تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۷۸۱۳۸
نگاه عربستان به ایران پس از توافق

دمیدن ریاض بر آتش «ایران‌هراسی»

محمدعلی عسگری: اشاره: توافق هسته‌ای ایران و شش کشور قدرتمند جهانی اتفاق غیرمنتظره‌ای بود که در اثر تلاش‌های پیگیرانه و مدیریت‌شده دو دولت «حسن روحانی» در ایران و «باراک اوباما» در آمریکا، تحقق پیدا کرد. این توافق علاوه‌بر اینکه در سطح بین‌المللی می‌تواند پیامدهای مهمی داشته باشد، در منطقه خاورمیانه، به‌ویژه در شرایط کنونی، نیز می‌تواند تأثیرات کوتاه و بلندمدتی داشته باشد؛ تأثیراتی که گاه با اغراق‌های فراوان و گاه با تقلیل‌دادن اهمیت آن، اینجا و آنجا تحلیل می‌شود. در اینجا ابتدا به موضع‌گیری و برداشت کلی اعراب از این اتفاق و بیم‌ها و نگرانی‌های‌شان می‌پردازیم و در ادامه به‌طور مشخص موضع رسانه‌ای عربستان و تأثیرپذیری‌اش از این توافق را بررسی می‌کنیم.

سه رویکرد

به‌طورکلی از ابتدای توافق و حتی پیش از آن، سه رویکرد عمده در میان اعراب نسبت به گفت‌وگوهای ایران و ١+٥ مشاهده می‌شد به میزان پیشرفت در این مذاکرات این دیدگاه‌ها نیز پررنگ و پررنگ‌تر می‌شدند. این دیدگاه‌ها عبارتند بودند از:

الف: طرفداران ایران که موضع‌شان عمدتا در رسانه‌های لبنانی و سوری بازتاب پیدا می‌کرد. از پیشرفت گفت‌وگوها و درنهایت امضای توافق هسته‌ای بین ایران و کشورهای غربی راضی و خشنود بودند و حتی یک‌بار هم دیده نشد نسبت به امضای چنین توافقی انتقاد یا ایراد و اشکالی داشته باشند. از منظر آنها این توافق موجب قدرتمند‌ترشدن جمهوری اسلامی شده است و توازن قوای قبلی را به‌نفع جریان مقاومت برهم زده است. به تعبیر این گروه ایران با عبور از بحران هسته‌ای به یک ابرقدرت منطقه‌ای درجه‌یک تبدیل شده است و به‌همین‌دلیل در سرنوشت آینده کشورهای عراق، سوریه، لبنان، یمن و حتی بحرین اثرگذار خواهد بود. این افراد با اغراق در نتایج و دستاوردهای این توافق می‌کوشند همچنان این تحلیل خود را ترویج کنند که ایران هسته‌ای از این به بعد وزنه‌ای در برابر اسرائیل خواهد بود.

ب: گروه دوم یعنی مصری‌ها، اماراتی‌ها، فلسطینیان، کویتی‌ها و اردنی‌ها که سعی داشتند نسبت به توافق هسته‌ای توجه کمتری نشان دهند و چندان بهایی به آن ندهند؛ البته در میان اینها تحلیلگران استثنائی امثال «فهمی هویدی» یا «حسنین هیکل» نیز بودند که گفتند ایران «شیطان بزرگ را به زانو درآورد» یا ایران با امضای این توافق به «یک قدرت منطقه‌ای بزرگ» تبدیل شد و از همین حالا اعراب باید صف‌بندی خود را با توجه به این واقعیت مشخص کنند؛ اما این افراد در زمره همان گروه اول جای می‌گیرند.

ج: گروه سوم؛ سعودی‌ها، بحرینی‌ها و قطری‌ها بودند که دو رویکرد متضاد بین آنها و به‌ویژه در سطح تحلیل‌های رسانه‌ای‌شان کاملا مشهود بود؛ یکی اینکه سعی می‌کردند بر مبنای همان تئوری «ایران‌هراسی»، دستاوردهای توافق هسته‌ای ایران را بسیار بزرگ‌تر از آنچه هست نشان دهند و درعین‌حال با اغراق در این موضوع، سایر اعراب را علیه ایران تحریک کنند. در تحلیل آنان ایران با امضای این توافق به «غولی افسارگسیخته» تبدیل خواهد شد که همه باید از آن وحشت داشته باشند. دوم اینکه، سعی می‌کردند با تقلیل اهمیت این توافق چنین وانمود کنند که اولا توافق حاصل‌شده فقط در حد امضا روی کاغذ بوده است و تا مرحله اجرا هنوز راهی طولانی در پیش دارد و اگر هم اجرا شود، چیزی تغییر نخواهد کرد.

نگرانی عربستان

سعودی‌ها در زمره این گروه سوم قرار دارند و رسانه‌های‌شان تاکنون موضعی دوگانه نسبت به تحولات مربوط به توافق هسته‌ای ایران دنبال کرده‌اند که درواقع برآمده از موضع‌گیری‌های سیاسی این کشور است. آنها از یک‌سو با اغراق در نتایج مذاکرات هسته‌ای ایران و کشورهای غربی بر همان پروژه «ایران‌هراسی» پای می‌فشرند و از سوی دیگر، با کم‌رنگ‌نشان‌دادن دستاوردهای این توافق به متحدان خود اطمینان می‌دهند هیچ‌چیزی تغییر نکرده است و به‌زودی این توافق به بن‌بست خواهد رسید. برای مثال در پایگاه اینترنتی شبکه «الجزیره» در مقاله‌ای چنین می‌خوانیم: «ایران از زمان جنگ با عراق در سال ١٩٨٨، آرام‌آرام و با صبر و حوصله به‌صورت مخفی تلاش کرد از دایره استضعاف خارج شود و از طریق یک برنامه اقتصادی، سیاسی و نظامی به دایره قدرتمندی پای بگذارد.

سرانجام نیز ایالات ‌متحده آمریکا و غرب یک فرصت استثنائی به ایران دادند تا از طریق آن بتواند پروژه منطقه‌ای خود را تحقق بخشد». نویسنده در ادامه می‌گوید: «با وقوع تحولات یمن، عربستان متوجه شد باید در برابر توسعه نفوذ ایران تمام‌قد بایستد» و سپس در آخر نتیجه می‌گیرد «درحال‌حاضر حتی امکان یک رویارویی نظامی بین ایران و عربستان‌سعودی وجود دارد، زیرا کشورهای غربی دست ایران را در منطقه باز گذاشته‌اند و به‌همین‌دلیل عربستان را به دردسر انداخته‌اند». نویسنده با این تحلیل قصد دارد زمینه ذهنی را برای «یک رویارویی نظامی بین ایران و عربستان» ایجاد کند؛ تحلیلی که می‌توان آن را در ادامه همان برداشت‌های مربوط به «جنگ سرد بین ایران و عربستان» ارزیابی کرد. همین دیدگاه را تا حدودی یک نویسنده دیگر در روزنامه «الحیات»، وابسته به عربستان‌سعودی، پی‌گرفته و نوشته است: «پس از امضای توافق هسته‌ای ایران و کشورهای غربی، دو سناریو قابل انتظار است: یکی اینکه ایران به آغوش خانواده بین‌المللی بازگردد و همین امر تأثیری مثبت بر رفتار این کشور در آینده منطقه داشته باشد. سناریوی دوم این است که ایران به دخالت‌های خود در کشورهای منطقه ادامه دهد و همین امر درنهایت موجب غرق‌کردن کل منطقه در دور تازه‌ای از بی‌ثباتی و تشنج شود».

این دو تحلیل چنان‌که اشاره شد برمبنای «ایران‌هراسی» تنظیم شده‌اند؛ به بیان دیگر سعودی‌ها نه‌فقط از توافق هسته‌ای با ایران خشنود نیستند، بلکه از همین حالا دارند زمینه ذهنی را برای حوادث احتمالی آینده آماده می‌کنند و این مسئله‌ای است که نباید از چشم مردان سیاست خارجی ایران دور بماند. نباید فراموش کرد که سعودی‌ها از همان ابتدای گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و کشورهای قدرتمند موضعی دوگانه داشتند. آنها هرچند در ظاهر از آن حمایت کرده یا نسبت به آن ابراز خوش‌بینی می‌کردند، اما در باطن بارها کشورهای غربی را متوجه «خطر ایران» می‌کردند و حتی در اوج مذاکرات شاهد بودیم که وزیر خارجه سابق عربستان با رفتن به وین و دیدار با «جان کری»، وزیر خارجه آمریکا، در هواپیمای اختصاصی‌اش شرط و شروطی را گذاشت و مذاکرات را تحت تأثیر خود قرار داد. دراین‌باره بد نیست به اظهارات اخیر «شاهزاده بندربن‌سلطان» نیز توجه شود که در گفت‌وگو با پایگاه اینترنتی ایلافگ با تلخ‌کامی، توافق هسته‌ای با ایران را «فتوکپی برابر اصل توافق آمریکا و کره شمالی در دوران بیل کلینتون» توصیف کرد و مخالفت شدید خود را با آن ابراز کرد.

او درعین‌حال یادآور شد در شرایط کنونی حرف‌هایی برای «نگفتن» دارد و نشان داد سعودی‌ها نسبت به این توافق بغضی فروخورده و عمیقا تلخ دارند. بااین‌حال، این نکته را هم نباید فراموش کرد گرچه آمریکا در کنفرانس اخیر و مشترکی که با اعراب در کمپ‌دیوید داشت حاضر به پذیرش درخواست‌های اعراب، به‌ویژه برای ایجاد یک سپر دفاع موشکی در برابر ایران اعتنایی نکرد و باراک اوباما نیز در مصاحبه‌هایش از سیاست‌های عربستان در داخل و خارج و حمایت‌های آشکار و پنهان این کشور از گروه‌های تروریستی به‌صورت مستقم یا غیرمستقیم انتقاد کرد، اما هنوز که هنوز است عربستان‌سعودی یک «شریک» استراتژیک و یک «متحد قدیمی و پایدار» آمریکا در منطقه به شمار می‌رود.

همین امر موجب شد تا بعد از امضای توافق «باراک اوباما»، رئیس‌جمهوری آمریکا، وزیر دفاع خود را روانه تل‌آویو و ریاض کند تا به متحدان خود اطمینان خاطر دهد که «آمریکا در دفاع از آنها تردیدی به خود راه نمی‌دهد». اشتون کارتر پیش از سفر به ریاض نیز همان حرف همیشگی را تکرار کرد و از «همه گزینه‌های روی میز، ازجمله گزینه نظامی علیه ایران» حرف زد.  بنابراین باید گفت هرچند عربستان مانند اسرائیل آشکارا به این توافق پرخاش نمی‌کند، اما به‌هیچ‌وجه از آن خرسند نیست و به همین دلیل نسبت به آینده خود عمیقا ابراز نگرانی می‌کند، اما این نیز تصور خامی خواهد بود که انگاشته شود با امضای این توافق بلافاصله ایران به قدرت اول منطقه تبدیل شده یا آمریکا از این پس تمام تخم‌مرغ‌هایش را از سبد عربستان و سایر متحدان عرب خود خارج و در سبد ایران خواهد گذاشت. توافق با ایران زمانی می‌تواند برای امثال عربستان خطری عینی و در عمل باشد که از سطح یک «سند» به سطح یک «مشارکت» واقعی تبدیل شده باشد.

مسئله‌ای که در حال حاضر با توجه به مواضع مقامات عالی‌رتبه ایران قابل تصور هم نمی‌تواند باشد. بین آمریکا و کشورهای عرب منطقه به سرکردگی عربستان‌سعودی همچنان «شراکتی تاریخی» وجود دارد؛ شراکتی که تاکنون مراحل سخت و دشواری، ازجمله جنگ عراق علیه ایران، جنگ عراق علیه کویت و سقوط حکومت صدام‌حسین را پشت سر گذاشته است. شاید توافق هسته‌ای با ایران تَرَک کوچکی در این شراکت استراتژیک پدید آورده باشد، اما هنوز آن را نشکسته و یا واژگون نکرده است. فریب برخی تبلیغات رسانه‌ای مبتنی‌بر «تئوری ایران‌هراسی» را نباید خورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات