مهدی پورصفا
سفر هاموند وزیر امورخارجه انگلستان به تهران را شاید بتوان مهمترین اتفاق در رابطه بین ایران و این کشور سابقهدار در حوزه استعمار نامید.
انگلستان قدیمیترین و گستردهترین روابط را با ایران در حوزههای گوناگون داشته است که از جمله مهمترین نمونههای آن میتوان به صادرات گسترده محصولات اقتصادی در دوره پهلوی و حتی پس از انقلاب اسلامی اشاره کرد.
انگلستان بالاترین نفوذ در لایههای مختلف سیاسی در ایران را داشته است که نمونه آن ارتباط با قدیمیترین خاندانهای سابقهدار ایرانی است و نتیجه این نفوذ هم مسائلی همچون کودتای 28 مرداد سال 1332 بوده است. با این حال دخالتهای انگلستان تنها محدود به دوران گذشته نبوده است و فتنه سال 88 نشان داد که هنوز چاقوی این روباه پیر برای ایران تیز است. با این حال به نظر میرسد که انگلیسیها که این چنین به سرعت خود را به تهران رساندهاند، بوهای خوبی از حوزه اقتصادی به مشام آنها رسیده است. بویی که آلمانها و ایتالیاییها را به ایران کشیده و اتفاقاً به دلایل گوناگون انگلیسیها از پتانسیل بهتری برای گسترش نفوذ اقتصادی خود برخوردارند.
تحریم و دیگر هیچ
بریتانیا یکی از نخستین کشورهایی بود که در حوزه تحریم ایران وارد عمل شد و نقش بسیار مهمی هم در این خصوص ایفا کرد. به گونهای که اولین کشوری که ایران را در حوزه بحثهای هستهای مورد تحریم قرار داد، انگلستان بود. انگلستان اولین کشوری بود که در حوزه تحریم بانک مرکزی و سیستم مالی ایران به صورت مستقیم وارد عمل شد.
بر اساس اسناد ویکی لیکس، وزارت امورخارجه امریکا متحد کشورهای اروپایی در تحریم مالی و نفتی ایران را به دولت لندن واگذار کرد.
به عنوان مثال مقامات آلمانی در سال 2010 به دلیل روابط گسترده اقتصادی با ایران به شدت درباره حضور در تحریم اقتصادی و سیاسی ایران تردید داشتند، اما سفر مقامات وزارت امورخارجه انگلستان به این کشور آلمانیها را وادار به تن دادن به تحریم همهجانبه بانکها و صنایع ایرانی کرد. ناگفته نماند که بریتانیا در عدم تحویل سوخت به هواپیماهای ایرانی پیشقدم شد و به صورت رسمی این لایحه را به شورای اتحادیه اروپا تقدیم کرد و خود نیز به صورت یکجانبه بیمه کشتیهای نفتکش ایرانی و مبادلات بانکی با ایران را متوقف کرد؛ واقعهای که به تسخیر سفارت انگلستان و قطع روابط ایران و بریتانیا انجامید.
انگلیس پیشتاز است
با این حال به نظر میرسد که انگلستان اولین کشوری است که به دنبال توسعه روابط اقتصادی خود با ایران است و اولین جلسهای که پس از اعلام جمعبندی مذاکرات در انگلستان برگزار شد، دیدار وزیر خارجه انگلستان و تجار انگلیسی برای نفوذ به بازار اقتصادی ایران بود. نکته جالب اینجاست که این پیشدستی انگلیسیها اعتراض سایر کشورها را نیز به همراه داشت. چندی پیش روزنامه فیگارو طی گزارشی مبسوط از سفر هیئتی از سنای فرانسه و بازرگانان این کشور به ایران سخن گفت؛ گزارشی که از آمادگی این کشور برای یک جهش اقتصادی پس از رفع تحریمها سخن میگفت، اما این گزارش لحنی تلخ داشت.
این لحن زمانی خود را نشان میداد که یکی دیگر از رؤسای بنگاههای بزرگ اقتصادی فرانسه به فیگارو گفت که در سفرش به تهران به همراه جمعی از رؤسای شرکتهای فرانسوی از مرکز مخابرات و ارتباطات ایران بازدید کردند و در نهایت تعجب متوجه شدند که تمامی تجهیزات این مرکز امریکایی هستند.
از آن تلختر این واقعیت بود که رقبای تاریخی فرانسویها یعنی شرکتهای انگلیسیها نیز در حال فتح بازارهای ایران هستند و در این میان فرانسویها گرفتار بازیهای مسخره سیاسی شدهاند.
لابیهای اقتصادی انگلیسیها چگونه فعال میشوند
در این میان انگلیسیها به سرعت از لابیها خود برای نفوذ به بازار ایران استفاده میکنند و جالب اینجاست که اولین دیدارهای وزیر خارجه انگلیس با وزرای نفت و رئیس بانک مرکزی بوده است.
در پاسخ به این سؤال باید گفت که روابط قدیمی 200ساله ایران و بریتانیا که آغاز آن به معاهده همکاری دو کشور در جنگهای ایران و روسیه بازمیگردد، شاید مهمترین دلیل برای این باشد که تیغ لابی انگلیسیها تیزتر از همپیمانان غربی آنهاست.
در کنار آن حضور نزدیک به 200 هزار ایرانی در انگلستان، روابط وسیع و ریشهدار اقتصادی بین ایران و شرکتهای انگلیسی و تحصیلات وسیع نخبگان ایرانی در دانشگاههای بریتانیایی را میتوان از دلایل نفوذ عمیق این کشور در تاروپود سیاست ایران نام برد. اما در شرایط کنونی و بهخصوص با وجود بازنبودن سفارتخانهها در دو کشور و پیشرفت مذاکرات هستهای، تلاش انگلیسیها برای فتح بازارهای ایرانی به طور مشخص از سه کانال عمده شامل هیئتهای پارلمانی، تشکلهای خصوصی و شرکتهای دلال نفتی صورت میپذیرد.
شرکتهای نفتی در رتبه اول
شرکتهای نفتی واسطه را میتوان یکی دیگر از مهمترین پروکسیهای نفوذ اقتصادی بریتانیا در ایران نامید. نام خانواده هندوجا برای روزنامهنگاران سیاسی شاید چندان آشنا نباشد، اما فعالان عرصه نفت به خوبی آنان را میشناسند.
خانوادهای هندیالاصل که جزو ثروتمندترین خانوادههای انگلستان هستند و خانه آنها دقیقاً در کنار خانه ملکه قرار دارد. نکته جالب در اینجاست که منشأ اصلی ثروت خانواده هندوجا فعالیتهای اقتصادی و بازرگانی در حوزه نفت و به خصوص ایران بوده است.
فعالیتی که از وارد کردن سیبزمینی، پیاز و فیلم هندی به ایران آغاز و تا نقشآفرینی گسترده در پروژههای نفتی ایران کشیده شده است. شرکتهای مرتبط با برادران هندوجا هماکنون خریداران اصلی نفت ایران در هند محسوب میشوند و قرار است سرمایهگذاری گستردهای را در پروژه و طرحهای پتروشیمی ایران آغاز کنند.
همچنین قرار بود اجرای بخشی از فاز 12 پارس جنوبی نیز به شرکت برادران هندوجا واگذار شود که در نهایت ایران تصمیم گرفت آن را به تنهایی انجام دهد. دامنه فعالیتهای این شرکت در ایران به قدری گسترده است که حتی واریز بخشی از پول توافقنامه ژنو که از ذخایر نفتی ایران آزاد شده است، نیز بر عهده این شرکت گذاشته شده است.
نکته جالب این شرکت پیوند وسیع شرکت هندوجا با کانونهای نفتی انگلیس است که ایران را ترک کردهاند.
در این میان انگلیسیها نزدیک به 2 میلیارد دلار به ایران بر سر فروش نفت و حوزه نفتی رهام بدهکار هستند که باید آن را پرداخت کنند و در این میان نیز امیدوارند که به سرعت و پس از اجرای توافقنامه نقش اول را در مناسبات اقتصادی ایران بر عهده بگیرند. نکتهای که در سفر وزیر امورخارجه انگلستان نمود سنگینی داشت.
اما سؤال اینجاست که چرا باید کشوری که به تعبیر مقام معظم رهبری موذیترین کشور در مقابل نظام جمهوری اسلامی ایران است، اینگونه بدون مشکل به تاختن در فضای اقتصادی ایران بپردازد و چرا اینچنین نماینده چنین کشوری اینگونه به تهران مسافرت کرده است.
راز کلام هاموند درباره ایران و رژیم صهیونیستی
شاید بتوان پاسخ به این سؤال و این حرکت سریع را در پاسخ وزیر امورخارجه در مجلس عوام این کشور دید. این موضوعی است که هاموند روز 24تیر (15جولای) یعنی یک روز پس از پایان مذاکرات هستهای در جلسهای در مجلس عوام هم مطرح کرد.
او در پاسخ به «جان بارون» نماینده محافظهکار که گفت «هواپیماهای رقبایمان مدتی است که در تهران به زمین نشستهاند» و پرسید که لندن چه برنامهای برای کمک به تجار انگلیسی در بازار ایران دارد، گفت: «خوب روشن است که چیز کلیدیای که نیاز داریم، این است که سفارتمان بازگشایی شود.»
هاموند در بخش دیگری از آن نشست هم گفته بود بازگشایی سفارت در تهران «کمک به بازرگانان» انگلیسی برای فعالیت در بازار ایران را تسهیل میکند.
اما بررسی مواضع دولت انگلیس و دیگر کشورهای غربی نشان میدهد که از دید آنها، نه توافق و نه مراودات تجاری پس از آن، به خودی خود دارای اصالت نیستند، مگر از این باب که به گسترش ارتباط با نهادهای مدنی، تقویت جناح همسو و تغییر رفتار منطقهای ایران منجر شود؛ موضوعاتی که از آنها تحت عنوان «پیامدهای مثبت توافق» یاد میشود. انگلیسیها امیدوارند با حضور اقتصادی خود زمینه حمایت از کسانی برای رسیدن به قدرت در ایران را فراهم کنند تا به تغییر رفتار منطقه ایران انجام شود.
نکتهای که هاموند هم در گفتوگو با بیبیسی به آن اشاره کرد و امیدوار است تا جنبه گستردهتری به خود بگیرد. آن هم چیزی جز این نیست که سیاست ایران نسبت به اسرائیل ظریفتر شده است؛ کلمهای که انگلیسیها امیدوارند به جای ظریفتر با اساسی جایگزین شود.