ترجمه: مونس نظری
دیپلماسی هستهای تاریخی که هماکنون در کاخ زیبای «کوبرگ وین» در حال وقوع است، ریشه در جنگ بین ایران و عراق دارد که بیش از یکچهارم قرن پیش به پایان رسید. این جنگ بین سالهای ١٩٨٠ تا ١٩٨٨، برای ایران بیش از ١٥٠ هزار [شهید] برجا گذاشت. ایرانیان آن را «دفاعمقدس» مینامند. در مراحل نهایی جنگ، کمکهای ایالات متحده به عراق منجر به تصمیم ایران مبنیبر بالابردن قابلیتهای دفاعیاش شد... .
در دهه ٨٠، برای سازمانهای اطلاعاتی غرب این پرسش پیش آمده بود که آیا انقلاب ١٨ماهه ایران، خواهد توانست بیش از چند هفته در مقابل هجوم متحیرانه صدام حسین دوام بیاورد؟ تهران تلاش کرد باقیمانده ارتش پس از سقوط شاه، سپاه پاسداران متولدشده در انقلاب جدید و تقریبا همه افراد را در هر سنی برای گردهمآمدن یک نیروی شبهنظامی داوطلب، بسیج کند. موزه دفاع مقدس تهران پر است از تصاویر نوجوانان تا مردان ٨٠ سالهای که برای شرکت در این جنگ ثبتنام کرده بودند.
باوجود تصورات [اولیه]، جنگ، هشت سال به طول انجامید. اغلب مقامات ارشد که امروز در صدر قدرت هستند، در این نبرد شرکت داشته یا در موقعیتهای سیاسی کلیدی، ایفای نقش کرده و کشور را سر پا نگه داشتهاند.
در پایان، ایران در مقابل عراق منفعل ظاهر نشد. خصوصا پس از آنکه ایالاتمتحده، به همراه فرانسه، مصر، اردن و سایر تأمینکنندگان قدیم تسلیحات عراق و متحدان این کشور برای کمک به صدام حسین برخاستند. در سال ١٩٨٨، برای حملهنهایی بزرگ عراق، دولت «ریگان» برای ماهها به بغداد در مورد چگونه بازپسگیری شبهجزیره فاو مشاوره داد؛ جایی که اروندرود به خلیجفارس جاری میشود. (جنگ در اصل بر سر این بود که کدام کشور اروند را در کنترل خود داشته باشد).
ایالاتمتحده، رسما اعلام بیطرفی میکرد، اما واشنگتن نمیخواست ایران برنده این نبرد باشد، بنابراین سازمان جاسوسی ایالاتمتحده تصاویری ماهوارهای از مواضع ایران در عراق، به همراه گزینههای نظامیاش، فراهم کرد. عراق، با کمک آمریکا و سایر کشورهای خارجی، ماکتی از فاو در اندازههای واقعی برای انجام تمرین نظامی احداث کرد.
عراق همچنین از سازمان اطلاعات آمریکا برای کاربرد سلاحهای شیمیایی بر ضد ایرانیها در فاو استفاده کرد. بازرسان تسلیحاتی سازمانمللمتحد اسنادی ارائه کردهاند که نشاندهنده استفاده چندینباره عراق از گاز خردل و گاز اعصاب مابین سالهای ١٩٨٣ و ١٩٨٨ است. واشنگتن ترجیح داد این موضوع را نادیده بگیرد. در فاو، هزاران ایرانی کشته شدند. آنچنان که یک منبع اطلاعاتی آمریکا برای من نقل کرده، در کنار پیکر ایرانیان کشتهشده، چندین سرنگ پیدا میشد؛ نیروهای ایرانی سعی میکردند پادزهرها را به خود تزریق کنند. این مبارزه تنها ٣٦ ساعت به طول انجامید؛ از نظر عراق این بزرگترین دستاورد در بیش از هفت سال بود. جنگ، چهار ماه بعد، هنگامی که ایران آتشبس را پذیرفت، به پایان رسید.
گزارش سازمان ملل متحد نشان میدهد عراق بیش از ٢٠ هزار بمب شیمیایی را در طول شش سال به خاک ایران انداخت همچنین بیش از ٥٤ هزار بمب شیمیایی و ٢٧ هزار موشک کوتاهبرد به سمت ایران پرتاب کرد. بیش از دوسوم این مقدار، در ١٨ ماه آخر مبارزه، به کار رفتند. طبق برآورد سازمان اطلاعاتی آمریکا، در آن زمان، ایران بیش از ٥٠ هزار تلفات-مرگومیر و صدمات دیگر- در نتیجه استفاده عراق از گازهای سمی و اعصاب، متحمل شد. یک مقام ارشد دولت ریگان به من گفته از نقش پنهان دولت ایالات متحده در فاو و در طول دوره آخر جنگ، شرمنده است.
مقامات ایرانی اقدام عراق را عملا تلافی نکردند. بااینحال، با اطلاع از این موضوع که عراق به برنامه سلاحهای هستهای دست یافته است، ایران تصمیم گرفت تحقیقات هستهای و برنامه توسعهای که در دوران شاه آغاز شده بود را ادامه دهد. پس از جنگ، ایران تصمیم گرفت این قدرت را حفظ کند. در سال ٢٠١٣، هنگامی که شش قدرت جهانی، برنامه دیپلماتیک کنونی را آغاز کردند، سازمان اطلاعاتی غرب برآورد کرد ایران طی چند ماه، قادر به عبور از نقطه بیبازگشت هستهای خواهد بود.
تبعات جنگ عراق، هنوز هم دست از سر ایران برنداشته است. دلیل آن را تا حدودی میتوان این نکته عنوان کرد که با توجه به آمار و اطلاعات جامعه حمایت از قربانیان سلاحهای شیمیایی، هنوز هم دهها هزار نفر بر اثر سلاحهای شیمیایی جان میبازند. سالها پس از اینکه جنگ به پایان رسید، پزشکان ایرانی متوجه شدند تعدادی از بیماران، نشانههایی از بیماریهای ریوی مزمن، پوستی و وابسته به قرنیه را گزارش میدهند که با گازهای خردل در ارتباط است. آنها افرادی هستند که در معرض دوز پایین این گاز قرار گرفته بودند.
ماه گذشته، سری به موزه صلح تهران زدم که در آن بزرگترین تاریخچه استفاده از سلاحهای شیمیایی از آغاز جنگ جهانی اول به معرض نمایش گذاشته شده است. مدیر موزه به من گفت هر روز، دانشآموزان و دانشگاهیان با تور به این موزه فرستاده میشوند. اسد محمدی، یکی از افرادی است که در سال ١٩٨٦ به مسمومیت گازی دچار شد. در مجاریهای تنفسیاش، «استنت» کار گذاشته شده است تا بتواند بهراحتی تنفس کند. او عکسهایی از مراحل درمانش را برایم بیرون کشید و نشان داد.
در سال ٢٠١٣ با سربازی جنگی به نام احمد زنگیآبادی در آپارتمان کوچکش در تهران دیدار کردم. او دیگر قادر به حرکت نبود. ریههایش از کار افتاده بودند. به من گفت: «زندگی برایم تبدیل به زندان شده است». افقی روی زمین خوابیده بود، چراکه بلندشدن و نشستن برای ریهها و قلبش کاری سخت و طاقتفرسا بود. او با کمک ماشینی پرسروصدا که دارو و هوا را به بدنش پمپاژ میکرد، زنده مانده بود. با وجود دو پیوند قرنیهای که انجام داده بود، دید محدودی داشت.
در میان نفسنفسزدنهایش خاطرات حمله سال ١٩٨٥ عراقیها به جزیره مجنون در جنوب را برایم بازگو کرد. او در آن زمان ١٩ سال داشت و داوطلبانه به جبهه رفته بود. «بو را به خاطر میآورم، ترکیبی از بوی سیر، سبزیجات تازه و سبزیجات پخته. بار دوم، بو بهقدری خوب بود که دلم میخواست نفس عمیق بکشم.» بوی تند سیر، سبزیجات و چمن تازه، علائم گاز خردل هستند. طی چند ساعت، پوستش شروع به سوختن کرد، چشمانش آنقدر سوختند تا بیناییاش را از دست داد و به تهوع و استفراغی شدید دچار شد. مدت ٤٠ روز را در کما بهسر برده بود.
ماه نوامبر گذشته، از طرف پزشکِ آقای زنگیآبادی، ایمیلی دریافت کردم که خبر فوت او را میداد. پزشکان و متخصصان به من گفتند بیش از ٧٠ هزار قربانی سلاحهای شیمیایی اکنون تحت مراقبتهای پزشکی قرار دارند. در سال ٢٠١٣، قربانیان متعددی را در بیمارستان سابق آمریکا در تهران، ملاقات کردم. یکی از بیماران به من گفت: «یکی از آرزوهایم این است که یکبار دیگر بتوانم نفس عمیق بکشم».
طی آخرین دیدارم، درایران خبرهای تازهای شده بود، اینکه پیکرهای ١٧٥ غواص نظامی در عراق پیدا شدهاند؛ سه دهه پس از اسارت آنها توسط نیروهای صدامحسین. این مردان، پس از اینکه مچ دستانشان بههم بسته شده بود، زندهبهگور شده بودند. تهران، تصاویر دلخراشی از این بازیابی و اجساد محصور در لباسهای غواصی را به نمایش گذارده است.
کشور، یکبار دیگر عزادار شد. حتی جوانان، آنهایی که پس از پایانیافتن جنگ متولد شده بودند، عمیقا تحتتأثیر قرار گرفتند. در اواسط ماه ژوئن، صدها هزار نفر در صفوفی منظم به تشییع تابوت این غواصان پرداختند.
محسن رضایی، کسی که در طول جنگ مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را برعهده داشت، خطاب به جمعیت، گفت: «غواصان از همه ما شجاعتر بودند. آنها جان خود را پای استقلال کشور و پیروزی انقلاب ما فدا کردند» و از آنجا که دیپلماتهای کشور در آمادهسازی برای بازگشت به وین برای مذاکرات هستهای بودند، محسن رضایی اعلام کرد: «دشمنان ایران هشت سال تمام در جبهه صدام، علیه دفاع مقدس ایستادند».
واضح بود که منظور او از دشمنان، ایالات متحده نیز بوده است.