صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۷۹۰۶

آثار و پیامدهاى گسترش بدحجابى‏

بدحجابى از مسائلى است که سلامت فرد و جامعه را تهدید مى‏کند. پوشش نامناسب پى‏آمدها و آثار جبران ناپذیرى در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنیت جامعه دارد که گاه مسیرى انحرافى و بازگشت ناپذیرى پدید مى‏آورد.

محمدحسین درافشان

‏ مقدمه‏

بشر با وجه به اهمیتى که براى سلامت خود قائل است، به سلامت جامعه هم ارزش مى‏نهد و بیمارى جامعه را بیمارى خود مى‏داند؛ هم‏چنان‏که تلاش مى‏کند براى حفظ و تأمین سلامت خود از بسیارى از امور بپرهیزد و یا از واکسن‏هاى پیش‏گیرى و داروهاى گوناگون استفاده کند، براى سلامت جامعه هم باید نهایت سعى و کوشش خود را بهکار گیرد و جامعه را از مبتلا شدن به بیمارى‏هاى اخلاقى و روانى پرهیز دهد تا دیگر افراد جامعه به رشد، تعالى و سعادت برسند.

بدحجابى از مسائلى است که سلامت فرد و جامعه را تهدید مى‏کند. پوشش نامناسب پى‏آمدها و آثار جبران ناپذیرى در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد وامنیت جامعه دارد که گاه مسیرى انحرافى و بازگشت ناپذیرى پدید مى‏آورد. این نگارش آثار و پى‏آمدهاى گسترش بدحجابى را از دو منظر فرهنگى و اجتماعى بررسى مى‏کند.

فرهنگ هر جامعه‏اى از جنبه‏هاى گوناگونى تشکیل یافته است. جنب‏هاى هنجارى فرهنگ جامعه، از ارزش‏ها و قواعد خاص رفتارى تشکیل مى‏شود. هنجارها نشان مى‏دهند که چه چیزى ارزش و ضد ارزش است؛ مانند شیوه‏هاى پوشش برگرفته از فرهنگ آن جامعه. تلقى بد از بدحجابى، باور به ارزشى بودن حجاب و پوشش و قضاوت درست درباره حجاب، در زندگى اجتماعى و فرهنگى تأثیر بسزایى مى‏گذارد.

قبل از هر چیز باید فرهنگ را تعریف کنیم تا آثار و پى‏آمدهاى گسترش فرهنگ بدحجابى روشن شود. معروف‏ترین تعریف از فرهنگ از تایلور انسان‏شناس معروف انگلیسى است. او مى‏گوید:

فرهنگ، مجموعه پیچیده‏اى است که دانش، معتقدات، هنر، اخلاقیات، قانون، رسم و هر استعداد و عادت دیگرى را که بشر به عنوان عضو جامعه کسب مى‏کند، شامل مى‏گردد.(1)

کلارک نیز مى‏گوید:تمامى مظاهر و شئون زندگى یک ملت را فرهنگ آن ملت تشکیل مى‏دهد.(2)

بنابراین، رفتارهاى اجتماعى معجونى از آن‏چه جامعه از علم و دانش، باورها و مسائل اخلاقى کسب مى‏کند و قوانینى است که از دین و آیین افراد سرچشمه مى‏گیرد. در کنار این‏ها، برخى رسوم و عادات اجتماعى، در طول زمان سهم بسیارى در شکل‏گیرى فرهنگ آن جامعه دارند که هسته اصلى حیات اجتماعى را به وجود مى‏آورند و در الگوهاى رفتارى و هنجارهاى فردى و اجتماعى بسیار تأثیرگذارند.

آثار و پى‏آمدهاى فرهنگى بدحجابى عبارتند از:

الف) وازدگى در برابر فرهنگ بیگانه‏

داد و ستد فرهنگى مفید است، بلکه براى هر جامعه‏اى لازم به نظر مى‏رسد. تجربه نشان داده که تعامل یا تبادل فرهنگى از عوامل بالندگى و پویایى جوامع است. حضرت آیت الله خامنه‏اى مى‏فرماید:

در تبادل فرهنگى، هدف بارور کردن وکامل کردن فرهنگ ملى است.ولى در تهاجم فرهنگى، هدف ریشه کن کردن و از بین بردن فرهنگ ملى است.(3)

اما در دنیاى کنونى، فرهنگى که قادر نباشد عناصر فرهنگى مفید را جذب و عناصر غیر مفید را دفع کند و در الگوهاى مختلف اجتماعى از ثبات لازم برخوردار نباشد، فرهنگ مهاجم با الگودهى آن را تخریب مى‏کند؛ ارزش‏ها و هنجارهاى آن را نادیده مى‏انگارد و با غلبه و تهاجم، ارزش‏ها و الگوهاى مورد نظر خویش را جاى‏گزین مى‏کند تا در این ره‏گذر به اهداف خود دست یابد. بنابراین، فرآیند بدحجابى، مقدمه تهاجم گسترده‏تر به فرهنگ مقابل و شکستن هنجارها و جاى‏گزین ساختن هنجار مورد نظر فرهنگ مهاجم است. چنین جامعه‏اى به نظر اسپنسر، جامعه‏شناس معروف، قدرت دفاعى خود را از دست مى‏دهد و در مقابل بیمارى‏ها، قدرت مقابله و دفاع ندارد و با ورود کوچک‏ترین عامل مخرب، از بین مى‏رود. احساس بیگانگى در برابر فرهنگ خودى و بى‏هویتى اجتماعى، زمینه‏ساز پذیرش تهاجم فرهنگى است. بنابراین، جامعه‏اى که دچار تهاجم فرهنگى گردد و تغییرات اجتماعى در آن سریع صورت گیرد، ارزش در آن جامعه ناپایدار است و هنجارشکنى در آن مرسوم مى‏شود و در برابر فرهنگ بیگانه همیشه از خود وازدگى نشان مى‏دهد و در نتیجه، بحران‏زا مى‏گردد. سوغاتى که بدحجابى به همراه دارد، تنها پوشش نامناسب نیست؛ بلکه ترویج لباس‏هاى نامناسب، بزک کردن‏ها و... را به دنبال دارد. در نتیجه، افراد متحمل بسیارى از الگوهاى دیگر از فرهنگ بیگانه مى‏شوند.

 ب) سلطه بیگانگان و تأمین منافع آنان‏

 هر جامعه‏اى در پى آن است که به ارزش‏هاى خود پابندد و جامعه خود را از فرهنگ‏هاى بیگانه مصون نگه دارد تا افراد از سلامت و ثبات لازم برخوردار باشند. چنین جامعه‏اى سریع‏تر مى‏تواند به اهداف خود برسد و آرمان‏هاى خود را عملى سازد. بنابراین، استعمارگران در جایى که ببینند جامعه‏اى مطابق با منافع، اهداف و خواسته‏هاى آنها پیش نمى‏رود. براى رسیدن به منافع خود و چپاول آن، غیرمستقیم طرح‏هایى مى‏ریزند تا افراد را مشغول و سرگرم کنند و به اهداف شوم خود برسند. مانند ترویج بدحجابى و بى‏حجابى است. در طرح استعمارى انگلستان به مأموران خود چنین آمده است:

باید به استناد شواهد و دلایل تاریخى، ثابت کنیم که پوشیدگى زن از دوران بنى‏عباس متداول شده و مطلقاً سنت نیست. مردان همسران پیامبر را بدون حجاب مى‏دیده‏اند و زنان صدر اسلام در تمام شئون زندگى، دوش به دوش مردان فعالیت داشته‏اند. پس از آن‏که حجاب زن با تبلیغات وسیعى از میان رفت، وظیفه مأموران ما آن است که جوانان را به عشق‏بازى و روابط جنسى نامشروع با زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.»(4)

رهبر فرزانه انقلاب مى‏فرماید:

این چیزهایى که شما مى‏شنوید درباره مبارزه با دختران محجبه در فرانسه، اینها جرقه‏هایى است؛ آتش‏هاى زیر خاکستر است و از یک کار عظیم پشت پرده خبر مى‏دهد.(5)

به راستى، دشمنان انقلاب اسلامى در تهاجم به ارزش‏هاى مقدس ما مى‏خواهند تقدس‏زدایى کنند. آن‏گاه به اهداف شوم خود برسند.

ج) گسترش فساد و تباهى‏

«ارزش‏هاى جامعه، آن دسته از عوامل و عناصرى هستند که اکثریت یک جامعه به اعتبار و اهمیت آنان ایمان دارند و بدان‏ها ارج مى‏گزارند».(6)

در جامعه‏اى که حجاب، متانت، عفت و حیا ارزش تلقى مى‏شود، زن پایه‏هاى این ارزش را از رفتار و کردار خود، به بینش و باور خویش سرایت مى‏دهد و از طرفى نه‏تنها زنان دیگر بلکه مردان را نیز به ارزش‏هاى جامعه متوجه مى‏سازد و جامعه را به سلامت و ارزش‏هاى واقعى سوق مى‏دهد. اما اگر زن،روش‏ها و منش‏هاى خود را تغییر دهد و به خودنمایى و آرایش‏هاى ظاهرى بپردازد، ارزش‏هایى چون حجاب و حیا و وقار را خدشه‏دار مى‏کند و خود و اجتماع را به تباهى و فساد و بالاخره به ضدارزش‏ها مى‏کشاند.

زمانى این سؤال مطرح بود که بر اساس روایات، در آخرالزمان زنان پوشیده ولى برهنه‏اند. این پارادوکس را چگونه مى‏شود حل کرد. امیرالمؤمنین على(ع) مى‏فرماید:

یَظْهَرُ فِى آخِرِ الزَّمانِ وَ هُوَ شَرُّ الْاَزْمَنْةِ نِسْوَةٌ کاشِفاتٌ عارِیاتٌ مُتَبَرِّجاتٌ مِنَ الدِّین خارجاتٌ فِى الْفِتَنِ داخِلاتٌ مائِلاتٌ اِلى الشَّهَواتِ وَ مُسْرِعاتٌ و اِلَى اللَّذّاتِ مُسْتَحِلاّتُ المُحَرَّمات وَ فى جَهَنَّمَ خالِداتٌ؛

در آخرالزمان که بدترین زمان‏هاست، زنانى هستند که پوشیده اما برهنه‏اند و از خانه با خودآرایى بیرون مى‏آیند. اینان از دین بیرون رفته‏اند و در فتنه‏ها وارد شده و به شهوات تمایل پیدا کرده‏اند و به کوى لذات نفسانى در شتابند و حرام‏ها را حلال مى‏دانند و در دوزخ به عذاب ابدى گرفتارند.(7)

بنابراین، امروزه پاسخ این سؤال پاسخ روشن شده است که بعضى زنان پوشش دارند ولى بدحجاب یا بى‏حجابند، پوشش دارند ولى عریان و برهنه‏اند. چنین مسائلى آدمى را از ارزش‏ها دور مى‏سازد و در فتنه‏ها وارد مى‏نماید و از همه بالاتر گاهى از دین خارج مى‏کند.

د) افت تحصیلى و آموزشى‏

فرهنگ هر جامعه‏اى، به آموزش‏هاى آن بستگى دارد. هر قدر آموزش‏ها از غناى بیشترى برخوردار باشد، فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهیختگان، در پرتو تحصیلات شناخته مى‏شوند. جامعه‏اى که دانش‏مندان آن بیشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاترى برخوردار است و پویایى در تمامى زمینه‏هاى فرهنگى، اقتصادى، سیاسى و نظامى کاملاً مشاهده مى‏شود. خلاصه، پیشرفت هر جامعه‏اى در گرو آموزش آن است.

دختران و پسران اگر در کنار تحصیل، دل مشغولى‏هاى دیگرى داشته باشند، از تحصیل باز مى‏مانند و وقت زیادى از فرصت‏هاى مطالعاتى و تحصیلى آنان به هدر مى‏رود. بسیارى از مشاوران از صحبت‏هاى دختران و پسران جوان درباره مدهاى روز و آرایش‏هاى جدید گله‏مند هستند. نمى‏خواهیم بگوییم دختران و پسران باید در دانشگاه‏ها کاملاً از هم جدا باشند و دیوارى بین آنها کشیده شود. اگر اینها فضاى آموزشى را رعایت کنند و محیط را محیط درس بدانند و از آن‏چه برازنده فضاى آموزشى نیست پرهیز کنند، بسیار تحسین برانگیز خواهد بود. به گفته مربیان تربیتى، در مدارسى که دختر و پسر با هم درس مى‏خوانند، کم‏کارى، عقب‏افتادگى و بى‏مسئولیتى به خوبى مشاهده شده است.(8) زیرا دختران در چنین محیطى، با بدحجابى توجه دیگران را به خود جلب مى‏کنند و تمرکز ذهنى و روحى را از آنان مى‏گیرند و باعث افت تحصیلى آنان مى‏شوند و خود نیز دیگر حوصله درس خواندن ندارند و تمام حواسشان به لباس و نوع پوشش است. روح مطالعه و تحقیق در آنها خاموش مى‏شود و افت تحصیلى پیدا مى‏کنند.

ه) تضعیف اعتقادات دینى در جامعه‏

جامعه‏اى که در سطح بالایى از باورهاى دینى باشد، در سایه ایمان، در برابر بسیارى از آسیب‏ها مصون مى‏ماند و دشمنان نمى‏توانند در صفوف آن رخنه کنند و نقشه‏هاى آنان نقش بر آب مى‏شود. این جامعه که دل به خدا سپرده و سرانجام زندگى را رسیدن به خالق خود مى‏داند، دل به دیگرى نمى‏سپارد و عقاید خود را متزلزل نمى‏کند. در این جامعه، حجاب و پوشش جزء احکام مسلم دین و مذهب به شمار مى‏رود و زنان حاضر نمى‏شوند خود را به زینت‏هاى زودگذر و دنیایى مزین کنند و در پرتو آن عقاید دیگران را متزلزل نمایند و خود نیز زمینه‏ساز فساد در جامعه شوند.

تظاهر به بدحجابى نشانه پاى‏بند نبودن و بى‏مبالاتى فرد به احکام و اعتقادات اسلامى است؛ زیرا زنان با بدحجابى، چشم‏هاى هوس‏آلود را متوجه خود مى‏سازند و پایه‏هاى ایمانى مردم را سست مى‏کنند و جامعه را به فساد مى‏کشانند. «هیچ راهى براى امریکا و ابرقدرت‏ها بهتر از این نیست که بدون جنگ و کشتار و بدون این‏که پولى خرج کنند و حساسیتى ایجاد نمایند، ایمان را از دل‏هاى مردم بدزدند و بزدایند. این کار به سادگى انجام مى‏شود؛ با فیلم‏ها، نمایش‏نامه‏ها و چیزهایى از این قبیل به نام پیشرفت علم و... هیچ راهى بهتر و موفق‏تر از این وجود ندارد.»(9) و مى‏دانیم که باورها و ایمان‏هاى راسخ نقش بسزایى در بالندگى زندگى جامعه ایفا مى‏کنند و زمانى که ایمان به سستى گراید، نفوذ دشمن و به انحراف کشیدن آن جامعه به راحتى صورت مى‏پذیرد.

بدحجابى پى‏آمدهاى اجتماعى نیز به دنبال دارد، از جمله:

الف) ایجاد ناامنى و سلب آرامش‏

آرامش و امنیت والاترین نعمتى است که خداوند به جامعه عنایت مى‏فرماید و مى‏توان گفت، اگر جامعه‏اى فاقد آن باشد به یک معنا، هیچ چیز ندارد و با وجود امنیت، همه چیز دارد. سلامت جسمى و روحى - روانى جامعه در سایه امنیت حفظ مى‏شود و خلاقیت و نوآورى بروز مى‏کند. زنان بدحجاب نمى‏دانند که چه ضربه‏هاى و جبران‏ناپذیر خانمان براندازى بر پیکره جامعه وارد مى‏سازند.

در جامعه‏اى که بدحجابى رواج پیدا کند، چشم و هم چشمى‏ها و ارائه هر چه بهتر زینت‏آرایى، تمامى نخواهد داشت و زنان سعى مى‏کنند تا چشمان بیشترى را متوجه خود سازند و در معرض دید همگان قرار گیرند و این امر تمامى نخواهد داشت تا جایى که تمام افراد جامعه را آلوده سازد. در نتیجه، ناامنى نه تنها دامان خود بدحجاب را مى‏گیرد بلکه خیلى سریع به اجتماع سرایت مى‏کند و جامعه را از فعالیت‏هاى سالم باز مى‏دارد.

بسیارى از کجروى‏هاى گوناگون اجتماعى مانند مدگرایى، شورش‏ها و درگیرى‏هاى خیابانى، ناهم‏نوایى اجتماعى و آزارهاى جنسى، از بدحجابى و بى‏هویتى اجتماعى سرچشمه مى‏گیرند.

زنان بدحجاب که به نمودهاى ظاهرى و تجمل و تنوع مى‏پردازند و هر روز به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات جالب‏تر و کفش و لباس شیک‏تر مى‏روند، از سرمایه‏هاى معنوى محرومند و جمال معنوى براى آنان نامفهوم است. اینان کمبود خویش را بدین‏گونه جبران مى‏کنند و عطش شخصیت‏یابى را از این طریق فرومى‏نشانند.

«آرى، بدحجابى، ارزش‏هاى راستین دختران را تحت‏الشعاع ظواهر جنسى‏شان قرار مى‏دهد و آنان را فداى هرزگى‏ها و هوس‏رانى‏هاى شیادان مى‏سازد. بدحجابى ارزش زن را از بین مى‏برد و او را تا حد یک کالا پست مى‏کند. زنى که تن و اندام خود را در معرض دید همگان مى‏گذارد و آن‏چه را که به جنسیت او مربوط مى‏شود، به کوچه و بازار مى‏کشد، در حقیقت مى‏خواهد با تکیه بر زنانگى خویش، جاى خود را در جامعه باز کند نه با تکیه بر انسانیت خویش. در واقع او بدین ترتیب اعلام مى‏کند که آن‏چه براى او اصل است، زن بودن اوست، نه انسان بودن و نه اندیشه و لیاقت و کارآیى او. چنین زنى قبل از هر چیز اسیر خود است. او به مغازه‏دارى شبیه است که دائماً در فکر تزیین و تغییر دکوراسیون ویترین مغازه است».(10)

ب) ترویج رذایل اخلاقى‏

بدحجابى علاوه بر این‏که خود یک ناهنجار اجتماعى به شمار مى‏آید و جامعه را به بى‏بند و بارى مى‏کشد، زمینه‏ساز بسیارى از زشتى‏هاى اخلاقى است. وقتى به پوشش و متانت بى‏اعتنایى مى‏شود، مسائل اخلاقى دیگر هم از جامعه رخت بر مى‏بندد. بدلباسى، بداخلاقى به دنبال دارد، چنان‏که مدپرستى، هواپرستى مى‏آورد. جامعه‏اى که هر روز مد جدیدى را به شکل‏هاى گوناگون بپذیرد، دچار بسیارى از بیمارى‏هاى اخلاقى چون غرور، تکبر، عصیان، قساوت قلب و فخرفروشى خواهد شد. هرگاه جامعه‏اى به انجام دادن گناه جسارت پیدا کرد و مفاسد و معاصى رواج پیدا کرد، زشتى گناه از بین مى‏رود و این خود گناه بزرگترى است. یعنى جامعه‏اى که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زیاد و همگانى شدن آن، سقوط خواهد کرد. بنابراین، بدحجابى قبح و زشتى گناه رااز بین مى‏برد و باعث رواج گناهان دیگر مى‏شود. امام صادق(ع) مى‏فرماید:

وَ اَمّا اللِّباسُ یَحْمِلُکَ عَلَى الْعُجْبِ وَ الرِّیاء وَ التَّزْییِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُیَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّینِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِى الْقَلْبِ؛ لباست، لباسى نباشد که تو را به گناه خودپسندى، ریا، آراسته نشان دادن، مباهات به دیگران، فخرفروشى و تکبر، آلوده کند که تمام اینها از آفات دین و موجب سختى دل است.(11)

بدحجابى موجب سوء ظن نیز مى‏گردد. پوشش، نشانه ترس از خدا و آتش جهنم است و زن باحجاب، خود را به احکام الهى پاى‏بند مى‏داند. از آن طرف زنان بدحجاب به راحتى احکام الهى را زیر پا مى‏گذارند و بى‏مبالاتى خود را به موازین اسلامى اعلام مى‏دارند. چنین زنانى در معرض گناه هستند و افراد جامعه به آنها گمان بد مى‏برند و زمینه این گناه را تنها زنان بدحجاب به وجود مى‏آورند. پس زنان پاک‏دامن و با عفاف، باید کارى کنند که در معرض تهمت قرار نگیرند.

ج) کم‏رنگ شدن حضور مثبت زنان در جامعه‏

زن در بسیارى از جوامع در فعالیت‏هاى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى، سیاسى و... شرکت مى‏کند و سهم بسزایى در این زمینه‏ها دارد. بنابراین، حضور زنان در جامعه امرى انکارکردنى نیست و روز به روز به این فعالیت‏ها اضافه مى‏شود و زنان دوش به دوش مردان در تمامى زمینه‏ها به فعالیت مى‏پردازند. حال آیا پوشش مى‏تواند بر حضور زن در جامعه تأثیر داشته باشد یا خیر؟ پاسخ بسیار روشن است؛ زیرا اسلام همان‏گونه که به اختلاط مرد و زن نامحرم هشدار داده و آنان را از پى‏آمدهاى بد و زشت آن بازداشته است، به پوشش و حجاب او توجه خاصى داشته تا حضور او را در جامعه حفظ و سلامت نفسانى جامعه را تضمین کند.

زنان بدحجاب در محل کار، به دلیل خودآرایى و خودنمایى، تمرکز فکرى لازم را از دست مى‏دهند؛ در حالى که لازمه کار و تلاش جدى در محل کار، حضور قلب و تمرکز حواس است. زن با بدحجابى و آرایش، نه تنها به کار جدى نمى‏پردازد، بلکه نیروى کارآمد دیگران را نیز دچار سستى و رکود مى‏سازد. در نتیجه، که چرخه فعالیت کارى جامعه را به کندى رهنمون مى‏سازد.

از طرفى خانواده‏هایى که غیرت دینى بالایى دارند،از حضور دختران و زنان خود در چنین جامعه‏اى نگران هستند و نخواهند گذاشت حضور پرشور آن‏ها در فعالیت‏هاى اجتماعى جلوگیرى مى‏کنند. در نتیجه، جامعه ضرر خواهد کرد و بخش بزرگى از نیروهاى کارى را از دست خواهد داد.

د) برهم زدن تنظیم روابط جنسى و عاطفى‏

پوشش و حجاب، نه تنها باعث سلامت اخلاقى جامعه و پاى‏بندى به هنجارهاى دینى مى‏شود، بلکه زمینه بروز و شکل‏گیرى بزه‏کارى‏هاى جنسى را به حداقل مى‏رساند و اعضاى جامعه را نیز به سوى تشکیل خانواده، تنظیم روابط جنسى و عاطفى و قاعده‏مند کردن آن سوق مى‏دهد.

حجاب باعث مى‏شود فاصله‏هاى اجتماعى محفوظ بماند و رعایت شود، یعنى هر کسى نمى‏تواند با دیگران هر نوع تعاملى را برقرار سازد. لذا پوشش، تعامل‏ها را الگودار و معنادار مى‏سازد. این ویژگى مانع نزدیک شدن غریبه‏ها و در نهایت ارتباط جنسى مى‏شود. رعایت حجاب و پوشش مناسب، افراد را از بزرگ‏ترین نعمت یعنى آزادى برخوردار خواهد ساخت؛ زیرا زنان اجازه نخواهند داد کسى بدون اجازه، به حریم شخصى و خصوصى‏شان نزدیک شوید و در این زمینه تصمیم بگیریم. بنابراین اگر افراد پاک و پاکدامن و جامعه سالم مى‏خواهیم، باید زنان ما پوشش را کاملاً رعایت کنند؛ چنان که امیر مؤمنان در نهج‏البلاغه به فرزندش امام حسن(ع) مى‏فرماید:

وَ اکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِیّاهُنَّ فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبْقى‏ عَلَیْهِنَّ؛

از راه حجاب و پوشش بانوان آنها را بپوشان؛ زیرا رعایت حجاب به طور جدى و محکم، زنان را به طور سالم‏تر و پاک‏تر حفظ خواهد کرد.(12)

ه) افزایش آزار جنسى‏

زنان و دختران با پوشش نامناسب در فعالیت‏هاى اجتماعى، به جوانان و مردان بزهکار اجازه خواهند داد تا به حریم آنان تجاوز کنند و مورد اذیت و آزار خود قرار دهند. نقطه شروع بسیارى از ناهنجارى‏ها، مزاحمت‏ها و بى‏احترامى‏هایى است که افراد جامعه براى یک‏دیگر به وجود مى‏آورند و بدحجابى عامل بسیار مهمى در ایجاد این مزاحمت‏ها به شمار مى‏آید، دختران بزرک کرده با پوشش‏هاى زننده و گاه بسیار تهییج کنده، در جامعه خود را ارائه مى‏نمایند تا شاید نگاه‏هاى آلوده بیشترى را به خود جلب کنند و از این طریق،حس خودآرایى و خودنمایى را به نحوى ارضا کنند، ولى این سرابى بیش نیست و عاقبت پشیمان خواهند شد که دیگر راه بازگشت نخواهند داشت. خداوند در قرآن کریم به پیامبرش(ص) مى‏فرماید:

«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحیمًا)؛(13)

اى پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو پوشش‏هاى خود را برخود فروتر گیرند. این براى آن‏که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیک‏تر است و خدا آمرزنده مهربان است.

در شأن نزول این آیه آمده، هنگامى که شب‏ها زنان براى نماز به مسجد مى‏رفتند، بعضى از جوانان هرزه بر سر راه آنها مى‏نشستند و آنان را با مزاح و سخنان ناروا آزار مى‏دادند و مزاحم آنها مى‏شدند. این آیه به زنان دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا از کنیزان، آلودگان و یهودیان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.(14)

پس جامعه‏اى که بخواهد ثبات امنیتى بیشترى داشته و از ناهنجارى‏ها به دور باشد، باید خود را از عواملى که باعث ناهنجارى و بزه مى‏شود، دور نگه دارد و حجاب بهترین وسیله‏اى است که زنان و دختران را از آزار جنسى محافظت مى‏کند.

و) جلب نگاه‏هاى چشم‏چران و هوسباز

خداوند به پیامبر اعظم(ص) مى‏فرماید:

«قُلْ لِلْمُؤْمِنینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصارِهِمْ؛(15)

به مؤمنان بگو چشم‏هاى خود را از نگاه نامحرمان فرو گیرند.»

شهوت از غرایزى به شمار مى‏آید که خداوند در آدمى قرار داده است. شهوتى که باعث بقاى نسل و سامان‏دهى زندگى و حیات مى‏شود، آرامش و آسایش را براى جامعه به ارمغان مى‏آورد و آثار بسیار مطلوبى در جامعه خواهد داشت. اما اگر از مسیر اصلى خود منحرف شود و در سمت و سویى دیگر قرار گیرد، آثار بسیار بدى براى فرد و جامعه دارد. بدحجابى از مسائلى است که غریزه شهوت را از سیر خود منحرف مى‏سازد. زنان بدحجاب، نگاه‏هاى آلوده مردان هوس‏باز را به خود جلب مى‏کنند و آتش شهوت را در دل آنان شعله‏ور مى‏سازند. به ویژه در جامعه‏اى که بیشتر افراد آن جوان هستند، نگاه‏هاى شیطانى به سوى دختران بزک‏کرده و بدحجاب جامعه را به فساد و تباهى رهنمون مى‏سازند.

آرى، در جامعه‏اى که چشم‏چرانى بر اثر بدحجابى رواج پیدا کند، بسیارى از گناهان در آن جامعه رواج پیدا مى‏کند و سرانجام، جوانان چشم‏چران بر اثر این گناه خانمان‏سوز، زندگى بسیارى از دختران معصوم و ساده‏لوح را بر باد مى‏دهند و آبروى خانواده‏ها را به ارزانى مى‏فروشند و زندگى‏ها را سست مى‏کنند و سرمایه عفت و پاک‏دامنى را از بین مى‏برند.امام صادق(ع) مى‏فرماید:

النَّظَرُ سَهْمٌ مِن سِهامِ اِبْلیسَ مَسْمُومٌ وَ کَمْ مِنْ نَظْرَةِ اورثَتْ حَسْرَةً طویلةً؛(16)

نگاه، تیرى از تیرهاى زهرآگین شیطان است. چه بسا یک نگاه حسرت طولانى در پى دارد!

ز) اختلالات روحى و روانى‏

اختلال روحى و روانى از آثار ناگوار بدحجابى در جامعه است. برخى از دختران و زنان، بر اساس نیاز ذاتى خود براى جلب رضایت محیط و توجه بیشتر بینندگان، به خودآرایى و جلوه‏گرى و ارائه پوشش غیرمتعارف مى‏پردازند و افکار خود را در بعد تمایلات و تخیلات موهوم، تقویت مى‏کنند. بنابراین، پوشش و حجاب ناقص فشارهاى فراوانى را بر روح و روان افراد وارد مى‏سازد. چنین افرادى همیشه در پى آنند که خود را به گونه‏اى ارائه دهند که افکار و نگاه‏هاى آلوده و هوس‏انگیز را به خود جلب کنند و شخصیت خود را با خواسته‏هاى دیگران همگون سازند. این خواسته‏ها محدود نیست و وقتى دختران نتوانند خود را مطابق خواست‏ها ارائه دهند. افراد جامعه ثبات روحى و روانى خود را از دست مى‏دهند و امیدها و آرزوها به ناامیدى مى‏گراید. شهید مطهرى؛ مى‏فرماید:

روح بشر فوق العاده تحریک‏پذیر است. اشتباه است که گمان مى‏کنیم تحریک‏پذیرى روح بشر، محدود به حد خاصى است و از آن پس آرام مى‏گیرد. همان طور که بشر در ناحیه ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمى‏شود و اشباع نمى‏گردد، در امور جنسى نیز چنین است. هیچ مردى از تصاحب زیبارویان و هیچ زنى از متوجه کردن مردان و تصاحب قلب آنان و بالاخره هیچ دلى از هوس سیر نمى‏شود. از طرفى تقاضاى نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنى است و همیشه مقرون است با نوعى احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبه خود منجر به اختلالات روحى و بیمارهاى روانى مى‏گردد. چرا در دنیاى غرب این همه بیمارى‏هاى روانى زیاد شده است؟ علتش آزادى اخلاقى جنسى و تحریکات فراوان سکسى است که به وسیله جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمى و غیر رسمى انجام مى‏شود.(17)

اگر بتوان از لحاظ پوشش، الگوى مناسبى به جامعه ارائه داد، سلطه‏اى آگاهانه به افراد جامعه پیدا خواهیم کرد و جامعه را از بى‏ارادگى و بى‏اختیارى نجات خواهیم داد. اما با بدحجابى، به افراد جامعه اجازه داده‏ایم که هرگونه مى‏خواهند، براى پوشش خود تصمیم بگیرند و مدل‏هاى متنوع را جاى‏گزین کنند و دل‏ها را به سمت و سوى انحرافات اجتماعى سوق دهند که در این صورت، اداره و اختیار از افراد جامعه گرفته مى‏شود و جامعه‏اى که از خود اراده‏اى نداشته باشد، اختلالات روحى و بیمارى‏هاى روانى به سراغ آن خواهد آمد و به منجلاب کشیده خواهد شد. «بدحجابى زن در جامعه، سبب نقش بازى کردن او در اسلوب‏ها و مدل‏هاى گوناگون مى‏شود. این اعمال او را به صورت موجودى بى‏اختیار و بى‏اراده، به هر طرف مى‏کشد و دیگر بر زندگى‏اش تسلط آگاهانه نخواهد داشت. در زندگى و اعمال خود، نظر دیگران را ترجیح مى‏دهد که براى جلوگیرى از این امور منفى، حجاب بهترین درمان مى‏باشد».(18)

ح) تزلزل نهاد خانواده‏

تشکیل نهاد خانواده، مقدس‏ترین پیوند زناشویى است. براى ثبات این نهاد، عفت و حجاب خانوادگى مهم‏ترین عامل به شمار مى‏آید. اگر زن لذت‏هاى جنسى خود را از محیط خانواده بیرون نبرد و دستورهاى اسلام را اطاعت کند، محیط خانه سالم و آرام‏بخش خواهد بود. ولى اگر عفت را رعایت نکند و لذت‏هاى جنسى و خودنمایى‏ها را به بیرون منزل بکشاند، مورد نگاه‏هاى هوس‏آلود نامحرمان قرار خواهد گرفت و ناخواسته عامل پاشیدگى و تیرگى روابط افراد خانواده خواهد شد.

وقتى اختلافات زن و شوهر در محکمه‏هاى قضایى، را ریشه‏یابى مى‏کنیم، پى مى‏بریم که بسیارى از ناسازگارى‏ها به دلیل رعایت نکردن حجاب است. وقتى زن با آرایش و بدحجابى در جامعه ظاهر مى‏شود، چشم‏ها، به سوى او نشانه مى‏روند و او هم دل‏باخته و فریفته چشم‏چرانان مى‏شود و کم کم از نگاه‏هاى شوهرش لذت نمى‏برد و از او سرد مى‏شود و سرانجام باعث جدایى مى‏گردد. گاهى همین امر از طرف شوهر صورت مى‏گیرد. بر اثر چشم‏چرانى و نگاه‏هاى هوس‏آلود به دختران و زنان بدحجاب، از همسرش دل‏سرد مى‏گردد و لذات‏ها و محبت‏هایش در بیرون از خانه صرف مى‏شود. در نتیجه، بناى ناسازگارى با همسرش شروع مى‏شود و تیرگى بر کانون خانواده سایه مى‏افکند.

بنابراین، براى حفظ نظام خانواده و به وجود آوردن محیطى سالم و فرزندان پاک رعایت حجاب ضرورى است و باید بالاترین امنیت، یعنى امنیت ناموسى، در خانه حاکم شود. از طرفى بدیهى است، اگر خانواده سالم باشد و پوشش را رعایت کند، جامعه که از اجتماع خانواده‏ها تشکیل شده، سالم و پایدار خواهد ماند. در جامعه‏اى که بیشتر اعضاى آن را جوانان تشکیل مى‏دهند باید در برابر این فرآیند حساس‏تر باشند؛ زیرا جوانان در برابر مناظر شهوت‏انگیز و تهییج‏کننده، زودتر تحریک مى‏شوند و چنین مناظرى عامل مهمى در سوق دادن آنان به فساد خواهد شد. در نتیجه، نیروى فعال اجتماع به راه‏هاى فساد و تباهى کشانده مى‏شوند و به جامعه ضربه جبران‏ناپذیرى از جهات اقتصادى مادى، اجتماعى و اخلاقى وارد خواهد شد.

«آمارهاى قطعى و مستند نشان مى‏دهد که با افزایش بى‏حجابى و بدحجابى در جهان، طلاق و از هم‏گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا به طور مدام بالا رفته است؛ چرا که «هر آن‏چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه دل در این‏جا یعنى هوس‏هاى سرکش، بخواهد، به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى‏رود و به این ترتیب هر روز دل به دل‏برى مى‏بندد و با دیگرى وداع مى‏گوید».(19)

به امید روزى که بتوان جامعه را به زیور عفاف و حجاب مزین کرد و از بدحجابى رهانید.

پىنوشت ها:

1) پرویز صانعى، جامعه‏شناس ارزش‏ها، ص 501 - 502، کتاب‏خانه گنج دانش، تهران، 1372.

2) همان.

3) فرهنگ و تهاجم فرهنگى، ص 20، سازمان مدارک فرهنگى انقلاب اسلامى، تهران، 1373.

4) قرة العین، «درآمدى بر تاریخ بى‏حجابى در ایران»، تهران، نشر نور، 1363، ص 40

5) فرهنگ و تهاجم فرهنگى، ص 9.

6) جامعه‏شناسى ارزش‏ها، ص 101.

7) محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 14، ص 19، مکتبة الاسلامیة، تهران، 1372.

8) ستار هدایتخواه، زیور عفاف، ص 3، اداره کل آموزش و پرورش خراسان، مشهد، 1374.

9) محمدتقى مصباح یزدى، تهاجم فرهنگى، ص 95 - 96، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(ره)، قم، 1379.

10) غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، تهران، انتشارات صدا و سیماى جمهورى اسلامى، سروش، 1379، ص 59.

11) عبدالرزاق گیلانى، مصباح الشریعه، پیام حق، ص 69، تهران، 1377.

12) نهج‏البلاغه، نامه 31.

13) احزاب، 59.

14) ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج 17، ص 425.

15) نور، .

16) کافى، ج 5، ص 559، ح 12.

17) مسأله حجاب، صص 87 - 88، صدرا، تهران، 1379.

18) حسین حبیب‏اللهى، حجاب در بى‏حجابى، قم، انتشارات داورى، 1373، ص‏24.

19) تفسیر نمونه، ج 14، ص 444.

 

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات