
پایگاه بصیرت،عملیات تلاش برای نفوذ در ایران با توجه به تحولات پس از انقلاب اسلامی، نشان می دهد برنامه ریزی های فراوانی در این راستا توسط دشمن انجام شده است .
تحلیلگر سابق سیا ،مک گاورن که به ساختار سازمان های اطلاعاتی امریکا آشنایی بسیاری دارد ،درباره ی برنامه ریزی امریکا برای نفوذ در ایران می گوید :عجیب است اگر کسی مدعی شود سازمان های اطلاعاتی و سازمان سیا از عوامل خود در تهران برای هدایت سال 88 استفاده نکرده اند یا اینکه امریکا پس از صرف هزینه های زیاد ، از جاسوسی و توسعه ی نفوذش در ایران دست خواهد کشید .کمیته ی خطر جاری در اواسط سال 2006 طی گزارشی که مک پالمر آن را تهیه کرده بود جمهوری اسلامی را یک خطر جدی برای اهداف امریکا در منطقه دانست و اهرم های متفاوتی برای نفوذ در ایران پیشنهاد کرد . این کمیته، ساختار جمهوری اسلامی را به گونه ای می دانست که بر خلاف برخی کشورهای آسیای میانه ،تغییر و نفوذ در آن از طریق آشوب های خیابانی امکان پذیر نیست و در توضیح نظریه ی خود دو عامل گردش قدرت و مسئولیت با رای مردم در جریان انتخابات آ زاد، و پیوند عمیق دینی میان مردم و نظام جمهوری اسلامی را دلیل بر موفق نبودن راهبرد انقلاب مخملی در ایران عنوان کرد . و در گزارش کنفرانس ایران 2020 :ابعاد فراروی یک قدرت منطقه ای در مارس 2009 ،عنوان شد که سه موضوع تاثیرگذار رهبری، گرایش جوانان و قدرت اقتصادی باعث ثبات حکومت در ایران است و تداوم نقش رهبری یکی از عناصر اصلی در حوادث بیست سال آینده ی ایران خواهد بود . .دیپلماسی زور یا تحول آفرین مجموعه اقداماتی است که امریکا با هدف تغییر نظام سیاسی در برخی کشورها چون قرقیزستان ،گرجستان و اوکراین اجرا کرد و با تجربه های موفقی که در این زمینه داشت سعی در براندازی نظام جمهوری اسلامی به همین شیوه در سال 88 کرد و با همین هدف ،پیش از آن در سال 2007، تصمیم گرفته شده بود مبلغ 75 میلیون دلار برای تقویت برنامه های رادیویی و تلویزیونی اپوزیسیون صرف شود تا راه نفوذ ی در ایران باز شود .در واقع دفتر امور ایرانیان همان پایگاهی است که رایس آن را به جهت نفوذ، راه اندازی کرد و نام و عنوان این نفوذ ،کمک به جامعه ی مدنی و پیشبرد دموکراسی گذاشته شد .اگر از طرقی چون سفارت انگلیس در تهران به نمایندگی امریکا ،یا مک دونالد ،یا شبکه های متعدد ماهواره ای و یا ایجاد فضای مجازی گسترده و یا کشورهای همکار در حوزه ی خلیج فارس به هدفش برای رخنه و نفوذ نرسید ، راه دیپلماسی اقدام در لفافه را برگزیده تا به ظاهر با دست دوستی اقدام و نقشه های بعدی اش را پیاده کند.
خوب است با دقت بنگریم که دشمن برای وارد شدن از هرراهی گاهی لباس گرگ میپوشد و گاهی لباس روباه ،گاهی چهره ی خشن و گاهی چهره ی فریبکارانه به خود می گیرد.
نگاه بیشتر اندیشکدههای آمریکایی به توافق هستهای، نوعی گام راهبردی برای تغییر محاسبات سیاسی مسئولان و حتی تغییر ماهیت نظام اسلامی است. برای نمونه، اندیشکده دستراستی «امریکن اینترپرایز» در گزارشی به قلم «متیو مککینس» نوشته است، باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا امیدوار است که توافق هستهای با ایران، به تغییر سیاستهای تهران و در نهایت تغییر ماهوی جمهوری اسلامی منجر شود.
اندیشکده «مرکز امنیت آمریکایی جدید» هم در همین راستا با تأکید بر لزوم «فشار برای راهبرد ایجاد اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران» میگوید: «آمریکا باید یک راهبرد تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند. آمریکا در این موضوع که قبل از انقضای توافق هستهای، شاهد اصلاحات سیاسی در ایران باشد، یک منفعت و علاقه زیادی دارد... آمریکا باید با سرمایهگذاری روی توافق هستهای به ترویج اصلاحات در ایران کمک کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بینالمللی و نهادهای جامعه مدنی در ایران تسهیل شود و نیز (واشنگتن) به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد». درست بر اساس همین راهبرد است که رسانههای وابسته به غرب چه اصلاحطلبان و چه معاندان، در هماهنگی قابلتأملی، حجم زیادی از محتوای خود را در روزهای پس از توافق، بر موضوع تغییرات داخلی متمرکز کردهاند. ذائقهسازی برای مسائلی، چون آزادی سران فتنه و زندانیان امنیتی، مطالبات دست چندم برای دینزدایی هر چه بیشتر در حوزه زنان، هنر و اصناف و... با تعابیری، چون «لزوم توافق و مذاکره داخلی» در همین راستا ارزیابی میشوند؛ اما اثرگذاری توافق هستهای بر سیاستهای اقتصادی دولت و بهرهگیری دولت از این موضوع در انتخابات مجلس آتی نیز مورد توجه برخی اندیشکدهها بوده است. نگاه این اندیشکدهها به مسائل داخلی ایران و تنازعات حزبی و گروهی نیز متأثر از همین راهبرد کلان در مهار اقتصادی، سیاسی و نظامی ایران متمرکز است. بهگونهایکه در آیندهنگاری هر یک از حوزههای مزبور، افزایش قدرت گروهها و چهرههای متعهد به نظام اسلامی، همچون سپاه پاسداران، از جمله دلواپسیهای آنها به شمار میرود. حتی در حوزه بهبود وضع معیشتی و پیشرفتهای عمرانی و اقتصادی نیز، آنها تلاش کردهاند سرمایهگذاران غربی را از احتمال کمک به برنامههای اقتصادی سپاه پاسداران، برحذر دارند.