سایت بصیرت، گروه فرهنگی/ امامت سرچشمه رحمت و خورشید تابناک هدایت است. بهترین ملجأ و پناه امن الهی در این هیاهوی دنیا و در مقابل مکرهای زمان کنونی با پوششی فریبنده همچون؛ معنویتهای نو ظهور و القای فراوان آن به شکلهای متنوع است.
برخی یازدهم ماه ذی القعده را سالروز ولادت هشتمین سلاله نبوی میدانند. روز پنجشنبهای در سال ۱۴۸ ه.ق. شهر مدینه منور شد. آنکه شمس الشموس و مدفن او در طوس، نگین این سرزمین و از مشارف عظیم این عالم است. این فاصله بین ایشان و مدینه، شهر خاندان او نمونهای از پاسداری حضرت از دین و تلاش ایشان در راهبری انسان به سوی حقیقت میباشد.
در این مجال ضمن بهره از وسعت دریای بیکران امامت به یک وجه از ابعاد ولایت نیز میپردازیم و آن مساله زیارت حریم قدسی خاندان عصمت است که بهشتی برای ما زمینیها و نیز برای آسمانیها میباشد و توفیق هم جواری با مشهد الرضا عنایت خاص حق تعالی بر ما است.
شیخ صدوق در امالی از امام صادق علیه السلام و ایشان از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله دارند:
«پارهی تن من در سرزمین خراسان دفن میشود که هیچ مؤمنی او را زیارت نمیکند، مگر این که خداوند بهشت را بر او واجب ساخته و پیکرش را بر آتش حرام میسازد».
روایات دیگری نیز با همین مضمون از حضرت رسول نقل شده که جای تأمل دارد و نشان از اهمیت موضوع است. حضرت رضا علیه السلام خود به یکی از دوستانش نوشتند که:
«به دیگر دوستان و علاقمندان ما بگو: ثواب زیارت [قبر] من معادل است با یک هزار حجّ. راوی گوید: به امام جواد عرض کردم: هزار حجّ برای ثواب زیارت پدرت میباشد؟! فرمود: بلی، هر که پدرم را با معرفت در حقّش زیارت نماید، هزار هزار حجّ ثواب زیارتش میباشد.»
این ایام که حاجیها راهی حج میشوند ما نیز به حضرت عرضه داریم:
سلام ای غریب غریبان سلام !
سلام ای طبیب طبیبان سلام !
اَلا ماهتاب شبستان توس
الا حضرت نور! شمس الشموس
حرم مقدس مشهد، باغی از بهشت است. حضرت در روایت دیگر فضیلت زیارت خویش را اینگونه میفرمایند:
«در خراسان بُقعهای است، و زمانی بر آن میگذرد که محلّ رفت و آمد ملائکهی خدا میگردد، و مدام ملائکهای به آن جا نازل میشوند و ملائکهای (که قبلاً آن جا بودهاند) از آسمان صعود میکنند و این عمل تا روزی که در صور دمیده میشود ادامه پیدا خواهد کرد… به خدا قسم که آن مکان باغی از باغهای بهشت است و هر کس مرا در آن مکان زیارت کند مانند آن است که رسول خدا را زیارت کرده باشد، و خداوند برای او ثواب «هزار حجّ مقبول» و «هزار عمرهی مقبول» را مینویسد، و من و پدرانم در روز قیامت او را شفاعت خواهیم کرد.»
برای این فضایل دلایلی ذکر شده است مانند آن که زائر و معتقد به این امام همام، معتقد بر همه امامان است و ملاک تشخیص شیعه دوازده امامی از غیر است چرا که بسیاری افراد در امامان پیش از حضرت متوقف شدند.
حال فقط در نظر بگیرید از جهت مادی تمام زحمات و اموری که یک شخص باید برای رفتن به حج، انجام مناسک آن و ... تا برگشت به وطن خویش متحمل شود و از سوی دیگر و از همه مهمتر آیا حج او مقبول میشود؟!
اما چه مهربانی و اجری بزرگ برای زائر حضرت از سوی خداوند قرار داده شده است! شایسته است با این عطای کریمانه که شامل انسان میشود کمی در حاجات خویش و اظهار کردن یا نکردن آن تأمل نماییم و بدانیم که امام ناظر بر مسائل ما است و زیارت را صرفاً برای خود حضرت انجام دهیم و رضای حق تعالی را مدنظر داشته باشیم و معرفت امام و تبعیت حقیقی را بخواهیم. زیرا آنچه یک انسان مؤمن عاقل در پی آن است همچون شفاعت، که بسیار ارزشمند است به او مرحمت میشود، پس برای او به دیدارش رویم و بنا به فرمایش امام صادق علیه السلام: «هر کس ما را پس از مرگمان زیارت کند چنان است که گویی ما را در حیات و زنده بودنمان زیارت کرده است». و در پایان آنان که آرزوی تشرف خدمت حضرت صاحب الامر دارند بدانند به بیان مرحوم آیتالله بهجت که به نوعی ترجمان روایت پیش است: «لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه بهتر از تشرّف باشد. زیرا هر کجا که باشیم آن حضرت میبیند و میشنود و عبادت در زمان غیبت افضل از عبادت در زمان حضور است، زیارت هر کدام از ائمه اطهار-علیهم السلام- مانند زیارت خود حضرت حجت است» (در محضر بهجت:1/187) و با توجه و دقت در معیارهای طرح شده از سوی حضرت رضا علیه السلام برای انسان عاقل، خویش را بسنجیم که میفرمایند:
«عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد:۱- از او امید خیر باشد. ۲- از بدى او در امان باشند. ۳- خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد. ۴- خیر بسیار خود را اندک شمارد. ۵- هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. ۶- در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. ۷- فقر در راه خدا، برایش از توانگرى محبوبتر باشد. ۸- خوارى در راه خدا، نزد او از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. ۹- گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. ۱۰- سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.»