تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۷۸۲۹۸
تحلیل انتخاباتی صادق خرازی از اقدام عارف در انتخابات 92

بازخوانی یک روایت وارونه!


مطهره شفیعی: جریان‌های سیاسی هیچگاه بدون عبور از دست‌اندازها، موفقیتی کسب نکرده‌اند و همواره موانعی بر سر راه آنها قرار داشته است که باید برای ادامه مسیر و رسیدن به هدف تعیین‌شده از آنها عبور می‌کردند. این موانع در بیشتر اوقات از سوی رقیب سیاسی ایجاد می‌شد که قابل پیش‌بینی است و برای رفع آنها راهکارهایی از قبل اندیشیده می‌شود اما نوع دیگر موانع که سبب نگرانی جریانات سیاسی است مانع‌تراشی از سوی افرادی تعریف می‌شود که در داخل اردوگاه خودی قرار دارند. جریان اصلاحات هم از این قاعده مستثنی نیست و در طول فعالیت این جریان گاه مشاهده شده که برخی اعضا رویکرد دیگری را انتخاب کرده‌اند. این افراد یا جریان اقلیت بر این باور است هر آنچه آنها می‌گویند از صحت کامل برخوردار است و دیگر اعضای اردوگاه اصلاح‌طلبی باید گوش به فرمان آنها باشند.

باید پذیرفت برخی موضوعات در درون اردوگاه‌های سیاسی به‌صورت محرمانه و به صرف خودی دانستن تمام اعضا بیان می‌شود اما اینکه فرد یا اقلیتی درصدد افشای آن محرمانه‌ها برآیند قابل پذیرش و چشم‌پوشی نیست. از سوی دیگر تحریف گذشت‌ها و فداکاری‌های اعضای اردوگاه اصلاح‌طلبی و نشان دادن آن به‌صورت دیگر کار درستی نیست که برخی افراد عضو اردوگاه‌های سیاسی می‌توانند انجام دهند و معنای این اقدام به زیر سوال بردن ارزش‌های اخلاقی و سیاسی اصلاحات است که از دیرباز به‌عنوان یک جریان سیاسی اخلاقمدار شناخته شده است.

سفره‌ای با فاصله از سفره اصلاح‌طلبان

صادق خرازی که چندی قبل با تشکیل حزب ندای ایرانیان سفره‌ای در میان اصلاح‌طلبان پهن کرد و درعین حال حاضر به ترک اردوگاه اصلاح‌طلبی با وقوف به تفاوت‌هایش با دیگران نمی‌شد و نامه‌ها برای عضویت در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نگاشت که به‌دلیل نمایان شدن ریشه و اهداف تشکیل حزبی، تاکنون خبر موافقت با آن منتشر نشده است. پس جریانی که خود را عضوی از جریان اصلاحات می‌داند اما برخی با این دیدگاه موافق نیستند، به‌خوبی دانست تداوم این راهکار جدابودن از سایرین درنهایت به فراموشی آنها منجر خواهد شد، چنانکه برخی احزاب کوچک که تعدادشان به انگشتان دو دست هم نمی‌رسید، همین مسیر را طی کرده و به فراموشی سپرده شده بودند.

خرازی درمورد عدم پذیرش ندای ایرانیان از سوی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ناچار است اینگونه پاسخ دهد که «این حزب مثل بقیه احزاب پایگاه اجتماعی خودش را دارد. کارش را انجام می‌دهد. باید ببینیم با توجه به نزدیک شدن انتخابات کجا باید بایستد. ندای ایرانیان می‌ببیند روند اصلاح‌طلبان در کدام مسیر پیش می‌رود، در کجا باید با آنها پیوند بخورد و در کجا باید مستقل باشد.» و زمانی هم که صریح از او پرسیده می‌شود «پس چرا شورای راهبردی ندای ایرانیان را در بازی خودش راه نداده؟» می‌گوید: «خیر، اینطور نیست خیلی از احزاب هستند که هنوز در شورای راهبردی نیستند! شاید رئیس دولت اصلاحات فصل مشترکی بین خودش و ندای ایرانیان می‌داند. هنوز هم برای من این مساله در ذهنم طنازی می‌کند که آیا شورای راهبردی می‌تواند ادامه دهد یا نه و اصولا نسبت به بقای شورای راهبردی تردید دارم.» لازم است گفته شود که اعتمادملی عضوی از شورای هماهنگی جبهه اصلاحات است و لازم است اطلاعات خود را درمورد این شورا بیشتر کند. خرازی چندی است مسیر دیگری را انتخاب کرده که همان ایجاد شکاف میان اصلاح‌طلبان اصیل بود و یک پرده آن روز گذشته در مصاحبه وی کلید خورد.

هدف از طرح موضوع روحانی و عارف؟!

او که اکنون دبیرکل بلکه رئیس شورای مرکزی حزب نداست کناره‌گیری محمدرضا عارف از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 را کار بزرگی توصیف کرد اما پروژه خود را زمانی آغاز کرد که گفت: «نمی‌توانم بگویم کناررفتن عارف چقدر در پیروزی روحانی نقش داشت چون فضایی که ایجاد شده بود اگر انتخابات به دور دوم کشیده می‌شد، رای آقای روحانی به 60 درصد هم می‌رسید. نادیده گرفتن کناره‌گیری آقای عارف در پیروزی آقای روحانی بی‌انصافی است ولی نباید بیش از اندازه برای آن نقش قائل شد. آقای عارف اقدام بسیار ارزشمندی انجام دادند، ولی اینکه همه موفقیت‌ها را به کناره‌گیری آقای عارف متمرکز کنیم، تحلیل واقع‌بینانه‌ای نیست و اینطور نیست. در واقع آقای عارف به نفع آقای روحانی کنار نرفت.»

وی در ادامه مصاحبه در پاسخ به این سوال که «پس آقای عارف به نفع چه کسی کنار رفت؟» می‌گوید: «ایشان خودشان کنار رفتند. نامی از کسی نبردند. برداشت همه این بود که آقای عارف به نفع آقای روحانی کناره‌گیری نکرد.» آنچه خرازی تصور می‌کرد ضربه نهایی است را زمانی رونمایی کرد که گفت: «آقای عارف تحت فشارهای مختلف بود. درمجموع مردانگی کرد و این کار را انجام داد.» بدون تعارف آقای خرازی از رابطه گرم و صمیمی عارف و روحانی آگاه است و می‌داند اتحاد این دو شخصیت که یکی در اردوگاه اصلاح‌طلبی سرآمد است و دیگری در اردوگاه اعتدالگرایان بر کرسی نخست نشسته است، منجر به آن می‌شود شانس لیستی که برخی شاید در نظر داشته باشند بدون هماهنگی با سایر اعضای اردوگاه اصلاح‌طلبی ارائه دهند کاهش پیدا کند.

همین موضوع سبب شده تا به ارائه راهکارهایی بپردازد که ناگفته پیداست با بسیاری از راهکارهای سران اصلاحات همخوانی لازم را ندارد، مثلا گفته است: «اصلاح‌طلبان نیازمند یک بازنگری درباره نسبت خودشان با مجموعه کنشگران سیاسی هستند. در برخی مواقع از ما انتقاد صریح می‌کنند که چرا شما این حرف‌ها را می‌زنید؟ چرا می‌گویید اصلاحات خون تازه نیاز دارد و باید پوست‌اندازی کند؟ افراد این موارد را به منزله حذف تلقی می‌کنند درحالی که دیدگاه من اینگونه نیست. ما باید در رفتار و نگاهمان بازنگری کنیم و ببینیم که چه شد سال 84 گرفتار چنین بلیه‌ای شدیم. دلیلش هم عدم انسجام، عدم درک درست از مسائل جامعه، بحران تفکر در میان اصلاح‌طلبان و یک غرور کاذب که همه اصلاح‌طلبان را فرا گرفته بود.»

در اینجا باید گفت اگر اعتقاد آقای خرازی انسجام داخلی اصلاح‌طلبان است آیا بهتر نبود با دیگر احزاب اصلاح‌طلب این انسجام را حفظ و قوی‌تر می‌کرد. آیا آقای خرازی می‌دانست در شرایطی که اصلاح‌طلبان به انسجام نیاز دارند تاسیس یک حزب چه تبعاتی برای اردوگاه اصلاح‌طلبی خواهد داشت؟ بهتر است آقای خرازی شفاف‌تر در خصوص اینکه چرا ندای ایرانیان را تاسیس کرد و اینکه  این حزب چقدر به اردوگاه‌اصلاح‌طلبی کمک می‌کند و انسجام آن را بالا می‌برد، پاسخ دهد. آن وقت می‌توان در خصوص رسیدن به انسجام واقعی با هم مذاکره و گفت‌وگو کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات