نزدیک به سه ماه از حمله ائتلاف سعودی به یمن میگذرد؛ حملهای که قرار بود تا حداکثر یک هفته نیروهای انقلابی یمن را کنار بزند. اما نه تنها این هدف محقق نشده که طی این مدت انقلابیهای یمنی موفق شدهاند نفوذ خود در این کشور را از 40 درصد به 80 درصد برسانند و در این میان بسیاری از کشورها نیز در عمل از این ائتلاف خارج شدهاند.
رژیم سعودی که برای مقابله با افزایش وزن سیاسی و توان نظامی نیروهای مردمی «انصارالله» به یمن حمله کرده است، برای مشروعیت بخشی بینالمللی تجاوزش به یمن و همچنین برای این که قدرت رهبری خود را نشان دهد تلاش کرد ائتلافی از کشورهای عربی با محوریت خود را برای حمله به یمن تشکیل دهد.
این کشور در حمله به یمن بهانه مقابله با پیشروی شیعیان زیدی را در برابر سنیها مطرح کرده است و تلاش دارد حرکت مردم یمن را حرکتی در قالب چارچوبهای فرقهای شیعی-سنی معرفی کند. این در حالی است که مجموعه انصارالله متشکل از قبایل شیعه و سنی است و اینک مهمترین مرجعیت مشروع سیاسی در یمن است. مخالفت با «عبدربه منصور هادی» رئیس جمهوری مستعفی و فراری یمن منحصر به شیعیان نیست و به یک مساله همگانی در این کشور تبدیل شده است که بر پایه آن بسیاری از مردم یمن و از جمله ارتش نیز به پشتیبانی از نیروهای کمیته مردمی انصارالله و به مقابله با توطئههای عربستان و منصور هادی برخاستهاند.
از سوی دیگر، عربستان از همان آغاز در نشست اتحادیه عرب که فروردین ماه گذشته در شهر «شرم الشیخ» مصر برگزار شد، تلاش کرد حمله به یمن را با تاکید بر درخواست دولت این کشور برای بازگرداندن ثبات به یمن معرفی کند و این در حالی بود که منصور هادی پیش از این از ریاست جمهوری کناره گرفته و به عربستان فرار کرده بود و از هیچ حق قانونی برای تصمیم گیری درباره آینده سیاسی مردم یمن برخوردار نیست.
با چنین چارچوبی، رژیم سعودی در قالب ائتلافی منطقهای حمله به یمن را آغاز کرد و تاکنون هزاران سورتی پرواز برای حمله به مناطق شهری و غیر نظامی یمن داشته است.
به گزارش ایرنا، حملات ائتلاف سعودی مردم یمن را در وضعیت بسیار اسفناکی قرار داده است به گونهای که اکنون بیش از 20 میلیون یمنی نیاز فوری به غذا، دارو، آب آشامیدنی، امکانات بهداشتی و پزشکی دارند و نزدیک به چهارصد هزار تن آواره شدهاند. این در حالی است که عربستان از دریا، زمین و هوا یمن را در محاصره قرار داده است و مانع از هرگونه ارسال کمکهای انسان دوستانه به مردم میشود.
همچنین از آغاز حملات ائتلاف سعودی نه تنها بسیاری از زیرساختهای اقتصادی، بهداشتی، حمل و نقل، امنیتی در یمن ویران شده است، بلکه هزاران نفر نیز کشته و صدهاها هزار نفر دیگر زخمی و آواره شدهاند.
اما با وجود چنین حجمی از حملات ائتلاف سعودی علیه مردم یمن و با وجود ویرانیهای بسیار و کشته شدن هزاران نفر از غیر نظامیان و تخریب وسیع زیرساختهای یمن، ارتش و کمیته مردمی انصارالله همچنان به پیشروی خود ادامه میدهند.
این امر نشان میدهد ائتلاف سعودی بر خلاف تبلیغات بسیاری که انجام میدهد و با وجود تکیه بر مدرنترین تجهیزات نظامی دنیا، در دستیابی به اهداف خود ناکام مانده و این ائتلاف یک ائتلاف شکست خورده است که عربستان سعودی با تلاش بسیار و صرف هزینههای هنگفت مالی تلاش دارد آن را سر پا نگه دارد.
به همین دلیل اگر نگاهی به اهداف اعلامی ائتلاف سعودی داشته باشیم خواهیم دید که این ائتلاف در دستیابی به هیج کدام از اهدافش در یمن موفق نبوده و شرایط به گونهای پیش رفته که مجبور شده است از آن اهدف عقب نشینی کند.
مهمترین اهداف اعلامی ائتلاف سعودی عبارتند از: عقب نشینی نیروهای مردمی انصارالله به مناطق شمالی و خلع سلاح آنها، بازگشت منصور هادی به قدرت، و برگزاری گفت و گوهای یمنی با محوریت عربستان سعودی.
نگاهی به کارنامه ائتلاف سعودی در سنجشی عملی مشخص میسازد که این ائتلاف در هیچ کدام از اهدافش موفقیتی به دست نیاورده و با پذیرش نشست ژنو، مجبور به تن دادن به گفت و گو و سازش بین گروههای یمنی و بدون هیچ گونه پیش شرط شده است.
نگاهی دقیقتر به هر کدام از این اهداف، وضعیت ناکامی ائتلاف سعودی را بهتر مشخص میکند:
مهمترین خواسته سعودیها در مساله یمن، عقب نشینی نیروهای مردمی انصارالله به مناطق شمالی و خلع سلاح آنها بوده است. حمله به یمن نیز با همین هدف صورت گرفت. اما با وجود حجم بالای حملات جنگندههای سعودی، با نگاهی به پیشرویهای ارتش و کمیته مردمی انصارالله پیش و پس از حمله ائتلاف سعودی خواهیم دید که ائتلاف سعودی نه تنها نتوانسته به این هدف خود دست یابد، بلکه حتی پیش روی ارتش و نیروهای مردمی انصارالله مناطق وسیعی از یمن را در بر گرفته است.
در این زمینه بر اساس اخبار رسیده به ایرنا، ارتش و کمیته مردمی پیش از حمله ائتلاف سعودی 40 درصد از خاک یمن (یعنی 7 استان) را در کنترل خود داشتند اما اکنون با وجود حجم بالای حملات ائتلاف سعودی، آنها نزدیک به 80 درصد خاک یمن (یعنی 14 استان از 21 استان) را در کنترل خود دارند. این در حالی است که با وجود حجم بالای حملات سعودی، نه تنها نارضایتی جدی از عملکرد انصارالله در یمن دیده نشده بلکه تاکنون تجمعها و راهپیماییهای گستردهای در دفاع از آنها برگزار شده است. این وضعیت نه تنها بر مقبولیت عمومی انصارالله افزوده، بلکه توانمندی آنها را در اداره امور کشور در شرایط بحرانی به مردم اثبات کرده است. این امر به عنوان یک سرمایه اجتماعی برای انصارالله به شمار میآید که میتواند به محکم کردن جایگاه آنها در ساختار سیاسی آینده یمن کمک کند.
از سوی دیگر، توان اداره یک جنگ ناخواسته در شرایطی که کشور در بحران سیاسی-امنیتی به سر میبرد، انصارالله را به نیروی قابل توجه و قابل اتکا تبدیل کرده است. موفقیت این گروه در استفاده از موشکهای دوربرد، تسخیر تعدادی از پاسگاههای مرزی عربستان، و به اسارت درآوردن تعدادی از نیروهای ارتش عربستان نشان از توان نظامی بالا و تجربه موفقیت آمیز این گروه در اداره امور نظامی در شرایط جنگی دارد.
دومین هدف مهم ائتلاف سعودی در حمله به یمن، بازگرداندن منصورهادی به قدرت بوده است. اما همانگونه که گفته شد توان مدیریتی انصارالله باعث گسترش اقبال مردمی به آنها شده است و این در حالی است که به دلیل پشتیبانی آشکار و صریح منصور هادی از حمله نظامی ائتلاف سعودی، مقبولیت مردمی وی به شدت زیر سوال رفته است. در چنین شرایطی، عربستان به خوبی میداند که نمیتواند به بازگشت دوباره منصور هادی به قدرت فکر کند؛ چرا که منصور هادی به جز اندکی هواداران قبیلهای و گروههای سلفی، جایگاهی در میان اکثریت مردم یمن ندارد.
سومین هدف عربستان برگزاری گفت و گوهای یمنی-یمنی با محوریت و دستور کار آن کشور بود. شرایط میدانی و تحولات سیاسی منجر به این شده است که عربستان سعودی در این هدف خود نیز نتواند موفقیتی کسب کند. پذیرش منصور هادی برای شرکت در نشست ژنو و حضور نمایندگان انصارالله در این نشست خود نشان دهنده این است که ائتلاف سعودی در دستیابی به اهداف سیاسی خود نیز ناکام بوده است.
پیش از این عربستان با قاطعیت بسیار تاکید داشت تا زمانی که نیروهای انصارالله سلاحهای خود را به زمین نگذارند و به مناطق شمالی عقب نشینی نکنند، هیچ گفتو گویی در میان نخواهد و هرگونه گفت و گویی نیز باید با محوریت عربستان و در این کشور انجام شود.
گفتوگوهای مقامهای آمریکایی با نمایندگان انصارالله در کشور عمان نشان داد که چنین پیش شرطهایی بیشتر ناشی از ناآگاهی سعودیها از وضعیت میدانی در یمن است. به همین دلیل بود که آنها با برگزاری نشستی در ریاض و مخالفت با برگزاری نشست ژنو تلاش کردند این گونه وانمود کنند که بر اوضاع سیاسی مسلط هستند و امور را زیر کنترل دارند.
اما مطرح شدن دوباره نشست ژنو با محوریت سازمان ملل متحد نشان داد عربستان عرصه را در این زمینه باخته است و چارهای جز تن دادن به پذیرش موجودیت انصارالله و برتری میدانی آنها ندارد.
همه اینها در حالی است که از ائتلاف سعودی بیشتر از یک اسم باقی نمانده است و عربستان در حمله به یمن تنها مانده است. شرکت نکردن پاکستان در این ائتلاف و کنارهگیری ارتش مصر از ارسال نیروهای زمینی به یمن به خوبی نشان میدهد چنین ائتلافی بیش از آن که در عمل نمود داشته باشد، در عرصه رسانهها بزرگ نمایی شده است.