تاریخ انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۷۸۲۱۹
میشل عون در گفت‌وگو با الاخبار:

دخالت خارجی در لبنان سنت شده است

ترجمه: علی ملکی – اشاره: ژنرال «میشل عون»، رهبر مسیحیان مارونی و از شخصیت‌های معروف لبنان است. کسی که جریان هشت مارس به رهبری حزب‌الله، او را به‌عنوان نامزد خود برای ریاست‌جمهوری این کشور برگزیده و باوجود همه مخالفت‌های جریان مقابل یعنی ١٤ مارس بر این گزینه پافشاری می‌کند. میشل عون مواضعی همسو با حزب‌الله و سوریه دارد. چندی پیش مذاکراتی بین میشل عون و سایر گروه‌های لبنانی از جمله جریان المستقبل یا همان ١٤ مارس صورت گرفت که احساس می‌شد لبنان دارد به سمت تعیین ریاست‌جمهوری خود نزدیک می‌شود، اما بلافاصله هرگونه توافقی تکذیب شد. در این میان حرفی نقل مجلس لبنانی‌ها شد که از فدرالی‌شدن این کشور و تغییر قانون اساسی صحبت می‌کند. میشل عون در این گفت‌وگو به مسائل روز لبنان پرداخته است.

*‌ شما در مصاحبه‌ای از طرح فدرالی‌شدن لبنان صحبت کردید اما بعد آن را پس گرفتید. ماجرا از چه قرار بود؟

**‌ مصیبت ما لبنانی‌ها این است که چیزی نمی‌خوانیم. من گفته بودم طرح فدرالی را بر ما تحمیل می‌کنند ولی ما در برابر آن مقاومت می‌کنیم. من نگفته بودم ما فدرالیسم می‌خواهیم بلکه گفته بودم آنها دارند ما را به این سمت می‌کشانند. به‌هرحال این طرح نیازمند موافقت همه لبنانی‌هاست. ما وقتی از چنین راه‌حلی صحبت کردیم، بعضی حرف ما را تکه‌تکه کردند. دشمنان هم سعی کردند مسئله را بزرگ کنند و بگویند ما به‌دنبال فدرالیسم و تجزیه هستیم.

*‌ چطور می‌شود از فدرالیسم درلبنان حرف زد، زیرا زیرساخت‌هایش فراهم نیست و اجازه چنین کاری را نمی‌دهد؟

**‌ البته هیچ‌چیزی غیرممکن نیست. ما خارج از حوادث و تحولات محیط پیرامون خود نیستیم. همه‌چیز در خاورمیانه ممکن است. در اینجا هیچ سیاست از پیش تعیین‌شده‌ای نیست. ولی هر چیز باید معقول باشد.

*‌ شما برای مقابله با تلاش دشمنانی که می‌خواهند شما را به سمت این طرح سوق دهند، چه می‌کنید؟

**‌ این تنها ما نیستیم که جلوی آن را می‌گیریم. خود لبنانی‌ها هم جلوی آن را می‌گیرند. وقتی شما به بدهکاری کشور نگاه می‌کنید که سر به‌میلیاردها می‌زند و کسری بودجه و پروژه‌هایی که خوابیده، این مسئولیت هرکسی است که خواستار حقوق مردم باشد. ما کتابی درباره فساد در لبنان ارائه کردیم که در دادستانی خاک می‌خورد. گزارش‌هایی را از هدررفتن اموال در وزارت ارتباطات در سال ٢٠٠٩ ارائه کردیم که همه آنها را دادستانی دارد. اینها اموال مردم است که باید حفظ شود.

*‌ چیزی را که شما می‌گویید مربوط به دوره حاکمیت جریان مستقبل است. اما جریان ملی آزاد (حزب وابسته به عون) هم کاری را که شروع کرده بود، تمام نکرد؟

**‌ این نبرد فقط برای ما نیست؛ زیرا در آن همه ضرر می‌کنند. ما فقط موضع خودمان را گفتیم و سعی کردیم اطلاعات لازم برسد به دست کسانی که لازم است. اما آیا کسی از کارمندی که در این کار دست داشت بازجویی یا او را اخراج کرد؟ خیر. چرا؟ پس بازرسی مرکزی کجاست؟ ما باید ببینیم چه چیزی باعث شده تا این دستگاه ناکارآمد باشد، وقتی دستگاهی ناکام است باید رئیس آن را برکنار کرد. وقتی از اصلاحات سیاسی حرف می‌زنیم، هیچ‌کس به حرف ما گوش نمی‌دهد. وقتی از اصلاحات قضائی حرف می‌زنیم باز همین‌طور.

*‌ منظورتان این است که شهروندان هم در لبنان بین نیروهای معینی (جریان‌های سیاسی) تقسیم شده‌اند؟

**‌ بله، درست است. باید در برابر این مقاومت کرد. از این‌رو ما از همه دعوت کردیم تا با هم در برابر این مشکلات مقاومت کنیم.

*‌ خب شما فرض کنید دارید با همه طوایف حرف می‌زنید. چطور شما مبارزه‌تان را صرفا به مسیحیان محدود می‌کنید؟

**‌ من نماینده مارونی‌ها هستم و باید در درجه اول از حقوق‌شان دفاع کنم. ده‌ها سال است که ما در ضمن آن از مصالح ملی هم حرف می‌زنیم. من به محض اینکه از خارج آمدم، رفتم سر قبر شهید «رفیق حریری» و یک تاج‌گل بر سر مزارش گذاشتم. هیچ‌یک از اعضای خانواده او برای استقبال آنجا نبود. در میدان شهدا سخنرانی داشتیم که فارغ از هرگونه گرایش طایفه‌ای بود. حتی آنها به من پیشنهاداتی مانند نمایندگی مجلس دادند که من نپذیرفتم. بعد شعار ١٤ مارس را از ما دزدیدند و من وقتی دیدم خارج از گود هستم، به جریان هشت مارس پیوستم. 

بعد انتخابات برگزار و دولت جدید تشکیل شد و بعد گفت‌وگو با سعد حریری به‌عنوان نخست‌وزیر بود. ما دارای عقلانیتی سکولار هستیم و می‌خواهیم حقوق شهروندان تأمین شود نه اینکه حقوق طوایف تأمین شود. وقتی «نبیه بری»، رئیس مجلس مسئله لغو طرح طایفه‌ای را مطرح کرد، من گفتم با آن موافقم. به جای این بهتر است به همه کودکان در مدارس حقوق ملی آموزش داده شود. می‌توان مدارسی خاص هم برای آموزش‌های دینی داشت. ما در این‌باره طرح‌های زیادی را پیشنهاد کردیم اما پذیرفته نشده است.

*‌ آیا طرح فدرالی شما را ٣٠ سال به عقب نمی‌برد؟

**‌ چرا، ٥٠ سال. از ٢٦سال پیش تا حالا ما داریم برای «حاکمیت، آزادی و استقلال» می‌جنگیم. پیشنهاد دادیم که در ٢٤ ساعت برق همه لبنانی‌ها را تأمین خواهیم کرد. برای این کار داشتیم پول‌هایی را هم جمع می‌کردیم. اما این طرح جلوش گرفته شد. هیچ کس حجم خسارت این کارها را درک نمی‌کند. همه برق می‌خواهند اما هیچ‌کس کمک نمی‌کند که چنین طرحی پیاده شود.

*‌ شما را محاصره کرده‌اند. ١٠ سال است که می‌خواهند میشل عون را بشکنند. با این همه مخالفت‌ها، احساس می‌کنید می‌توانید به کاخ ریاست‌جمهوری لبنان دست یابید؟

**‌ بله، می‌توانیم.

*‌ شما چه انتظاری از عربستان‌سعودی دارید، حال آنکه این کشور را ارتجاعی و منبع صدور تروریسم می‌خوانید؟ آن وقت انتظار دارید عربستان به ریاست‌جمهوری شما کمک کند؟

**‌ چه کسی انتظار داشته؟ من نمی‌خواهم رئیس‌جمهوری باشم آن‌هم زمانی که نیروهای سوری در اینجا حضور دارند. ما هر حرفی می‌زنیم تهدید می‌شویم؛ چون می‌گویند تأثیری منفی بر لبنانی‌های موجود در کشورهای حاشیه خلیج‌فارس خواهد داشت.

*‌ رابطه شما با جریان المستقبل چگونه است؟

**‌ بد، نمی‌شود با جریانی کار کرد که به تعهدات خودش پایبند نیست. ما به رومیه رفتیم تا با هم گفت‌وگو کنیم. در همان مرحله اول آنها برگشتند و همه تعهدات‌شان را خراب کردند.

*‌ آیا منظورتان این است که در رابطه با جریان المستقبل دیگر آن «سبو بشکست و...»؟

**‌ کلید حل مسئله دست آنهاست نه من. اگر در آنچه پیشنهاد می‌کنند، جدی نیستند پس چرا با آنها باید تفاهم کنیم؟

*‌ آنها می‌گویند چیزی برای ارائه به شما ندارند. چه چیزی عوض شده است؟

**‌ آنها فقط کافی است با قانون اساسی مخالفت نکنند، دست‌کم به این متون احترام بگذارند.

*‌ شما گفته‌اید تا انتخابات پارلمانی برگزار نشود، نمی‌توان انتخابات ریاست‌جمهوری را برگزار کرد. همچنین شما گفته‌اید قانونی را می‌خواهید که براساس سهمیه باشد. چطور می‌شود چنین کاری کرد؟

**‌ ما به همان قانونی تکیه می‌کنیم که از زمان تأسیس جمهوری لبنان تدوین شده است. ولی براساس همان قانون می‌گوییم چطور می‌شود گردش قدرت داشت و اصلاحات کرد؟ برای همین ما ابتدا قانون سهمیه‌بندی را در حوزه‌های رأی‌گیری مطرح کردیم اما رد شد. بعد خواستار درنظرگرفتن کل لبنان به‌عنوان یک حوزه شدیم که باز هم رد شد. رفتیم سراغ دیدار پیروان ارتدوکسی که بتوانند فردی را به ‌عنوان نماینده همگان انتخاب کنند تا عدالت اجتماعی برقرار شود. دیگر چه می‌خواهید؟

*‌ متحدان شما همراه شما نیستند تا چه رسد به مخالفان‌تان. آیا بهتر نیست کلا همه‌چیز را تعطیل کنیم تا اول قانون انتخابات درست شود؟

**‌ اگر یک مشارکت ملی نباشد همه احتمالات مطرح است. ما در مرحله هشدار و آماده‌سازی هستیم. ما حقوقی مشروع داریم که باید تحقق پیدا کند. یا ملت به‌عنوان نیروی فشار چیزی را بر نمایندگانش تحمیل خواهد کرد یا اینکه هیچ‌کس تحرکی نشان نمی‌دهد.

*‌ تحریک‌کردن مردم ممکن است پاسخ مقابل داشته باشد؟

**‌ ما هم عوامل خودمان را داریم. کسی که می‌خواهد به مردم متوسل شود برود این کار را بکند. من هم قبول دارم. اگر خواسته‌های به حقی دارد ما هم به او می‌دهیم. ما یک‌بار زیر بمباران‌ها بود که از لبنان خارج شدیم. اما وضعیت امروز ما در داخل و خارج بهتر از آن روز است.

*‌ کار شما به پرونده تعیین فرماندهان نظامی برخورد کرد که عامل مهمی در بحران حکومتی بود. تا چه حد ممکن است شما بتوانید با موضع نبیه بری و «تمام سلام»، ‌نخست‌وزیر و «ولید جنبلاط» هماهنگ شوید؟

**‌ این در کشور ما یک سنت شده است. وقتی «نجیب میقاتی»، به‌عنوان نخست‌وزیر معرفی شد، عربستان‌سعودی با آن مخالفت کرد. هر گروهی در لبنان راه خودش را می‌رود. پس چرا من این حق را نداشته باشم که فرمانده ارتش را تعیین کنم.

*‌ بعضی می‌گویند تمدید این اوضاع فقط به این دلیل است که هیچ تصمیم داخلی یا منطقه‌ای و بین‌المللی برای کنارگذاشتن دولت فعلی نیست؟

**‌ این یعنی ما با یک باند سلطه‌جو مواجه هستیم نه یک دولت. نه قانونی در آن محترم شمرده می‌شود، نه چیزی دیگر.

*‌ چرا ولید جنبلاط با شما تماس گرفت و گفت علیه شما نخواهد بود؟ نقشی که او تاکنون داشته، چه بوده است؟

**‌ ما گفتیم نمی‌خواهیم به آن چیزهایی که در روزنامه‌ها آمده، اهمیت دهیم. او گفت می‌خواهد با ما ارتباطش را حفظ کند. او از تعیین سرهنگ «شامل روکز» حمایت کرد. قبلا هم تلاش‌هایی کرده بود که موفق نشد.

*‌ شما نیروهای لبنانی (تشکل وابسته به سمیر جعجع یعنی کسی که از طرف جریان المستقبل به‌عنوان نامزد ریاست‌جمهوری معرفی شده است) را بی‌طرف می‌خواهید. چه چیزی شما را با آنها پیوند می‌دهد و در چه مواردی با هم اختلاف دارید؟

**‌ چیزی که ما را به‌هم پیوند می‌دهد، تحقق صلح در لبنان و ساختن این کشور است. این چیزی است که در ظاهر همه می‌گویند. ما در درجه اول خواستار صلح هستیم و اینکه به وحدت ملی و مقاومت (حزب‌الله) آسیبی نرسد. صلح در کشور ما جز از طریق یک آتش‌بس طولانی‌مدت حاصل نمی‌شود. البته می‌دانیم با وجود اسرائیل صلح و آرامشی نخواهیم داشت. ما برای همین هدف هم بود که نزد رفیق حریری رفتیم.

*‌ چطور می‌شود افکارعمومی مسیحیان را بسیج کرد؟

**‌ من سعی نمی‌کنم مردم را به‌خصوص سایر مسیحیان را دور خودم بسیج کنم. مسئله‌ای که برای من اهمیت دارد، ثبات است. روند سیاسی گذشته هرکدام از ما تعیین می‌کند که چه کسی در انتخابات آینده برنده خواهد شد.

*‌ جوی در داخل جریان المستقبل وجود دارد که نشان می‌دهد از متحدان مسیحی‌شان به دلیل اتخاذ موضعی بی‌طرفانه خوششان نمی‌آید. آیا فکر می‌کنید جریان سمیر جعجع از شما سوءاستفاده می‌کند؟

**‌ من تأیید می‌کنم نیروهای لبنانی طرفدارانی در بین مسیحیان دارد. وقتی من به سوریه رفتم تعدادی به من اعتراض کردند که این سفر بر محبوبیت تو اثر خواهد گذاشت. جوابم این بود که این تصمیم من بوده و می‌روم آنجا در مجلس سوریه هم صحبت می‌کنم تا همه ببینند و بدانند و اگر خواستند به من رأی دهند. اگر هم رأی ندادند، می‌روم در خانه خودم می‌نشینم. زمانی که بین ما و سوری‌ها توپ و تانک وجود داشت، گفتم خواستار بهترین رابطه با سوریه بعد از خروج از لبنان هستم. امروز هم همان حرف را می‌زنم. حرف من عوض نشده است.

*‌ شما بارها گفته‌اید جریان المستقبل به وعده‌هایش عمل نمی‌کند. اما به‌صراحت نمی‌گویید در دیدار شما با حریری چه گذشت. شما روی چه چیزی توافق کردید؟

**‌ ما به مسئله ریاست‌جمهوری نه به‌صورت مثبت یا منفی نپرداختیم. فقط موضوع تعیین فرماندهان بود. آنها نظر مرا درباره سرگرد «ابراهیم بصبوص» پرسیدند. من فقط به‌صراحت گفتم با تمدید مأموریت هرکس مخالفم، چون افسران زیادی هستند که شایستگی این کار را دارند. آنها «عماد عثمان» یا «سمیر شحاده» را پیشنهاد دادند. من هم خصوصیات آنها را پرسیدم. حریری گفت ما عثمان را ترجیح می‌دهیم. از من پرسید چه کسی را به‌عنوان فرمانده ارتش می‌خواهی؟ من گفتم فعلا که کسی نیست. با حزب‌الله هم صحبت کردیم. آنها هم با عثمان موافقت کردند. همچنین استاد نبیه بری که موافق بود. بعد با جنبلاط گفت‌وگو کردم.

او هم گفت اوکی. با بقیه هم حرف زدیم. نیروهای لبنانی «فرید مکاری» را معرفی کردند. بعد با حریری تماس گرفتم که در عربستان بود. به او گفتم خوب شد. همه موافق هستند. او هم گفت من امشب به لبنان می‌آیم. شاید هم فردا. اما تا امروز هنوز نیامده است. گفتیم پس قرارهای ما چه شد؟ اینجا بود که اهداف‌شان آشکار شد. تغییراتی در منطقه رخ داد. مثل سقوط «جسر الشغور» به وسیله مخالفان، ورود داعش به تدمر و ... . به ما گفتند صبر کنید. منظورشان چه بود؟ همین‌ها نشان می‌دهد مقاصد آنها چیز دیگری بوده است.

*‌ آیا در بین جریان ملی آزاد، شاهد جریانی میانه‌رو (به رهبری «میشل سلیمان»، رئیس‌جمهور قبلی لبنان)، خواهیم بود؟

**‌ نه، چنین چیزی ممکن نیست.

*‌ اگر روزی شما وارد کاخ ریاست‌جمهوری «بعبدا» شوید، چه تصمیمات مهمی می‌گیرید.

**‌ نیازهای اساسی کشور ما سه چیز است که می‌شود به موازات هم به آنها پرداخت: در سطح اقتصادی کمبود برق و متعهدبودن به استخراج نفت و گاز؛ از نظر قضائی ایجاد امنیت و عدالت و بهبود اوضاع اقتصادی مردم و سوم نیز ارتقای حقوق‌ها مهم است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات