آیت وکیلیانملکی/ روزنامهنگار
زمان زیادی به آغاز انتخابات مجلس دهم باقی نمانده است و این روزها بیشتر از هر زمان دیگری گروههای سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا، به دنبال رسیدن به لیست واحد هستند؛ اما آنچه در روزهای اخیر شنیده میشود، بر عهده گرفتن سه حلقه رادیکال پایداری، موتلفه و ایثارگران در خطدهی به جریان اصولگرایی است. سه جریان مذکور با سابقهای که از خود به جا گذاشتهاند، راهبرد رادیکالی در جهش به سوی انتخابات را برخواهند گزید.
پایداری، موتلفه و ایثارگران: سه ضلعی اصولگرایان
سناریوی ائتلاف اصولگرایان در دو سطح برگزار میشود؛ سطح اول را تقوی (رئیس ستاد ائمه جمعه کشور) به ابتکار خود بر عهده گرفته است و محمد یزدی و پدرخوانده پایداریها (مصباح یزدی) به تئوریسازی این جریان میپردازند. سطح دیگر جلساتی است که بین موتلفه و ایثارگران و جبهه پایداری برگزار میشود. در واقع جبهه ایثارگران مبتکر این جلسات است و در برگزاری این نشستها دو هدف را دنبال میکند؛ از یک سو به دنبال نزدیک کردن دو طیف افراطی و معتدل اصولگراست و از سوی دیگر این طور جلوه داده شد که ایثارگران نیز وزنی به اندازه جبهه پایداری و موتلفه دارد. در این میان عناصر تأثیرگذار اصولگرایی اشاره میکنند که منطق خاصی درون این سه حلقه وجود ندارد. اکثر تحلیلگران سیاسی اصولگرا به این امر واقف هستند که جبهه پیروان خط امام در میان اصولگرایان جایگاه مهمی دارد. نادیده گرفتن آنها، یعنی نادیده گرفتن اکثریت به نفع اقلیت ناچیز.
نظریهپردازی تندروها
حمید رسایی نماینده مجلس از جمله افراد رادیکال در میان اصولگرایان است. وی در باب عدم وحدت اصولگرایان میگوید؛ «در جریان اصولگرایی این ژست تکلیفگرایی را میگیرند، اگر موضعی غیر از این بگیرند با اصولگراییشان منافات دارد، چون اصولگرایی در یک کلمه یعنی تکلیفگرایی الآن برخی چهرهها ـ حتی با وجود داشتن سابقه چندین دوره نمایندگی مجلس، بودنشان در یک لیست وزنی به آن نمیدهد. بعضی نیز از نظر بدنه با داشتن اسم، وزن هم به لیست میدهند؛ بنابراین اگر قرار است لیستی بسته شود که توجه به این ظرافتها نشود حتماً دچار مشکل میشویم.» باید دید این وحدت در چه سطحی مطرح میشود. ممکن است آنها از وحدت استراتژیک سخن بگویند اما چیزی از درون آن بیرون میتراود، ائتلافهای زودگذر انتخاباتی است. در فقدان افرادی مثل عسگراولادی و مهدویکنی، جامعتین سعی کرده نقش محوری ایفا کند، اما بعید است این ائتلافها جامع باشند و بتوانند یک لیست انتخاباتی منتشر کنند.
سناتورهای جدید و دست بالاتر
نمایندگان شاخصی که چند دوره است به مجلس راه مییابند و بدل به سناتورهای مجلس شدهاند، در مجلس دهم نیز حضور آنها با هالهای از ابهام روبهروست و احتمالا معتدلان اصولگرا جای پای آنها خواهند گذاشت. در دورههای پیشین مسؤولیت به وحدت رساندن اصولگرایان به صورت سنتی بر عهده آیتالله مهدویکنی و آیتالله یزدی بود. چرا که هم نمایندگی دو حزب عمده اصولگرا یعنی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را بر عهده داشتند و هم از اعتبار ویژهای نزد اصولگرایان برخوردار بودند. با این حال از یک سو با توجه به اینکه تلاش این دو در به وحدت رساندن اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نافرجام ماند و در نهایت آنها در انتخابات ریاست جمهوری با تعدد کاندیدا مواجه شدند که همین امر موجبات دلخوری این دو ریشسفید این اردوگاه را فراهم کرد و از سوی دیگر بیماری سبب شد که برای انتخابات پیش رو مسؤولیت به وحدت رساندن اصولگرایان به سیدرضا تقوی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه واگذار شود. این در حالی است که از همان ابتدا بسیاری از شخصیتهای اصولگرا اعلام کرده بودند که تقوی گزینه مناسبی برای وحدتآفرینی در میان اصولگرایان نیست. به گفته فعالان سیاسی اصولگرایان، تقوی برای آنکه به محور اصولگرایان در راستای ایجاد وحدت تبدیل شود دارای ضعفهایی مشهودی است چرا که او نه اعتبار مهدویکنی و یزدی را دارد و نه برخوردار از نفوذ کلام در میان احزاب و تشکلهای اصولگرا است.
نواختن ساز ناکوک
جبهه پایداری پیشین از این هم عدم علاقه خود به وحدت با اصولگرایان را نشان داده بود. در انتخابات مجلس نهم آیتالله مهدویکنی که آن زمان به همراه آیتالله یزدی متولی ایجاد وحدت میان اصولگرایان بود زیر پرچم جبهه متحد اصولگرایان بارها جبهه پایداری را برای پیوستن به «پروسه وحدت» دعوت کرد. در این شرایط اصولگرایان برای آنکه شانسی در این دوره داشته باشند و ترکیب مجلس دهم را بدون تغییر نسبت به مجلس نهم حفظ کنند چارهای جز وحدت ندارند. اما درخواست سیدرضا تقوی برای رسیدن به این وحدت نه در درون اردوگاه اصولگرایان مورد استقبال قرار گرفته است و نه جبهه پایداری حاضر به اجابت آن است.
اخذ مطالبات قدرت اما کمی بیشتر
نبود یک رهبری کاریزماتیک، نبود یک شورای رهبری که بتواند جریان اصولگرایی را هدایت کند، نبود یک تشکیلات قوی و منسجم، و زیادهخواهی و زیادهطلبی برخی گروهها و افراد این طیف باعث شده است که در بزنگاههایی همچون انتخابات وحدت و ائتلاف دُر گرانی شود. نگاه آیتالله مصباحیزدی به وحدت اصولگرایی ناشی از این مسئله است که تقسیم قدرت در میان اصولگرایان معیار مشخصی ندارد به همین خاطر ایشان از رسیدن به وحدت با اصولگرایان به خصوص برای انتخابات مجلس ناامید هستند. جبهه پایداری مادامی تن به وحدت با اصولگرایان خواهند داد که سهم آنها از قدرت مشخص و البته بیشتر از دیگر گروههای سیاسی باشد. در دوران احمدینژاد این طیف به واسطه قدرت و ابزاری که در اختیار داشت میتوانست موضوع تقسیم قدرت میان اصولگرایان از طریق ترسیم سازوکار مشخص نهادینه کند تا با نهادینه شدن آن دستیابی به وحدت در موقعیتهای مختلف به سادگی امکانپذیر شود. به نظر میرسد که اصولگرایان در دوره جدید و برای انتخابات مجلس از نظر تشکیلاتی و سازمانی مدل جدیدی را دنبال میکنند. در این دوره به جای وحدت اصولگرایان به دنبال توافق هستند به معنا که بحث تقسیم قدرت از همان ابتدا برای جریانات مختلف کاملا مشخص خواهد شد. اما این توافق از خاصیت وحدت برخوردار نیست و آنقدر شکننده است که ممکن است با اتفاق کوچکی ترک بردارد.