* با توجه به توافق صورت گرفته توسعه اقتصادي ايران در چه پارادايمي سير خواهد كرد؟
** شوراي امنيت سازمان ملل متحد متن توافق را به يك سند ملي براي ما تبديل كرد اين توافق در عرصه جهاني مسبوق به سابقه نيست و براي خود مبدا و آغاز يك راه است. در واقع به سندي تبديل ميشود كه بسياري از كشورها را ملزم به رعايت قوانين آن خواهد كرد. ايران به طور كلي جمعيت ابعاد، وسعت، فرهنگ و تاريخش حكايت از قرار گرفتن در مسير توسعه را دارد و شاخصههاي تبديل به يك قدرت نوظهور در منطقه و عرصه جهاني را دارد. مسئلهاي كه ميتوانست بر آن تاثير منفي بگذارد اين بود كه، در مسير ديپلماسي چنانكه با كشورهاي ديگر در كشاكش ستيز و جنگ باشيم، رو به ضعف ميرفتيم. در نمايش اخير گرفتن عكسهاي يادگاري شايد بتوان گفت كه از اسناد نيز با ارزشتر و تاثيرگذار بودند. در شرايط تعامل با دنيا نبود تعرض با آنها، ايران ميتواند به جايگاهي كه شان آن را دارد دست پيدا كند. اين توافق ما را در جهان صاحب عزت كرده و ديد بسياري از كشورها را نسبت به ما تغيير داد. مسير توسعه ما در شرايطي كه تحريمها رفع شده است، با مكانيسمهاي ديگري كه در راه توسعه با خلا مواجه بوديم، هموار كرده است.
* راهبرد توسعه پايدار نياز به الزامات منطقهاي هم دارد، از جمله مخالفان ايران در خاورميانه عربستان است. آيا اصولا موجوديت عربستان و مواضع ضد ايرانياش اين ماهيت را دارد كه مسير توسعه ما را با انسداد مواجه كند. عربستان بعد از توافق صورت گرفته تغيير مواضع ميدهد؟
** تغييري جدي در مواضع عربستان صورت نخواهد گرفت. عربستان به دنبال بهانههايي هست كه مشكلات قرون وسطايي خود را به ديگران نسبت دهد. حكومت عربستان روش غير عادي در نوع حكومتش دارد و طبيعي است با موج ناشي از تغييرات سياسي و ژئوپولتيك در منطقه به هراس افتاده است. ايران از جمله كشورهايي است كه در سطح منطقه و تعاملات بينالمللي حاصل از تغييرات راهبردي به عنوان يك بازيگر مهم مطرح شده است و اين رويه در مباينت با سياست منطقهاي عربستان قرار دارد. باز گرداندن اقليت بعثي در عراق آمال عربستان در منطقه خاورميانه است. البته به اين نكته اشاره كنم كه مخالفت عربستان اهميتي ندارد، ميزان تاثيرگذاري آنها را ميتوان به پيش از توافق بزرگ نسبت داد. و اصولا عربستان در عرصه بينالمللي هيچ جذابيتي ندارد.
* جديترين مخالفان دولت روحاني و توافق هستهاي را گروه پارلماني پايداري كه ذيل دلواپسان قرار ميگيرند، تشكيل ميدهند. اين گروههاي مخالف در كمين توسعه ايراني قرار گرفتهاند. ميزان اثرگذاري آنها در اين مسير چه مشكلاتي را پي روي توسعهطلبان در بدنه دولت قرار ميدهد؟
** اين مخالفان را ميتوان به دو گروه تقسيم كرد. عدهاي غرب ستيز هستند در مدت 35 سال به آن دامن زدهاند. در واقع غرب را به دشمني ايدئولوژيك تبديل كردهاند. اين رنگ ايدئولوژيك به گونهاي است كه دشمني با غرب حالت تقدس به خود گرفته است. گروه ديگر تحت لواي اين شعارها در صدد هستند كه قانون حاكميت نداشته باشد. در اين فضا ديديم كه اقتصاد ايران با چه مشكلاتي مواجه شد. بسيار مضحكه است كه كشوري صنعت اول خود را در اختيار يك نفر قرار دهد و در پايان كار با آن اختلاسهاي نجومي سر برآورد. اينها در اين فضا ميخواهند از آب گل آلوده ماهي بگيرند و اصولا حيات سياسي اين گروهها در تثبيت و تكوين بحران است كه ادامه مييابد.
در اين فضا بهترين كاسبي را صاحب بودند. گروه اول قابل توجه خواهد بود چرا كه مواضع آنها رويكردي كاملا احساسي دارد و در صدد القاي اين مسئله است كه مذاكره و توافق را به مسامحه با غرب جلوه دهند اين گروهها در برابر موج ايجاد شده و رو به رشد داخلي مطمئنا به انزواي سياسي كشيده ميشوند. انتخابات مجلس در آينده مشخص خواهد كرد كه روش و رويكرد اين مخالفان تا چه اندازه با اغماض همراه بوده است.
* بسترهاي توسعه در ايران داراي چه پتانسيلي هستند و اصولا محور و اساس توسعه ايراني چه نسبتي با توافق صورت گرفته دارد؟
** در طي ساليان گذشته زير ساختهاي اساسي اقتصادي در ايران صورت گرفته است و مهمترين آنها نيروي انساني ماهر است. اين نيرو بيشترين اثر گذاري را ميتواند در مناسبات اقتصادي و مسير توسعه داشته باشد. نكته ديگر توسعه راهها و خطوط راه آهن است كه ايران در منطقه بهترين شرايط ممكن را در اين زمينه دارد. صنايع مادر ما چون ذوب آهن بسيار راهگشاست . اين صنايع به عنوان اساس توسعه در ايران محسوب ميشود. اما بايد توجه داشته باشيم كه اين صنايع مادر زماني ميتواند به توسعه توليد داخلي و به كار گرفتن ظرفيتهايي كه ما آن را در خلا نابود كردهايم بينجامد.
* بعد از حوادث 88 همگرايي و وحدت ملي با بحران مواجه شد و همگرايي يكي از شاخصههاي توسعه است. در حال حاضر ترميم شكافهاي ايجاد شده تا چه اندازه ميتواند ايران را در مسير توسعه پايدار قرار دهد؟
** اين همگرايي با ورود دكتر روحاني در عرصه قدرت به صورت منسجم در حال ترميم شدن است. رئيس جمهوري در انتخابات نقاطي را نشانه گرفته بود كه خيل عظيمي از مردم از آنها قطع اميد كرده بودند. طرح شعار تدبير و اميد تنها در حد شعار نبود، بلكه با انتخاب كابينهاي مجرب و كاردان خيز اساسي را براي حل مناقشات و زدودن مشاجرات سياسي برداشتند و تنها به اين مسئله تاكيد كردند كه با تمركز به بخشهاي اساسي معطوف كنيم. اين روند آن اندازه موثر واقع شد كه حتي كساني كه در انتخابات شركت نكرده بودند، بر تغيير فضاي ايجاد شده صحه گذاشتند.