تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۰۹:۵۸  ، 
کد خبر : ۲۷۸۱۲۰
انتخابات مجلس دهم و چالش‌های پیش رو

استراتژی اصلاح‌طلب‌سازی بدلی


آیت وکیلیان‌ملکی/ روزنامه‌نگار

مجلس نهم در شرایط حساس و پیچیده پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 تشکیل شد. انتخابات مجلس نهم در سال 90 و نوع ورود افراد، گروه‌ها و احزاب سیاسی و میزان مشارکت مردم و عملکرد حاکمیت و ناظران و مجریان انتخابات در مقایسه با انتخابات پیشین، هم از نظر شکلی و هم از نظر ماهوی تفاوت‌هایی داشت.

طبیعی بود که مردم متأثر از انتخابات 88 نسبت به مقوله انتخابات دلسرد بودند و این روند به سود اردوگاه اصولگرایان خود را مالک‌الرقاب می‌دانستند. در زمینه سیاست خارجی نیز بنا بر تفکرات خود عمل می‌کردند و مانیفستی را برای خود تعریف کرده بودند که کمتر نشانی از عقلانیت سیاسی در آن دیده نمی‌شد.

شرایط حاکم بر کشور همان شد که نامزدهای انتخاباتی و تحلیلگران سیاسی از قبل هشدار داده بودند. با شکل‌گیری مجلسی که بیشتر ترکیب آن را اصولگرایی تشکیل می‌دادند، اصلاح‌طلبان عملاً از میدان مبارز خارج شدند. اصلاح‌طلبان هم به این جمع‌بندی رسیدند که کاندیدایی در انتخابات مجلس نهم معرفی نکنند.

در هر انتخاباتی که صلاحیت چهره‌های مشهور اصلاح‌طلب را رد کنند، به ویژه اگر نتیجه حضور اشخاص غیر مشهور اصلاح‌طلب، وحدت اصولگراها و لذا بسیج شدن همه نهادهای کشوری و لشکری به سود آن جناح باشد، شرایط انتخابات از حالت طبیعی خود خارج خواهد شد. هرچند بعضی با فرصت‌طلبی از این وضعیت استفاده‌ها بردند و با برند اصلاح‌طلبی خود را عرضه کردند، ولی واقع امر آن است که این معدود افراد به تدریج و با گذشت زمان در مناطق و حوزه‌های انتخابیه خود برای مردم شناخته شدند و دستشان رو شد و معلوم شد که بیش از آنکه با ساز مخالفان اصلاحات کوک می‌شدند و بدلی بودنشان خیلی زود خود را نشان داد، تا جایی که بعدها این بدلی‌ها در شهرستان‌های کوچکتر و در جریان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از آقایان قالیباف یا رضایی حمایت کردند و پس از پیروزی اصلاح‌طلبان به سرعت رنگ عوض کردند و در چرخشی سوار بر موج شدند و خود را حامی روحانی معرفی کردند و البته جایزه خوش‌خدمتی خود را هم گرفتند.

اصولگرایان پس از انتخابات مجلس نهم ادعا کردند که عدم معرفی نامزد توسط اصلاح‌طلبان تفاوتی در میزان مشارکت مردم ایجاد نکرد، بی‌توجه به آن که در هر دو انتخابات دوسوم تهرانی‌ها که پایگاه اصلی اصلاح‌طلبان محسوب می‌شوند، رأی ندادند و کافی است آرای مجالس هشتم و نهم را با انتخابات ریاست جمهوری 88 یا مجلس ششم مقایسه کنیم تا همه چیز روشن شود. در هر حال دلایل عدم رأی دادن‌ها در انتخابات مجلس نهم عبارت بود از دوپینگ صدا و سیما، مجریان و ناظران انتخاباتی، سوءاستفاده از امکانات متعدد اداری و نهادهای همسو با خود.

حداقل تعداد افراد واجد حق رأی در اسفند 1390 می‌بایست برابر 54 میلیون نفر باشد، هرچند پیش از انتخابات، وزارت کشور  میزان واجدان حق رای را برای شرکت در انتخابات 48 میلیون و  288 هزار نفر اعلام کرد که این میزان حدود 11 درصد کمتر از میزان واقعی افراد واجد حق رای در این انتخابات بود. یعنی در واقع وزارت کشور برای اینکه درصد شرکت مردم را بالا نشان دهد ابتدا میزان واجدان حق رای را کاهش داد و بعد بر تعداد شرکت‌کنندگان افزود. حتی بر این مبنا نیز میزان مشارکت، با وجود تلاش برای کاستن از تعداد واجدان حق رای، از 60 درصد بیشتر نمی‌شود و به 64 درصد مورد ادعای وزیر کشور نمی‌رسد. با اوصافی که آمد مجلس نهم براساس انتظارات یک طیف تشکیل شد، ولی عملکردی که از خود به نمایش گذاشت خصوصاً پس از انتخابات ریاست جمهوری 92 به‌هیچ‌وجه نتوانست انتظارات مردم را برآورده سازد. همسویی مجلس نهم با دولت احمدی‌نژاد و تسلیم بودنش در برابر وی همان برداشتی را به ذهن متبادر می‌سازد که براساس تعریف احمدی‌نژاد مجلس در راس امور نیست و در واقع دولت در راس امور بود و کاملاً مصلحت خود و جناح خود را در پیروی از احمدی‌نژاد می‌دیدند.

تخلفات گسترده مالی دولت احمدی‌نژاد در حالی رخ داد که مجلس نهم واکنش قاطعی باید از خود نشان می‌داد، از خود نشان نداد، و حقیقت آن است که نمی‌توانستند واکنشی نشان دهند، زیرا تعداد قابل توجهی از راه‌یافتگان این مجلس وامدار دولت بودند و حمایتهای آنها از احمدی‌نژاد محرز بود.

در مقاطع و چالش‌هایی که برای نظام و مردم پیش آمد مجلس نهم دلواپس مصالح حزبی و جناحی خود بود تا دلواپس منافع ملی. حتی در پرونده‌های حساس بین‌المللی چون انرژی هسته‌ای در کنار دولت نبود و همگام با دشمنان نظام دلواپس می‌شد و اراده‌‌ای برای حل و فصل بحران نداشته و ندارند زیرا حیات خود را در بحرانها جستجو می‌کنند.

اگر سایه وقایع 88 همچنان بر فضای سیاسی کشور مستولی است راه برون‌رفت از بحران در حذف یک جریان و جناح قدرتمند سیاسی و مورد اقبال مردم یا در بدلسازی اصلاح‌طلبان نیست، بلکه باید با اعتماد به مردم و قائل شدن حق برای آنها و مشارکت دادن همه جریان‌های سیاسی و رجوع واقعی به صندوق رای و تمکین در برابر خواست مردم از بحران عبور کرد.

شاید یکی از مشخصه‌های مجلس نهم مخالفت مستمر و بهانه‌گیری‌های سیاسی برخی نمایندگان نسبت به دولت و عملکرد آن باشد. البته نباید فراموش کرد بخش عقلایی مجلس و اتفاقاً نزدیک به طیف اصولگرا باید از این وضعیت دوری جوید و در انتخابات روشی معقولتر نزدیک به آرای مردم را در پیش بگیرد. بعید است مجلس نهم تکرار شود، ولی خطر همچنان باقی است، اما خطر اصلی نه افرادی دگم از اصولگرایان (از هر طیفی) هستند بلکه خطر افرادی است که این اصولگرایان بدلسازی می‌کنند و یا از قبل ذخیره کرده‌اند و به نام اصلاح‌طلب روانه میدان می‌کنند و در مواقع خاص بهره‌برداری خاص خود را از این چهره‌های سیاسی می‌کنند.

اصلاح‌طلبان و دولت اعتدالی و تحول‌خواهان باید هشیار باشند که برای تکرار نشدن مجلس نهم با توجه به رد صلاحیت‌هایی که خواهد شد و تأثیر صلاحیت‌های افرادی با مارک اصلاح‌طلب دچار خطای محاسباتی نشوند یا از همان تز مذموم از بین بد و بدتر پیروی نکنند که بد سیاسی و بدتر سیاسی هر دو، دو روی یک سکه‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات