امید کاجیان: حماس و فتح دوجنبش برای آزادی فلسطین، یکی قانونی تر و دیگری کمتر قانونی (!) با یک هدف... اما نه آنچنان که بگوییم این دو دو روحند در یک بدن باهم اختلافاتی هم دارند، دو جریانی که گاه با هم میسازند و گاه رقیب هم میشوند. شاید یکی از تلخترین و جدیدترین این رقابت درتابستان سال 2007، زمانی روی داد که این دو جنبش وارد جنگ داخلی ومسلحانه علیه یکدیگر شدند... و لی این دوگروه زمانهای بیشتری با یکدیگر ساختند و دشمن شماره یک و مشترکشان اسرائیل را ازیاد نبردند.... حالا حماسیها بر غزه تسلط دارند و فتحیها بر کرانه باختری... آنچه که در این میان عیان است اینکه معمولا ما حماس را بیشتر به اقدامات شهادت طلبانه میشناسیم و فتح را دولتی که خوشبینانه درصدد حل بحرانهای خود ازطریق گفتگوست... به هر حال رویکرد این دوگروه هرچه که باشد، هر دوی آنها مورد تایید ایران بوده است و احقاق حقوق فلسطینیان در دستورکار....
حوادث تاریخی و تغییر شرایط!
اما گذر زمان، اتفاقات مختلفی را در منطقه رقم زد، اتفاقاتی که معادلات خاورمیانه را بیش از پیش پیچیده کردو دنیای " شرق نزدیک" دستخوش تغییراتی شد که تا چند سال قبل کسی به خواب هم نمیدید.... از بهار ناکام عربی بگیرید تا پدیده شوم داعش تا اتفاقات سوریه تا بحرین و یمن و..... حوادثی که یکی از دیگری تلختر بودند و تاسف بارتر... در میان همه این تلخیها البته یک اتفاق شیرین به نام توافق هستهای ایران هم روی داد... اتفاقاتی که همه و همه زنجیروار دست به دست هم دادند تا روابط بد را خوب و رابطههای خوب را تحت الشعاع قرار دهند. در زمانهای که کسی نمیپنداشت آمریکا و ایران پشت یک میز بنشینند و از مذاکره حرف بزنند در جای دیگری عربستان به یمن تجاوز و ظهور سایه حکومت خلافت اسلامی موسوم به داعش روی گروهک تروریستی القاعده را هم سفید کرد(!) طبیعی است که دراین فرازو فرود تاریخی منطقه، درشطرنج تعاملات کشورها و گروهها با یکدیگر، مهرهها جایشان را بایکدیگر عوض کنند و سیاه و سفید به رنگی دیگر تغییر موضع دهند... اگرچه آنچه که این روزها در منطقه، روی میدهد اصلا مسائل خوشایندی نیست اما وضعیت ایران در این تلاطم جنگ قدرتها، بهتر و بهتر شد.
علی رغم نبردهای خشونت بار سایرکشورها، مردمان پارس صلح و مذاکره را برگزیدند و توافق هستهای مشروعیتی دوچندان به قدرت منطقهای ایران داده است. همین موضوع است که میتواند بهانه خوبی باشد برای ارتباطات هر چه بیشتر کشورهای مختلف همسایه با ایران و در این بین هستند گروهها و جنبشهایی که این علاقه را پیداکرده باشند... قدرت ایرانیها اما نتیجه عکس هم داده، اینکه برخی اندک از همسایهها در حسادت بهبود شرایط کشورمان، سر ناسازگاری برداشتند و قلدر مابانه در منطقه با جنگ افروزی اشان در تلاشند تا جایگاه خود را حفظ کنند.
در این میان یار همیشگی حماس، ایران که همواره در راستای منافع مردم مظلوم فلسطین از این گروه حمایت میکرده است، با رفتارهای غیر شفافی در برخی مواضع حماس مواجه شده است، جنگهای پشت سرهم در خاورمیانه، گروه حماس را بر سر دوراهی قرارداد و اندکی آنها را از مواضع ایران دور ساخت و به جبههای دیگر هدایت کرد. هر چند هنوزهم رابطه ایران و حماس رابطهای دوستانه و توام با حمایت همیشگی کشورمان از مردم مظلوم فلسطین است اما به نظر میآید عربستانیها در تلاشند تا حماس را به سود خود مصادره کنند.
از سویی دیگر جریان دیگر فلسطینی یعنی" فتح "، این روزها بیش از هر زمان دیگری به ایران و سوریه نزدیک شده است. تا جایی که دفتر جنبش فتح که از سال 1982 در سوریه، بسته شده بود پس از 33 سال و بعدازآنکه حماس دفتر خود را در سوریه بست، بازگشایی شد. اما این پایان ماجرا نیست، چرا که نماینده فتح چند روز پیش به تهران سفر کرد تا مقدمات سفر محمود عباس، رهبر تشکیلات خودگردان فلسطین به ایران را فراهم کند.
تلاش محمود عباس، برای حضور در ایران و بازگشایی دفتر فتح در سوریه در حالی صورت میگیرد که سفر اخیر "خالد مشعل " دبیرکل دفترسیاسی حماس، به عربستان نقدها و احادیث بسیاری را به همراه داشت. اما به راستی آنچه که امروز در باره فتح و حماس و رابطه این دو با کشورمان صورت میگیرد در چیست و چه نشانهای میتواند داشته باشد؟آیا این به معنای تغییررویه مواضع دو گروه حماس و فتح در قبال ایران است؟
پیام ایران!
احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی در اینباره به آفتاب یزد میگوید:"وقتی ولایت فقیه میفرمایند سیاستهای ما در منطقه تغییری نخواهد کرد و ما از مردم و دولت سوریه، فلسطین و یمن دفاع میکنیم، بنابراین حضور محمود عباس در ایران را نمیتوان تغییر مواضع ایران بررسی کرد اما در این ماجرا یک بحث را فراموش نکنیم و آن اینکه ایران همواره، شفاف و پاک به حماس کمک کرده است. "
وی ادامه میدهد:" تنها یکی از گروههای جهادی حماس با ایران در ارتباط است ولی گروه هایی مثل اخوان المسلمین، افرادی چون هنیه، خالد مشعل و... به صورت متفرق عمل میکنند."
این نماینده مجلس می افزاید:"ما در جنگ 22 روزه و 55 روزه، جانانه از حماس حمایت کردیم ولی، دیدیم که حماس در بحث سوریه عکس مواضع ما عمل کرد، و در زمان محمد مرسی در مصر، علیه بشار اسد متحد شد، هرچند ایران این موضوع را ندید گرفت، اما شاهدیم که مجددا، عربستان وقتی حوثیها و انصارالله یمن را بمباران میکرد بار دیگر حماس به نفع عربستان موضع گرفت."
وی ادامه میدهد:"بنابراین ما باید رفتاری را نشان دهیم تا کمی حماس را متاثر کنیم، این تاثیر از رابطه بین فتح و حماس به وجود میآید، چرا که هر دوی این گروه ها، فلسطینی هستند یکی در کرانه باختری ودیگری در نوار غزه صاحب قدرت است."
بخشایش ادامه میدهد:"ما در واقع، با حضور فتح در ایران به حماس میفهمانیم که اینقدر تغییر موضع ندهید. حماسها خود، زیر بمباران اسرائیل هستند و مطمئنا معنی بمباران در یمن را میفهمند پس به خاطر مسائل مالی نباید با عربستان همکاری کنند."
تمایل فتح به رابطه با ایران
این عضو کمیسون امنیت ملی در باره تمایل شخص محمود عباس و جنبش فتح به رابطه با ایران نیز میگوید:" از دید محمود عباس ایران بعد از توافق خوش درخشیده است. بنابراین حماس هم، چون سایر کشورها تمایل دارد به ایران سفر داشته باشد. از سویی دیدارمسئولین ما با محمود عباس هم موضوع مثبتی است، چون میتوانیم مواضع این جنبش را هم در نظر بگیریم، هر چند مطمئنا این دیدارها به معنی خصومت با حماس نیست و مطمئنا با حماس هم رابطه خودمان را خواهیم داشت. ولی از برخی از سران حماس توقع بیشتری میرود ومی خواهیم تا آنها برخلاف مواضع ایران حرکت نکنند."
بخشایش ادامه میدهد:"فرق ما با سایر کشورها این است، که هر کشوری به خاطر منافع خودش از کشوردیگری حمایت میکند، مثلا آمریکا بیشتر برای نفت به عراق حمله کرد، تا نجات مردم از دست یک دیکتاتور، در حالیکه حمایت ایران از مقاومت، صادقانه است."
بخشایش ادامه میدهد:"در زمانی که حماس با اسرائیل در حال جنگ است هیچ کشور عربی به او کمک نمیکند و تنها ایران است که حامی حماس است پس توقع این است تا این گروه در سوریه یا یمن عکس مواضع ایران موضع نگیرد."
عضو کمیسیون امنیت ملی درباره بازگشایی دفتر "فتح" در سوریه هم میگوید:"واقعیت این است که اگر ایران نبود تا به حال دولت بشار اسد از بین رفته بود، بشار اسد هم مطمئنا این موضوع را میداند و بنابراین دنباله رو سیاستهای ایران است و زمانی که حماس دفتر خود را در سوریه میبندد، طبیعی است که سوریه با بازگشایی دفتر فتح بعد از 23 سال به این عمل حماس پاسخ داده است. البته مطمئنا تفکر حماس، سوریه و ایران قرار گرفتن در جبهه مقاومت است اما طبیعی است در جبهه مقاومت هم گاهی باید از سیاست استفاده کرد و یکی از راههای سیاسی، ایجاد موازنه است و ایران هم میتواند این موازنه را بین فتح و حماس ایجاد کند."
بخشایش میافزاید:" اگر بعدها حماس و فتح دولت ثابتی که دلشان میخواهد در مقابل اسرائیل ایجاد کنند، مطمئنا ایران باید با هردوی این گروهها رابطه داشته باشد."
بخشایش اردستانی تاکید میکند:"مطمئنا ایران نمیخواهد جنبش فتح را جانشین حماس بکند بلکه به نوعی میخواهد مطلبی را به حماس بفهماند، ایران در همه این سالها به حماس کمکهای لجستیکی کرد در حالیکه عربستان هیچ گامی برای این گروه بر نداشت، وقتی حماس تغییر موضع میدهد، ایران هم میتواند جنبش فتح را درکنار خود داشته باشد، اما به هیچ عنوان هدف ایران این نیست که حماس را کنار بزند، ولی شاید میخواهد تا تعادلی در موازنه حمایتی خود برقرار کند."
بخشایش ادامه میدهد:"نه سوریه و نه ایران هیچکدام نمیخواهند حماس را از دست بدهند چون تنها گروه جهادی که هم اکنون در غزه میجنگد و مقاومت میکند حماس است ولی آنچه که در بحث رابطه دوباره "فتح" با سوریه و ایران پیش آمده حامل پیامی مهم به حماس است. "
از گفتههای عضو کمیسیون امنیت ملی میتوان فهمید که تغییر رفتار محمود عباس و جنبش فتح برای رابطه با ایران و سوریه چند دلیل عمده دارد ؛ از سویی محمود عباس پس ازتوافق هسته ای، مثل خیلیها علاقه مند رابطه با ایران شده است و از طرفی دیگر ایران هم فرصت سیاسی خوبی یافته است تا با حفظ رابطه اش با حماس در توازن معادله رفتاری خود با حماس و فتح بکوشد و البته با این کار از حماس بخواهد که اندکی معقولتر در باره رابطه خود با برخی از گروهها ی نا معقول یا کشوری خاص، پرهیز کند. همه اینها را باید درکنار این مطلب قرار داد که سوریه هم در نوع سیاستش با ایران همپیمان است.