توافق هستهای و رفت و آمدهای دیپلماتیک پس از آن نشان میدهد که این توافق میتواند آغازگر مسیری باشد که به افزایش همکاریها در خاورمیانه کمک میکند. چنین امری نه در سایه فروش تسلیحات، بلکه از راه تعامل و گفت و گوی درون متقابل منطقه.
به گزارش ایرنا «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا، به مصر و قطر نشان داد خاورمیانه همچنان یکی از کانونهای سفرهای دیپلماتیک به شمار میآید که نشان از اهمیت جایگاه ژئوپلتیک این منطقه در معادلات قدرت جهانی از یک سو و وجود بحرانهای متعدد در این منطقه و لزوم مدیریت این بحرانها از سوی دیگر دارد.
نیازی به گفتن نیست که منطقه خاورمیانه از سالهای پس از پایان جنگ جهانی اول همواره درگیر تنش و جنگهای درون منطقهای متعددی بوده است. این تنشها به ویژه در سالهای پس از وقوع خیزشهای عربی به صورت عمودی و افقی در سطوح موضوعی و گسترهای بسیار گستردهای گسترش یافته است.
در چند سالی که از وقوع خیزشهای عربی میگذرد برخی کشورها دچار خلا حاکمیتی و سیاسی شدهاند و برخی دیگر با سوء استفاده از این فضاهای خلا، به بیثباتیها دامن زدهاند. در این میان، افکار افراطی و گروههای تروریستی تندرو رشد بیسابقهای پیدا کرده است؛ به گونهای که میتوان گفت اکنون خاورمیانه به آزمایشگاه رشد و تکثیر تروریسم و افراط گرایی تبدیل شده است.
جنگ در یمن و سوریه، بیثباتیها در عراق، لبنان، لیبی و حتی مصر، و فشارهای سیاسی بر مخالفان در بحرین نمودی از پیامدهای رقابتهای منفی امنیتی برخی کشورها و تشدید بحرانها در سالهای پس از خیزشهای عربی در خاورمیانه است.
در این راستا، تاکنون هیچ طرح و راهکاری که مورد وفاق همه کشورها برای عبور از بحرانهای کنونی در خاورمیانه باشد ارایه نشده و اندک طرحهای کارآمد نیز با مخالفت برخی کشورها به شکست انجامیده است.
در میانه این فضای بحران خیز و در تب و تاب تشدید رقابتهای منفی منطقهای و گسترش خشونتهای کور تروریستی، با توافق هستهای ایران و گروه 1+5، خاورمیانه شاهد یک واقعه مهم نه تنها در تاریخ روابط بین الملل این منطقه، بلکه در تاریخ روابط بین الملل جهانی بود که به عنوان نقطه آغازی برای شروع همکاریهای منطقهای به شمار میآید.
«برجام» (برنامه جامع اقدام مشترک) عزم جمهوری اسلامی ایران را برای زدودن فضای «ایران هراسی» در منطقه و گذار به یک منطق تعاملی و همکاری جویانه در منطقه نشان داد.
اما همانگونه که اهل فن و دانش سیاسی همواره بر آن تاکید داشتهاند، حلقه تکمیلکننده برجام، ایجاد یک فضای همکاریجویانه منطقهای با تکیه بر یک دیپلماسی منطقهای تعاملی است تا از این راه همه کشورهای منطقه از مزایای چنین توافقی بهرهمند شوند.
سفر «محمد جواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران به کویت، قطر و عراق بلافاصله پس از توافق هستهای نمایانگر این مساله بود که دستگاه سیاست خارجی ایران به خوبی به این امر آگاه است که موفقیت این توافق در گروی تثبیت نگاه همکاری جویانه ایران در مسایل منطقهای میان کشورهای همسایه است و نشان داد که هرگونه همکاری منطقهای باید در چارچوب یک دیپلماسی موفق منطقهای باشد.
در ادامه این سفر، مقاله اخیر وزیر امور خارجه ایران که در برخی روزنامههای مشهور جهان عرب نیز منعکس شد و بر همکاری منطقهای و نگاه برد - برد کشورهای منطقه به مسایل پیش رو تاکید دارد، به عنوان تکمیلکننده دیپلماسی کلاسیک بود.
چنین ابتکارهایی به خوبی نشان میدهد که وزارت امور خارجه ایران به خوبی به اهمیت افکار عمومی و دیپلماسی رسانهای آگاه است و چنین روشهایی میتواند با تاثیر مثبت بر افکار عمومی منطقه، فضای همکاریهای منطقهای را تسهیل کند.
در سوی دیگر ماجرا ما شاهد سفر وزیر امور خارجه آمریکا به منطقه هستیم. این سفر که نخستین سفر جان کری به خاورمیانه پس از توافق هستهای بود، موضوع تضمینهای امنیتی پس از این توافق برای متحدان منطقهای آمریکا و به ویژه برای کشورهای حاشیه خلیج فارس را در دستور کار داشت.
نیازی به گفتن نیست که از همان آغاز گفت و گوهای هستهای ایران و گروه 1+5، فشارهای زیادی از سوی لابیهای صهیونیستی و برخی لابیهای عربی با تکیه بر ابزارهای سیاسی و رسانهای گسترده برای به شکست کشاندن این گفت و گوها وجود داشت.
در این میان، آمریکا با وجودی که خواهان توافق هستهای با ایران بود، اما هم زمان برای حفظ نفوذ منطقهای خود خواهان تقویت پیوندهای امنیتی - دفاعیاش با متحدان خود در خاورمیانه و به ویژه در خلیج فارس بود.
به همین دلیل «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا، پس از بیانیه سوییس، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس را به استراحتگاه «کمپ دیوید» دعوت کرد و تضمینهای امنیتی تازهای را با تکیه بر فروش سیستمهای دفاعی موشکی به آنها داد.
در ادامه چنین رویکردی، سفر جان کری هر چند تلاشی است برای متقاعد کردن متحدان آمریکا برای پذیرش برجام، اما هم زمان آمریکا بر خلاف ایران - که خواهان تثبیت منطقهای و جهانی توافق هستهای از راه همکاری و دیپلماسی تعاملی است - تلاش دارد این امر را از راه فروش تسلیحات بیشتر به متحدانش به انجام برساند.
بر همین پایه، باید سفر اخیر وزیر امور خارجه آمریکا به خاورمیانه را تلاشی در جهت تثبیت فضای دیپلماتیک و تثبیت جایگاه برجام به شمار آورد که میتواند امری مثبت و در راستای تقویت همکاریهای منطقهای به شمار آورد. اما این نکته را نیز باید در نظر داشت که تثبیت جایگاه برجام از راه ارایه تضمینهای امنیتی و با تکیه بر فروش تسلیحات بیشتر تنها به گسترش فضای امنیتی و جنگ و خونریزی بیشتر در منطقه میانجامد.
این مساله را باید در نظر داشت که امنیت منطقهای نه از راه افزایش خریدهای تسلیحاتی بیشتر، بلکه از راه تقویت فضای اعتماد متقابل میان کشورها به دست میآید. در چنین چارچوبی است که میتوان به ایجاد یک «مجمع گفت و گوی منطقهای» (همانگونه که ظریف در مقاله اخیرش به آن اشاره کرده است) برای حل بحرانهای منطقه خارومیانه و جهان اسلام دست یافت.
بنابراین میتوان گفت، توافق هستهای فضای دیپلماسی را در منطقه تقویت کرده است و این امر میتواند آغازگر مسیری باشد که کشورهای منطقه با تکیه بر اعتماد متقابل، دامن جهان اسلام را از رقابتهای منفی و خشونتهای گروههای تروریستی پاک کنند. اما این امر تنها با تکیه بر حسن نیت و مبتنی بر یک راهکار درون منطقهای قابل دستیبابی است و تکیه بر تضمینهای امنیتی از راه فروش بیشتر تسلیحات تنها به تشدید تنشهای منطقهای میانجامد.