* وضعیت سوریه را در حال حاضر چگونه ارزیابی میکنید؟
** غرب چند سال پیش برنامهریزی فشردهای انجام داد تا شاید بتواند ظرف مدت سه ماه نظام سوریه را سرنگون سازد ولی این اتفاق رخ نداد و آخرین اقدام غرب استفاده از جریانهای تکفیری تروریستی علیه بشار اسد است که بن�� به گزارش سازمان ملل، از 83 کشور نیروهای تکفیری به سوریه سرازیر شدهاند. در سال2014 اتفاق جالبی در سوریه افتاد. در 2014 انتخاباتی در سوریه برگزارشد که 77درصد از واجدین شرایط در آن انتخابات شرکت کردند. مرکز تحقیقاتی دانشگاه مریلند آمریکا در این رابطه گزارشی را منتشر کرد که این گزارش در رسانهها موجود است و در این گزارش رسما اعلام شده که 70 درصد مردم سوریه طرفدار بشار اسد هستند.
از سوی دیگر موسسه تحقیقاتی قطر که زیر نظر مستقیم مادر امیر قطر است، اعلام کرده که اکثریت مردم سوریه نظام سوریه را تأیید میکنند. همین طور قرائن و شرایط دیگری این موضوع را تأیید میکند که اکثریت مردم سوریه طرفدار نظام اسد هستند ولی از ابتدا خواستار اصلاحات ساختار در نظام سوریه بودند. بعد از انتخاباتی که در 2014 در سوریه برگزارشد، شاهد تغییر موضعگیری وزرای اتحادیه اروپا نسبت به سوریه و آقای بشار اسد بودیم. در اجلاسی که در بروکسل برگزار شد، وزرای خارجه اتحادیه اروپا بهصورت کتبی در بیانیهای اعلام کردند که تشکیلات معارض سوریه باید در حاکمیت سوریه مشارکت داده شود و این به معنی پذیرش حاکمیت کنونی در سوریه است. حتی در اتحادیه اروپا بر نقشآفرینی آقای بشاراسد تاکید شده است.
وزیر خارجه آمریکا اعلام کرده است برای حل مسائل و مشکلات منطقه آمادگی گفتوگو با بشار اسد را دارد. این تغییر مواضع از سوی غربیها درحالی است که در سالهای گذشته همه به ضرورت رفتن بشار اسد و تغییر نظام در سوریه تاکید داشتند. این تحولات بیانگر این است که در صحنه داخلی سوریه ارتش سوریه و نیروهای داوطلب مردمی با مساعدت نیروهای حزبا... به موفقیت رسیدهاند و مواضع و معادلات سوریه را به نفع ارتش و نیروهای دفاع مردمی و دولت سوریه تغییر دادهاند. براین اساس طی دو، سه ماه گذشته شاهد بودیم که بعد از تجاوزات جنگندههای عربستان علیه یمن شاهد تشدید شرایط در سوریه و عراق بودیم و بهواسطه عدم تحقق اهداف یمن در عربستان فشار برسوریه وعراق اضافه شد. در یک مرحله نیروهای تکفیری پیشرفتهایی را در برخی از مناطق سوریه داشتند اما مهمترین منطقه که تکفیریها روی آن مانور دادند، منطقه قلمون بود که برای مدت کوتاهی در دست آنها قرار داشت اما با ورود قدرتمندانه حزبا... و سخنرانی سیدحسن نصرا... و وعدههایی که وی داد، منطقه بسیاراستراتژیک قلمون که منطقهای حساس و با مساحت بسیار زیاد است از دست جریانهای تکفیری خارج شد و تحت کنترل ارتش سوریه قرار گرفت.
* نیروهای تکفیری میتوانند برای دمشق خطرآفرین باشند؟
** بله، اخبار زیادی از رسانههای عربی صادر میشود دال بر اینکه دمشق در حال سقوط است. این خبرها با واقعیتهایی که در میدان نبرد وجود دارد مطابقت ندارد ولی بیش از 4 سال ایستادگی سوریه در سختترین و بحرانیترین شرایط باعث شده است که اسد به یک وضعیت و ثبات نسبی برسد و طرف مقابل هرگز چنین توفققی نخواهد نداشت. لذا بعید است که داعش خطری برای سوریه باشد.
* وضعیت در سوریه چگونه است؟ آیا سوریه در حال تجزیه شدن است؟
** تجزیه در منطقه خاورمیانه طرح جدیدی نیست و امپراتوری بزرگ اسلامی از سوی استعمارگران در قرونهای پیش تجزیه شد. کشورهای کوچک فعلی درمنطقه خاورمیانه در قالب یک امپراتوری بزرگ اسلامی در گذشته نقش داشتند ولی طرح خاورمیانه بزرگ طرحی است که بر اساس آن تمامی کشورهای منطقه باید آنقدر تجزیه شوند که رژیم صهیونیستی از هر بعد اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر سایر کشورهای منطقه برتری داشته باشد. هنگامی که شهر الرمادی درعراق به دست داعش افتاد، به رغم اینکه نیروهای آمریکایی اعلام کردند که درعراق در مقابل داعش ایستادگی خواهند کرد ولی مقابلهای با نفوذ داعش به الرمادی انجام ندادند و بعدها وزیر دفاع آمریکا اعلام کرد از تجزیه در عراق و سوریه حمایت میکند. از طرفی مردم سوریه خواهان یک نظام واحد و به دور از تجزیه و قومیتگرایی هستند. بنابراین اگر بخواهد تجزیهای صورت بگیرد باید بستر و تمایلی برای تجزیه وجود داشته باشد. چنین موضعی درباره سوریه صدق نمیکند وهیچ قوم، طایفه و مذهبی در سوریه خواستار و موافق با تجزیه سوریه نیست. اکثریت مردم در سوریه خواهان استقرار یک نظام متحد و یکپارچه در سوریه هستند لذا زمینههای تجزیه در سوریه وجود ندارد.
* اگر ایران وغرب با یکدیگر به یک مفاهمه مشترک از وضعیت منطقه برسند، این مفاهمه چه کمکی به امنیت منطقه خواهد کرد؟
** بدون تردید دراین مرحله با توجه به شکستهای مختلفی که رژیم صهیونیستی در مقابله با جبهه مقاومت متحمل شده است و بارها در سال 2006 یا در جنگ 92 روزه از حزبا... و حماس شکست خورده، باعث شده است که اسرائیلیها با استفاده از جریانهای تکفیری - تروریستی آنها وارد گود شوند. بسیاری از گروههای تروریستی موجود در منطقه در لیست تروریستی غرب قرار دارند ولی همین کشورها متاسفانه از گروههای تروریستی استفاده میکنند. غرب به جمهوری اسلامی ایران بهعنوان بحران بالفعل نگاه میکند و تکفیریها را بهعنوان بحران بالقوه میداند.
غرب معتقد است که از این اهرم استفاده ابزاری کنند و این جریانهای تکفیری نیز میدانند که با جریانهایی که از آنها حمایت میکنند سنخیتی ندارند. تروریستها هم از این حمایت غرب استفاده میکنند و اگر مفاهمهای میان ایران و غرب صورت بگیرد به نظر میرسد خواسته کشورهای غربی است؛ زیرا این کشورها ذاتا منافعشان در مقابل داعش است و در نتیجه به صورت طبیعی به دنبال این فرصت هستند که با ایران با مفاهمه و تفاهم برسند و با گروههایی که در تعارض با آنها هستند بتوانند مقابله جدی و نه به صورت فعلی داشته باشند. آنچه در عراق بهعنوان ائتلاف ضدداعش شکل گرفته است هیچگونه اقدامی علیه این تروریستها نمیتواند انجام دهد قطعنامه شورای امنیت علیه داعش هم اجرا شده ولی چون اراده برای اجرای آن وجود ندارد، قطعنامه بلااجرا مانده است.
* شورای امنیت قطعنامهای را علیه داعش به تصویب رسانده است. چرا غرب ارادهای برای اجرا کردن قطعنامه علیه داعش ندارد؟
** زیرا آنها امیدوار شدهاند که به یک مفاهمه با جمهوری اسلامی ایران برسند وغرب بعد از تفاهم با ایران اراده لازم برای مقابله با داعش را پیدا خواهد کرد و آن را به مرحله اجرا میرساند. بنابراین خواسته آنها این است که تفاهم با ایران امضا شود. اگر این تفاهم صورت بگیرد این اراده برای مبارزه با داعش در غرب ایجاد خواهد شد و اگر این اراده بعد از تفاهم با ایران صورت بگیرد بهطور یقین میتوان گفت جریانهای تکفیری دیگر آن گونه که امروز جولان میدهند دیگر قادر به جولان دادن نیستند و حتی نمیتوانند به صورت محدود هم حرکاتی را انجام دهند.
* با توجه به تولید تئوری تروریستی درعربستان، ممکن است که روزی آمریکا از متحد بزرگ خود در منطقه عبور کند؟
** از مدتها قبل این نکته مطرح بوده است که چگونه است که ایالات متحده آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی مانند فرانسه که بر شعار آزادی و دموکراسی و حقوق بشر تاکید دارند با کشوری مانند عربستانسعودی دارای بهترین روابط هستند؟ پاسخ کاملاً آشکار و روشن است؛ وخامت وضعیت حقوقبشر و دموکراسی در عربستان بر کسی پوشیده نیست اما عربستان و غرب دارای بهترین رابطه با یکدیگرهستند به این دلیل که عربستان دارای ذخایر انرژی زیادی است و از زمان عبدالعزیز و آیزنهاور روابط تنگاتنگی میان این دو کشور وجود دارد و عمده دلیل آن مساله ذخایر انرژی عربستان است. این عامل همیشه مقدم بر عوامل دیگر بوده است.
البته آمریکاییها نیز همواره خود ژست دموکراسی و حقوق بشر میگیرند و عملاً به صورت مکرر حقوق بشر را نقض میکنند. اساسا مشروعیت آمریکاییها در دو بعد نظری و عملی در قضیه حقوق بشر به چالش کشیده شده است و حرفی برای گفتن ندارند و متاسفانه در کشورهایی که با آنها رابطه خوبی دارند از نقض حقوق بشر از سوی آن کشورها جلوگیری نمیشود. با توجه به اینکه در راس مسائل مهمی که در ارتباط عربستان و آمریکا وجود دارد نهتنها کشورهای غربی درباره حمایتشان از عربستان دلسرد نشدهاند بلکه بهدلایل مختلف از جمله نیازمندی به قیمت پایین نفت هیچ افقی دیده نمیشود که رابط عربستان و غرب با یکدیگر دچار صدمه شود.
* رابطه ایران وعربستان را در آینده چگونه ارزیابی میکنید؟
** قبل از پیروی انقلاب اسلامی، عربستان و ایران براساس دکترین دوستونی نیکسون با وجود اختلافاتی که با یکدیگر داشتند تنها با حفظ ظاهر با یکدیگر ارتباط داشتند و در واقع نوع رابطه ایران با عربستان با فشار آمریکا خوب بود. اما در آن زمان هم این رقابت بین دو کشور وجود داشت ولی با پیروزی انقلاب اسلامی و حمایت ایران از حقوق لبنان و فلسطین خصومتی میان عربستان و ایران ایجاد شده است. لذا بهبود روابط ایران و عربستان عملا غیرممکن است.