تاریخ انتشار : ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۲۷۸۳۹۵
آیا آمریکا دچار چالش عربی - اسرائیلی خواهد شد؟

ریاض نگران آینده‌ای بدون واشنگتن


سمیرا فرخ‌منش: خاورمیانه بستری پر آشوب، دریایی لبریز از نفت و منطقه‌ای پر از ایدئولوژی‌های گاه متضاد و گاه همسان است که سبب می‌شود هر تغییری در معادلات بازی‌های قدرت در آن، به پاسخ‌های جدید و واکنش‌های متفاوت منتهی شود.بنابراین بدیهی‌ترین نتیجه‌ای که می‌توان از رخدادی همچون توافق میان ایران و کشورهای آمریکایی و اروپایی گرفت، تأثیرگذاری قابل‌توجه بر اوضاع و احوال این منطقه است. تأثیرهایی که از یک‌سو هم بر روابط بازیگران دخیل در ماجرا غالب است و هم می‌تواند شرایط کل منطقه را دچار تحولات مثبت یا ناخوشایند کند.

آمریکا در این میان یکی از بازیگران عمده این توافق بود که با جدیت قابل‌توجه بارها تمایل چندگانه خود را به اجرای مذاکره و ادامه آن به موافقان و مخالفانش نشان داده بود. بنابراین با توجه به اصرار این کشور در پایان‌دادن به مناقشه چندین‌ساله هسته‌ای ایران، شکی نیست که تبعات چنین تفاهمی، بررسی و نتایج احتمالی آن پیش‌بینی شده است. تبعاتی که می‌تواند چهره نوینی از فضای حاکم بر خاورمیانه را به‌روی تحلیلگران بگشاید و برنامه‌های متفاوتی را برای بازیگران درون و بیرون آن تعریف کند.

عربستان و نگرانی از آینده بدون آمریکا

دادن دلگرمی‌های سیاسی و آسوده‌کردن خیال آمریکا در خاورمیانه همیشه یکی از کارکردهای اصلی عربستان سعودی بوده. همچنین آمریکا نیز هیچ‌گاه عربستان را در محیط مناقشه‌محور این منطقه تنها رها نکرده و یک رابطه متقابل میان این دو کشور برقرار بوده است. تأمین نفت مورد نیاز از بزرگ‌ترین تولیدکننده جهان از یک طرف و تأمین تسلیحاتی این کشور از دولت قدرتمندی در محیط بین‌المللی، از سوی دیگر، تعاملی راضی‌کننده را میان آمریکا و آل‌سعود در طول سالیان ایجاد کرده تاجایی‌که عربستان مبدل به یک نیروی متعادل‌کننده در بازی‌های سیاسی منطقه شده است. بازیگری که با یاری‌گرفتن از قدرت نفت‌آلود اقتصادی خود و تأمین نیازهای آمریکا در حوزه‌های متنوع، توانست تبدیل به‌هم پیمان بزرگ آمریکا شود.جدا از بحث توافق، عربستان همیشه ایران را رقیبی سرسخت در اوپک و بازیگری جسور در حوزه‌های ایدئولوژیک می‌بیند که باعث شده باوجود هم‌مرزبودن این دو همسایه، هیچ‌گاه یک رفاقت گرم دیپلماتیک میان آنها برقرار نشود.

همین امر باعث وابستگی فزاینده عربستان سعودی به آمریکا نیز می‌شد، چراکه آمریکا هم در برابر ایران قرار داشت و این‌گونه تنش‌های عربستان با کمک‌یار سیاسی‌اش به حداقل می‌رسید.سابقه روابط این دو کشور هم نمایانگر عمق تعاملات دوجانبه میان آنها بود. سال ١٩٤٣ برای نخستین‌بار، فرانکلین روزولت بر اهمیت روابط استراتژیک میان ریاض و واشنگتن تأکید کرد و پس از آن از سال ١٩٥٠ تمامی رؤسای‌جمهور آمریکا براساس قانون نانوشته‌ای بر احترام دیپلماتیک و حفظ منافع عربستان تأکید داشتند. تا جایی که تبادل امنیت در برابر نفت، مبدل به رویه‌ای جاافتاده میان دو دولت شد.

اما در شرایط کنونی، اوضاع تغییر کرده و عربستان دچار حدی از نگرانی شده که در بعضی مواقع در اوج صراحت، توافق پیش‌آمده را خطا می‌شمارد و بعضی اوقات با کمک از بازی کلمات سعی در بازنده نشان‌دادن آمریکا در این جریان دارد. چنین واکنشی البته امر دور از ذهنی برای کشوری نیست که همیشه و هر زمان اضطراب قدرت‌نمایی‌های ایران را داشته و این بازیگر را از وزنه‌های قدرتمند منطقه می‌داند؛ ایرانی که بدون نقش‌آفرینی‌اش، هم جریانات مربوط به داعش و تحولات عراق خطرساز باقی خواهد ماند و هم تهاجمات اخیر به یمن بی‌اثر قلمداد خواهد شد.

پس امروز برای عربستان شرایط دشواری به حساب می‌آید. همچنان که رقیب نفتی سابق که چندین‌سال عرصه را خالی کرده بود، دوباره به میدان بازگشته و بین آنها و متحد سنتی قدیمی‌اش توافقی قابل‌توجه شکل گرفته. در نتیجه آمریکا به‌زودی باید انتظار واکنش‌های نه‌چندان خوشایندی را از سوی خاندان سعودی داشته باشد. گرچه آمریکا بارها در طول سخنان و بیانیه‌ها و اعلام مواضع خود در طول مذاکرات، تأکید جدی بر توافق به شرط حفظ منافع دیگر دولت‌های منطقه داشته؛ و کسی تردیدی ندارد که منظور از «دیگر دولت‌ها» عربستان‌سعودی است، اما واقعیت این است که آمریکا در راستای استراتژی روشن و همیشگی‌اش که همان «حفظ منافع آمریکا» است گام برداشته و در این مسیر هیچ تعارف بین‌المللی‌ای در کار نیست. عربستان نیز این پیام را به‌روشنی دریافت کرده که دیگر دوران ماه‌عسلش با آمریکا به‌سر آمده و یکه‌تازی‌های سعودی از سوی آمریکا تشویق نخواهد شد.

آمریکا امروز وارد مسیر جدیدی شده که براساس آن قصد دارد تا حد ممکن از چالش‌های مناقشه‌برانگیز دوری کند. عربستان نیز به‌روشنی دریافته که عزم جدی اوباما در رسیدن به یک توافق نشان‌دهنده تمایل آمریکا به سیاست خارجی عقل‌محور و متعادل کشور مقابل است و نه گرایش به تنش‌زایی‌های نظامی. نشانه‌های چنین تحولی مدت‌هاست در روابط میان این دو هم‌پیمان هویداست؛ همچون عدم حمایت مطلق آمریکا در جریان یمن و سوریه یا ترجیح‌دادن مذاکره به‌جای رویارویی‌های نظامی و ادامه تحریم‌ها علیه ایران. پس احتمال اینکه عربستان در آینده در مسیر تنش‌آفرینی‌های خود تنها بماند، کم نیست.

اسرائیل و یک شوک نابهنگام

وضعیت اسرائیل نیز از جنبه تأثیرات تفاهم اخیر، محتوایی شبیه به عربستان دارد. با این تفاوت که رابطه آمریکا و اسرائیل ماهیت به‌مراتب استراتژیک‌تری نسبت به عربستان دارد. این دو کشور علاوه بر مناسبات معمول دیپلماتیک، دارای حدی از روابط صمیمانه در جامعه جهانی بوده‌اند که در سالیان متمادی، منفعت یکی، مبنای سیاست‌‌گذاری‌های دیگری قرار می‌گرفت. این مناسبات از خرید و فروش تسلیحات گرفته تا ارسال کمک‌های مالی از کنگره به اسرائیل از سال ١٩٨٥ تا کنون با رقمی نزدیک ٧٢ میلیارد دلار را شامل می‌شود. تا جایی‌که اسرائیل را تبدیل به بزرگ‌ترین دریافت‌کننده کمک‌های ثابت از سوی آمریکا کرده است. همچنین حضور لابی‌های یهود به‌طور رسمی و غیررسمی در مجلس قانون‌گذاری و محافل تصمیم‌گیرنده آمریکا بر پیچیدگی روابط این دو افزوده.

به همین سبب قابل پیش‌بینی است که اسرائیل بر پایه عادت چندین‌ساله، آمریکا را حامی همه‌جانبه خود در جامعه جهانی بداند و آمریکا نیز در این سال‌ها ثابت کرده که منافع اسرائیل را در برابر اعراب، ایران یا معضلات اقتصادی، همچون منافع خود پر اهمیت شناخته است. اما توافق اتمی این رویه چندین‌ساله را دچار خدشه‌ای اساسی کرد و به اسرائیل نشان داد آمریکا می‌تواند روش‌های پیشین خود را تغییر دهد و «مصالح آمریکایی» را بر «منافع اسرائیلی» ترجیح دهد.اسرائیل از زمانی که نخستین زنگ خطرها را در ارتباط با بهبود اوضاع هسته‌ای شنید تلاش خود را برای جلوگیری از هرگونه نزدیکی ایران با دیگرکشورها گرفت. تا جایی‌که در ایام اخیر خشم اسرائیل زبانزد سیاستمداران، رسانه‌ها و تحلیل‌گران دیپلماتیک در سراسر دنیا شده بود.

این اتفاق برای اسرائیل همانند یک شوک غیرقابل پیش‌بینی بود. چراکه رویکرد تهاجمی اسرائیل در مقابل ایران از مهم‌ترین محورهای سیاست خارجی این کشور به‌حساب می‌آمد. رویکردی که قطعا نیاز به حمایت آمریکا یا دولت‌های قدرتمند اروپایی داشت. اسرائیل به‌خوبی می‌داند که به‌تنهایی نمی‌تواند راهبردهای خشونت‌آمیز و سازوکارهای خود را علیه ایران به اجرا درآورد. تاکنون با خیالی آسوده روی همراهی آمریکا، انگلیس یا فرانسه حساب می‌کرد، اما همگرایی امروز آمریکا و ایران در بحث هسته‌ای، بی‌تردید از خطرناک‌ترین هشدارهای تاریخ ٥٠ ساله اخیر برای کشوری خواهد بود که به‌واسطه رفتارهای جنگ‌طلبانه افراطی‌اش مورد نکوهش بسیاری از کشورهاست. هشداری که با توجه به سابقه این کشور در مقابله ایران، می‌تواند این احتمال را عملی سازد که تصمیم‌گیران رادیکال اسرائیلی، سکوت نکرده و تنها تماشاگر آینده این توافق نخواهند بود.

از یک‌سو اسرائیل همیشه در عرصه جهانی بازیگری تندرو در حوزه سیاست خارجی به‌ویژه در منطقه بوده و ازسوی‌دیگر نمی‌تواند اعتماد بین‌المللی مطلق سابق را به یار دیپلماتیکش داشته باشد.دو کشور عربستان و اسرائیل از مهم‌ترین کشورهایی هستند که توافق اخیر می‌تواند در چگونگی رابطه آنها با آمریکا چالش‌برانگیز باشد. اما غیر از این دو، توازن قدرت جدید در منطقه، روش‌های مقابله با داعش، کیفیت رابطه با روسیه و تغییر در نگاه ترکیه را نیز باید به تأثیرات آینده این رخداد قابل توجه افزود.

تعامل ایران و آمریکا به عنوان دو کشور تأثیرگذار در منطقه و جهان، از طرفی باعث پررنگ‌ترشدن راهبردهای لیبرالی اوباما در عرصه تصمیم‌گیری آمریکا شد و نشان داد رویکرد «گفت‌وگو» بر سازوکارهای سخت‌افزارانه پیشین این کشور ارجحیت دارد و این راهکار می‌تواند الگویی مثبت برای دیگر مناقشه‌های بین‌المللی نیز باشد. از طرف دیگر این موفقیت موجب شد دو متحد قدیمی آمریکا در منطقه احساس تنهایی کرده و در نتیجه هر سه کشور در مقابل یک واقعیت جدید منطقه‌ای قرار گیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات