تاریخ انتشار : ۳۱ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۷۸۴۷۱
اسرار مذاکرات هسته‌ای از زبان علی‌اکبر صالحی

چرا آمریکایی‌ها به احمدی‌نژاد پیام ندادند؟!


گروه سیاسی: مطمئنا مذاکراتی که چندی پیش در وین اتریش به سرانجام رسید و تبدیل به توافق هسته‌ای شد راز و رمزهای فراوانی دارد.

تاکنون کسی از طرف‌های مذاکره کمتر به این رازها پرداخته و اسراری از آن را فاش ننموده است. به هر حال پس از حصول توافق تا مدت‌ها واکنش‌ها احساسی و هیجانی بود و پس از آن هم موافقان و مخالفان توافق تلاش داشتند در متن توافق ریز شده تا بتوانند برای ادعاهای خود سند پیدا کنند.

شاید کم کم بایستی پرونده قطور مذاکرات هسته‌ای را بگشاییم و پرده از سِرهای آن برداریم. دیروز گفتگویی از علی اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی به نقل از ویژه‌نامه ایران منتشر شد که در آن اسراری از آغاز مذاکرات با آمریکا در دولت قبل و با 1+5 در این دولت بازگو شده است. یقینا گفته‌های صالحی پر از نکته و رمز است. خصوصا آنجا که از ارتباط گیری با آمریکایی‌ها در سال 1390 توسط کشور عمان سخن می‌گوید و اشاره به این موضوع مهم می‌نماید که مقامات ایالات متحده درخواست خود را برای آغاز مذاکرات محرمانه را به رئیس دولت قبل نمی‌دهند.

او می‌گوید: زمان حضور آقای قشقاوی در عمان، یکی از مدیران این کشور نامه‌ای به ایشان دادند که در آن، یکی از مدیران عمانی اعلام کرده بود که آمریکایی‌ها آماده هستند مذاکراتی با ایران داشته باشند و خیلی علاقه‌مندند که چالش تهران و واشنگتن حل شود؛ ما هم در این میان آماده‌ایم تا به تسهیل فرآیند امور کمک کنیم. به نظر می‌رسد که فرصت خوبی فراهم شده است. آن موقع هنوز انتخابات آمریکا شروع نشده بود اما اوباما تبلیغات انتخاباتی خود را آغاز کرده بود تا برای بار دوم راهی کاخ سفید شود. بحث پیام عمانی‌ها مربوط به زمانی بود که رقابت‌های انتخاباتی آمریکا آغاز شده بود اما تا فرارسیدن روز برگزاری انتخابات مدتی باقیمانده بود. البته اینجانب در آن برهه زمانی، خیلی این نامه را جدی نگرفتم.

در ادامه گفتگو، صالحی به شخصی به نام اسماعیل اشاره می‌کند که در واقع واسطه میان ایران و آمریکا بوده است. گویا این شخص مشاور پادشاه عمان بوده است. رئیس سازمان انرژی اتمی تاکید دارد که اسماعیل رابطه خوبی با آمریکایی‌ها داشته است و می‌گوید: با واسطه فردی به نام «سوری» ‌در ایران نامه ای نوشته و شروطی را برای آغاز گفتگو به مقامات عمانی ارائه می‌دهد. صالحی ادامه می‌دهد: اینجانب چهار مورد مشخص را در یک صفحه نوشتم. یکی از موارد، به رسمیت شناختن حق غنی‌سازی بود. بنده در این اندیشه بودم اگر آمریکایی‌ها در طرح این پیشنهادها صادق هستند باید با پذیرش این چهار خواسته ما موافقت کنند. آقای سوری این نامه کوتاه را به‌واسطه داد و تاکید کرد که این موارد فهرست مطالبات ایران است.

اگر آمریکایی‌ها دنبال حل مسئله هستند، بسم الله؛ این گوی و این میدان، وگرنه پیگیری پیشنهادهای کاخ سفید به ایران، بی‌فایده و غیرقابل توجیه است. ‌سه خواسته دیگر مرتبط با چالش‌های منطقه‌ای بود؟ همه خواسته‌های مطرح شده در نامه، مربوط به چالش هسته‌ای بود. مواردی که همیشه درگیر آنها بودیم از قبیل بسته شدن پرونده هسته‌ای، به‌رسمیت شناختن حق غنی‌سازی و حل و‌فصل موضوع فعالیت‌های پیشین ایران تحت عنوان «پی‌ام دی». آمریکایی‌ها بعد از دریافت این نامه گفتند «ما با جدیت تمام آمادگی داریم و به راحتی می‌توانیم مسائل مورد اشاره ایران را مورد حل و فصل قرار دهیم.»ارزیابی بنده این بود که فرصت خوبی فراهم شده و می‌توانیم از این فرصت، بهره‌برداری کنیم.

در بخش دیگر صالحی در پاسخ به این سوال که «نامه درخواست گفتگو را آیا به رئیس دولت وقت دادید؟» می‌گوید: خبر دریافت چنین نامه‌ای را به اطلاع مسئولان نظام رساندم. پیرو نامه، خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدم و به این نکته اشاره کردم که«به نظر نمی‌رسد مذاکره ایران با گروه 1+5 به اهداف مورد نظر نظام منتهی شود، اگر اجازه بدهید راه دوم را پیگیری کنیم.» سپس آمادگی رسمی عمان را برای میانجیگری خدمت ایشان اعلام کردم.

خدمت رهبر معظم انقلاب گفتم «با توجه به اینکه سوابق همکاری واقعاً مثبتی با عمان داریم و این کشور همواره سعی کرده، در حد توان، همکاری خوبی با ما داشته باشد و برخی از موارد را هم تاکنون برای ما حل کرده - مثل آزادی ایرانیان بازداشتی در خارج از کشور - اگر اجازه دهید این موضوع را نیز با دوستان عمانی پیش ببریم.» مباحث زیادی در این زمینه مطرح شد. رهبر معظم انقلاب نکاتی را مورد اشاره قرار دادند که شامل این موارد بود «نمی‌توانیم به آمریکایی‌ها اعتماد کنیم؛ با توجه به خلف وعده‌ای که می‌کنند، تجربه بدی از آنها داریم. آنها هیچ وقت پایبند به عهد و پیمان نبودند.»

اینجانب در ادامه عرض کردم «اگر اجازه دهید برای اتمام حجت در این زمینه اقدام کنیم، به هر حال چیزی را از دست نمی‌دهیم یا به نتیجه می‌رسیم یا نمی‌رسیم. این مذاکرات، محرمانه هم خواهد بود و سعی می‌کنیم آنها سوءاستفاده نکنند.» حضرت آقا در نهایت فرمودند که برای اتمام حجت، امر درستی است با این کار مخالفتی ندارم، اما چند شرط دارم. اول؛ مذاکره فقط در ارتباط با مسئله هسته‌ای باشد یعنی در خصوص مسئله روابط دوجانبه هیچ مذاکره‌ای انجام نشود. دوم؛ هشیار باشید تا مانند گفتگو با 1+5 بازی «مذاکره برای مذاکره» نشود و در همان یکی، دو جلسه اول بتوانید به یک جمع ‌بندی برسید.» به هرحال، رهبری با کلیت انجام مذاکره موافقت کردند. بعد فرمودند بروید و کار را پیش ببرید. آن موقع در کشور ما مقداری اختلاف نظر وجود داشت.

هریک از دوستان نظر خاص خودش را داشت، این اختلاف نظر‌ها باعث شد با مشکل مواجه شویم. در حقیقت رهبر معظم انقلاب، تنها حامی ما بودند؛ اما ما نمی‌خواستیم ایشان را در کارها و امور اجرایی جزئی درگیر و مزاحمت ایجاد کنیم. وقتی بنده اجازه مذاکره را از رهبر معظم انقلاب دریافت کردم، به طرف عمانی اعلام کردم آماده مذاکره‌ایم. آمریکایی‌ها هم اصرار داشتند مذاکره محرمانه باشد سپس تلاش برای ایجاد هماهنگی میان نهادهای مرتبط داخلی را آغاز کردیم اما چون نظرات متفاوتی مطرح بود، برای پیشبرد موضوع با مشکل مواجه شدیم. صالحی در ادامه در خصوص مشکلات آغاز این مذاکره می‌گوید: من اجازه پیگیری این مذاکرات را داشتم اما باید با سایر نهادها هماهنگ می‌کردم که همین نکته، باعث ایجاد مشکلاتی شده بود.

سرانجام با کسب اجازه از رهبر معظم انقلاب، هشت ماه بعد از اینکه هماهنگی‌های لازم با دبیر شورای عالی امنیت ملی انجام شد، نخستین نشست با آمریکایی‌ها برگزار شد. از طرف ما آقای خاجی، معاون اروپا و آمریکای وزارت خارجه به همراه چند نفر از مدیران کل، برای مذاکره به عمان اعزام شدند. آمریکایی‌ها در نخستین جلسه متعجب شده و گفته بودند که «ما اصلاً باور نمی‌کنیم، این اتفاق افتاده است؛ فکر کردیم عمان شوخی کرده؛ ما برای صحبت با شما، اصلاً، آمادگی نداریم!»

ویلیام برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا آمده بود. آنها گفتند «ما فقط آمده‌ایم ببینیم ایران واقعاً آماده مذاکره است؟» نماینده ما نیز پاسخ لازم را به آنها داده بود و سرانجام صحبت‌هایی پیرامون موضوع مطرح می‌شود؛ نتیجه اولیه حاصل و زمینه برای هماهنگی‌های بعدی آماده می‌شود.

در بخش دیگری از این گفتگو خبرنگار از صالحی دلیل اینکه چرا آمریکایی‌ها پیغام خود را به احمدی‌نژاد ندادند را می‌پرسد: ‌چرا مقامات آمریکایی پیغام خود را برای رئیس دولت ایران نفرستادند؟ به هر حال ایشان از نظر سطح سیاسی در جایگاه بالاتری قرار دارند و پیش فرض هم این است که می‌توانستند نقش تاثیرگذارتری ایفا کنند؟ صالحی پاسخ می‌دهد: آنها ترجیح دادند از طریق کانال خارجی (واسطه) وارد مذاکره با ایران شوند. در آن زمان ارتباط خوبی هم میان وزیران خارجه ایران و عمان برقرار بود که باعث شد این کشور پیام‌آور آمریکایی‌ها برای شروع مذاکره با ایران باشد.

وی در بخش دیگری از تعجب روحانی از آغاز مذاکرات با آمریکایی‌ها در دولت قبل می‌گوید: وقتی خدمت آقای دکترروحانی رسیدم گزارش مکتوب و شفاهی درباره مذاکرات را با انتخاب چند سند به‌صورت مکتوب به ایشان ارائه دادم. نحوه مذاکرات انجام شده را نیز شرح دادم و گفتم که رهبر معظم انقلاب فرمودند از این به بعد حضرتعالی عهده دار این مسئولیت باشید و کار در زمان استقرار وزیر جدید امور خارجه در وزارتخانه هرطور که مصلحت می‌دانید پیش رود. ایشان در ابتدا خیلی با تعجب برخورد کردند؛ برایشان باور نکردنی بود؛ به آقای دکترروحانی توصیه کردم که این مذاکرات را جدی بگیرید و به آن سرعت دهید که واقعاً هم ایشان همین کار را کردند. او در پایان خاطره‌های جالب از مذاکرات را تعریف می‌نماید: اگر بخواهید دقیق بگویم اول بنده به آقای مونیز هدیه دادم. نخستین بار مقداری عسل خوب به همراه آجیل را به آقای مونیز دادم.

از طرف دیگر نوه من 12 اسفندماه به دنیا آمد یعنی زمانی که من در مذاکرات حضور داشتم. صبح که برای ادامه مذاکرات رفتیم، نمی‌دانم چه کسی به آمریکایی‌ها اطلاع داده بود. تبریک گفتند و پرسیدند اسم این نوزاد چیست؟ گفتم سارا. یکی از اعضای هیئت آمریکایی گفت اسم دختر من هم سارا است. جلسه بعد آقای مونیز لباس کوچک بچگانه با یک عروسک که آرم دانشگاه «MIT» داشت به من داد و گفت طوری تربیتش کن که وارد دانشگاه «MIT» شود. گفتم ان‌شاءالله. خب می‌دانید MIT یکی از دانشگاه‌های خوب آمریکا است یعنی جزء دانشگاه‌های برتر این کشور است و ورود به این دانشگاه خیلی مشکل و برای خارجی‌ها عملاً خیلی سخت است، مخصوصاً اگر بخواهی بورس هم بگیری یک کار عجیب و غریب است، زیرا بسیار پرهزینه است. آن زمان؛ 43 سال پیش که من در این دانشگاه دانشجوی دکترا بودم (سال 1972) شهریه 5000دلار بود (اکنون این شهریه سالانه 60 تا 70 هزار دلار است) که آن موقع هم پول زیادی بود. البته من از طریق کار روی یک طرح زیر نظر (ERDA) آمریکا بورسیه دانشگاه «MIT» شدم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات