ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی- شفقنا
این مرد از شدت خشم، کنترل خود را از دست داده است. دستهایش را به این سو و آن سو تکان میدهد و گاه به عربی و گاه به زبان فرانسوی نعره میکشد و تلاش دارد که خبرنگاران را از آن محل دور کند: «ما تروریست نیستیم! از بدنام کردن شهر زیبای ما قیروان دست بردارید!». او در مقابل خانهاش ایستاده که درست در مجاورت همان آپارتمان سه اتاقهای قرار دارد که «سیف الدین رزقوی» همراه با چند مرد جوان دیگر در آن زندگی میکرد.
«رزقوی» همان مرد 24 سالهای بود که چندی پیش در 50 کیلومتری شرق شهر توریستی «سوسه» 38 توریست خارجی را به رگبار گلوله بست. نیروهای امنیتی تونس این عمل «رزقوی» را اقدامی انفرادی میدانند و از قرار معلوم همه آن کسانی که به عنوان مظنون این پرونده بازداشت شده بودند نیز دوباره آزاد شدند.
«سیف الدین رزقوی» با یک قبضه مسلسل کلاشینکف و به صورتی هدفمند، توریستهای غربی در ساحل اختصاصی هتل «امپریال مرحبا» را به گلوله بست و سپس به سراغ آن چند نفر که در استخر شنا میکردند رفت و پس از آن راهی لابی هتل و پارکینگ شد. پس از آن از همان راهی که آمده بود بازگشت و پا به فرار گذاشت اما در یک کوچه فرعی به دام نیروهای امنیتی افتاد و آماج گلولههای آنان قرار گرفت.
رزقوی مردی عادی و بدون سوءپیشینه بود که موهایی بلند و صورتی کاملا اصلاح شده داشت و همیشه لباسهای غربی میپوشید. در اینترنت فیلمهایی از وی وجود دارد که او را در حال شادی و خنده و رقص غربی نشان میدهد. «محمد میبری» یکی از همسایههای رزقوی میگوید: «چند بار او را دیده بودم. پسر بیآزار و مهربانی بود». در همین حال یکی از همسایهها با خشم به این مرد هشدار میدهد: «چرا دهانت را نمیبندی تا این خبرنگارها گورشان را گم کنند. اگر با این آدمها صحبت کنی نه تنها تونس بلکه اسلام را نیز آلوده میکنی».
در عین حال گروه تروریستی داعش در شبکه اجتماعی توییتر با انتشار عکسهایی از رزقوی، از وی با لقب «ابو یحیا القیروانی» یاد میکند. «قیروان» شهری است که رزقوی به عنوان پسر یک کارگر ساده دو سال آخر عمرش را در آن زندگی کرد و یک دوره آموزشی برق و الکترونیک را گذراند. آن همسایه خشمگین اما تاکید میکند: «اما او اهل و زاده قیروان نبود و یکی از ما محسوب نمیشد».
مسجد جامع قیروان یکی از کهنترین مساجد دنیا به شمار میرود و احتمالا در سال 671 میلادی ساخته شده است. شهر قیروان نیز کوتاه زمانی پس از تولد اسلام و به دست فاتحان اسلامی بنا شد. این شهر در قرن یازدهم یکی از کانونهای علوم اسلامی به شمار میآمد. صدها مسجد در قیروان وجود دارد و جمعیت این شهر امروزه بالغ بر 120 هزار نفر میشود.
نیروهای مذهبی در دوران دیکتاتوری زین العابدین بن علی رئیس جمهور سرنگون شده تونس به شدت تحت سرکوب و فشار نیروهای امنیتی و دولتی قرار داشتند. اما با آغاز و تولد بهار عربی در تونس و متعاقب آن سرنگونی و فرار بن علی در ژانویه سال 2011(90ش)، نوعی به اصطلاح دیانت جدید نیز همراه با دموکراسی به تونس پا گذاشت. گروههایی که تا پیش از آن تنها فعالیتهای زیرزمینی داشتند سربرآورده و به صورت علنی به انتشار اندیشه رادیکال نظام خلافت و جهاد و معنویت مذهبی آنهم از نوع سلفی آن پرداختند.
بدین ترتیب شهر تاریخی قیروان به پایگاه بزرگ سلفیهای تونس بدل شده است. در همین شهر بود که گروه تروریستی موسوم به «انصار شریعت» یک تجمع و گردهمایی عمومی در برابر مسجد جامع به راه انداخت و پرچمهایی سیاه منقش به علایمی خاص را به اهتزاز درآورد، همان پرچم و ارم و علایمی که امروز داعش از آن به عنوان یک نماد استفاده میکند.
به دلیل وجود ثبات و تحولات دموکراتیک در تونس، کشورهای غربی در واقع همواره تلاش داشتند که رادیکالیسم پنهان در این کشور را نادیده گرفته و نسبت به آن تجاهل کنند. در اولین انتخابات پس از انقلاب، حزب اسلامی نهضت به قدرت رسید، حزبی که از نظر غربیها یک حزب میانه رو به حساب میآمد و غرب امیدوار بود که به این ترتیب یک نیروی از نظر دموکراتیک قابل قبول در این کشور روی کار میآید و اگرچه که بسیاری از سران حزب نهضت تلاشهایی برای ایجاد ارتباط میان ارزشهای غربی و اسلامی انجام دادند اما بخشهایی از این حزب به هیچ عنوان از سوی جوانان رادیکال مورد پذیرش و قبول قرار نگرفتند.
تونس از نظر شمار کسانی که از این کشور به تروریستهای عراق و سوریه پیوستهاند نیز در میان کشورهای شمال آفریقا رکورددار است. بر اساس اطلاعات و برآوردهای موجود بیش از 3000 شهروند تونسی به گروههایی مانند داعش در سوریه و عراق پیوسته و شمار دیگری از آنان در کشور همسایه یعنی در لیبی به نفع نیروهای افراط گرا میجنگد. بیش از همه از زندانهای تونس به عنوان کانونهایی برای نشر افکار رادیکال سلفی یاد میشود، افکاری که غالبا از طریق جهادیهای زندانی به دیگر افراد انتقال مییابد. اما در حال حاضر شهر «قیروان» ظاهرا پایگاه اصلی این نیروهای افراطی به شمار میآید و از این شهر با عنوان «پایتخت افراط گرایی در شمال آفریقا» یاد میکنند. میبری یا همان همسایه رزقوی میگوید: «اگرچه که ما مردم قیروان مذهبیتر از مردم دیگر شهرهای تونس هستیم اما رادیکال و افراطی نیستیم.
در شهر ما منعی برای فروش الکل وجود ندارد اما ما خودمان این کار را انجام نمیدهیم زیرا گناه کبیره به حساب میآید. با این حال در این جا هر کس آزاد است که به میل و باورهای خود زندگی کند». و شاید همین گونه آزادی بود که به رزقوی این امکان را داد که دست به یک کشتار جمعی بزند. اما مردم قیروان همواره تاکید دارند که اقدام رزقوی به هیچ عنوان مورد تایید دیگر ساکنان این شهر نیست. میبری میگوید: «با این حال قبول دارم که در قیروان تعدادی سلفی هم وجود دارد، همان کسانی که تفسیرهایی غیرواقعی از اسلام ارائه میدهند. رزقوی یکی از مشتریهای پر و پا قرص مسجد سلفیها بود».
در عین حال بسیاری از مردم قیروان اعتراف میکنند که از تحولات تونس پس از دوران بن علی ناامید شدهاند. عمار که یک دانشجو است و چند خیابان آن سوتر زندگی میکند میگوید: «رئیس جمهور فعلی که خیلی پیر و سالخورده است و تنها همان الیت قدرت کهنه تونس را نمایندگی میکند. چنین آدمی بیتردید نمیتواند از زندگی و دردهای ما خبر داشته و آن را درک کند».
آن جوانانی که انقلاب 2011 (90ش) را به راه انداختند امروزه از پرزیدنت «بجی قائد اسبسی» 88 ساله ناامید نشان میدهند، همان رئیس جمهوری که در رژیم گذشته در خدمت بن علی بود و حتی زمانی پیش از او ریاست جمهوری تونس را بر عهده داشت. وضعیت اقتصادی این کشور نیز در چهار سال اخیر روز به روز وخیمتر شده و این وخامت در حدی است که بسیاری از جوانان تونس رویای فرار به غرب و کشورهای اروپایی را در سر میپرورانند. چند ده هزار تونسی هر ساله برای رسیدن به غرب تلاش میکنند و چندین هزار نفر به گروههای رادیکال نزدیک میشوند و تاسف بار آن که اغلب جوانان دسته دوم در خانوادههایی متوسط و عادی و گاه مرفه بزرگ شدهاند. به همین خاطر نمیتوان فقر را به عنوان تنها عامل برآمدن رادیکالیسم در تونس به شمار آورد.
«هاردی اوستری» مدیر دفتر شعبه تونس بنیاد آلمانی کنراد آدناوئر میگوید: «این حمله نه تنها حملهای علیه توریستهای غربی بلکه حملهای علیه ارزشهای غربی به شمار میآید. تونس کشوری است که در سالهای دهه شصت و کوتاه زمانی پس از کسب استقلال برای جلب توریست از سراسر جهان اقدام کرد و مدرنیته و دمکراسی را بر همه چیز ترجیح داد. اما همه این دستاوردها امروزه به محاق رفته است».
مردم قیروان تمایلی برای پرداختن بیشتر به این موضوعات نشان نمیدهند. امام جماعت یکی از مساجد کوچک واقع در حاشیه قیروان میگوید: «دموکراسی چیز خوبی است اما هر شکل از حکومت نباید با اسلام در تضاد باشد. دموکراسی تنها راه حل موجود نیست و راه حلهای دیگری نیز وجود دارد».