این روزها شکاف و اختلاف میان دو یارغار، دو شریک دیرین در شکل گیری ترکیه جدید و دو رفیق گرمابه و گلستان در حزب عدالت و توسعه، به اوج رسیده است.
رجب طیب اردوغان رئیسجمهور فعلی و عبدالله گل رئیسجمهور سابق ترکیه در تریبون عمومی و مراسم افطار به روی هم چنگ انداخته و یکدیگر را با واژههای مذمومی که سیاستمداران فقط از آن کلمات علیه دشمنانشان استفاده میکنند، مورد حمله قرار دادند.
عبدالله گل یار دیرین اردوغان که در ده سال گذشته پست ریاست جمهوری و نخست وزیری ترکیه را در قالب حزب حاکم «عدالت و توسعه» بین یکدیگر پاسکاری میکردند و در رسانهها نیز از این دو بنیانگذار حزب اسلامگرای ترکیه به عنوان دوقلوهای به هم چسبیده سیاسی یاد میشد، طی سخنانی در مراسم افطاری که با حضور سیاستمداران و دولتمردان این کشور برگزار شده بود، خطاب به اردوغان خواستار تجدیدنظر در سیاستهای مداخله جویانه خاورمیانهای ترکیه شد و تاکید کرد که این اصلاحات به نفع آنکارا خواهد بود.
وی گفت: ما در گذشته برای کشورهای خاورمیانه منبع الهام بودیم. وی با اشاره به دکترین «داود اوغلو» در دوران تصدی وزارت امور خارجه که قرار بود سیاست به صفر رساندن مشکلات با همسایگان را دنبال کند ولی عملاً همسایگان همراه با ترکیه را به صفر رساند و متحدان ترکیه در کشورهای اسلامی را به صفر تقلیل داد گفت: ما باید به کشورهای اسلامی کمک کرده و روابط خود را با آنها تقویت کنیم. لذا شایسته است شرایط خود را به گذشته باز گردانده و در سیاستهای عربی و خاورمیانهای خود تجدیدنظر نمائیم.
وی با انتقاد از سیاستهای مداخله جویانه و آشوبگرانه اردوغان در منطقه تصریح کرد با توجه به شرایطی که در منطقه ایجاد شده، ممکن است با حوادث غافلگیر کنندهای روبرو شویم که به ذهن هیچکس خطور نمیکند و در آن صورت کنترل شرایط برای ما بسیار دشوار خواهد بود.
در پی اظهارات عبدالله گل که در حقیقت سیاست خارجی و پاشنه آشیل دولت ترکیه را به باد انتقاد گرفته بود، رجب طیب اردوغان طی سخنانی که خطاب اصلیاش به یار قدیمیاش بود، او را «ترسو» و «خائن» خواند و گفت: «من در طول فعالیت سیاسیام هیچگاه به مردم خیانت نکردهام ولی کسانی که در همراهی با ما دچار ترس شده و نفس کم آورده بودند، به مردم خیانت کردند و لذا ما آنها را به حال خود رها کردهایم و کار خودمان را انجام میدهیم.» وی عدم همراهی عبدالله گل با سیاستهای فعلی دولت را همچون گرد و خاکی بر روی برگ دانست و تصریح کرد که عدم حضور این قبیل افراد در پیشبرد سیاستهای کنونی دولت آنکارا، باعث نمیشود توجه کسی به آنها جلب شود.
این حادثه و درگیری لفظی میان این دو همراه که ده سال در کنار یکدیگر قرار داشتند و از دو سال پیش به این طرف به وادی رقابت افتاده و مواضع شان با یکدیگر دچار زاویه شده بود، نه یک درگیری لفظی ساده و جنگ زرگری پیش پا افتاده است بلکه از اختلافی عمیق در ترکیه خبر میدهد که میتواند مانعی جدی در راه ریاست طلبی و خودکامگی اردوغان ایجاد کند. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، سخن پراکنی عمومی اردوغان و عبدالله گل علیه یکدیگر به معنای باز شدن زخم کهنه اختلافاتی است که میان این دو رفیق همراه که از معماران جنبش سیاسی اسلامگرایی نوین در ترکیه بودند، طی دو سال اخیر به صورت نسبتاً کم سروصدا وجود داشت ولی اکنون به مرحله غیرقابل بازگشتی رسیده است.
اختلاف نظر میان عبدالله گل و رجب طیب اردوغان از حوادث مربوط به «پارک گزی» اسلامبول آشکار شد، زمانی که اردوغان، معترضان را «تروریست» خطاب کرد، اما عبدالله گل که آنزمان رئیسجمهور بود، با نمایندگان آنها ملاقات کرد و خانواده نوجوان 15 سالهای را که در این حادثه توسط پلیس کشته شده و اردوغان وی را از اراذل و اوباش نامیده بود، مورد ملاطفت قرار داد و گفت: «باید تلاش کنیم چنین حوادثی دیگر تکرار نشود.»
پس از این حادثه، حوادث دیگری از قبیل افشاگریهای «جماعت گولن» باعث شد که عبدالله گل برخلاف اردوغان که اعلام کرده بود هواداران گولن خواستار براندازی دولت وی بوده و «دولت در دولت» ایجاد کردهاند، موضعی مخالف اتخاذ کند که باعث عینیت یافتن شکافها و اختلافاتی میان دو یار قدیمی شود.
پس از افشای ماجرای شنودهای تلفنی اردوغان و چند تن از وزرایش، عبدالله گل که آن زمان رئیسجمهور بود صراحتاً ابراز داشت اگر من به جای نخستوزیر بودم وزرای فاسد را از کابینه اخراج میکردم.
در ماجرای زندانی کردن چند نماینده مجلس از حزب مخالف توسط دولت اردوغان، عبدالله گل طی سخنانی علناً اعلام کرد «با اخراج نمایندگان مخالف دولت از مجلس موافق نیستم و بر این باورم که نمایندگان زندانی شده نیز باید هرچه زودتر آزاد شده و به مجلس باز گردند.»
مورد دیگر اختلاف میان این دو، حمایت عبدالله گل به عنوان رئیسجمهور از رای دادگاه قانون اساسی درباره رفع ممنوعیت دسترسی به شبکه اجتماعی توئیتر بود که اردوغان دستور فیلتر کردن آنرا صادر کرده بود.
شاید بیشترین اختلاف نظر عبدالله گل و اردوغان در خصوص تلاش اردوغان در داخل حزب عدالت و توسعه برای ایجاد تغییر در قانون اساسی و تغییر در ساختار سیاسی و گذر از نظام پارلمانی به نظام ریاستی بروز یافت که علناً عبدالله گل، اردوغان را به قدرتطلبی و خودکامگی سیاسی متهم کرد و عبدالله گل رسماً در پایان دوران ریاست جمهوری خود از دنیای سیاست و حزب عدالت و توسعه کنار گذاشته شد و اردوغان شخصاً مانع بازگشت گل به حزب گردید. بدین معنا که پس از آنکه اردوغان به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شد درحالی که سکان هدایت این حزب را هم دردست داشت، از کنگره حزب خواست داود اوغلو را به عنوان رهبر جدید حزب انتخاب کنند تا مانع به دست گرفتن قدرت حزب توسط عبدالله گل شود.
یکی دیگر از موارد اختلاف عبدالله گل و اردوغان به مساله سیاست خارجی جنگ افروزانه ترکیه بویژه دخالتهای اردوغان در مساله سوریه باز میگردد. اردوغان و وزیر خارجهاش داود اوغلو در جریان بحران آفرینی در سوریه یک پای ثابت ماجرا بودند و صراحتاً از راهاندازی جنگ و سقوط نظام بشار اسد دم میزدند ولی عبدالله گل مخالف این دخالت و حمایت از تروریستهای منطقهای بود.
قطعاً این اختلاف دیدگاهها چیز اندکی نیست ولی اردوغان نیز مثل همه دیکتاتورها که از قانون جنگل «هر که با من نیست بر ماست» پیروی میکند، کوچکترین اعتمادی نسبت به اقناع منتقدین نداشته و صرفاً به سرکوب، حذف و یا تحقیر مخالفان میاندیشد، نتوانست یار و همراه دیرین خود را تحمّل کند و بنظر میرسد در صدد ترور سیاسی و حذف وی برآمده است.
عبدالله گل که در یکسال اخیر از سمتهای سیاسی، حزبی و دولتی کنار کشیده و عملاً قصد رقابت با اردوغان را ندارد شاید با حادثه اخیر دریافته باشد که شریک سیاسی او حتی تحمّل شنیدن یک انتقاد ساده را ندارد و برای رسیدن به قدرت مطلقه سیاسی در ترکیه و احیای امپراتوری نو عثمانی، حاضر است همچون سلاطین، نزدیکان خود را نیز قربانی کند، خصوصاً که اردوغان پس از شکست سنگین در انتخابات مجلس و نرسیدن به هدف تغییر نظام سیاسی ترکیه به نظام ریاستی، همچون مار زخم خورده به دنبال گرفتن قربانی و خالی کردن عقدههای ناشی از این شکست میگردد.
به هر حال از این پس باید دید که چه تحولاتی در عرصه داخلی ترکیه روی میدهد. قطعاً ترکیه آبستن حوادثی است که براساس جنون قدرت و میل به خودکامگی در شخص رئیسجمهور درحال شکل گیری است. این حوادث عواقب شومی دارد و طبعاً با راهی که اردوغان در پیش گرفته، دوستان قبلی خود را یک به یک به دشمنان تبدیل میکند و این همان مسیری است که فقط دیکتاتورها آن را پیمودهاند.