تروریسم و حمایت از جنبشهای خشونتآمیز به مدت طولانی بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی ایران بوده و این کشور را به یکی از حامیان خطرناک تروریسم دولتی در جهان تبدیل کرده است. تهران به دلایل زیادی از تروریسم حمایت میکند؛ ابزارهای حمله به سراسر جهان را بهدست میآورد، بر سیاست همسایگان خود اعمال نفوذ میکند، مانع آمریکا و اسرائیل میشود و از مزایای دیگری نیز برخوردار میشود.
ایران اخیرا در تغییری، همچنین از روابط خود با گروه حزبالله لبنان و گروههای عراقی در چارچوب تلاشها ضد شورشها استفاده و با این گروهها برای تقویت رژیم اسد در سوریه و دولت عبادی در عراق همکاری میکند.
اگر از طریق نیروی نظامی یا شیوههای دیگر جلوی ایران گرفته شود، این کشور ممکن است از تروریستها برای بیرون ریختن خشم خود و انتقام گرفتن استفاده کند. اسرائیل به احتمال زیاد یک هدف ویژه تروریسم مرتبط با ایران است. با این حال، در شرایط فعلی هنوز هم بعید است تهران به انجام افراطیترین اشکال تروریسم از جمله حمله با تلفات جمعی شبیه به 11 سپتامبر 2001 بپردازد یا به حمله با ماده شیمیایی، میکروبی یا سلاح هستهای روی آورد. آمریکا باید با متحدان خود کار کند و تلاشهای خود را برای مقابله با ایران گسترش دهد.
با این حال، بعید نیست رفتار ایران به طور قابل توجهی تغییر کند. تلاشهای آمریکا ممکن است حمایت ایران از تروریسم را کاهش دهد اما تلاشها این حمایت ایران را از بین نمیبرد. آمریکا باید خطوط قرمز را شناسایی کند و در صورت عبور از آنها، برای اقدام آماده باشد. آمریکا باید به توطئهها و نه فقط حملات موفق توجه داشته باشد و به داستان انکار کردن که حزبالله گاهی اوقات از آن بهره میبرد پایان دهد.
من در سخنان خود نخست درباره انگیزههای بیشمار ایران برای حمایت از گروههای تروریستی توضیح میدهم. پس از آن درباره سطح تلاشهای فعلی ایران توضیح میدهم و بویژه روابط ایران با برخی گروهها در عراق و سوریه و همچنین توطئهها و حملههای اخیر مرتبط با ایران را تشریح میکنم. پس از آن به ارزیابی معضل تروریسم و برنامه هستهای ایران میپردازم و در پایان، با ارائه پیامدها و توصیههایی برای سیاست آمریکا نتیجهگیری میکنم.
انگیزههای ایران برای حمایت از تروریسم
مقامات ایران از زمان بهدست گرفتن قدرت در سال 1979 از ترور و تروریسم استفاده کردهاند. ایران پس از 36 سال همچنان به استفاده از تروریسم میپردازد و با مجموعهای از گروههای خشن که از تروریسم و تاکتیکهای دیگر استفاده میکنند، همکاری دارد. جیمز کلاپر، مدیر اطلاعات ملی، سال 2014 در سخنان خود هشدار داد ایران و متحد آن حزبالله لبنان همچنان به تهدید متحدان آمریکا میپردازند و فعالیت حزبالله همچنان بسیار زیاد است. انگیزه اولیه ایران از حمایت از گروههای تروریستی، ایدئولوژیک بود اما این وضع در طول زمان تغییر کرده است. هنگامی که جمهوری اسلامی در سال 1979 متولد شد، آیتالله خمینی اعلام کرد ایران «باید برای صدور انقلاب به جهان، سخت تلاش کند».
هدف [امام] خمینی در قانون اساسی و منشور سازمانهای مهمی مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار دارد؛ سازمان نظامی و شبهنظامیای که مسؤول بسیاری از روابط ایران با گروههاست.
نزدیکترین روابط ایران با حزبالله لبنان است که شاید تواناترین گروه شبهنظامی در جهان به شمار رود.
ایران به ایجاد حزبالله در اوایل دهه 1980 کمک کرد و در دهههای بعدی به تسلیح و آموزش آن پرداخت.
عوامل حزبالله بسیار ماهر هستند. نیروهای اطلاعاتی و شبهنظامی ایران همکاری نزدیکی با آنها دارند و اغلب به صورت همکار عمل میکنند.
به لحاظ سیاسی، حزبالله به رهبر عالی ایران وفادار است اما پایگاه حمایتی حزبالله در لبنان و قابلیتهای گستردهاش به آن استقلال میدهد تا اگر خواست از این استقلال استفاده کند. با این حال، وفاداری ایدئولوژیک حزبالله و حمایتهای ایران این دو را نزدیک هم نگه داشته است. ایران به حزبالله برای گسترش انقلاب در لبنان کمک کرد. ایران همچنین به گروههای شیعه شبهنظامی در عراق، بحرین، پاکستان، افغانستان و جاهای دیگر برای سازماندهی آنها در برابر گروههای رقیب و اغلب در برابر دولتهای میزبان خود کمک کرد.
پس از انقلاب سال 1979، ایران پیروانی پذیرا میان گروههای شیعی و آماده نبرد و مظلوم در سراسر جهان اسلام پیدا کرد: بسیاری از شیعیان، کاریزمای آیتالله خمینی و موفقیت خیرهکننده انقلاب ایران را الهامبخش یافتند.
با این حال، تهران همچنین دارای روابط با گروههای سنی از جمله سازمانهای کرد عراقی و جهاد اسلامی فلسطین است. ایران هنوز هم دارای روابط با گروه حماس است هر چند این روابط نسبت به گذشته کاهش یافته است.
اهداف استراتژیک ایران برای حمایت از تروریستها و دیگر گروههای خشن عبارت است از:
تضعیف رقبا: ایران از گروههای شورشی و تروریستی برای تضعیف دولتهایی که با آنها مخالف است استفاده میکند. در دهه 1980، این دشمنان شامل صدام در عراق و همچنین طرفهای کمتر دشمن مانند حاکمان کویت و عربستان سعودی بودند.
قدرتنمایی: توان نظامی و اقتصادی تهران ضعیف است و در حالی که قیمت نفت رو به کاهش و تحریمها به قوت خود باقی است، این ضعف هر چه بیشتر نمایان میشود. با این حال رژیم ایران خود را بهعنوان قدرتی منطقهای و حتی یک قدرت جهانی میبیند و در حال کار با تروریستها برای فراهم کردن زمینه نفوذش در حوادث دور از مرزهای خود است. حمایت ایران از حزبالله، جهاد اسلامی و حماس، ایران را به بازیگری مهم در اختلافات اسرائیل و فلسطین و اسرائیل و اعراب تبدیل میکند. حمایت ایران از حوثیها در یمن موجب نفوذ تهران بر مرز جنوبی عربستان سعودی شده است.
ایجادکننده اخلال: ایران از گروههایی که حملات آنها مذاکرات صلح اسرائیل و فلسطین و اسرائیل و سوریه را مختل کرده حمایت کرده است. این پیروزیای برای ایران است که مذاکرات را خیانت به آرمان مسلمانان تلقی میکند.
تهدید و ارعاب: همکاری با گروههای خشن موجب میشود ایران یک تهدید ویرانگر و قادر به فشار آوردن بر همسایگان خود برای فاصله گرفتن آنها از آمریکا یا خودداری از پیوستن به تلاشهای اقتصادی یا نظامی برای فشار به تهران باشد.
بازدارندگی: روابط ایران با گروههای شبهنظامی، بویژه حزبالله لبنان با زیرساختهای جهانی، آن را قادر میسازد با اقدامات تلافیجویانه تروریستی، دشمنان خود را تهدید کند.
ایران به این شکل - در صورتی که بخواهد - راهی برای پاسخ به فشار نظامی یا دیگر فشارها بهدست میآورد.
انتقام: ایران همچنین از تروریسم برای انتقامگیری استفاده میکند. ایران به مخالفان از جمله گروههای خشونتگرا حمله کرده است حتی زمانی که آنها تهدید کمی برای رژیم محسوب میشدهاند. ایران برای هدف قرار دادن اسرائیل تلاش کرده است به دلیل اعتقاد به اینکه اسرائیل در مرگ دانشمندان هستهایاش دست داشته و برای اینکه کشته شدن عماد مغنیه، رئیس عملیاتی حزبالله در سال 2008 را که به طور گسترده به اسرائیل نسبت داده میشود، تلافی کند.
حفظ گزینهها: ایران در یک منطقه خصمانه، به دنبال انعطافپذیری و آماده برای مواقع ضروری است. همسایگان ایران اغلب ثابت کردند رویکردی خصمانه دارند و آشتی عمر کمی داشته است. ایران به دنبال روابط با طیف وسیعی از گروههای خشن است تا با استفاده از این اهرم فشار بتواند سوءظن را به خصومت آشکار تبدیل کند.
استفادههای اخیر ایران از خشونت گروهها
ایران، اغلب با همکاری حزبالله، بارها سعی به استفاده از تروریسم علیه مجموعهای از اهداف و منافع اسرائیل و غرب کرده است و این الگو در سالهای اخیر ادامه دارد. بنا به گزارشها، توطئههای اخیر از توطئه علیه یک شرکت حمل و نقل اسرائیل و دفاتر سازمان کمک آمریکا (USAID) در نیجریه در سال 2013 گرفته تا زیر نظر گرفتن سفارت اسرائیل در باکو (جمهوری آذربایجان) برای حمله احتمالی را شامل میشود. عوامل حزبالله سال 2014 برای حمله به گردشگران اسرائیلی در بانکوک برنامهریزی کرده بودند و اکتبر 2014 عوامل حزبالله در پرو قصد حملات علیه اهداف اسرائیلی را داشتند.
حمله به اسرائیل بویژه براساس ترکیبی از تجاوزگری و انتقام صورت میگیرد. ایران، اسرائیل را در کشتن دانشمندان هستهای خود مقصر میداند و حزبالله و اسرائیل در جنگی آرام اما مرگبار درگیر هستند که در آن اسرائیل به طور منظم عوامل ارشد حزبالله در لبنان و سوریه و برخی اوقات در خارج از این منطقه را میکشد. بهعنوان مثال، اسرائیل بنا به گزارشها، به سوریه حمله کرد و جهاد مغنیه، پسر رئیس عملیاتی حزبالله که خودش یک تروریست بود را همراه با دیگر عوامل حزبالله و یک نیروی ایرانی همکار آنها کشت.
ایران نقش مهمی در حمایت از رژیم بشار اسد در سوریه ایفا کرده است و شاید بانفوذترین بازیگر خارجی در آن جنگ باشد.
سوریه تنها متحد عرب ایران و در واقع نزدیکترین متحد تهران در جهان است و از دست دادن دمشق یک ضربه فوقالعاده به قدرت ایران خواهد بود. کمکهای ایران طیف وسیعی را اعم از نیروهای نظامی و آموزش، تا ارسال پول و سلاح شامل میشود.
حزبالله نیز هزاران نفر از مبارزان خود را برای کمک به رژیم سوریه مستقر کرده است. رژیم اسد بدون کمک ایران و حزبالله احتمالا سقوط میکرد و مقامات ایرانی احتمالا تلاشهای خود را در سوریه یک موفقیت فوقالعاده تلقی میکنند.
به همین نحو، ایران نقشی مهم در عراق ایفا میکند و در همین راستا نه تنها با دولت حیدر العبادی همکاری میکند بلکه با طیفی از شبهنظامیان شیعی (به انضمام نیروهایی در کردستان عراق) برای مقابله با گروه داعش و سایر نیروها همکاری دارد.
ایران کماکان به نفوذ خود در عرصه فلسطین ادامه میدهد. در پی تأسیس حماس در سال 1987 میلادی، مناسبات میان ایران و حماس مؤدبانه اما محدود بود. حماس از ایران و حزبالله پول، تسلیحات و آموزش دریافت میکرد اما در عین حال حماس فاصله خود را نیز با تهران حفظ میکرد، زیرا رهبران حماس مصمم بودند از وابسته شدن به اهداکنندگان خارجی بپرهیزند، زیرا چنین وابستگیهایی سازمانهای فلسطینی را در گذشته اغلب محکوم به فنا کرده است.
این ارتباط، پس از آنکه حماس قدرت را در سال 2007 میلادی در غزه به دست آورد، نزدیکتر شد. اسرائیل، آمریکا و جامعه بینالمللی تلاش کردند حماس را منزوی کنند و این در حالی بود که حماس به دنبال دریافت سلاح و پول بود. ایران هر دو (سلاح و پول) را فراهم میکرد. درگیریهای سوریه، مناسبات ایران با حماس را فرسوده کرد اما استیصال هر دو طرف باعث شد میزان این گسستگی (در روابط) را محدود کنند. حماس به دنبال آن بود که خود را در طرف رژیمهای عرب سنی - و همچنین سنیها به طور کلی - قرار دهد و از این رو، به روابط دیرینه خود با بشار اسد، رئیسجمهور سوریه پشت پا زد و به تبع آن روابطش با حامیان اسد در تهران نیز تا حدی تیره شد.
با این وجود، سرنگونی رژیم اخوانالمسلمین در مصر در سال 2013 میلادی و درگیریهای مکرر حماس با اسرائیل، به منزوی شدن حماس منجر شد و آن را نیازمند دوستان بینالمللی کرد. ایران بهدنبال آن است که تمام پیوندهای خود را با گروههای سنی از دست ندهد که همین مساله، حماس را (برای ایران) بویژه پرارزش میکند. ایران همچنین مناسبات نزدیکی با گروه فلسطینی جهاد اسلامی دارد. این گروه هرچند کوچکتر و کمقدرتتر از حماس است، از رقبای حماس بهحساب میآید.
از سوی دیگر هرچند حمله به اسرائیل از علل وجودی حزبالله است و ممکن است باعث افزایش حمایتها از آن شود، فعالیتهای این گروه بیش از حد گسترده شده است و از این رو برای حزبالله دشوار خواهد بود که چند جنگ بزرگ را به طور همزمان اداره کند.
آمریکا، ایران و حزبالله، همگی درگیر عملیات ضدشورشگری و به نحوی، عملیات ضدتروریسم هستند. این سه علیه گروه داعش و سایر گروههای همفکر آن در عراق و سوریه میجنگند. حزبالله همچنین با حامیان این گروههای تکفیری که در خاک لبنان فعال هستند، مقابله میکند. اگرچه مقامات آمریکایی اصرار دارند هیچ همکاری رسمی میان نیروهای آمریکایی و نیروهای سپاه پاسداران ایران یا حزبالله وجود ندارد، آمریکا عملیات خود را با دولت لبنان و بویژه، دولت عراق هماهنگ میکند.
این در حالی است که هر دو دولت یادشده کارهای خود را با ایران هماهنگ میکنند و احتمالاً ایران در ارتش و نیروهای امنیتی هر دو کشور یادشده (لبنان و عراق) به طور گسترده نفوذ کرده است. از این رو، آمریکا عملاً با ایران هماهنگی میکند یا دستکم میتوان گفت آمریکا به احتمال زیاد عملیات خود را به نحوی برنامهریزی میکند که با عملیات ایران در مغایرت یا تعارض قرار نگیرد.
معضل هستهای
برنامه هستهای ایران مشکلات سیاستهای مقابله با تروریسم را پیچیدهتر میکند. تلاشهای اسرائیل برای مختل کردن برنامه هستهای ایران و جنگ با تروریسم، به بروز جنگ در سایه میان دو طرف منجر شده و روند انتقامجویی متقابل را ایجاد کرده است. رهبران ایران به دنبال انتقام هستند و در ضمن میخواهند به مخاطبان داخلی خود (بویژه سپاه پاسداران) ثابت کنند ایران تحقیر نخواهد شد. از این رو آنان (مقامات ایرانی) از تروریسم برای صدمه زدن به اهداف اسرائیلی در سراسر جهان و همچنین حملات مرزی به اسرائیل استفاده میکنند.
هرچند هنوز خیلی زود است که بتوانیم درباره تغییرات اخیر در رفتار ایران در قبال آمریکا نتیجهگیری قطعی کنیم، بهنظر میرسد از زمان آغاز مذاکرات جدی درباره برنامه هستهای ایران، استفاده مستقیم این کشور از تروریسم در خارج از منطقه علیه آمریکا کاهش یافته باشد.
اما حمله نظامی به ایران توسط اسرائیل و آمریکا به احتمال زیاد به پاسخ سنگینتر تروریستی از سوی ایران منجر خواهد شد. بخشی از دلایلی که ایران از گروههای تروریستی حمایت میکند این است که گزینههای پیش روی خود را باز نگه دارد. اگر به ایران حمله شود، آنگاه ایران نیروهای تروریستی خود را (برای انجام عملیات علیه آمریکا و اسرائیل) فراخواهد خواند. حملاتی که ایران در سراسر جهان طراحی و اجرا خواهد کرد، احتمالاً با استفاده از مأموران خود، نیروهای حزبالله لبنان یا سایر گروهها انجام خواهد شد. ایران همچنین فعالیتهای خود را علیه نیروهای آمریکایی در افغانستان و عراق تشدید خواهد کرد.
ایران ممکن است از گروههایی که به نیابت از این کشور میجنگند، یا از تکاوران شبهنظامی خود برای انجام این حملات استفاده کند. گستره و مقیاس پاسخ ایران به میزان خساراتی که از حمله اولیه (آمریکا یا اسرائیل) متحمل شده بستگی خواهد داشت. همچنین اندازه و سختی این واکنش به شرایط سیاسیای که رژیم تهران یا گروههای قدرتمندی مانند حزبالله هنگام حمله اولیه به تأسیسات هستهای ایران در آن قرار دارند، وابسته خواهد بود. در هر صورت، ایران به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد چندین حمله را به طور موازی و همزمان انجام دهد و حتی به خاک آمریکا نیز حمله کند و در ضمن اهدافی مانند نهادهای دیپلماتیک، نظامی و غیرنظامی آمریکا در سراسر جهان را برای حملات تلافیجویانه در نظر بگیرد.
ایران دارای سلاح هستهای، نیرویی به مراتب خطرناکتر در منطقه خواهد بود و از این رو ممانعت از دستیابی ایران به بمب اتم باید اولویت اصلی هر دولت (کنونی و آتی) آمریکا باشد (و منحصر به دولت اوباما نباشد). دستیابی به سلاح هستهای احتمالاً ایران را جسورتر خواهد کرد. در حال حاضر، تهدید واکنش نظامی متعارف (غیرهستهای) آمریکا، تجاوزکاری ایران را محدود میکند اما دستیابی به سلاح هستهای باعث میشود ایران بتواند آمریکا را از انجام حمله نظامی متعارف به ایران بازدارد. آنگاه ایران ممکن است در حمایت حزبالله لبنان، نیروهای گوناگون مخالف رژیمهای عربی، گروههای تروریستی فلسطینی و نیروهای افراطیتر در عراق، فعالتر شود.
ایران ممکن است به پاکستان شبیهتر شود، زیرا پس از آنکه اسلامآباد به سلاحهای هستهای دست پیدا کرد، به سپری محافظ در برابر برتری هند در جنگ متعارف (غیرهستهای) دست یافت و در حمایت از گروههای ضدهندی در داخل هند فعالتر و تهاجمیتر شد. پیشبینی نوع رفتار ایران با سلاح هستهای دشوار است و برخی کارشناسان در این رابطه نسبتاً خوشبین هستند. مثلاً کنت والتز در شماره ژوئیه / آگوست 2012 نشریه «فارین افرز» مقالهای با عنوان «چرا ایران باید به بمب اتم دست پیدا کند»، نوشته است.
سیاستگذاری
آمریکا قادر است استفاده ایران از تروریسم را کاهش دهد و در عمل نیز این کار را کرده است اما در این باره محدودیتهایی نیز وجود دارد. آمریکا باید با متحدان خود برای مقابله با تروریسم مورد حمایت ایران، همکاری کند. این مساله، در رابطه با حزبالله (لبنان) بویژه مشکلساز میشود، زیرا معمولاً متحدان آمریکا از فعالیتهای حزبالله در کشورهایشان چشمپوشی میکنند، زیرا این گروه هم در فعالیتهای «قانونی» سیاسی دخیل است و هم فعالیتهایی در زمینههای رفاه اجتماعی انجام میدهد. اگر آمریکا بتواند مانع هرگونه حمایت از حزبالله (از سوی متحدان خود) در هر شکلی شود، آنگاه انگیزهای در این سازمان لبنانی ایجاد خواهد شد که استفاده از خشونت را کاهش دهد.
آمریکا همچنین باید متحدان خود را تشویق کند که اندازه دفاتر دیپلماتیک ایران را در کشورهای خود کاهش دهند و علاوه بر این، فعالیتهای آزادانه مأموران اطلاعاتی ایران را در کشورهای خود دشوارتر کنند.
با این وجود، به علت تلاشهایی که در رابطه با برنامه هستهای ایران در جریان است، فشار آوردن بر ایران برای کاهش یا توقف حمایت از تروریسم، دشوار است. تحریمهای کنونی آمریکا و حتی آن تحریمهایی که هماکنون به حالت تعلیق درآمده است، تماماً بر برنامه هستهای ایران متمرکز است. فقط مقادیر محدودی از تحریمهای دیگر وجود دارد که ممکن است ما بتوانیم به تحریمهای فعلی ایران اضافه کنیم و این اجتنابناپذیر است که وضع هر تحریم جدید علیه ایران، با برنامه هستهای این کشور (در داخل ایران و آمریکا) مرتبط تلقی خواهد شد.
حتی اگر آمریکا اعلام کند این تحریمها را بهعنوان بخشی از تلاشهای ضدتروریسم خود علیه ایران اعمال کرده است، باز هم اکثراً تصور خواهند کرد به برنامه هستهای ایران ربط دارد (و این در حالی است که آمریکا در توافق موقت ژنو قول داده بود در خلال مذاکرات هستهای، تحریمهای جدید علیه ایران تصویب نکند). از همین رو، متحدان آمریکا در اروپا چنین برداشت خواهند کرد که آمریکا در حال تضعیف تلاشهای جامعه بینالمللی در رابطه با ادامه مذاکرات بر سر برنامه هستهای ایران است.
آنان خواهند گفت اگر ما به توافق (جامع) با ایران (از طریق مذاکرات) دست پیدا کنیم، آنگاه همان توافق، مانع دستیابی ایران به سلاحهای هستهای خواهد شد که به نوبه خود، برای تلاشهای ما ضد تروریسم مفید خواهد بود. در پی آن، ایران دیگر قادر نخواهد بود از سلاحهای هستهای بهعنوان سپری محافظ در برابر فشارهای نظامی متعارف آمریکا استفاده کند و احتمال جسورتر شدن تروریستهایی که به نیابت از ایران فعالیت میکنند نیز کمتر خواهد شد.
آمریکا باید همچنین «خطوط قرمز» کاملاً روشنی را برای طرز رفتار ایران وضع کند. علاوه بر این، آمریکا هنگامی که شدت تروریسم تحت حمایت ایران را اندازهگیری میکند، باید بهجای تمرکز بر حملات، روی نقشههای تروریستی متمرکز شود. آمریکا همچنین باید از رشد فرقهگرایی و خشونت گروه داعش بهرهبرداری کند تا پیوندهای ایران را با گروههای جهادی سنی به طور کلی قطع کند. آمریکا به شفافسازی در رابطه با سیاستش بویژه در رابطه با سوریه نیاز دارد. در عراق، آمریکا میتواند در جنگ علیه داعش با قبایل سنی، نیروهای عراقی (به همین حالی که هستند) و نیروهای پیشمرگ کرد عراقی همکاری کند.
تاکنون تلاشهای آمریکا در این زمینه تا حدی موفقیتآمیز بوده است. نیروهای شبهنظامی ایرانی و گروههای مرتبط با ایران نیز در حال جنگ با گروه داعش هستند اما آمریکا قادر است بدون (کمک گرفتن از) آنان نیز با این گروه بجنگد. اما سوریه، مشکل سختتری است. مخالفان میانهرو سوری ضعیفند و در حال ضعیفتر شدن نیز هستند. البته رژیم اسد و متحدانش - ایران و حزبالله - دشمنانی مؤثر برای گروه داعش هستند ولی آمریکا به دنبال سرنگون کردن رژیم اسد است و از این رو، متحد شدن آمریکا با رژیم اسد از لحاظ اخلاقی، زننده و زیانآور است و بسیاری از متحدان منطقهای آمریکا (کشورهای عربی منطقه) را از آمریکا ناخشنود و گریزان خواهد کرد.
از اینرو آمریکا در موقعیتی مضطرب قرار دارد، زیرا با نقش ایران و حزبالله در سوریه مخالف است و این در حالی است که آنان از مؤثرترین منابع جنگ با داعش در سوریه هستند. لذا جای هیچ تعجبی نیست که بسیاری از ناظران بر این باورند آمریکا از لحاظ تاکتیکی با ایران و حزبالله همسو است، زیرا همه ما در حال جنگ با یک دشمن واحد [داعش] در سوریه و عراق هستیم.
سقوط رژیم اسد در سوریه مطلوب است و باعث کاهش نفوذ ایران خواهد شد اما این امر، به تنهایی نمیتواند حمایت ایران را از تروریسم به میزان قابل توجهی تغییر دهد و حتی شاید منجر به افزایش اتکای ایران به گروههای تروریستی در سایر کشورها شود. هرچند اگر رژیم دمشق عوض شود، حزبالله یکی از پشتیبانان مهم خود را از دست خواهد داد و برای ایران نیز ارسال محمولههای سلاحها به لبنان از طریق خاک سوریه سختتر خواهد شد اما اهمیت حزبالله برای ایران افزایش خواهد یافت. هماکنون نیز ارسال تسلیحات به لبنان، بدون گذر از خاک سوریه، نسبتاً راحت است، زیرا نقش حزبالله در دولت لبنان (و کنترل فرودگاه بیروت) متوقف ساختن جریان تسلیحات به داخل لبنان را تقریباً غیرممکن میکند.
از اینرو، اگر ایران متحد اصلی منطقهای خود (بشار اسد) را از دست بدهد، آنگاه حمایتهای خود را از گروههای داخل سایر کشورها دوچندان خواهد کرد. به طور کلی، رشد انفجاری داعش و سایر گروههای تکفیری در منطقه، سیاست آمریکا در قبال لبنان را پیچیدهتر کرده است، زیرا در چنین شرایطی، اگر نفوذ حزبالله در داخل لبنان کاهش یابد، ممکن است منجر به تقویت گروههای تکفیری، بهجای گروههای میانهرو و طرفدار غرب، در این کشور شود.
در خاتمه، نبود گزینههای راهبردی برای ایران و تمایل این کشور به پاسخ دادن به آنچه دنیایی متخاصم تلقی میکند، تهران را به این سمت و سو هدایت خواهد کرد که به همکاری با طیفی از گروههای تروریستی ادامه دهد و از خشونت نیز بهصورت گزینشی استفاده کند. سیاستگذاری موفق آمریکا قادر است از گستره و اندازه خشونت ایران بکاهد اما بعید است بتواند یکسره به آن پایان دهد.