تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۰:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۷۸۷۷۷
آفتاب یزد سفرهای اخیر وزیر امورخارجه به منطقه را بررسی می‌کند

پلی که معمارش ظریف است


امید کاجیان: شاید آن روزها که هنوز آنقدر بر سر زبان‌ها نیفتاده بود و رسانه‌ها خوب یا بد... درست یا نادرست... اورا با بزرگان تاریخ سیاست ایران چون دکتر مصدق و امیرکبیر مقایسه نکرده بودند... و البته گروه مخالف او (! )پس ازآن همه تلاش بی وقفه اش او را خائن صدا نزده بودند ! و یا شاید آن روزها که هنوز به طور جدی وارد بحث مذاکرات و توافق و برجام وپاسخگویی به مجلس و... نشده بود... همه وی را به مدل ریش متفاوتش دراوایل وزارت و البته تسلط به زبان انگلیسی می‌شناختند.... محمد جواد ظریف بعدها آنقدر در دو سالی که براو گذشت غرق در مذاکرات هسته‌ای شده بود که او را همه به نام رئیس تیم توافق صدا می‌زدند و دیگر کمتر کسی به آن مدل ریش تغییر یافته، توجهی داشت. بعد از توافق بسیاری معتقد بودند که او آرزوی 12 ساله ایرانیان را تحقق بخشید و اینقدر این موضوع برای مردم و رسانه‌ها مهم بود که کم کم بعد دیگری از وظایف وزیر امور خارجه در سایه این مذاکرات پنهان شد... هرچند که بی انصافی است اگر بگوییم تمرکز جواد ظریف در امورهسته‌ای، باعث شد تا وی سایر فعالیت‌های مربوط به وزارتش را از یاد ببرد. اما کمتر فعالیت‌های غیرهسته‌ای او رسانه‌ای می‌شد و به چشم می‌آمد. حال بعد از قطعنامه 2231، هرچند وزیردیپلماسی کشور همچنان باید پاسخگوی سوالات بسیاری از سوی مجلس و یا محافل دیگر پیرامون توافق هسته‌ای باشد اما اندکی آسوده‌تر از گذشته می‌تواند برروی موارد دیگری هم از جمله مسائل منطقه‌ای تمرکز داشته باشد. این را از سفرهای اخیر و متعدد او می‌توان دریافت.

سفرهایی که به نام سفرهای منطقه‌ای مشهود است... سفرهایی که در زمانی روی می‌دهد که توافق با کشورهای 1+5 صورت گرفته است و همین موضوع است که باعث شده تا خواه ناخواه، نگاه بسیاری از کشورها به ایران تغییر یابد و در حالی که برخی می‌پندارند به دلیل روابط نسبتا شکرآب ایران و عربستان، رابطه ایران با کشورهای عربی نمی‌تواند رابطه خوبی باشد اتفاقا کشورهای عربی هم از توافق ایران حمایت کرده و اولین سفرهای منطقه‌ای ظریف نیز به همین کشورها بود او در دور اول سفرهای منطقه‌ای اش بعد از توافق، به قطر، کویت و عراق رفت و البته مورد استقبال نیز قرار گرفت.... اما دور دوم سفرهای منطقه‌ای ظریف هم به لبنان، سوریه، پاکستان و هند انجام شد. آنچه که در این سفرها نمایان است این است که تمامی آنها، پس از قطعنامه 2231 صورت گرفته است، قطعنامه‌ای که می‌تواند در پیشبرد اهداف و خواسته‌های ایران در منطقه نیز موثر شود.

اما آنچه که مسلم است اینکه سفرهای منطقه‌ای اخیر ظریف و اهداف آنها را باید با یکدیگر متمایز دانست و نباید آنها را در یک دسته جای داد، چرا که آنطور که پیداست باید برخی از اهداف این سفرها را امنیتی، برخی را اقتصادی و برخی را نیز در چارچوب سیاست‌های خاص ایران پس از توافق، ارزیابی کرد. اما با این حال تا چه‌میزان می‌توان توافق اخیر را در افزایش نفوذ ایران در رایزنی‌های منطقه‌ای دخیل دانست و سفرهای ظریف چه قدر می‌تواند پاسخگوی مطالبات ایران و همین طور کشورهای میزبان او باشد.

تعامل جدی ایران

مهدی مطهرنیا کارشناس مسائل خاورمیانه در این باره به آفتاب یزد می‌گوید:" آنچه که در سفرهای اخیر ظریف باید به آن توجه کرد منطق ایجابی و استمراری آن است. ما باید بپذیریم که دکترین سیاست خارجی ایران بر مبنای یک تعامل سازنده، جغرافیای بین‌الملل و منطقه‌ای را نشانه رفته است و کشورمان در پرونده هسته‌ای نشان داد که در این تعامل بسیار جدی است."

مطهرنیا ادامه می‌دهد: "ایران در دو ساله اخیر، مرکز ثقل توجه دکترین تعامل سازنده را بر روی پرونده هسته‌ای قرار داده بود اکنون پس از امضای توافقنامه و در برزخ اجرایی شدن آن، ایران به سمت و سوی منطقه بازگشته است و بر آن است تا تعامل سازنده را با مدیریت شخص ظریف به سمت و سوی ایجاد یک فضای مثبت در جهت حل و فصل یک بحران منطقه‌ای قرار دهد."

تغییر از چالشگری

این کارشناس ادامه می‌دهد:" به همین دلیل ایران نه تنها اهمیت سنتی خود را در منطقه داراست بلکه اهمیت جدیدی برای ایران باید قائل بود و آن هم به خاطر تبدیل ایران به کشوری با نظم منطقه‌ای است، ایران در حال حاضر به یک دولت منتقد ولی فعال برای ایجاد نظم جهانی تبدیل شده است بنابراین کشورمان با حفظ اصول و ارزش‌های خود با تغییر برخی روش‌هایش موجب شده است تا اثربخشی خود را در منطقه افزایش دهد."

وی تاکید می‌کند :" استمرار این منطق ایجابی نیاز به زمان دارد، راهی که ظریف و دولت درپیش گرفته است گزاره‌ای حق و نیازمند زمان است، بنابراین، ایران باید به تلاش برای احیای قدرت دوباره‌اش در سیاست خارجه دست بزند و این نیازمند گفتمان مثبت است."وی ادامه می‌دهد : "این گفتمان، گفتمانی است که دشمن را نه در بیرون، بلکه در داخل خود می‌بیند و تحدیدها را فرصت می‌شمرد تا ضعف‌های درونی خود را بهبود بخشد."مطهرنیا ادامه می‌دهد: "به خاطر همین، این سفرها می‌تواند در چارچوب رد دشمن‌پروری و حرکت به سوی جهان نوین تعامل، به شمار بیاید." مطهرنیا درباره اینکه چه قدر به این سفرها و نفوذ هرچه بیشتر ایران در منطقه خوش بین است می‌گوید: "من این سفرها را یک نقشه راه عمل گرایانه می‌دانم، نقشه راهی که باید واقعیت‌ها رادرآن دید ولی از آرمان‌ها و امیدها هم دور نشد باید آرمان‌های مطلوب را ترسیم کرد ولی برای رسیدن به این آرمان‌ها واقعیت‌ها را به درستی مدیریت کرد."

دلایل و اهداف ظریف؟!

اما محسن جلیلوند کارشناس مسائل بین‌الملل درباره دلایل سفرهای اخیر ظریف، به نیات متفاوت هریک از این سفرها اشاره دارد و دراینباره به آفتاب یزد می‌گوید: " گروهی از کشورهای منطقه ای عربی در واقع با توافق هسته ای این تصور را داشتند که آمریکا آنها را تنها گذاشته است و ازطرفی ایران را به چشم دشمن نگاه می‌کردند، برای همین این کشورها در تحرک بودند تا این توافق را یا لوث کنند یا از آمریکایی‌ها برای منافع خودشان ضمانت بگیرند."

وی ادامه می‌دهد:"بنابراین دسته ای از سفرهای ظریف به این منظور است که بتواند توافق اخیر را به نحوی به کشورهای عربی منطقه بشناساند وبگوید که این توافق هیچگونه تهدیدی علیه منافع ملی کشورهای عربی نیست."

جلیلوند تاکید می‌کند:" ظریف در واقع سفرهایی در راستای سفرهای اخیر مقامات آمریکایی به منطقه انجام داده است هر چند این به معنای هماهنگی ایران و آمریکا برای این سفرها نیست، اما هر دو این سفرها، یک هدف را دنبال می‌کنند درواقع هم ایران و هم آمریکا در تلاش هستند تا کشورهای عربی به یک اطمینان درباره توافق هسته‌ای و اینکه منافع ملی آنها در خطر نیست دست پیدا کنند." جلیلوند درباره این سوال ما که پس سفرهای ظریف به کشورهای غیرعربی به چه منظور صورت گرفته است پاسخ می‌دهد:"دسته دیگر سفرهای ظریف دلایل متفاوت دارند مثلا گفتمان‌های ظریف در پاکستان به ویژه بعد از اینکه طالبان رهبرش را از دست داد، در مورد سرنوشت این گروه است، از سویی داعش هم در این منطقه حیات دارد بنابراین سفر ظریف به پاکستان جنبه امنیتی دارد".

آنطور که از صحبت‌های جلیلوند برمی آید بحث امنیتی بودن سفرها را در واقع بخش دوم اهداف سفرهای منطقه ای ظریف باید دانست، سفرهایی که به سوریه، پاکستان یا لبنان صورت گرفته در واقع سفرهای امنیتی ظریف است.

اما سفر ظریف به هندوستان چه طور؟ جلیلوند درباره هندوستان هم می‌گوید:" این سفر به منظور اهداف دیگری در دستور کار است، اولا چندین میلیون دلار ایران، به دلیل تحریم، در هندوستان بلوکه شده است و از طرفی دیگر این کشور مایل است تا درباره سرنوشت نفت ایران پس از توافق بداند.یعنی هدف مذاکره با هند، اقتصادی است. "

تاثیر یا رهبری منطقه؟

جلیلوند درباره این موضوع که این سفرها تا چه میزان می‌تواند نقش ایران را به عنوان رهبر یا قدرت منطقه ای برای ساماندهی به اوضاع منطقه مطرح کند پاسخ می‌دهد:"آمریکا بعد از توافق به نوعی قدرت ایران در منطقه را پذیرفت و سفرهای اخیر ظریف هم به این خاطر است تا جامعه جهانی این اطمینان را به دست آورد که ایران این شایستگی را دارد."

جلیلوند تاکید می‌کند: "پیش از توافق، علی رغم تاثیر گذاری بسیار ایران، آمریکایی‌ها اجازه نمی‌دادند تا کشورمان نقشش را در منطقه بازی کند، اما بعد از توافق، آمریکایی‌ها وادار شدند تا این نقش را بپذیرند. "

این کارشناس ادامه می‌دهد :"ولی نباید فراموش کنیم ایران به عنوان بازیگر تاثیرگذار در منطقه بازی می‌کند واین به معنای رهبری منطقه نیست."

ظریف اکنون با آن چهره معقول و دیپلمات خود با هر هدفی که باشد فاز دوم برنامه‌هایش را آغاز کرده، فازی به نام تعامل با همسایگان و کشورهایی که برخی ازآنها مهربانانه با ایران برخورد می‌کنند و برخی هم مواضع دوگانه و نه چندان شفافی در قبال کشورمان داشتند، اما با همه این وجود، ایران امروز نیازمند پلی است که باید در عرصه روابط بین الملل بنا کند، پلی که معمار آن "ظریف" است اگرچه باید وزیر امورخارجه کشورمان تلاش کند تا پیوندهایی مستحکم برای این روابط برقرار سازد تا این پل، امن باشد و استوار ونه لغزنده و نامطمئن.....

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات