند. دانشگاهها و مراکز آموزش عالی را در سراسر کشور به حالت تعلیق درآوردند. از حضور زنان و دختران در جامعه جلوگیری کردند. قرآن تنها کتابی بود که چاپ و تدریس آن را مجاز اعلام کردند. با تبرهای بُران خود به جان تمدن، تاریخ، فرهنگ، علم و بنیانهای انسانی جامعه افغانستان افتادند. آنها خود را با برچسب امارات اسلامی افغانستان معرفی کردند. طالبان با هجوم به فرهنگ، تمدن، تاریخ، علم و بنیانهای انسانی و اسلامی ملت افغانستان، نمایشی جدید و عجیب از ایدئولوژی زهرآگین خویش به اجرا گذاشت.
نظریهپردازان طالبان حتی با سادهترین اصول انسانی، که هیچ منافاتی با اسلام نداشت، مخالف بودند و بهبهانه اجراکردن دین اسلام، اساسیترین قوانین اسلامی را زیر پا گذاشتند. ایدئولوژی مسموم آنها نه فقط یک ملت، بلکه سراسر کشورهای اسلامی را مسموم کرد؛ «داعش» در عراق و «بوکو حرام» در آفریقا، نتیجه آن بهشمار میرود. در ١٤ سال گذشته قدرتمندترین کشورهای دنیا با سرازیرکردن پیشرفتهترین تسلیحات خود به افغانستان تلاش کردند با این ایدئولوژی زهرآلود مبارزه کنند، اما نه فقط در این نبرد موفقیتی نداشتند، بلکه امروز از ٣٤ استان افغانستان، ٢١ استان زیر تهدید مستقیم طالبان و همفکران آنها قرار گرفته است و این درحالی است که ائتلاف جهانی با ناکامی تمام، درحال تخلیه آخرین نیروهای خود از افغانستان است و هزینه ١٢٠ میلیارد دلاری آنها در افغانستان، نتوانست طالبانیسم و ایدئولوژی آنها را از خاک افغانستانبزداید.
خرابههای بهجایمانده از طالبان
حکومت جدید افغانستان از سال ٢٠٠٢ با آرمانهایی چون حقوق بشر، مساوات جنسیتی، گسترش جامعه مدنی، آزادی رسانهها، گسترش آموزش، دموکراسی، تکمیل کادر امنیتی دولت با ٤٠٠ هزار نیرو و ...، شکل گرفت. با وجود اینکه در ١٤ سال اخیر دولت برای رسیدن به آرمانهایش بسیار تلاش کرده است، اما آنطور که شایسته افغانستان است پیشرفت شگرفی در برخی بخشها صورت نگرفته است. کُندی پیشرفت در افغانستان، نشاندهنده بُعد و عمق تخریبهای طالبان و همفکران آنهاست.
با هزینههای بسیار سنگین مالی و انسانی در ١٤ سال گذشته، تعداد دانشآموزان مکاتب افغانستان به ١١ میلیون نفر رسیده است، اما درعینحال هشت میلیون نفر نیز از نعمت آموزش برخوردار نیستند. وزارت آموزشوپرورش افغانستان وظیفه بسیار سنگینی برعهده دارد؛ کاری که گلولهها و آتش باروت ائتلاف جهانی و دلارهای بادآورده نتوانست بکند، به این وزارتخانه محول شده است. این وزارتخانه وظیفه دارد با جهل، ناآگاهی، عقبماندگی اجتماعی و فرهنگی و ایدئولوژیهای زهرآگین طالبان و همفکران آنها مبارزه کند. نااهلان اسلامنما تلاش دارند بهوسیله جهل و ناآگاهی مردم و بهبهانه استقرار اصول اسلامی بر کرسی قدرت تکیه زنند؛ کسانی که از متون مقدس اسلامی برداشتهایی بهدلخواه خویش میکنند و اسلاب ناب محمدی(ص) را آنطور که دوست دارند، به مردم عرضه میکنند. طالبانیستها و همفکران آنها دوست دارند اذهان مردم را مانند نازیها مسموم و کنترل کنند.
طالبان در مذاکرات صلح با دولت افغانستان بارها خواستار کنترل بر وزارت آموزشوپرورش و وزارت تحصیلات عالی شده است. آنها با برنامهریزی مدونی در حال گسترش ایدئولوژی خود برای رسیدن به کرسی قدرت هستند. آنها با همکاری دولتهای خارجی و همکاران تکنوکراتنمای خود میخواهند میخهای جهل را بر اذهان جوانان افغان بکوبند و در این راه از هیچ جنایتی دریغ نکردهاند. طالبان در این جنایتها تنها نیست؛ باندهای مافیا و قدرت از یکسو و دشمنان خارجی افغانستان از سویی دیگر، درحال تلاش برای متوقفکردن چرخ آموزش و آگاهی در افغانستان هستند. روحانیان محافظهکار افغانستان نیز در جایگاه اتهام قرار دارند؛ آنها نتوانستند صدای رسای اسلام ناب محمدی(ص) را به گوش مردم برسانند و اسلام سبز را در افغانستان مطرح کنند. آنها در برابر اسیدپاشی و مسمومکردن دختران، ترجیح دادند سکوت کنند. گزارشهایی وجود دارد که در سال گذشته در ولایت شرقی «ننگرهار»، عدهای از اعضای طالبان دستگیر شدهاند و اعتراف کردهاند در ازای دریافت ٥٠٠ هزار روپیه از سازمان جاسوسی پاکستان، مدارس را آتش زدهاند.
رشد و پیشرفت جامعه بهسوی دموکراسی و تعالیم انسانی در گرو آموزش و آگاهی است؛ آگاهی نهادینهشده بنیان قدرت یک جامعه است که با هیچ نیرویی از بین نمیرود. طالبان، همکاران و همراهان آنها هر چقدر بسوزانند و دانشآموزان افغان را بکشند، بازهم نمیتوانند دانش و قدرت تفکر مردم را از بین ببرند. افغانستانیها در راه مبارزه با ایدئولوژی مسموم طالبانیسم، دانشآموزان خود را قربانی کردهاند و در این راه از قربانیهای بیشتر، هراسی ندارند. اگر در ١٤ سال گذشته جامعه جهانی با ایدئولوژی طالبانیسم مبارزهای هماهنگ و منسجم انجام میداد، ما امروز شاهد تولد ایدئولوژی داعش در عراق و سوریه و گسترش «الشباب» در سومالی، بوکوحرام در نیجریه، گروه «مختار» در سودان، «القاعده» در لیبی و ...، نبودیم. امروز دانشآموزان و دانشجویان آفریقایی، عراقی و سوری، تاوان مبارزهنکردن با طالبانیسم را میپردازند.