تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۹۴ - ۰۷:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۷۸۹۷۱
اقتصاددان‌ها در گفت‌وگو با همدلی

نوکیسه‌ها در دولت‌های نهم و دهم چگونه به وجود آمدند؟


وقتی یک فرد می‌تواند با مراجعه به سازمان دولتی که مجوز واردات شکر را در اختیار دارد امتیاز می‌دهد و این فرد در یک دوره کوتاه 250 میلیارد تومان از واردات شکر رانت نصیبش می‌شود، آیا این راه مناسبی برای زایش نوکیسه‌ها نیست. روزی که مسؤولان سابق بانک مرکزی با تاسیس اتاق مبادله ارزی و دادن ارز 1226 تومانی، میلیاردها دلار پول به کسانی می‌دهند که تجارت را تسهیل کنند و آنها کالاهای وارداتی را به قیمت‌های آزاد عرضه می‌کنند و میلیاردها تومان رانت نصیب آنها می‌شود آیا نباید این محل فساد را بازکاوی کرد؟

با تفکرات افراطی و شعارهایی که هیچ جایگاهی در آرمان‌های انقلاب و امام نداشت، منافع کشور را به باد می‌دادند و خوشحال بودند که مردم فقیرتر می‌شوند تا بتوان به آنها کمک کرد." این‌ها بخشی از سخنان رئیس‌ مجمع تشخیص مصلحت نظام در دیدار جمعی از اعضای انجمن اسلامی فارغ‌التحصیلان فیلیپین بعد از نهایی شدن توافق هسته‌ای ایران با اعضای 1 + 5 است که در هفته گذشته برگزار شد.

آیت‌الله هاشمی با تشریح شرایط کشور در سال‌های قبل و مشکلاتی که برای مردم، مخصوصاً اقشار نیازمند ایجاد شده بود، گفت: جای شگفتی  است که بعضی‌ها وقتی می‌بینند که کشور و مردم به سوی گرفتن حق خود پیش می‌روند، حساسیت نشان می‌دهند. دولت‌های نهم و دهم کشوری را تحویل گرفت که تقریبا ثبات قابل ملاحظه‌ای چه در داخل و چه در روابط بین‌الملل که از نظر اقتصادی و از نظر مهار تورم داشت. اما در نهایت این دولت در نتیجه عملکرد هشت ساله در حوزه‌های مختلف آن چیزی را تحویل دولت یازدهم داد که بی‌شباهت به یک ویرانه نبود. در طول این چند سال بسیاری از افراد متخصص در زمینه‌های گوناگون کنار گذاشته شدند و افرادی در پست‌های مهم قرار گرفتند که هیچ ارتباطی با آن مسئولیت‌ها نداشتند. پس از آن باز هم شوربختانه مشاهده شد که در همان حوزه اول وقتی متخصصین کنار می‌کشند نفت و گاز تقریبا راکد ماند، صنعت و سلامت دچار مشکل شد. در این میان نتایج استخراج و فروش 1400 میلیارد دلار از ذخایر نفت و گاز و درآمد بیش از  600 هزار میلیارد تومانی مالیات فروش شرکت‌ها که طلایی‌ترین دوران درآمدهای ایران بود؛ فرزند معلول بنام هدفمندی، سیل ویرانگر افزایش نقدینگی، افزایش ضریب فلاکت 60 درصدی، تورم 40  درصدی، اقتصاد آب رفته 5 درصدی، بیکاری دورقمی، افزایش معوقات بانکی، از هم گسیختگی اقتصاد و از همه مهمتر سر برآوردن طبقه جدید به نام نوظهورها را به ارمغان داشت؛ طبقه‌ای که قدرت را از قشر متوسط گرفته و شکاف طبقاتی را بیش از پیش افزایش دادند.

نتیجه سر برآوردن این گروه رکوردزنی واردات برندهای لوکس در این دوران بود. از ورود مرسدس بنز، پورشه، مازراتی و ژژلوکولتر؛ گرانترین ساعت سوئیس با عقربه‌های طلا تا هزینه‌های 100 میلیونی برای عطرهای خاص.

همزمان با از بین رفتن قشر متوسط در این دوران فاصله طبقاتی فقیر و غنی زیاد شد و هدفمندی یارانه‌هایی که قرار بود ارمغانی برای از بین بردن فقر باشد این بار بلای جان قشر ضعیف شد. طرحی که رئیس‌جمهور وقت پیش از اجرای آن گفته بود که با اجرایی شدنش دیگر فقیر در جامعه نداریم. وی طی سخنانی در همدان، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها را یکی از برنامه‌های مهم دولت دانسته بود و خاطرنشان کرد: این یک طرح انقلابی و صد درصد به نفع ملت است. رئیس دولت گذشته همچنین ادعا کرد با اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها حتی یک فقیر هم در کشور پیدا نخواهد شد و دیگر هیچ جوانی در آینده دغدغه اشتغال، مسکن، ازدواج و سفر نخواهند داشت.

دیگر چیزی به نام طبقه متوسط نداریم

بسیاری از کارشناسان معتقدند که در نتیجه سیاست‌های غلط اقتصادی در دولت گذشته دیگر چیزی به نام طبقه متوسط نداریم و همین مساله نشان از فشارهای اقتصادی است که به جامعه وارد شده است. مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران در این رابطه معتقد است که زیربنای تمام مسائل خانوادگی به مسائل اقتصادی برمی‌گردد.

نوظهورها برگ برنده جناح خاص می‌شوند

اما دکتر غلامعباس توسلی استاد جامعه‌شناسی ایران درباره رفتارشناسی سیاسی طبقات اجتماعی در پاسخ به این سوال نوظهورها چگونه برگ برنده جناح خاص می‌شوند گفت: طبقات اجتماعی در ایران اغلب تابعی از قدرت سیاسی بوده‌اند. به عنوان مثال سیاست هدفمندی یارانه‌ها که در دولت محمود احمدی‌نژاد اجرایی شد، نظم طبقاتی جامعه را به هم زد. آقای احمدی‌نژاد به تمامی طبقات اجتماعی که از نظر ثروت در شرایط متفاوتی بودند به یک شکل یارانه پرداخت می‌کرد. این روش غیر ملی سبب می‌شد جامعه‌ای چون جامعه ایران به صورت یکسان برای آن برنامه‌ریزی صورت بگیرد. احمدی‌نژاد فراموش کرده بود که سیاست‌های پوپولیستی برای جوامع پیچیده‌ای چون ایران نمی‌تواند محلی از اعراب داشته باشد و مخصوص جوامعی است که دارای همگونی اجتماعی هستند. پرداخت یارانه‌ها به تمام طبقات اجتماعی به یک شکل نوعی ساده‌انگاری اجتماعی به شمار می‌رفت.

بهمن آرمان، اقتصاددان درباره اینکه چگونه یک دولت برنامه‌گریز می‌تواند منجر به افزایش فاصله طبقاتی شود، گفت: هر چقدر در یک جامعه دولت بیشتر در اقتصاد دخالت کند، هر چقدر بخش بازرگانی در آن به جای بخش تولیدی فعال باشد، آن جامعه در اصل قادر نخواهد بود که مساوات را به وجود بیاورد. ما در علم اقتصاد چیزی تحت عنوان تساوی نداریم. طبقه متوسط تحلیل رفته و تحلیل رفتن طبقه متوسط، یا آن طبقه‌ای که می‌تواند قشر خاموش جامعه باشد، می‌تواند پیامدهای بسیار خطرناکی به دنبال دارد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا دولت‌های نهم و دهم دولت‌های ضد توسعه‌ای بوده‌اند گفت: بله. چرا مردمان زیادی در عین حال که بر روی میلیاردها بشکه‌های نفت نشسته‌اند، به ویژه در دوره‌ی رونق نفتی چنین فقیر شدند؟ این‌ها به دلیل اقتصاد نفتی نیست. خیلی از کشورهای دیگر را پیدا می‌کنید که نفت ندارند، اما فقیرند. مثلاً در آفریقا افرادی هستند که به یک دلار در روز زندگی می‌کنند. ولی یک کارگر حرفه‌ای در آمریکا ساعتی بیست دلار حقوق می‌گیرد. آن کشور که نفت ندارد. بنابراین درست است که وجود نفت در ایران به عنوان یک عامل بازدارنده توسعه به حساب می‌آید. این اقتصاددان دادن وام به بنگاه‌های زودبازده، طرح مسکن مهر و خرج دلارهای نفتی برای واردات را از جمله سیاست‌های غلط اقتصادی دولت گذشته بیان کرد و افزود: دولت سیاست واردات را در نظر گرفت. ترکیب واردات ما به طور کامل تغییر کرد. یعنی از کالاهای سرمایه‌ای به سمت کالاهای مصرفی رفتیم. بنابراین این سیاست ترکیب را کاملاً به هم زد و زمانی این ترکیب به هم خورد، اختلاف طبقاتی عمیق‌تر و عمیق‌تر شد. به خاطر این که آن طبقه متوسطی در کارخانه‌ها کار می‌کرد یا در بنگاه تولیدی بود کارش را از دست داد. بنابراین با تبدیل اقتصاد ایران از پایه تولیدی به پایه بازرگانی، طبقه متوسط کم کم فاصله گرفت و روز به روز شاهد پایین آمدن قدرت خرید مردم شدیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات