سال 84 بود و آیتا...هاشمی و محمود احمدینژاد کاندیداهایی بودند که به مرحله دوم انتخابات ریاستجمهوری راه یافتند. احمدینژاد در فاصله میان دو انتخابات کوشید تا آرای خود را افزایش دهد اما آیتا...هاشمی راه دیگری را برگزید که افزایش آرا در اولویت نخست آن قرار نداشت. آیتا... نگران و دلواپس خطراتی بود که جامعه را تهدید میکرد.
برای او جلوس یا عدم جلوس بر کرسی ریاستجمهوری اولویت نداشت چون مشی او از ابتدای پیروزی انقلاب و در دوران مبارزه چنین ایجاب میکرد که فقط در مسیر تحقق خواست مردم و پیشرفت کشور گام بردارد. او در بیانیهای هم که پس از پایان دور اول انتخابات84 صادر کرد، چنین اهداف خود را از این حضور بیان کرد: «الف- فقرزدایی و عدالت اجتماعی که ارتقای سطح معاش اقشار زیر خط فقر و مناطق محروم و روستاها را هدف گرفته و شامل تأمین مسکن، غذا، تحصیل، درمان و بیمه بیکاری و نیز ارتقای سطح معیشت کارمندان و کارگران شریف کشور است که در قالب نظام تأمیناجتماعی جامع تحقق خواهد یافت. ب- تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی و توجه به حقوق زنان و تحصیل، شغل، ازدواج و نشاط جوانان در چارچوب نظام اسلامی و قانون اساسی. پ- ایجاد اشتغال و مبارزه با تورم از طریق تأمین سرمایه و امنیت شغلی نیروی کار و رونق اقتصادی. ت- گشودن راهی نو در تعامل جهانی به منظور کم کردن مشکلات و بهرهگیری بیشتر از امکانات خارج از دسترس کشور و دستیابی به فضایی مناسب برای معرفی ارزشهای والای اسلام، ایران و انقلاب و تحکیم صلح و امنیت در منطقه برای اعتلای کشورهای اسلامی و مطلوب کردن فضای همکاری.» بنابراین مشخص است که کوچکترین هدف شخصی یا جناحی از سوی آیتا... هاشمی درنظر گرفته نشده بود و حتما او بهخوبی به جایگاه تاثیرگذار خود در جامعه پی برده بود که در شأن خود نمیدانست مانند رقیب وعدههایی ارائه کند که برای تحقق آن با مشکل مواجه و سرنوشت دور از انتظاری پیدا کند. اما هاشمی در آن سال چه در بیانیه نوشت که هنوز بسیاری با خواندن آن سری از روی افسوس تکان میدهند؟
هاشمی سال 84 چه گفت؟
حضور در مرحله نخست انتخابات سال 84 و آشنایی نسبی با روحیات برخی که خود را شایسته ریاستجمهوری میدانستند و مهمتر از آن اطرافیان آنها که برای حضور در جایگاههای مدیریتی برنامههای زیادی داشتند آیتا... را بسیار نگران کرده بود. او از سالهای پیش از انقلاب با افراد و مواضع گوناگون آشنایی پیدا کرده بود و بهخوبی میدانست چه گفتاری چه نتیجهای به دنبال دارد و هر حرکت پیشزمینه انجام چه حرکت دیگری است بنابراین در همان بیانیه نخست سال84 چند هشدار داد که متاسفانه عدم توجه به آنها آن شد که همه دیدیم. از جمله ایشان نوشت: «رأی شما در مرحله نخست و پراکندگی محسوس آرای نامزدهای محترم نشان داد که ملت ایران معتقد است با سلیقه سیاسی واحد نمیتوان کشور را اداره کرد، ایجاد ائتلافی ملی و برقراری آشتی فراگیر برای تأسیس دولت هم اکنون ضرورتی گریزناپذیر است و در این ائتلاف، همه معتقدان به اسلام، انقلاب، نظام و آزادی و استقلال میتوانند حضور یابند.» در آن مقطعهاشمی بر ائتلاف ملی و آشتی فراگیر تاکید کرد چون میدانست اگر جریانی که رقیب اوست به پیروزی برسد کدورتهای سیاسی شکل خواهد گرفت که این پیشبینی از همان ابتدا درستی خود را نمایان کرد. احمدینژاد که با حمایت احزاب اصولگرا به پیروزی رسیده بود پس از آن نقش آنها را انکار کرد و سبب گلایههای زیادی شد. بها ندادن به اصلاحطلبان و خانهنشین کردن مدیران دلسوز از دیگر نتایج عدم توجه به توصیه دلسوزانههاشمی بود و انتخابات بعدی را باید کاملترین مصداق این بیتوجهی ذکر کرد. هاشمی آن سال در بند دیگری آورده بود: «آنچه امروز بیش از هر چیز دیگر برای استحکام نظام کارآیی دارد، همان اسلام نابی است که مفسر آن امام راحل هستند و نه افکار متحجر و اعمال ریاکارانه، امروز ریا و تحجر از سویی سمّی مهلک و مانع جدی در راه توسعه کشور و سعادت جامعه است و از سوی دیگر آتشی است بنیانسوز که معارف مترقی و آسمانی اسلام و قرآن را خاکستر میکند.» به راستی اگر در همان سال 84 با عینک سیاسی به این توصیهها نگاه نمیشد آیا امروز باید افسوس فرصتهای از دست رفته را میخوردیم؟
وی در بخشی از این بیانیه تاکید کرده: «متأسفانه همان تفکری که در دوران مبارزه در مقابل امام(ره) و همراهان ایستادگی میکرد و امام(ره) را مسئول خونهای ریختهشده در راه انقلاب معرفی میکرد، امروزه پوستین اسلام را وارونه پوشیده و ریاکارانه به فریبکاری مشغول است و اصرار دارد که افکار معیوب خود را به جای معارف اصیل اسلام به دیگران تحمیل کند، تفکری که حامیان امروزی آن بهرغم اعلام و دستور صریح رهبر انقلاب مبنی بر عدم تخریب دیگران در مبارزات انتخاباتی، میلیاردها تومان از بیتالمال را صرف تهیه و نشر تهمتها و اهانتها و دروغهای خطرناک میکنند که تاکنون دهها میلیون شبنامه منتشر کرده و هنوز هم دستبردار نیستند.» شبنامهنویسیهایی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در آن روز نسبت به گسترشش هشدارها داده بود آرامش در کشور را چگونه برای مدتی بر هم زد به نحوی که کار به جایی رسید که در مجلس هم علیه نمایندگان شبنامه پخش شد. پخش شبنامه یعنی نداشتن استدلال قوی برای به کرسی نشاندن موضع خود و این خطر بزرگی است چراکه منجر به رواج بیاخلاقی میشود. در بندی از این بیانیه خطاب به دلسوزان و مردم ایران هم ذکر شده است: «از شما یاری میجویم تا با تداوم حضور مؤثر خویش در مرحله دوم انتخابات، مشارکتی گسترده را رقم زنید تا از گسترش افراط و تفریط جلوگیری شود.» این خواست هاشمی برای حضور حداکثری در انتخابات از آن جهت بود که بهخوبی میدانست حضور پرشکوه مردم سدی در برابر تندروی است.
در نهایت
آیتا... هاشمی دلسوز واقعی نظام است و میداند کوچکترین مشکلی که در جامعه پدید آید دامنگیر تمام افراد خواهد شد مثلا اگر ریاکاری رواج پیدا کند، نخستین ضررکننده آن مردم هستند و پس از آن ریاکاری به فلج و از کار افتادن آن حوزه میانجامد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در طول فعالیت خود به آنچه بدان نیندیشیده منافع شخصی و گروهی خود بوده است. او بارها با موانع بزرگی از سوی مخالفانش روبهرو شده است اما این موانع را با تدبیر کنار زده و از هر یک از آنها درسی به دیگران آموخته که سالها برای رفع موانع دیگر میشود از آن استفاده کرد.
منبع: آرمان