* با به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای برگ جدیدی از تاریخ دیپلماسی ایران ورق خورده است. با این وجود عملکرد دولت آقای روحانی را باید به دو قسمت قبل و بعد از توافق هستهای تقسیم بندی کرد.مختصات فکری و عملکردی هر کدام از این دورهها را چگونه ارزیابی میکنید؟ آقای روحانی در ادامه مسیر حرکت خود چه اقداماتی باید انجام دهد؟
** به نظر من با به نتیجه رسیدن پرونده هستهای باید شرایط را به دو بخش قبل و بعد از توافق هستهای تقسیمبندی کنیم. دلیل این مساله هم این است که ایران پس از توافق هستهای با کشورهای غربی وارد عرصه جدیدی از مناسبات بینالمللی شده است که با گذشته تفاوتهای معناداری دارد. در 36سال گذشته هیچگونه رابطهای بین ایران و آمریکا وجود نداشته است.در این 36سال جهان غرب همواره علیه ما موضع گرفته بود که برخی از این موضعگیریها سبب خسارتهایی به کشور و از جمله در زمینه اقتصادی میشد.ایران نیز در طول 36سال گذشته به شکلهای مختلف در مقابل قدرتهای جهانی و کشورهای غربی موضعگیری کرده بود که این موضعگیریها در برخی از مسائل و از جمله فناوری هستهای برای غرب قابل تحمل نبود.
در نتیجه توافق حاصل شده بین ایران و قدرتهای جهانی یک توافق «ایزوله» و منزوی نیست.همچنین این توافق تنها جنبه هستهای ندارد که پس از مدتی تحریمها برداشته شود و دوباره روابط کشورها مانند گذشته شود. این توافق آغاز راه تعامل و کم کردن تنشها در آینده است.در طول36 سال گذشته طبقه متوسط در ایران رشد قابل توجهی پیدا کرده و میزان اقشار تحصیلکرده نسبت به گذشته بیشتر شده است.طبقه متوسط همواره به دنبال ایجاد روابط با کشورهای جهان و زندگی در جامعه جهانی بوده است. از سوی دیگر دولت آقای روحانی از ابتدای روی کار آمدن خود تاکنون همواره در برخی تنگناها قرار داشته است.
اگر آقای روحانی و مسئولان اجرایی برداشت محدودی از این توافق داشته باشند و گمان کنند که این توافق تنها در زمینه هستهای صورت گرفته و قرار نیست هیچ تغییر دیگری صورت بگیرد مرتکب یک اشتباه بزرگ و تاریخی شده اند.اگر این برداشت وجود داشته باشد بسیاری از دستاوردهای این توافق از بین خواهد رفت.در شرایط کنونی بسیاری از شرکتهای خارجی با اقتصاد ایران در ارتباط هستند و اقتصاد ایران به شکلهای مختلف به غرب متصل است.اگر ما قصد داریم از این توافق و پیامدهای آن استفاده کنیم باید به این جمعبندی برسیم که پس از توافق هستهای،ایران وارد مرحله جدیدی از حیات خود شده که ممکن است دستاوردهای بسیار بزرگی به همراه داشته باشد. به همین دلیل ما باید در بسیاری از رویکردهای خود تجدید نظر کنیم.همچنین بسیاری از اقدامات ایران باید جای خود را به رویکرد دیپلماتیک بدهد.
ما نباید اجازه بدهیم دستآوردهای این توافق خیلی زود به فراموشی سپرده شود. توافق هستهای میتواند نقطه آغاز روابط جدید ایران با کشورهای جهان و ازجمله کشورهای غربی باشد.ما نباید این مساله را فراموش کنیم که اغلب کشورهایی که درها را به روی خود بستند تا خود را از درون بسازند هنگامی که تلاش کردند وارد جامعه جهانی شوند با همین روندی که ایران در حال طی کردن است مواجه شدند.در سال1962اتحاد جماهیر شوروی بعد از بحران کوبا هنگامی که وارد مذاکره مستقیم با آمریکا شد رویکردهای خود را نسبت به گذشته تغییر داد و وارد مرحله جدیدی از حیات سیاسی خود شد.وضعیت کشور چین نیز از سال1970 که ریچارد نیکسون، رئیس جمهور وقت آمریکا به این کشور سفر کرد با دوران قبل از آن کاملأ متفاوت بود.در شرایط کنونی نیز وضعیت کوبا از زمانی که سفارتخانههای کوبا و آمریکا باز شده است نسبت به گذشته درمناسبات قدرت جهانی تغییر پیدا کرده است.
* در چه وضعیتی دوران پساتحریم برای ما مشکلساز خواهد بود؟
** در شرایط کنونی گروههای تندرو سیاسی عنوان میکنند که اتفاق خاصی در کشور رخ نداده است.این عده معتقدند که ما تنها در مساله هستهای با قدرتهای جهانی به توافق رسیده ایم اما بقیه مسائل همه سرجای خود باقی مانده است و نیازی نیست که ما در رویکردهای خود تغییر ایجاد کنیم. این تفکر و نگرش میتواند بدترین وضعیت را در آینده برای ایران رقم بزند.در چنین شرایطی ما از دستاوردهای یک توافق بزرگ و تاریخی در جهت ارتقای جایگاه ایران در مناسبات قدرت جهانی هیچگونه استفادهای نکردهایم و کشور را در معرض آسیبهای بیشتری قرار دادهایم. در شرایط کنونی بسیاری از پردهها و واسطهها بین ایران و قدرتهای جهانی کنار رفته است و ایران و قدرتهای جهانی پس از سالها بدون واسطه و به صورت شفاف به دیالوگ با یکدیگر پرداخته اند.
در نتیجه آگاهیها نسبت به عملکرد یکدیگر بالاتر رفته و فرصت جدیدی برای حل کردن مشکلات به وجود آمده است. ایران و قدرتهای جهانی هر دو باید از این فرصت بسیار مهم در کم کردن فاصلهها استفاده کنند.تا قبل از توافق اگر مشکلاتی وجود داشت وضعیت طبیعی بود اما در شرایط پس از توافق اگر دوباره همان رویکردهای گذشته مورد استفاده قرار بگیرد نوعی کجاندیشی و فرصتسوزی صورت گرفته است. لذا به مسئولان توصیه میکنم به توافق هستهای به چشم یک فرصت تاریخی بزرگ نگاه شود.
* مساله مهم پس از توافق هستهای چگونگی تفسیر و ترجمه این توافق برای افکار عمومی است. به نظر شما خطر تفسیر نامناسب از توافق هستهای این اتفاق مهم را تهدید نمی کند؟
** توافق به وجود آمده تنها مختص به یک جریان خاص سیاسی در کشور نیست.مجموعه نظام به این تصمیم رسیدهاند که در شرایط کنونی «توافق» بهترین راه ممکن است.دولت آقای روحانی دولتی بوروکراتیک است که سیستم اجرایی کشور را بهخوبی پیش برده است اما از پیوندها و پشتوانه اجتماعی خود غافل شده است.آقای روحانی در دو سال گذشته برطرف کردن مشکلات داخلی کشور را به حل پرونده هستهای گره زد و به همین دلیل توافق یا عدم توافق هستهای برای دولت آقای روحانی از اهمیت بسیار ویژه ای برخوردار بود. در نتیجه از این به بعد باید منتظر اقدامات عملی آقای روحانی در مسائل داخلی باشیم.با این وجود برخی از جریانهای سیاسی از توافق هستهای متضرر خواهند شد. این گروهها که همواره در وضعیت تنش زندگی میکنند در وضعیت ثبات و آرامش کارکرد خود را از دست میدهند و دچار خسران و زیان میشوند.
در نتیجه واکنش این گروهها به توافق هستهای مسالهای طبیعی و قابل پیشبینی است. با این حال به دلیل اینکه مجموعه نظام سیاسی به این نتیجه رسیده که در شرایط کنونی توافق، بهترین راه حل ممکن است این گونه جریانها در درازمدت چاره ای به جز سکوت نخواهند داشت.در شرایط کنونی ایران وارد یک خیابان یک طرفه شده است که ناچار است تا پایان این خیابان جلو برود.اگر ایران حرکت در این خیابان یک طرفه را نیمه تمام رها کند ضررهای خود را چند برابر کرده است.بنابراین زمان تصمیمات سخت و بزرگ فرا رسیده است.
* توافق هستهای چه تأثیری بر نقش ایران در مناسبات قدرت جهانی در آینده خواهد داشت؟
** این مساله بستگی به نوع تفسیری دارد که ما از توافق هستهای ارائه میکنیم.به نظر من این انرژی هستهای نیست که قدرت ایران را در آینده اثبات میکند بلکه کارکرد مراکزی مانند «عسلویه» و همچنین قدرت فناوری ماست که سبب هراس کشورهای غربی در آینده خواهد شد. برخی که با توافق هستهای مخالف هستند از خود نمیپرسند چرا عربستانسعودی و اسرائیل از توافق ایران و کشورهای غربی ناراحت و عصبانی هستند. دلیل این مساله این است که عربستان و رژیم صهیونیستی بهخوبی به این نکته آگاهی دارند که ایران پس از توافق هستهای به مراتب در منطقه و جهان قدرتمندتر خواهد بود. به همین دلیل ما باید رویکرد جدیدی را پس از توافق هستهای در پیش بگیریم و به دنبال «قدرت نرم» باشیم.
ایران باید پس از توافق هستهای به دنبال تقویت زیرساختهای اقتصادی و همچنین تقویت سیاستهای خود در عرصه بینالمللی باشد. مسالهای که سبب نگرانی خواهد شد این است که ما واقعیتهای موجود را نادیده بگیریم و گمان کنیم در عصر جهانی شدن میتوانیم به تنهایی و در انزوا برنامههای خود را جلو ببریم. بنابراین ما باید پس از توافق هستهای مناسبات اقتصادی خود را با اروپا تقویت کنیم و همچنین در سطح منطقه رابطه خود را با قدرتهای منطقهای تعدیل کنیم. مجموعه همه این عوامل سبب موفقیت ایران در آینده، پس از توافق هستهای خواهد شد.
* یکی از شعارهای مهم آقای روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی تقویت نهادهای مدنی و احزاب بود. با این وجود این مسائل به دلیل اهمیت پرونده هستهای ایران به اولویتهای بعدی آقای روحانی تبدیل شد. در شرایط کنونی که پرونده هستهای ایران به سرانجام مطلوب رسیده است، آقای روحانی در جهت تحقق شعارهای مدنی و سیاسی خود چه اقداماتی باید انجام دهد؟
** آقای روحانی بهدرستی به این نکته پی برد که کشور در یک «بن بست» بینالمللی گرفتار شده است.آقای روحانی به دلیل اینکه سالها در مهم ترین ارگانهای نظام مانند مجلس شورای اسلامی،شورای عالی امنیت ملی و همچنین مرکز تحقیقات استراتژیک حضور فعال داشته است برخی مسائل را متوجه میشود که ممکن است از چشم دیگران پوشیده بماند. در نتیجه شعارهایی که آقای روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی خود مطرح کردند شعارهایی بود که وضعیت جدیدی را تداعی میکرد. برخی از جریانهای سیاسی هنوز متوجه نشده اند که باید به وجوه انعطافپذیر توجه کرد.این جریانها بدون آگاهی همواره روی وجوه انعطافناپذیر تأکید میکنند.
در شرایط کنونی اما این گونه جریانها باید به این نکته توجه کنند که زمان آن فرارسیده که در برخی از سیاستها و رویکردها تغییرات جدی بهوجود بیاید. متأسفانه در مقابل آقای روحانی نیروهایی قرار گرفتهاند که منفعت آنها چنین ایجاب میکند که هیچ تغییری در رویکردها صورت نگیرد.این عده به خوبی به این نکته آگاهی دارند که هرچه مسائل شفاف تر و برنامهها دقیقتر و با حساسیت بیشتری دنبال شود به ضرر آنها تمام خواهد شد.این عده در یک فضای ذهنی قرار گرفتهاند و گمان میکنند تا ابد باید همین روش را ادامه بدهند. این درحالی است که این مساله هم در شرایط کنونی مقدور نیست و هم اینکه مخاطرات جدی در پیش خواهد داشت.آمریکاییها برای احتمال به نتیجه نرسیدن مذاکرات برنامه داشتند و موشکهای فوق پیشرفته خود که قادر بود200متر در بتون نفوذ کند و سپس منفجر شود را از انبارهای خود خارج کردند و مورد آزمایش قرار دادند و خواب و خیالهایی برای ایران دیده بودند. با این وجود توافق هستهای همه این خواب و خیالها را از بین برد.
در نتیجه اگر کسی بخواهد به این مساله دل خوش کند مانند کسی خواهد بود که به حداقلها راضی است و هیچ تلاشی برای پیشرفت انجام نمی دهد.این در حالی است که با به نتیجه رسیدن مذاکرات هستهای بین ایران و قدرتهای جهانی راههای زیادی برای فعالیتهای اقتصادی، مناسبات جدید دیپلماتیک و همچنین برنامهریزیهای مشترک به وجود آمده است.همه این مسائل بستگی به چگونگی تفسیر توافق هستهای دارد که کدام یک از طیفهای موافق و مخالف توافق برنده میدان رقابت باشند.نباید زیاد وقت خود را در ظواهر و جزئیات تلف کرد.
این یک افسوس و حسرت تاریخی خواهد بود که ما از چشماندازهای به وجود آمده پس از توافق هستهای استفاده نکنیم.در مورد مساله«سیاسی داخل» هم باید عنوان کنم که این یک مساله کلی است.راه حل این مساله مستلزم انعطاف بیشتر در داخل کشور است. هنگامی که این انعطاف از سوی برخی از نهادهای نظام سیاسی صورت بگیرد به صورت طبیعی این مساله هم حل خواهد شد.
* توافق هستهای چه تأثیری بر رابطه ایران و آمریکا خواهد گذاشت؟به هر حال دو بازیگر اصلی توافق هستهای وزرای خارجه ایران و آمریکا بودند که ماهها به صورت بی واسطه و صریح با یکدیگر گفتوگو میکردند.آیا به نتیجه رسیدن این مذاکرات باب جدیدی بر روابط فیمابین ایران و آمریکا خواهد گشود؟
** به نظر من به اندازه کافی از خود نرمش نشان دادهایم. باید فواید رابطه با آمریکا را در یک کفه ترازو قرار بدهیم و در کفه دیگر فواید مقابله با آمریکا را قرار بدهیم و سپس بررسی کنیم که کدام رویکرد در شرایط کنونی به سود ما تمام خواهد شد و نفع بیشتری به ما خواهد رساند.البته آمریکا باید اعتماد ایران را بدست آورد. باید از تاریخ درس بگیرید. برای کم کردن فشارهای امپریالیستی باید یک انقلاب جهانی صورت بگیرد که سیستم امپریالیستی را رو به اضمحلال ببرد.در نتیجه یک کشور و یا چند کشور به تنهایی توانایی انجام این کار را نخواهند داشت.بنده معتقدم تنها کشوری که به تنهایی توانسته تاحدودی امپریالیسم را تحت فشار قرار بدهد و هوادارانی در جهان پیدا کند جمهوری اسلامی ایران بوده است.
ایران از یک طرف با سیاست مقابله با آمریکا و از سوی دیگر گشایش درهای همکاری به سوی شرق و غرب شامل روسیه، چین و کشورهای اروپایی موفق شد طی یک سیستم پیچیده امپریالیسم را تحت فشار قرار بدهد و به یک کشور«هستهای» تبدیل شود. بنابراین ما در این توافق چیزی از دست ندادیم و برعکس امتیازات زیادی را کسب کردیم.همه این مسائل نشان دهنده اهمیت «زمان» در آینده است. بنده معتقدم یا بر اثر این توافق روابط ایران در پنج یا شش سال آینده با همه کشورهای جهان عادی میشود و یا اینکه سرنوشت به سمت دیگری خواهد رفت. اگر پای میز مذاکره با قدرتهای جهانی رفتهایم و به توافق پایبند شدیم باید طرف مقابل هم این گونه عمل کند وگرنه به زمان قبل ازتوافق برمیگردیم.
* برای به وجود نیامدن این وضعیت ما چه «بایدها» و«نبایدهایی» را باید در دستور کار خود قرار بدهیم؟
** در مرحله اول ما باید به همان شکل که طرف مقابل را به رعایت الزامات توافق دعوت میکنیم خود نیز به تمامی مفاد توافق پایبند باشیم. در مرحله دوم اما باید از وضعیت به وجود آمده نهایت استفاده را ببریم و بده و بستان اقتصادی با قدرتهای جهان به وجود بیاوریم.اگر ما موفق شویم شرکتهای بزرگ بینالمللی را درگیر ساختوساز در ایران کنیم که آنها هیچ گاه به فکر تحریم نیفتند و احساس کنند که اگر با ایران همکاری نکنند ضررهای سنگینی خواهند داشت موفقیت بزرگی کسب کرده ایم.اما اگر روند توافق هستهای به شکلی پیش برود که طرفین به مرور زمان اعتماد خود را از یکدیگر از دست بدهند و کدورتها دوباره قوت بگیرد و در نهایت تحریمهای ایران بازگردد وضعیت ایران به مراتب نسبت به گذشته بدتر خواهد بود.
* در شرایط کنونی کشور به وضعیت تحریمها عادت کرده و به همین دلیل ورود ایران به دوران پساتحریم با تکانهای شدید اقتصادی و اجتماعی همراه خواهد بود که نیازمند مدیریت ویژه است. به نظر شما دولت آقای روحانی چگونه باید این تکانهای شدید از جمله در زمینههای اقتصادی واجتماعی را مدیریت کند؟
** پولهای بلوکه شده به یک باره وارد جامعه ایران نمی شود. نکته دیگر اینکه بهترین راه حل استفاده از این پولها در زمینه صنعت است. اگر ما این پولها را در زمینه صنعت مورد استفاده قرار بدهیم علاوه براینکه قدرت صنعتی خود را بیشتر کردهایم به ایجاد اشتغال هم کمک کردهایم.ما نباید این پولها را در حوزههای مصرفی مورد استفاده قرار دهیم که مصرف جامعه بیشتر شود.اگر ما بتوانیم صندوق توسعه ارزی را دوباره احیا کنیم و همچنین از کمکهای خارجی استفاده کنیم به رونق اقتصادی دست پیدا میکنیم که سبب بهره مندی مردم خواهد شد.اما اگر این اتفاق رخ ندهد جامعه دچار شوک میشود و این شوکها برای جامعه خطرناک خواهد بود.بنابراین این بایدها و نبایدها برای ما از اهمیت زیادی برخوردار است.
* توافق هستهای برای جریان اصلاحطلبی کشور که حامی اصلی آقای روحانی در انتخابات و همچنین در دو سال گذشته بوده اند چه دستاوردهایی خواهد داشت؟این در حالی است که کشور در آستانه انتخابات مهم مجلس قرار دارد.آیا توافق هستهای میتواند کلید ورود اصلاحطلبان به مجلس آینده باشد؟
** آقای روحانی همچنان به حمایت اصلاحطلبان نیازمند هستند. با این حال در انتخابات مجلس آقای روحانی قادر نیست کار زیادی برای اصلاحطلبان صورت بدهد. مساله اصلی اصلاحطلبان در انتخابات آینده به نحوه تایید صلاحیتها مربوط میشود که همهاش در حیطه اختیارات رئیسجمهور نیست. آقای روحانی رئیس قوه مجریه است و تنها میتواند اصلاحطلبان را در سیستم اجرایی کشور فعال کند که تاکنون این اتفاق رخ نداده است.با این وجود سیاستهای اصلاحی آقای روحانی سبب به وجود آمدن یک فضای بالنده برای اصلاحطلبان شده است که اصلاحطلبان از این فضا رضایت دارند.همین مساله یک دستاورد بزرگ برای اصلاحطلبان بوده است.
نکته دیگر که باید مورد نظر قرار گیرد این است که دولت آقای روحانی دولت اصلاحات نیست و با یک دولت اصیل اصلاحطلب تفاوت دارد.دولت آقای روحانی بیشتر شبیه به دولت کارگزاران است که بیشتر به مسائل بوروکراتیک و اقتصادی توجه نشان میدهد. این دولت نسبت به دولت «سیاست باز» و«سیاست کار» گذشته عملکرد به مراتب بهتری داشته است.در نتیجه اصلاحطلبان باید از فضای موجود در جهت تقویت درونی خود استفاده کنند.اصلاحطلبان باید بدون سهمخواهی از دولت آقای روحانی تنها به آینده چشم بدوزند تا بتوانند به تشکیل دولتی اصلاحطلب پس از دولت آقای روحانی امید داشته باشند.