گروه بینالملل: با وجود اعلام آمادگی دولت آمریکا برای مذاکره با کرهشمالی برای رسیدن به توافق مشابه با ایران، پیونگیانگ از موضع قدرت برنامه هستهای خود را یک عامل «بازدارنده ضروری» علیه آمریکا خواند و گفت علاقهای به مذاکره با واشنگتن و دست برداشتن از توانمندیهای هستهای خود ندارد. خبرگزاری دولتی کرهشمالی با انتشار بیانیه وزارت خارجه این کشور اعلام کرد: «مقایسه شرایط ما با توافق هستهای ایران منطقی نیست، چرا که ما همواره در معرض خصومتهای نظامی تحریکآمیز آمریکا از جمله رزمایشهای گسترده مشترک و یک تهدید هستهای عظیم قرار داریم. ما به هیچوجه به گفتوگو به منظور متوقف کردن یکجانبه توانمندیها یا دست برداشتن از تسلیحات هستهای خود علاقهمند نیستیم». در پایان این بیانیه نیز آمده: «ما آشکارا یک قدرت هستهای هستیم و قدرتهای هستهای منافع خودشان را دارند».
بازدارندگی هستهای رمز بقای پیونگیانگ
اما آیا کرهشمالی حقیقتا همانند ایران راه مذاکره هستهای با آمریکا و غرب را در پیش میگیرد؟ این پرسش که توسط خبرگزاری روسی اسپوتنیک مطرح شده است، از همان ابتدا با واکنش نسبتا منفی کارشناسان مواجه شده است به این دلیل مهم که کرهشمالی به بالاترین سطح فناوری هستهای دست یافته است:گیورگی تولاری، مدیر مرکز استراتژی آسیایی انستیتوی اقتصاد روسیه که سال گذشته در کرهشمالی به عنوان دیپلمات حضور داشته، میگوید: «من سعی میکنم درباره حل مساله هستهای کرهشمالی چندان خوشبینانه قضاوت نکنم، زیرا شرایط کاملا متفاوت است. اولا، در کرهشمالی برخلاف ایران، سلاح هستهای ساخته شده است، کرهشمالی آن را آزمایش کرده و در قانون اساسی کشور نیز به ثبت رسیده است. تصور اینکه پیونگیانگ از تولید هستهای خود چشمپوشی و اعتبار قانونی حکومت خود را خدشهدار کند، سخت است.
دوما، هیچ کس قصد تهدید کردن ایران به عنوان یک حکومت مستقل را نداشت. شرایط درباره کرهشمالی به گونه دیگری است. پیونگیانگ تصور میکند هدف اصلی سیاست آمریکا و کرهجنوبی از بین بردن حکومت کرهشمالی است. تنها ضامن حفظ حکومت برای آنها سلاح هستهای است. وجود این سلاح میتواند مانع از تجاوز نظامی به صورت مستقیم یا تلاش برای سرنگونی حکومت از داخل باشد».مذاکرات هستهای کرهشمالی به شیوه ایران در زمانی امکانپذیر بود که کرهشمالی به فکر تولید این سلاح افتاده بود. سال 1994 آمریکا و کرهشمالی توافقنامهای را به امضا رساندند که طی آن پیونگیانگ در مقابل چشمپوشی از آرزوهای هستهای خود برای توسعه انرژی اتمی صلحآمیز از آمریکا کمک مالی دریافت میکرد اما این توافقات در خیلی مسائل با شکست روبهرو شد و مقصر آن واشنگتن بود.
گیورگی تولاری میگوید: «توافقنامه سال 1994 کاملا هوشیارانه و درست بود. روسیه هم از این توافقات حمایت کرده و حساب کرد که اگر پیونگیانگ برنامه هستهای خود را راکد کند، آن وقت آمریکا در مقابل، تحریمهای اقتصادی را از این کشور برداشته و روسیه میتواند برنامههای خود را درباره احداث نیروگاه برق اتمی پیش ببرد اما واشنگتن به فکر سقوط زودهنگام حکومت کرهشمالی بود و زمان را تلف میکرد. واشنگتن برای عمل به تعهداتش درباره به رسمیت شناختن حکومت کرهشمالی و عادیسازی روابط با این کشور عجله به خرج نمیداد. کرهشمالی هم خیلی زود متوجه این مساله شد و توافقنامه را نقض کرد. به عبارتی هم آمریکا و هم کرهشمالی هر دو از توافقنامه تخطی کردند، این مساله مانع از اجرای سند شد». اوایل سالهای 2000 همه فهمیدند که حکومت کرهشمالی پابرجا میماند.
پس از دیدار تاریخی تابستان سال 2000 در پیونگیانگ و ملاقات کیم چن ایر با کیم د چون، پیونگیانگ تلاش خود را برای خروج از انزوا آغاز کرد. سال 2002 میلادی پس از چندین شکست در پروژه احداث نیروگاه برق اتمی، کرهشمالی به مرحله ساخت دیگهای بخار با سیستم رآکتور و ساخت رآکتور رسید. در این مرحله، آمریکاییها پیونگیانگ را متهم به غنیسازی مخفیانه اورانیوم کردند تا جلوی آنها را بگیرند. پیونگیانگ که از این سخنان دلخور شده بود از توافقات با آژانس بینالمللی خارج شده و رسما شروع به ساخت سلاح اتمی کرد. حتی مذاکرات ششجانبه نیز کمکی به این مساله نکرد، زیرا آمریکاییها منصفانه رفتار نمیکردند و با فشار بر پیونگیانگ، اصلا نگران وعدههای تحقق نیافته خود نبودند. به این ترتیب، میتوان گفت خود آمریکاییها باعث شدند کرهشمالی تبدیل به یک قدرت هستهای شود.
امروز دوباره شانس از سرگیری مذاکرات ششجانبه به وجود آمده است و گیورگی تولاری در این باره معتقد است: «توافق ایران احتمال حل شدن مشکل هستهای کرهشمالی از طریق راکد کردن آن را بیشتر میکند. باید همگی اقدام کنند، یعنی هم آمریکا، هم چین و هم روسیه و کرهجنوبی و البته خود کرهشمالی، زیرا هدر دادن پول برای بازدارندگی اتمی پیونگ یانگ، قطعا بهترین تصمیم نیست اما در عین حال نمیتوان انتظار داشت که برنامه کرهشمالی هم شبیه به ایران پیش برود، زیرا حل مشکل هستهای کرهشمالی در اولویتهای دستگاه ریاست جمهوری اوباما نیست. دستاورد سیاست خارجی اوباما عادیسازی روابط با کوبا و حل مشکل هستهای ایران بود و کارت بازی برای دور بعدی انتخابات را به دست دارد. موضوع کرهشمالی چندان تاثیری در افزایش آرا نخواهد داشت».