تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۶  ، 
کد خبر : ۲۷۸۵۴۲
محسن رهامی ‌در گفت‌و‌گو با «مردم‌سالاری»:

هیچ دادگاهی نمی‌تواند حقوق شهروندی افراد را بگیرد

صدف صمیمی – مقدمه: انتخابات 92 و چرخش سیاست‌های اجرایی با تغییر نگاه مردم و رای آنها به اعتدال در بهبود روابط بین‌الملل و لغو تحریم‌ها نمود پیدا کرده و پر‌واضح است این مهم بدون حمایت جریان اصلاحات ناممکن بود و بی‌شک شیخ حسن روحانی وامدار اصلاح‌طلبان است.از این رو به بهانه‌ چرایی حمایت اصلاح‌طلبان از حسن روحانی با دکتر محسن رهامی ‌به گفت‌و‌گو نشستیم.دکتر رهامی‌ که سابقه نمایندگی مردم در دو دوره مجلس و معاونت وزارت علوم را نیز در سوابق خود دارد هم‌اینک در کسوت دبیرکل انجمن مدرسین دانشگاهیان و رئیس کمیته انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ‌هستند.حجت‌الاسلام والمسلمین رهامی ‌معتقد است حمایت اصلاح‌طلبان از حسن روحانی یک تاکتیک نبود بلکه استراتژی بود.وی در ادامه گفت: به نظر ما دولت روحانی در فضای اعتدال هم در داخل ایران و هم در خارج از ایران بسیار موفق بوده است به طوریکه با حضور ایشان فضای تحریم و تهدید و حمله نظامی برطرف شده است.رهامی ‌افزود: قطعا عارف که معاون اول رئیس‌جمهور در دوران اصلاحات است‌، اصلاح‌طلب‌ترین گزینه در انتخابات گذشته بود و به سایر اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر است‌. اما آن مجموعه شرایطی که در آن روز ما بررسی کردیم نشان می‌داد که رای آوری روحانی بیشتر و امکان تعاملشان در حل معضلات موجود قوی‌تر و از این رو از روحانی حمایت کردیم. رهامی ‌با بیان اینکه انتقاد و پیشنهاد ما این است حالا که خصوصا مسائل ایران با غرب و 1+5 حل شده شیب اصلاحات را تندتر کنند گفت: دولت باید در مسائل اقتصادی به مشکل بیکاری و رکود بازار بپردازد.وی‌ با بیان اینکه ما در قانون چیزی به نام ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخبر بودن نداریم گفت: ما هیچ حکمی‌نداریم که به فردی بگوید شما نمی‌توانید ازدواج کنید، ‌خانه بخرید و حرف نزنید و ... رهامی ‌با تاکید بر حضور جوانان در صحنه مدیریت کشور گفت: دوره رهبری مدیران خرد جمعی مدیران میانسال آمده است. در چین، اروپا، آمریکا، ترکیه و... وضع همین است. آدم‌های باتجربه بعد از 60 سالگی به عنوان کسانی هستند که می‌توانند ایده و مشورت بدهند و تجربه‌شان را به نسل جوان انتقال دهند. در ادامه متن گفت‌وگوی «مردم‌سالاری» با محسن رهامی ‌را می‌خوانیم:

* چرا از آقای روحانی و دولتش حمایت کرده و می‌کنید؟

** استراتژی کلی ما از اول اتحاد کلی بین اصلاح‌طلب‌ها بود این مسئله را با مجموعه کارهایی که در سال 92 انجام دادیم ثابت کردیم. ‌احزاب‌،تشکل‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب از جمله شورای هماهنگی اصلاحات به همراه رییس‌جمهور دوره اصلاحات و‌ هاشمی ‌و نیروهای معتدل جامعه‌، مثل‌ حجت‌الاسلام والمسلمین ‌ناطق نوری و آقای عارف تصمیم گرفتند تا از روحانی حمایت کنند، که این حمایت هم در رای آوری ایشان بسیار موثر بود. حالا که بعد از دو سال ما بر می‌گردیم و به انتخابمان فکر می‌کنیم، متوجه می‌شویم تصمیم درستی گرفتیم که آقای روحانی را از بین بقیه کاندیداهای موجود انتخاب کردیم.

نکته مهم این است که ما باید بین آقای دکتر روحانی و سایر نامزدهایی که می‌توانستند حضور داشته باشند انتخاب می‌کردیم نه این که فکر کنیم دکتر روحانی اصلاح‌طلب هستند. اصلاح‌طلبان یا کسانی بودند که اصلا در انتخابات ثبت‌نام نکرده بودند یا اگر ثبت‌نام کرده بودند تائید صلاحیت‌ نشده بودند. حمایت اصلاح‌طلبان یک استراتژی بود و نه یک تاکتیک‌، این استراتژی را الان هم داریم و حمایتمان نسبت به دولت روحانی تغییر نکرده است‌. به نظر ما دولت روحانی در فضای اعتدال هم در داخل ایران و هم در خارج از ایران بسیار موفق بوده است به طوریکه با حضور ایشان فضای تحریم و تهدید و حمله نظامی ‌برطرف شده است.

امروز فضای مقابله با ایران عوض شده است .حالا ایران و قدرت‌های بزرگ جهانی به عنوان دو نیروی مقابل در یک میز مذاکره می‌کنند. فضای کلی ایران نسبت به جهان تغییر پیدا کرده است . وعده‌هایی که دکتر روحانی داده بود، به صورت کلان اجرا شده است، اگر امکانات بیشتری در اختیار ایشان بود،‌ فشارهای تحریم از یک طرف و فشارهای اجتماعی سیاسی داخلی جامعه کمتر بود و به حتم وعده‌های بیشتری محقق می‌شد. نمی‌گوییم که ترکیب مجلس باید اصلاح‌طلبی باشد اما کاش حداقل ترکیبی مانند مجلس پنجم بود‌،در آن صورت قطعا موفقیت‌های دکتر روحانی بهتر از این بود. ما نمره قبولی به ایشان می‌دهیم البته ممکن است در بعضی سیاست‌ها و عملکردها هم نقطه نظرها با نقطه نظر روحانی متفاوت باشد و این به معنی تائید کلیه انتصابها، سخنرانی‌ها و عزل و نصب‌ها نیست. ممکن است ما در بعضی حوزه‌ها که تحولات دولت کم تربوده نکات انتقادی داشته باشیم و این صحبت‌ها را هم در جلساتی که با خود ایشان یا همکارانشان داریم منتقل می‌کنیم اما کماکان بر استراتژی حمایت پافشاری می‌کنیم.

* اگر به جای آقای روحانی تا آخر انتخابات از آقای عارف حمایت می‌کردید بهتر نبود؟

** این سوال را نمی‌شود بدون تحلیل پاسخ داد. انصراف آقای عارف از انتخابات و حمایت ما از روحانی جمع بندی نیروهای اصلاح‌طلب‌، آقای خاتمی ‌و مشاوران ایشان بود. آن هم بر‌اساس یک ارزیابی از سراسر کشور حداقل در چند استان آمار دقیق بر‌اساس رای آوری فرد در جامعه و امکان تعامل با مجموعه نظام از طرف دیگر مد نظر ما بود‌. ‌جمع‌بندی این بود که در آن شرایط آقای روحانی از عارف امتیاز بیشتری می‌آوردند. این بدان معنانیست که روحانی از عارف اصلاح‌طلب تر است. قطعا عارف که معاون اول رئیس‌جمهور در دوران اصلاحات است‌، اصلاح‌طلب‌ترین گزینه در انتخابات گذشته بود و به سایر اصلاح‌طلبان نزدیک‌تر است .اما آن مجموعه شرایطی که در آن روز ما بررسی کردیم نشان می‌داد که رای آوری روحانی بیشتر و امکان تعاملشان در حل معضلات موجود مثل 1+5 به خاطر سوابقی که در شورای امنیت ملی و ارتباط نزدیک با رهبری داشتند و سالهای سال نماینده امام در شورای دفاع بودند و با شخص آیت‌الله خامنه‌ای و آیت‌الله ‌هاشمی ‌کار می‌کردند، بیشتر بود. این نزدیکی‌ها ایجاب می‌کرد تا ایشان توان حل بعضی از مسائل امنیتی کلان کشور را داشته باشند. ما فکر می‌کردیم می‌توانند موفق‌تر عمل کنند و الان هم از تصمیم‌مان برنگشتیم و باید از انتخابمان دفاع کنیم.

* در انتخابات آتی ریاست جمهوری باز از روحانی حمایت می‌کنید؟

** دو سال آینده باید دید کاندیداهای دیگر چه کسی هستند‌، اما با همین فضای فعلی برای اینکه روحانی بتواند به وعده‌هایش جامعه عمل بپوشاند و عمل کند از او حمایت می‌کنیم.

* پس می‌فرمایید که امکانش هست تا دو سال آینده از روحانی حمایت کنید؟

** بله از ایشان حمایت خواهیم کرد. الان من به عنوان سخنگوی جبهه اصلاحات صحبت نمی‌کنم بلکه نظر شخصی خودم را می‌گویم.

* دو سال آینده به فرض آقای خاتمی ‌هم کاندیدای ریاست جمهوری خواهد شد آیا شما بین آقای روحانی و آقای خاتمی‌می‌خواهید روحانی را انتخاب کنید؟

** برای همین تاکید می‌کنم با همین شرایط فعلی و تداوم اصلاحات این دولت از روحانی دفاع خواهیم کرد. شرایط فعلی کشور هم به نظر من تا دو سال آینده خیلی تفاوت پیدا نمی‌کند. پیش‌بینی ما تداوم این شرایط است. هر‌چه جلوتر می‌رویم نیروهای افراطی به دلیل عملکرد مثبت آقای روحانی زمینه نفوذ کمتر خواهند داشت.

* مخالفان دولت عقیده دارند که بین اصلاح‌طلب‌ها و دولت فاصله افتاده است،آیا موافقید؟

** اینکه اصولگرایان می‌گویند بین اصلاح‌طلب‌ها و دولت فاصله افتاده است‌، طبیعی است چرا که آن‌ها رقیب ما هستند. ما در دوران اصلاحات هم که استراتژی کلی همه اصلاح‌طلب‌ها حمایت از ایشان بود،عموما به همه عزل و نصب‌ها و مواضع داخلی وخارجی ایشان انتقاد می‌کردیم. کسانی مثل ما که کارشناس مسائل سیاسی هستیم همیشه نظارت خودمان را به عنوان انتقاد سازنده بیان می‌کنیم. بنده بعد از سال 59 که وارد مجلس شدم و دو دوره نمایندگی مردم در مجلس و معاونن وزارت علوم و فعالیت در دانشگاه باید بتوانم نظرات خودم را داشته باشم.

کلان موضوع این است که ما به عنوان یک استراتژی از آقای روحانی حمایت می‌کنیم و به عنوان یک سیاستمدار تلاش‌مان این است که نقطه نظرات خود را در جهت بهبود اوضاع مناسب طرح کنیم. تلاشمان این است تا ایرادات را به خود وزرا و معاون اول بگویم و برای جلوگیری از سوء‌استفاده رقبا و عدم تضعیف دولت رسانه‌ای‌اش نکنیم . موضوع بعدی این است که گاهی فکر می‌کنیم شیب تغییراتی که باید از طرف دولت انجام گیرد کم است و می‌خواهیم که این شیب تغییرات با سرعت بیشتری صورت گیرد. از طرفی هم بدنه جامعه از دولت انتظار سرعت بیشتری دارند.

* چرا انتقاداتی که از سمت اصلاح‌طلب‌ها به دولت وارد می‌شود بیشتر مربوط به عزل و نصب‌ها است؟

** در خیلی استان‌ها بیش از حد ملاحظه کاری می‌شد این نوع از اعتدال می‌تواند میدان دادن به رقیب و طرفداران آقای احمدی‌نژاد باشد. اگر مردم می‌خواستند که آن‌ها میدان داشته باشند که به روحانی رای نمی‌دادند و آقای جلیلی گزینه خوبی بود‌. معنی این سخن آن نیست که هر کس در آن دولت کارمند شده است یا باید تغییر جبهه بدهد و یا اخراج شود،همه آدم ما حق استفاده از حقوق اجتماعی دارند. اما بعضی از پست‌های سیاسی مثل فرمانداری‌ها و استانداری‌ها باید نیروهای سالم و مورد اعتماد مردم باشد. انتقاد و پیشنهاد ما این است حالا که خصوصا مسائل ایران با غرب و 1+5 حل شده شیب اصلاحات را تندتر کنند و دوم آنکه در مسائل اقتصادی به مشکل بیکاری و رکود بازار بپردازند.

* پس منتقد مسائل اقتصادی هم هستید؟

‌** به نظر من روحانی وقت زیادی برای برطرف شدن تحریم‌ها گذاشتند که کار درستی هم کردند اما گردش امور اقتصادی مقداری در جامعه کند شده و بنوعی قفل شده است. باید سریع تر گردش امور اقتصادی را تندتر کنند. البته لازمه کنترل تورم این بود که پول به بازار تزریق نشود. در دوران آقای احمدی‌نژاد 300 تا 350 درصد تورم در چند سال آخر رشد کرد و ارز 800 تومانی به 3600 تومان رسید. با آمدن آقای روحانی قیمت ارز کنترل اما از طرفی همان طور که گفتم باعث رکود اقتصادی هم شده است.

حوزه دیگری هم که مورد انتقاد است کند بودن شیب تغییرات سیاسی است.به گونه‌ای که تقویت احزاب‌، تقویت آزادی سخنرانی‌ها بخش زیادی به نهادهای نظارتی و انتظامی‌و امنتی باز می‌گردد. مسائلی که در حوزه سیاست داخلی موجب ناراحتی شده مانند برخورد با دکتر مطهری در شیراز که به آزادی‌های اجتماعی آسیب زد باید سریع تر بر طرف شود. رئیس‌جمهور باید در عزل و نصب‌های فرمانداری و استانداری‌ها حواشی را جمع کند. دولت باید اقتدار آقای روحانی را به همراه داشته باشد. مسائل مثل حصر نیز باید حل شود.

درست است که تصمیم‌گیر این مسأله آقای احمدی‌نژاد نبوده است که انتظار داشته باشیم آقای روحانی این مسأله را حل کرد. اما ایشان باید همت کنند تا این مسائل طرح و حل شود.دولت باید تلاش کند تا به جای محدود کردن رییس دولت اصلاحات و ممنوع کردن تصویر و صوت سرمایه اجتماعی ایشان از او برای حل مشکلات استفاده کنند. دولت تصمیم‌گیر این مسائل نیست اما می‌تواند در حل آن موثر باشد. بطوریکه رئیس دولت اصلاحات و شخصیت‌های در حد ایشان می‌توانند سفیرهای حسن‌نیت باشد برای حل بحران یمن‌، حل بحران سوریه باشند‌.

* در‌باره اهمیت وجود سفیر‌های حسن‌نیت بیشتر توضیح دهید.

** در همه جای دنیا این چنین است. در آمریکا شخصیتی مثل آقای کلینتون که دیگر مسوولیت دولتی ندارد به عنوان سفیر ملی آمریکا می‌رود و بسیاری از بحران‌ها را حل می‌کند. آقای روحانی شخصیت حقوقدانی است که می‌داند حضور آقای خاتمی ‌به عنوان سفیر صلح در کنار وزیر امور خارجه در حل بحران یمن بسیار موثر است. آقای خاتمی‌، آقای ناطق نوری‌،‌شخصیت‌های دانشگاهی و اجتماعی که وجهه جهانی دارند می‌توانند جلساتی با پادشاه عربستان در جهت حل بحران یمن داشته باشندو ایران هیچ چیز در این گفت‌وگو از دست نمی‌دهد.

ایران به عنوان طرفی که می‌تواند در قضیه اکراین ذی نفع باشد یا در مورد ترکیه با استفاده از این شخصیت‌ها که ظرفیت جهانی دارند استفاده کند. کمترکشوری همچنین ظرفیت‌هایی دارد. این افرادسرمایه کشور هستند . ما تنها از آن‌ها استفاده نمی‌کنیم بلکه با محدودیت‌هایی که ایجاد کردیم جلوی فعالیت آن‌ها را می‌گیریم. حالا که فضا به صورتی است که می‌توانیم با مذاکره مشکلات جهانی را حل کنیم به طریق اولی می‌توانیم با این روش مشکلات داخلی خود را حل کنیم. مذاکره برد-برد در داخل نیز باید پایه گذاری شود، من فکر می‌کنم انرژی که آقای روحانی در مجموعه دولتش در رفع مشکلات خارجی گذاشت و نتیجه هم گرفت‌،‌الان باید مصروف مشکلات داخلی شود،‌تا از این طریق بسیاری از مشکلاتی که الان وجود دارد و در آینده می‌تواند به تهدید تبدیل شود،‌از بین برود.

* آیا برخوردی که با رئیس دولت اصلاحات صورت گرفته است بر‌اساس قانون است؟

** ما در قانون چیزی به نام ممنوع‌التصویر و ممنوع‌الخبر بودن نداریم. در دوره ای که در مجلس بودم و در کمیسیون قضایی هم بودم‌،همچنین قانونی ندیده‌ام‌. از قبل از مجلس تا به امروز هم کار قضایی و حقوقی می‌کردم، در هیچ جای قانون با این مسأله رو به رو نشدم. در واقع روزنامه ما‌،‌رسانه‌ها آزاد هستند که نسبت به هر خبری مطالبشان را چاپ کنند مگرآنکه آنکه دروغ بودن آن خبر تائید شده باشد که نشر اکاذیب می‌شود. افترا،‌ توهین‌، ‌تهمت در قانون مشخص شده‌اند. اگر فرد به این دلایل در دادگاه محکوم شود، جرمش ثابت شود تازه از برخی حقوق اجتماعی محروم می‌شود با این محروم شدن نمی‌تواند نماینده مجلس و وکیل و استاد دانشگاه شود.

در قانون قید شده است که فرد محکوم به جر می‌شود که مستجب حد شود،‌مثلا به دلیل سرقت دستش قطع شود یا به دلیل شرب خمر شلاق بخورد یا به خاطر جرم تعزیری زندان برود در این صورت از آن به بعد برای یک مدت معین از حقوق اجتماعی محروم می‌شود. این مدت معین به طور مثال 5 سال است.فرض برآن است که اگر مثلا 3 سال زندان برود تا 2 سال نمی‌تواند برود نماینده مجلس شود. همه این موارد معطوف به ارتکاب جرم، اثبات جرم و گذراندن مدت محکومیت در مدت زمان مشخص است. دولت می‌تواند بگوید من به شمایی که محکوم بودی کار دولتی نمی‌دهم. اما هیچ دادگاه و دولتی نمی‌تواند بگوید ازحقوق شهروندی ات محرومت می‌کنم. هر کسی به عنوان یک شهروند حقوق مدنی دارد که هیچ دادگاهی نه قانونی و نه شرعا نمی‌تواند آن را بگیرد. ما هیچ حکمی‌ نداریم که به فردی بگوید شما نمی‌توانید ازدواج کنید،‌خانه بخرید و حرف نزنید و ...

* نظرتان درباره توافق هسته‌‌ای بین ایران و 1+5 چیست؟

** ما که همه پیوست ما و ضمائم آن توافق را در دسترس نداریم و حتی وزیر امور انرژی آمریکا در مجلس خودشان اعلام کرد که بخشی از توافق‌نامه که بین سازمان انرژی هسته‌ای ایران و مدیر سازمان ملل محرمانه است‌. آن میزانی که ما اطلاع داریم به نظر من توافق خوبی بوده و ایران به خواسته‌هایش رسیده است. به جای آنکه که در رسانه‌ها حرف‌های تهدیدآمیز بزنیم‌، نفس صحبت کردن بسیار کار مقدس و خوبی بود. من ازکلمه مقدس استفاده می‌کنم. نفس اینکه تهدید و سلاح را به گفت‌وگو بیان و مکالمه تبدیل کنیم بسیار خوب است.

دوم آنکه باید بدانیم اکثریت پرونده‌هایی که به شورای عالی امنیت رسیده است،‌منجر به جنگ شده است .کمتر پرونده‌ای را در کل عمر سازمان شورای عالی امنیت می‌شود پیدا کرد که پرونده کشوری تحت فصل 7 منشور سازمان ملل برود و به این سلامتی از آن جا بیرون بیاید. مثال‌های قبل مدل عراق‌، افغانستان است که به جنگ انجامید . مدل دیگر مثل کره شمالی است که مردمش در فقر و نارضایتی به سر می‌برند. ما هم با تحریم به اصطلاح مدارا می‌کردیم و مجبور بودیم به جای پول نفتمان کالاهای دست چندم چینی بیاوریم. کارخانجات تعطیل بودند و مردم در سختی زندگی می‌کردند.

در این زمان لازم داشتیم تا کسی مثل آقای روحانی و همکارانشان سر کار بیایند و در جهت حل این مشکلات تلاش کنند. به نظر من این قرارداد تصمیم تمام نظام بود. تصمیمات اصلی مورد به مورد به اطلاع رهبر معظم انقلاب رسیده بودو اگر خودشخص حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از این توافق حمایت نمی‌کرد دولت به تنهایی نمی‌توانست آن را به جایی برساند. بنابراین تصمیم را باید تصمیم کلان نظام بدانیم . کل نظام هم یعنی رهبری‌، قوه قضاییه‌، قوه مقننه، سپاه، شورای نگهبان به این جمع‌بندی رسیدند که این معضل را حل کنند. منتها به این فکر کردند که چه کسی باید این تصمیم بزرگ را اجرا کنند؟ به نظر من این پروژه را آقای روحانی و تیمش به خوبی اجرا کردند. ادامه اجرای این پروژه حمایت کل نظام را در پی دارد . بخش‌هایی از نظام اگر در اجرای این قرارداد کمک نکنند ممکن است پروژه آسیب ببیند.

* آیا مدیریت ایران را آماده دوران پسا تحریم می‌دانید؟

** بله،‌الان در دوران پساتحریم به سر می‌بریم. نباید به عقب برگردیم . مجموعه نظام این تصمیم را گرفتند. اگر الان هم آمریکا توافق را نپذیرد دیگر کشورها توافقشان را با ما بر هم نمی‌زند. روسیه‌،‌چین‌،‌فرانسه و آلمان و انگلیس بر سر توافق با ما هستند و می‌دانند که بر ضرر آمریکا است. همین وضع هم در ایران است اگر مجلس به هر دلیلی این توافق را تایید نکند به ضرر ایران است و ایران منزوی می‌شود. زیرا تیم ایرانی رفته و توافقی را امضا کرده که وزیر امورخارجه ما به عنوان نماینده تام الاختیار آن را امضا کرده است و بارها هم در موضوعات حساس به ایران می‌آمد و مشورت می‌کرد. ایشان که فقط برای مشورت با آقای روحانی که نمی‌آیید بلکه با کل نظام مشورت می‌کرد. اگر این توافق به نتیجه نرسد و علتش ایران باشد ضررش برای خود ما است چرا که دیگر هیچ کشور حرف وزیر ما را قبول نمی‌کند.

* آیا مجلس با اجرای این توافق‌نامه همکاری می‌کند؟

** همکاری می‌کند. بحث این است که اصلا کجای این قرارداد را باید رد یا قبول کند. نکته بعدی آن است که بدانیم مجلس باید تصویب کند یا شورای امنیت ملی کشور. این یک توافق‌نامه تایید شده کل نظام است. صحبت‌های رئیس مجلس نایب رئیس مجلس با کلیات این توافق‌نامه موافق هستند. ممکن است در مجلس افرادی هم باشند که بخواهند کار شکنی کنند. ملت هم دیگر تحمل کارشکنی ندارد و فشار افکار عمومی‌باعث می‌شود که دیگر تندروها نتوانند کار شکنی کنند. من فکر می‌کنم که نیازی به حکم حکومتی نیست. زیرا بسیاری از مذاکرات در جلسه علنی شورای امنیت ملی حل می‌شود. نظام باید این توافق را تایید کند که این کار را هم کرده است. حیثیت نظام در این زمینه مطرح است و اگر آن را به اجرا نرساند بی‌اعتبار می‌شود.

* آیا در انتخابات آتی مجلس کاندیدا می‌شوید؟

** تا به الان وارد مصادیق نشده‌ایم‌. در شورای شهر می‌گفتند خودتان وارد لیست شوید و امکان نفر اول شدن را دارید. اما من آن موقع هم گفتم که تلاش ما این است که کمک کنیم تا دیگران حضور خوبی داشته باشند.در شرایط فعلی من انگیزه کافی ندارم تا شرکت کنم.اما انگیزه این که کمک کنیم تا افراد نخبه و باسواد حضور پیداکنند و مجلس در جهت منافع ملی اصلاح شود. اگر بخواهیم مسائل کشور را منصفانه تقسیم کنیم باید به همه اجازه داد تا در جاهای خوب حضور پیدا کنند. من دو دوره نماینده مجلس بودم و جزو جوان‌ترین‌های مجلس بودم.

* پیشنهاد شما برای راهنمایی جوانان چیست؟

** در همه دنیا اینگونه است که استفاده از ظرفیت یک فرد باتجربه بازگرداندن او به عرصه مسوولیت‌پذیری سیاست نیست، بلکه می‌توان به جوان‌های بااستعداد کمک کرد تا آنها وارد مجلس و پست‌های مهم شوند. ما می‌توانیم مشاوره بدهیم، کمک کنیم و تأکید کنیم تا خطاهایی که کردیم را آنها مرتکب نشوند. به کشورهای دوران گذشته مثل چین، شوروی سابق نگاه کنید، متوجه می‌شوید که مدیران شوروی مثل آقای برژنف آنقدر سر کار می‌ماندند تا فوت کنند. هیچ مسوولی زیر 75 سال سن نداشت. من نمی‌گویم تنها علت پاشیدن شوروی سابق همین بوده است، اما بی‌ارتباط هم نیست. مسوولی که خیلی عقاید کهنه دارد نمی‌تواند واقعیت‌های روز را درک کند. غفلت می‌کند و این غفلت باعث افزایش شکاف و فاصله بین مسوولین و بدنه جامعه ایجاد می‌کند. کسی باید وارد مجلس شود که ضمن داشتن تخصص و توانایی در عین حال از بدنه نسل جوان باشد. مثلاً آنها را درک کند. ما در جامعه هستیم و با جوانان ارتباط داریم اما قطعاً درکی که جوان‌ترها دارند را ما نداریم. برای همین ما در شورای شهر تهران کسانی که در حدود سی و چند ساله بودند را در لیست گذاشتیم تا موفق شوند.

من هنوز از این مدل دفاع می‌کنم که معدل سنی کاندیدای شورای شهر ما جوان بود لذا شخصاً فکر می‌کنم باید تلاش کنیم تا در انتخابات آینده مجلس هم این کار را انجام دهیم. استان به استان سفر می‌کنم و به عنوان دبیرکل انجمن مدرسین و به عنوان کسی که تجربه اجرایی دارم تلاش می‌کنم تا نیروهای فعال پرانرژی را به مجلس برسانیم. اما ارتباط فکری ما به عنوان کسانی که می‌توانیم مشورت دهیم نباید قطع شود. اگر خودمان وارد مجلس شویم دوباره این معنی را می‌دهد که ما در این سی و چند سال تولید نیرو نداشتیم. نسل جوان آدم‌هایی را دارد که لیاقت حضور در مجلس را دارند و جلوگیری از ورود جوانان اهانت به آنها است. اگر امروز آنها را حمایت نکنیم کی باید به آنها فرصت بدهیم؟

به خاطر شرایطی که اول انقلاب مهیا شد نسلی که متوسط سنی 30 ساله داشتند آمدند وزیر و نماینده شدند ولی این دلیل نمی‌شود تا ما که از این نسل هستیم باید زنده باشیم تا زنده هستیم نماینده مجلس، نماینده شورای نگهبان یا وزیر باشیم. این تصور باطل و غلط است که ما آنقدر باید مثل گورباچف و... باشیم تا بالأخره عزرائیل ما را از مسوولیت جدا کند. بالأخره استاد دانشگاه‌ها و جوان‌های خوبی تربیت شده‌اند. متوسط سنی تا چهل سال می‌تواند به خوبی چند سال کار کند تا به 60 سالگی برسد بعد به نسل بعدی برسانند.

دوران سیاست جهانی هم به این روش عوض شده است شما که یک نماینده سن‌دار در مجلس نمی‌بینید. دوره‌ای که حاکمیت در دست سیاستمداران کاریزماتیک بود و باید می‌ماندند‌، تمام شده است . مثل چرچیل که می‌گفتند اگر او نباشد انگلستان از بین می‌رود. به لحاظ تاریخی‌ دوره‌ این تفکر سپری شده است. دوره‌ای بوده است که چین را حتماً باید مائو تسه تونگ جمع می‌کرد. دوره‌ای بوده که ویتنام را باید آقای هوشی مینه جمع می‌کرد اما دیگر گذشته است به لحاظ تاریخی.

* الان چه مدل مدیریتی را پیشنهاد می‌دهید؟

** دوره رهبری مدیران خرد جمعی مدیران میانسال آمده است. در چین، اروپا، آمریکا، ترکیه و... وضع همین است. آدم‌های باتجربه بعد از 60 سالگی به عنوان کسانی که می‌توانند ایده و مشورت بدهند و تجربه‌شان را به نسل جوان انتقال دهند.

ما باید تلاش کنیم تا هر فرد ایرانی تا حدود 30 سال آموزش عالی را تمام کند و آموزش کار ببیند از 30 به بعد تا 60 سال هم باید کار کند. بعد از آن باید تا زمانی که می‌تواند کار عملی و تحقیقاتی کند. در فاصله دنیای کاری می‌تواند چند سالی کارهای اجرایی کند و پله پله از طریق تجارب وارد پست‌های کلیدی کلان کشور شود. این مدل منطقی دوران تاریخ فعلی است.

کاری مثل مجلس تمام وقت است. باید به جوانان منتقل کنیم که کار سختی است نماینده بودن روزی 17 تا 18 ساعت کار تمام وقت به اضافه مطالعه دائم لازم دارد. این مدل کار کردن از یک جوان برمی‌آید و نه افراد میانسال.

* نظرتان در مورد حضور زنان در انتخابات آتی مجلس چیست؟

** ما تلاش می‌کنیم که نصف جامعه ما که طبقه زنان هستند هم مثل مردان بتوانند وارد سیاست شوند. همان طور که آقایان می‌توانند در سیاست حضور پیدا کنند زنان هم می‌توانند و هیچ منعی نه از لحاظ شرعی و نه از لحاظ قانونی وجود ندارد. به ویژه بعد از انقلاب حضرت امام (ره) تأکید داشتند که زنان هم باید در سیاست شرکت کنند. حتی در خبرگان اول از خانم‌ها در آن جلسه حضور داشتند. بخش مهم آن است که اول خود خانم‌ها بیایند در گود سیاست و از طرف دیگر جامعه از آنها استقبال کنند. همان دوران سنی که گفتم لازم است طی شود تا فرد وارد مجلس شود، برای زنان هم باید طی شود. زنان هم باید قبل از ورود به مجلس استانداری، مدیریت و کارهای اجرایی را انجام بدهند بعد از آن که خودشان را نشان دادند می‌توانند وارد مجلس شوند.

متأسفانه مقام‌های اجرایی برای زنان وجود ندارد. در این سی استان حتی یک معاون استاندار نداریم در حد وزیر یک زن نداریم. فقط معاون رئیس‌جمهور زن است. بنابراین ملزومات حضور زنان در انتخابات آن است که وارد گود شوند و خودشان را نشان دهند، تلاش کنند و بعد کاندیدا شوند. به این صورت است که مردم می‌شناسندشان و به آنها رأی می‌دهند. هم جامعه برای ایجاد این مراحل شرایط را مهیا نکرد و هم خود زنان به دلیل مسوولیت‌هایی که در خانه دارند مجبور بودند انرژی بیشترشان را در خانه بگذارند. بخش دیگرش به استقلال مالی خانم‌ها بازمی‌گردد. حضور در انتخابات به منابع مالی نیاز دارد. چون هنوز احزاب میدان دار نیستند بنابراین، شخص خودش باید خرج کند.

در جامعه ما هم گردش مالی کلان در دست آقایان است. گردش‌های مالی و سرمایه‌ها را برای خودشان خرج می‌کنند تا زنان. مسأله آخر هم این است که وقتی آقایان کاندیدا می‌شوند و رد صلاحیت می‌شوند، اثرات منفی‌اش کمتر از خانم‌ها است. اگر یک خانم در مجلس رد صلاحیت شود، برایشان کلی حرف درمی‌آورند. مثل همان سخنرانی که در نماز جمعه چند وقت گذشته یکی از اعضای شورای نگهبان اعلام که رد صلاحیت شده‌ها حرف‌هایی دارند که اگر پخش کنیم باید زندان بروند،‌ این حرف اگر در مورد زنان گفته شود خیلی آسیب می‌بینند. آسیب‌ها و هزینه‌های کار سیاسی در خانم‌ها بالاتر از آقایان است. من وقتی مسأله خانم‌های روزنامه‌نگار و فعالین سیاسی را می‌بینم، متوجه می‌شود متأسفانه مسوولین ما در قبال آنها خیلی کم تحملی نشان داده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات