* در هفتههای اخیر برخی از روزنامههای نزدیک به حزب عدالت و توسعه از پیشروی نیروهای کرد در عراق در مقابله با داعش ابراز نارضایتی کردهاند. آنان بهطور علنی بیان کردهاند خطر پکک و گروههای دیگر کرد برای ترکیه بیش از داعش است. از همینرو منتقدان معتقدند که عدم کمکرسانی دولت ترکیه به کردها برای مقابله با داعش به همین خاطر است. سیاست دولت ترکیه در قبال کردها و داعش را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا امکان تغییر این سیاست در دولت بعدی ترکیه وجود خواهد داشت؟
** احزاب محافظهکار دستراستی ترکیه همواره مخالف پکک بودهاند. یکی از علل اصلی مخالفتهای آنان با این گروه خاستگاه مارکسیستی و چپگرایانه آن گروه در عرصه سیاست بوده است. شمار قابلتوجهی از روزنامهنگاران را میشناسم که بیش از آنکه به مبارزات کردها در شرایط کنونی علاقه داشته باشند، نسبت به داعش سمپاتی دارند. دولت بعدی ترکیه احتمالا ملیگراتر و راستگراتر خواهد بود. در نتیجه من انتظار تغییر جهت در سیاست دولت ترکیه در قبال کردها را ندارم.
* اردوغان اخیرا اظهار کرد دولت ترکیه حاضر است هر هزینهای را برای جلوگیری از ایجاد دولتی کردی در شمال سوریه بپردازد. تهدیدات اردوغان تا چه اندازه جدی است؟ آیا گمان میکنید ترکیه دست به مداخله نظامی در خاک سوریه خواهد زد؟ واکنش جامعه بینالمللی به این موضوع چه خواهد بود؟
** به گمانم اردوغان صرفا بلوف میزند. نه جامعه بینالمللی چنین اقدامی را میپذیرد و نه از نظر داخلی شرایط اقتضا میکند دولت ترکیه دست به مداخله نظامی بزند.
* در این دور از انتخابات ترکیه، برخی از ترکها نیز علاوه بر کردها، به حزب دموکراتیک خلقها رأی دادند. به نظرتان حزب دموکراتیک خلقها چگونه توانست رأیدهندگان ترک را متقاعد کند؟ آیا این موضوع را باید نشانهای از افول ملیگرایی ترکی در ترکیه دانست؟ ارزیابی شما درباره پیروزی حزب دموکراتیک خلقها چیست؟
** طبق برآوردهای صورتگرفته حدود ١,٥ میلیون شهروند ترک همراه با ٤.٥ میلیون شهروند کرد ترکیه به حزب دموکراتیک خلقها رأی دادهاند. بخشی از حمایت ترکها از آن حزب برای مقابله با قدرتگیری بیشتر دولت اردوغان بود اما برای بسیاری از ترکها حزب دموکراتیک خلق بهعنوان یک حزب دموکراتیک چپگرا قلمداد شد و درنتیجه جذابیت داشت. میتوانیم مشاهده کنیم چرخش آشکاری در پایگاه رأیدهندگان سنتی به حزب جمهوریخواه خلق و ریختهشدن رأی آنان به نفع حزب دموکراتیک خلقها در این دور از انتخابات روی داد. بخشی از هواداران حزب جمهوریخواه خلق از آن جهت به حزب دموکراتیک خلقها رأی دادند که این حزب خود را با ماهیت ترکی و کردی معرفی کرده و سایرین را نیز در خود جای داده است.
چه ارتباطی میان پیروزی حزب دموکراتیک خلقها در ترکیه و فعالیتهای پکک در منطقه وجود دارد؟ موفقیت اخیر حزب دموکراتیک خلقها چه تأثیری روی فعالیت پکک خواهد گذاشت؟
** حزب دموکراتیک خلقها و پکک روابط نزدیکی با یکدیگر دارند و پیروزی هریک را باید پیروزی دیگری قلمداد کرد. من بر این باورم که هر دو جریان از این پس، قدرتمندتر خواهند شد.
* تأثیر پیروزی حزب دموکراتیک خلقها بر احساسات استقلالطلبانه در ترکیه چگونه خواهد بود؟ آیا به نظرتان این موضوع باعث تقویت این احساسات خواهد شد یا تضعیف آن؟
** حزب دموکراتیک خلقها نمیتواند از استقلالطلبان دفاع کند و در حال حاضر نیز چنین کاری نمیکند. با وجود این، در طولانیمدت، موضوع استقلال، غیرقابل اجتناب خواهد بود و در این مورد میتوان از موضوع اسکاتلند و بسیاری دیگر از نقاط جهان یاد کرد.
* همانگونه که میدانید، حزب دموکراتیک خلقها با دیدگاههای چپگرایانه رادیکال خود حمایت احزاب مشابه اروپایی ازجمله پودموس و سیریزا را در اروپا جلب کرده است. به نظرتان آیا این موضوع بر روابط ترکیه با واشنگتن و اتحادیه اروپا، تأثیرگذار خواهد بود؟
** بهعنوان یک حزب اپوزیسیون اقلیت، چنین خطری وجود نخواهد داشت. حزب دموکراتیک خلقها و حزب جمهوریخواه خلقها به میزان محدودی از حمایت چپها در ترکیه برخوردارند. من تشکیل هیچگونه دولت چپگرای رادیکالی را در آینده نزدیک در ترکیه متصور نیستم. بنابراین آنجا هیچگونه خطری برای عضویت ترکیه در ناتو وجود ندارد.
* تا چه اندازه احتمال بروز منازعه میان حزب دموکراتیک خلقها و حزبالله ترکیه را امکانپذیر میدانید؟ روابط بین حزب دموکراتیک خلقها و محافظهکاران ترکیه چگونه است؟
** حزب دموکراتیک خلقها بهعنوان نیرویی پیگیر، در راستای دنبالکردن تلاش کردها، پایگاه حمایتی گستردهتری پیدا خواهد کرد درنتیجه حزبالله ترکیه در هر شرایطی که برایش امکانپذیر باشد حمله را علیه آن حزب عملیاتی خواهد کرد. این موضوع میتواند باعث افزایش تنش و خشونت شود، چراکه پیش از این نیز چنین وضعیتی روی داده است. در آینده، گمان نمیکنم حزب دموکراتیک خلقها بتواند چنین سطح بالایی از حمایت را در میان کردها حفظ کند. در صورتی که روند مذاکرات صلح میان دولت ترکیه و کردها تکمیل شود، محافظهکاران کرد به سوی احزاب راستگراتر و مذهبیتر گرایش پیدا خواهند کرد.
* رابطه میان پکک و حزب دموکراتیک خلقها را چگونه ارزیابی میکنید؟ «صلاحالدین دمیرتاش»، رهبر حزب دموکراتیک خلقها و «عبدالله اوجالان»، رهبر پکک، هر دو شخصیتهایی کاریزماتیک هستند. آیا فکر نمیکنید در طولانیمدت، شاهد افزایش منازعه میان دو گروه باشیم؟
** اوجالان اکنون از جایگاه رفیعی در میان کردها برخوردار است و بهنوعی «رهبر ابدی کردها» بهشمار میرود. من گمان نمیکنم او رودرروی هیچکسی ازجمله دمیرتاش قرار گیرد. حزب دموکراتیک خلقها بههمراه سایر عناصر غیرکردی، زمان خواهند داشت و ممکن است برخی از سیاستهایی را پیش ببرند که در جهت و خط و اولویتهای پکک نباشد بااینحال، من هنوز هم چشماندازی برای بروز منازعه جدی و اساسی میان آنان با یکدیگر متصور نیستم.
* چشمانداز مذاکرات صلح کردی در دولت آینده ترکیه چگونه است؟ آیا میتوان به نتیجه مثبت آن امیدوار بود یا آنکه به نظرتان مسئله کردی همچنان لاینحل باقی خواهد ماند؟ آیا اوجالان از زندان آزاد خواهد شد؟
** تا زمانی که دولت جدید تشکیل نشود یا حتی گزینه بدیل یعنی انتخابات زودهنگام مجدد برگزار نشود، نمیتوانم دراینباره پیشبینیای داشته باشم. در حال حاضر هیچ شانسی برای آزادی اوجالان وجود نخواهد داشت. با وجود این، پیروزی انتخاباتی حزب دموکراتیک خلقها سبب شده تا این حزب جای خود را در قلب ترکها باز کند و این موضوع میتواند به اعتمادسازی بیشتر بینجامد.
* کانتونهای روژاوا تا چه اندازه میتوانند الگویی برای کردها در دیگر مناطق خاورمیانه باشند؟ آیا این کانتونها تجربهای موفق بودهاند؟
** من کارشناس مسائل روژاوا نیستم. بااینحال، آنجا منطقهای کوچک است با حکومتی ضعیف و بسیار نزدیک به مرز ترکیه. آینده این منطقه احتمالا مشابه آینده اقلیم کردستان در عراق خواهد بود با این تفاوت که دولتی چپگرا در آنجا مستقر خواهد شد. البته تا رسیدن به این نقطه زمان زیادی لازم است. این موضوع میتواند الهامبخش برخی از کردها در داخل ترکیه نیز باشد با این حال، من انتظار ندارم که حرکات مشابهی در درون ترکیه بروز کنند. از آنجایی که ترکیه از نظر اقتصادی و سیاسی کشوری جذاب است و باثبات به نظر میرسد امکان تحقق چنین سناریویی در آن کشور بعید بهنظر میرسد. کردها خواهان تحقق روژاوایی دیگر به بهای شکنندهشدن ثبات نیستند.
* به نظرتان دولت سوریه چه واکنشی در قبال خودمختاری کردها در سوریه از خود نشان خواهد داد؟ آیا میتوان منتظر اعطای امتیاز خودمختاری از سوی دمشق به کردها در ازای همراهی آنان در مبارزه علیه دشمن مشترک (داعش) بود؟
** دولت «بشار اسد» رئیسجمهوری سوریه وابستگی زیادی به توازن قدرت بینالمللی دارد. تا زمانی که روسیه، چین و آمریکا بر سر این موضوع با یکدیگر تفاهم داشته باشند اسد نمیتواند با کردها وارد معامله شود. با این وجود، واقعیت آن است که در مواجهه با داعش و نبرد علیه آن اکنون اسد و کردها دارای دشمن مشترک هستند.
* به نظرتان پیروزی اخیر حزب دموکراتیک خلقها در ترکیه و حزب اتحاد دموکراتیک در سوریه چه تأثیری بر محوریت رهبری کردها حول محور بارزانی- طالبانی در اقلیم کردستان خواهد گذاشت؟ آیا فکر میکنید که حزب دموکراتیک خلقها و پکک تهدیدی جدی علیه اقلیم خودمختار کردستان خواهند بود؟
** حزب دموکراتیک خلقها و پکک تهدیدی علیه اقلیم خودمختار کردستان نیستند بلکه آنان رقیب یکدیگر هستند. این پیروزی و تداوم موفقیتهای مشابه در روند مذاکرات صلح سبب میشود تا کردهای مقیم اقلیم در رویکردشان تجدیدنظر کنند و احتمالا به سوی احزاب چپگراتر در منطقه گرایش پیدا کنند. من فکر نمیکنم که سطح منازعه میان طرفین تا اندازهای افزایش یابد که به رویارویی جدی بینجامد.
* برخی معتقدند که نیروهای کرد، بدون پشتیبانی هوایی نیروهای آمریکایی در عراق نمیتوانستند مناطق تحت اشغال داعش را پس بگیرند. ارزیابی شما دراینباره چیست؟ آیا فکر میکنید که اقدامات کردها در عراق بتواند به ایجاد ائتلافی متشکل از نیروهای شیعه نزدیک به ایران، آمریکاییها و نیروهای کرد علیه داعش در عراق بینجامد؟ تا چه اندازه گمان میکنید این موضوع سبب نزدیکی کردها و شیعیان به سوی یکدیگر شود؟
** حمایت آمریکاییها در اینباره امری ضروری و اساسی بود. اقلیم خودمختار کردستان منطقهای کوچک است که نمیتواند بهعنوان ناحیهای با نیروی نظامی کارآمد ایستادگی کند. من درباره احتمال تشکیل ائتلافی متشکل از کردها و شیعیان نمیتوانم اظهارنظری کنم بااینحال، آنان باید در همکاری با یکدیگر و با کسب حمایت از سوی آمریکاییها در این برهه زمانی خاص با یکدیگر برای مقابله با داعش همکاری کنند.
* تا چه اندازه شرایط تشکیل کشور کردستان واحد امکانپذیر است؟ اسرائیل از این ایده حمایت کرده؛ آیا کشور دیگری در جهان وجود دارد که از این ایده حمایت کند؟ به نظرتان موضع آمریکا در اینباره چیست؟
** گمان میکنم که تشکیل یک دولت مستقل کردی در خاورمیانه درحالحاضر بیش از هر زمان دیگری ممکن به نظر میرسد، بهخصوص آنکه در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری عراق بهعنوان یک دولت دارای حاکمیت در حال فروپاشی بهنظر میرسد. ترکیه و ایران چنین ایدهای را نمیپسندند. بااینوجود، به گمان من تشکیل یک دولت مستقل کردی میتواند بخشی از راهحل برای رفع بیثباتی در منطقه باشد.