* توافق هستهای بعد از دو سال مذاکره به دست آمد. این توافق چه تاثیری در جامعه دارد؟
** فارغ از تاثیرات اقتصادی که میتواند بهبود معیشت مردم را در بر داشته باشد این توافق نوعی امید را به جامعه بازگرداند. در واقع اقشار مختلف به ویژه طبقه متوسط و پایین که تا حدود زیادی درآمد و رفاه آنها تحت تاثیر تحریمها قرار گرفته بود مدت مدیدی چشم به سرنوشت مذاکرات دوخته بودند بعد از آنکه حسن روحانی پیروز انتخابات سال 92 شد این امید تقویت شد که این دولت میتواند این مساله را حل کند و بستری برای بهبود وضعیت اقتصادی، معیشتی و رفاهی فراهم کند. طبیعی است که این امر به یکی از مطالبات اصلی مردم تبدیل شده بود و البته قشر تولیدکننده نیز به انتظار برداشته شدن تحریمها و باز شدن مسیر برای ادامه فعالیت اقتصادی چشم به دست دولت و میز مذاکره داشت. به همین منظور میتوان گفت توافق هستهای بیش از آنکه تاثیر مستقیم بر زندگی اقتصادی مردم داشته باشد بیشتر جنبه امیدواری داشت و نوعی نشاط را به کشور بازگرداند؛ مساله ای که به خوبی میتوان از چهره و گفتوگوها در میان مردم درک کرد، هرچند تا باز شدن مسیر هنوز راه زیادی باقی مانده است.
* این توافق به نظر میرسد برای دولت نیز از اهمیت زیادی برخوردار باشد، توافق هستهای چه تاثیری در آینده دولت دارد؟
** یکی از اصلیترین شعارهای دولت در دوران انتخابات این بود که چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد و چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد. بنابراین توافق هستهای و رسیدن به یک جمعبندی با غرب یکی از مهمترین وعدههای دولت یازدهم بود و البته مهمترین ترازویی که منتقدان دولت را با آن میسنجیدند. امروز بعد از دو سال مذاکره سخت و فشرده، دولت حسن روحانی توانست توافقی را به امضا برساند که هم سانتریفیوژها به کار باشند و هم تحریمها که اصلیترین موانع بر سر راه اقتصاد و پیشرفت کشور بود از میان برداشته شود مضاف برآنکه این امر باعث شد تا ایران به عرصه بینالملل بازگردد و راههای تجارت نیز به روی بازرگانان داخلی و خارجی هموار شود. بنابراین این یک دستاورد مهم برای دولت محسوب میشود چرا که توانسته است به نخستین وعده خود عمل نماید و این امر هم موجب اعتماد بیشتر مردم به دولت شد و هم اعتماد به نفس دولت را بالا برد و طبیعی است که با این موفقیت فضا برای فعالیت کابینه حسن روحانی فراهمتر خواهد بود و البته دست مخالفان نیز برای پیشبرد مقاصد خود که همان تخریب دولت است بستهتر خواهد بود.
* به تلاش مخالفان برای تضعیف دولت اشاره کردید تا به امروز چقدر این گروه را تاثیرگذار دیدید و بعد از این چقدر میتوانند بر ذهن افکار عمومی تاثیرگذار باشند؟
** من در این رابطه بارها توضیح دادهام که بالاخره انتخابات 92 آن چیزی نبود که جناح رقیب انتظارش را داشت، بنابراین به هر حربهای متوسل خواهد شد تا اشتباهات را جبران کند و آینده را به نفع خود رقم بزند. یکی از این راهکارها ناامید کردن مردم از عملکرد دولت است که پیش از توافق هستهای به وضوح مشاهده میشد که چگونه تلاش دولت با تخریب این گروه اقلیت مواجه میشد، البته اینگونه رفتار در کوتاهمدت ممکن است تاثیرگذار باشد اما قطعا در بلندمدت نتیجه نخواهد داد چرا که مردم از قدرت قیاس برخوردار هستند و امروز را با گذشته مقایسه خواهند کرد.
* یعنی با توافق هستهای دیگر مخالفان قادر به تخریب دولت نیستند؟
** نه! معنی حرف من این نیست. شاید برای تغییر ذهنیت افکار عمومی تلاش بیشتری کنند اما قطعا دست از تخریب برنمی دارند کما اینکه این روزها به خوبی مشاهده میشود چگونه مخالفان تلاش میکنند تا این توافق را یک توافق بد جلوه دهند و تلاش دولت و تیم مذاکرهکننده را زیر سوال ببرند.
* موفق خواهند بود؟
** پیش از این نیز گفتم هر چند مردم به خوبی به تلاشهای دولت در فرآیند مذاکرات واقف هستند و دیدند که چگونه ساعتها مذاکرات سخت و فشرده را به پیش بردند تا یک توافق خوب حاصل شود اما این مخالفان هستند که ممکن است از راههایی وارد شوند و با تریبونهایی که در دست دارند بتوانند هدایت افکار عمومی را به دست گیرند و این دستاورد بزرگ را کوچک جلوه دهند. بنابراین همانطور که پیشتر گفتم ممکن است این رفتار در کوتاهمدت تاثیرگذار باشد.
* در برابر اینگونه رفتارها دولت باید چه اقدامی انجام دهد؟
** واضح است که دولت یازدهم برای مقابله با تخریبکنندگان باید شفاف عمل کند به این معنا که آنچه را حقیقت دارد و آنچه در حال رخ دادن است بدون تعارف با مردم در میان بگذارد و حقیقت را برای آنها آشکار سازد که اگر این رویه در دستور کار دولت قرار گیرد هر چقدر هم مخالفان تلاش کنند موفق نخواهند بود. مضاف بر آنکه باید تفاوت قائل بود میان منتقدانی که قصد بهبود وضعیت دارند با تخریبکنندگانی که تنها منافع شخصی و گروهی برایشان اهمیت دارد.
* انتخابات مجلس در راه است. آیا این توافق جامع هستهای میتواند در سرنوشت انتخابات تاثیرگذار باشد؟
** انتخابات برخاسته از رای مردم است و رای مردم بر اساس مطالباتشان است. از آنجایی که مساله اقتصادی و معیشتی همواره یکی از مهمترین دغدغههای مردم و اصلیترین مطالبات آنها بوده است قطعا توافق هستهای که به نوعی پیشبرد مسائل اقتصادی را به دنبال دارد در تصمیمگیری آنها موثر خواهد بود. هرچند در شرایط تحریمها مردم باز به زندگی خود ادامه میدادند و با وجود فشارها همهچیز را به رفع تحریم گره نزده بودند اما این امیدواری همواره با آنها بود که در صورت رفع تحریم اوضاع بهتر خواهد شد. دولت یازدهم این امکان را برای آنها فراهم آورد و توافق که سالها منتظر آن بودند را به سرانجام رسانید. بنابراین این مهم میتواند تصمیم آنها را نیز در انتخابات اسفند ماه 94 نیز تحت تاثیر قرار دهد، به عبارت دیگر امروز نوعی خوشبینی به دولت یازدهم در میان مردم به وجود آماده است و از آنجایی که این توافق و این خوشبینی در آستانه انتخابات دهمین مجلس شورای اسلامی قرار گرفته است به نظر میرسد افرادی رای اکثریت را به دست بیاورند که به لحاظ فکری، جناحی و اعتقادی به رویکرد دولت نزدیکتر باشند و در دوسال باقی مانده بتوانند دولت یازدهم را در تحقق وعدهها یاری رسانند بنابراین چندان دور از ذهن نیست که بگوییم مجلس آینده مجلسی با اکثریت حامیان دولت خواهد بود.
* به نظر شما قدم بعدی دولت باید چگونه باشد؟ به عبارت دیگر چه مساله ای باید در اولویت دولت قرار گیرد؟
** به هر صورت تا به امروز مهمترین مساله مذاکرات هستهای و باز کردن راه برای پیشرفت اقتصادی بوده است که همین امر موجب شد حسن روحانی تمام توجه و اهمیت خود را معطوف به سیاست خارجی نماید تا راهی پیدا کند برای پیشرفت اقتصادی کشور. قطعا گام بعدی حرکتهای مناسب اقتصادی است اما نکتهای که لازم است دولت همواره به خاطر داشته باشد آن است که سیاست داخلی نباید فدای اقتصاد و سیاست خارجی شود. به عبارت دیگر حسن روحانی در زمان انتخابات به جز وعده بهبود وضعیت اقتصادی و تعامل با دنیا وعده مهم دیگری نیز داد که آن تغییر فضای سیاسی بود. او این قول را داد که فضای باز سیاسی را فراهم خواهد کرد و قطعا جمعیت قابل توجهی با اعتماد به عملیاتی کردن این وعدهها آرای خود را به نفع حسن روحانی در صندوق انداختند و به نظر میرسد امروز لازم است دولت با یک چرخش نگاه توجهی نیز به سیاست داخلی داشته باشد و بستر را برای فعالیت هرچه بهتر گروهها و احزاب سیاسی فراهم سازد.
* این روزها صحبت از ترمیم کابینه به میان میآید. امروز چقدر لزوم ترمیم کابینه را احساس میکنید؟
** به هر حال عمر دولت یازدهم به نیمه رسیده است و نیم دیگری از راه باقی مانده. مسلم است که هر دولتی برای آنکه کارنامه درخشانی از خود برجای بگذارد لازم است هر از چندگاهی بازبینی در عملکرد خود داشته باشد به این معنا که نگاهی به پشت سر بیندازد که ببیند ابتدای راه با چه نیتی حرکت کرده، چه میخواسته انجام دهد و امروز در آن نقشهای که ترسیم نموده در کجا قرار دارد. طبیعی است چنین نگرش و رویکردی موجب میشود تا قطار تا پایان کار بر روی ریل قرار داشته باشد و از مسیر منحرف نشود. حال حسن روحانی دو سال است که در راس قوه مجریه قرار دارد و دولت تدبیر و امید به ریاست او اداره امور را به دست گرفته است. این مطلب که دولت کنونی نسبت به دولت قبل عملکردی به مراتب بهتر داشته است امری غیر قابل انکار و کتمان است اما این نکته بدین معنا نیست که در این راستا نگاه صفر و صد یا سفید و سیاه داشت.
به عبارت دیگر درست است که دولت یازدهم در بسیاری از زمینهها به ویژه سیاست خارجی بسیار مثبت عمل کرده است اما در برخی زمینههای دیگر دارای نقاط ضعفی بوده که لازم است برای داشتن عملکردی بهتر در راستای رفع این کاستیها حرکت کند. خبرها حاکی از آن است که دولت میخواهد تغییراتی در کابینه خود ایجاد کند. در ابتدا لازم است تاکید شود این امر مساله ای کاملا طبیعی و البته قابل تحسین است چرا که نشان میدهد قوه مجریه نسبت به نقاط ضعف و کاستیهای خود بیتوجه نبوده است و برای رسیدن به اهداف و عملیاتی کردن وعدههای خود حاضر است دست به هر تغییری بزند حتی اگر این تغییر در سطح بالا و شامل وزیر باشد. البته پیش از این نیز رئیسجمهور به این موضوع یعنی ترمیم کابینه اشاره کرده بود. مضاف بر آنکه حسن روحانی از دولت قبل این درس را آموخته است که اگر چشم بر ایرادات و کاستیها ببندد و با اصرار بر اشتباهات به پیش رود نه تنها برخلاف تدبیر عمل کرده است بلکه موجب میشود تا سالها مردم به او و دولتش بدبین شوند. قطعا اگر دولت حسن روحانی در این چهار سال کارنامهای مثبت و پیشرو از خود نشان دهد عرصه برای فعالیت در آینده مناسبتر خواهد بود و این امکان فراهم میشود تا چهار سال دیگر رئیسجمهور بماند و برنامههایی را که بعید به نظر میرسد در چهارسال تمام شود، تکمیل نماید.
* نقش اصلاحطلبان را در موفقیت دولت چگونه ارزیابی میکنید؟
** قطعا نمیتوان گفت این دولت اصلاحطلب است اما تلاش اصلاحطلبان برای پیروزی حسن روحانی در انتخابات 92 نیز قابل انکار نیست. در حقیقت شاید اگر حمایت بزرگان اصلاحطلب از حسن روحانی نبود پیروزی در آن انتخابات دشوار میشد بنابراین حمایت اصلاحطلبان در پیشرفت دولت بسیار کارساز بود مضاف بر آنکه دولت تدبیر و امید تجربه هشت سال دولت سازندگی و هشت سال دولت اصلاحات را همراه خود دارد که گنجینهای بسیار ارزشمند است. از این رو میتوان گفت اصلاحطلبان با توجه به پایگاه اجتماعی قوی که از آن برخوردار هستند نقش موثری در راستای موفقیت دولت دارند هرچند انتظاراتی نیز دارند که لازم است برآورده شود و فضا برای حضور آنان در عرصه سیاسی بیشتر فراهم شود. از این گذشته انتخابات 94 در راه است و قطعا حمایت اصلاحطلبان میتواند بار دیگر آرا را به نفع دولت تغییر دهد و ترکیب مجلس دهم با یک تغییر قابل توجه مواجه شود.
* یعنی شما معتقدید ترکیب مجلس آینده متفاوت از مجلس نهم خواهد بود ؟
** بله، به نظرم مجلس دهم تفاوت بسیاری با مجلس نهم و هشتم داشته باشد چرا که مجلس هشتم مجلسی با اکثریت اصولگرا بود و مجلس نهم نیز مجلسی تمام اصولگرا بوده است. از آنجایی که مردم به این نتیجه رسیدهاند که تغییر تنها از طریق صندوق رای امکان پذیر است لذا در مشارکتی متفاوت با سال 90 سرنوشت مجلس دهم را به دست اعتدالگرایان خواهند سپرد.