
خنده حلال و خنداندن مردم از امورات تحسین شده در دین اسلام است و درمعارف دینی هم به «ادخال سرور» در قلب مومن تاکید شده است و یکی از مصادیق شادی؛ خنده روی بودن و بشاش بودن انسان است.
ولی نسبت خنده و نشاط باهم چیست؟ آیا هر خندهای می تواند شادی و نشاط را به همراه داشته باشد و لزوما هر شادی باید با خندیدن همراه باشد؟
طبق مبانی دینی به خندهرویی و حتی مزاح کرذن سفارش شده است. این امر به خصوص در روابط اجتماعی و تعامل با مردم تاکید بیشتری دارد؛ چنان که حضرت علی(ع) میفرمایند: شادی مومن در رخسار او و اندوهش در دل است. نشاط مسالهای فراتر از خنده است و میتوان گفت نسبت خنده و نشاط عموم و خصوص من وجه است گاهی نشاط میتواند خنده را به همراه داشته باشد ولی هر خندهای الزاما به معنای با نشاط بودن نیست همچنان که هر گریهای به معنای ناراحتی نیست مثلا گریه ورزشکاران پس از پیروزی یا گریه وصال به معشوق، انسان در چنین شرایطی از فرط خوشحالی گریه میکند و این یعنی می توان شاد بود و نخندید.
بنابرین نشاط امری باطنی است و خنده مسالهای ظاهری و مهم باطن و درون انسان است که اگر انسان از درون خوشحال باشد قطعا این نشاط به ظاهر انسان سرایت خواهد کرد ولی صرف خنده به معنای نشاط درونی نیست.
وقتی نفس انسان با نشاط باشد این نشاط در حرکات و افعال و حتی سخنان انسان بروز خواهد نمود به عنوان مثال وقتی تاجری سودی کلان در معاملهای انجام دهد خوشحال است ولی خندان نیست این فرد از درون بانشاط است ولی نمیخندد چنین فردی در جمع دوستان و خانواده و محل کار است و رانندگی و خرید و.... میکند، خوشحال است ولی همه جا خندان نیست.
دین مبین اسلام برای خوشحالی عوامل متعددی می شمارد:
- تعالی روحی انسان باعث خوشحالی است هرچند این تعالی همراه با گریه باشد مثلا حضور در مراسمات دعا و نیایش هرچند با گریه همراه است ولی نهایتا نشاط آور است.
- برقراری ارتباط معنوی با باری تعالی از عوامل نشاط انسان است و ارتباط با فیاض لایزال الهی باعث نشاط و آرامش انسان می شود همچنان که خداوند می فرماید: «الابذکر الله تطمئن القلوب» (رعد/28) یاد خدا آرام بخش دلهاست. انسان وقتی در آرامش است با نشاط است ولی این نشاط الزاما همراه خنده نیست.
- جلب رضایت معبود در عبادتهای فردی چون نماز و روزه و.... عبادتهای اجتماعی چون تلاش برای کسب روزی حلال، خدمت به خلق الله، کسب علم، بازکردن گرهی از مشکلات مردم و......همه و همه نشاطآور است و همراه با خنده نیست.
خنده اما امری ظاهری است مسالهای زودگذر است و البته ثمرات و فواید جسمی و روحی دارد.
انسان حتی وقتی محزون است میتواند با لطیفه یا صحنهای خنداهدار بخندد ولی این خنده حزن و اندوه درونی او را برطرف نمیکند زیرا اندوه و ناراحتی امر درونی است و حزن درونی را باید با نشاط درونی شفا بخشید نه با خنده ظاهری.
انسان زمانی میتواند غلبه بر حزن و اندوه نماید که نشاطی مستمر داشته باشد و با استمرار نشاط در درون انسان است که آرامش مییابد و از افسرده بودن و غم و غصه مشکلات زندگی نجات مییابد.
بنابرین آنچه مورد تاکید مبانی دینی است نشاط و آرامش درونی است و نه خنده ظاهری هر چند گذشت که خنده ثمرات جسمی و روحی دارد.
رویگرد برنامه خندوانه که از شبکه نسیم پخش میشود و توانسته در مدتی اندکی مخاطب خوبی جذب نماید و البته جای تقدیر تشکر نیز دارد خنداندن مردم است و البته برنامههای پخش شده نیز موید این مطلب است ولی پاسخ به این سوال هم میتواند بر رویکر برنامه خندوانه تاثیر بگذارد که آیا هدف خندوانه صرفا خنداندن مردم است و یا به مساله ای فراتر از خنده که شاد کردن و با نشاط نگهداشتن مخاطب است نیز میاندیشد.
اگر هدف از خندوانه صرفا خنده مردم است بدین سبب خنده مردم در فقط در طول اجرای برنامه است و بس و با اتمام برنامه خنده هم تمام شده است ولی اگر هدف برنامه ایجاد نشاط درونی بین مردم باشد و نه الزاما خنده این نشاط میتواند ماندگار باشد و با اتمام برنامه هم مردم نشاط خود را حفظ خواهند نمود و این نشاط میتواند همراه خنده باشد و یا بدون خنده.
پاسخ به این سوال میتواند رویکرد برنامه را در دعوت از میهمانان و اجرای برنامه و سوالات مطرح شده از برنامه و مطالب عنوان شده تاثیر بگذارد.
رویکرد جدید برنامه خندوانه که گاه مجری از یاد مرگ سوال می کند و افرادی ویژه مانند بیماران خاص، کوتاه قامتان و ... را در برنامه دعوت میکند و مجری برنامه از حال خوب به جای خنده سخن می گوید نشان می دهد این انتقادات که در دور اول برنامه خندوانه نوشته و گفته می شد در دست اندرکاران برنامه اثر گذاشته و خوشبختانه مسئولین برنامه نشان داده اند از روحیه انتقاد پذیری خوبی برخوردار هستند.