صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۵ - ۱۲:۴۷  ، 
کد خبر : ۲۸۱۲

انتفاضه سوم /کسرى صادقى زاده


مقدمه:

منازعه اسلام و صهیونیسم درحالى به راه خود ادامه مى دهد که هم اکنون مبارزان فلسطین دو انتفاضه سنگین و کمر شکن را با تمام عواقب آن بر رژیم صهیونیستى تحمیل کرده اند و همچنین به مجاهدان فلسطینى آموخته است که تنها یک گزینه در پیش روى خود دارند و آن مقاومت اسلامى است .

در واقع انتفاضه کمال و اوج مقاومت اسلامى مى باشد چراکه مقاومت اسلامى تنها به بعد نظامى محدود نمى شود و ابعاد دیگرى منجمله بعد سیاسى نیزدارد و به جرئت مى توان اذعان داشت که هم اکنون انتفاضه سوم مدتى است آغاز شده منتها تبلور آن تنها در بعد سیاسى بوده ،به عبارت بهتر انتخاب حماس از سوى ملت فلسطین را مى‌توان در چارچوب آغاز بعد سیاسى انتفاضه سوم پیگیرى و تحلیل کرد . موضوعى که باید همواره بدان توجه داشت این است که در انتفاضه هاى اول و مسجدالاقصى نیز شاهد ابعاد غیر نظامى منجمله سیاسى هم بوده ایم اما به دلیل غلبه جریان نظامى بر دیگر ابعاد بعد سیاسى انتفاضه معمولا نادیده گرفته مى شده ودلیل دیگر این بود که حکومتى در جریان دو انتفاضه سکاندار حکومت فلسطینى بوده که اساسا به انتفاضه اعتقادى نداشته و به مثابه ترمزى براى انتقاضه و ملت فلسطین کارکردى منفى داشته وهمواره سعى مى‌نموده از فرایند انتفاضه سوءاستفاده کرده و به آن به عنوان عاملى براى کسب امتیاز در عرصه دیپلماسى و سلسله جریانات مذاکره براى صلح با اسرائیل داشته باشد،لذا دیدگاه غالب سیاستمداران در فلسطین که اعضاى فتح ستون فقرات آن را تشکیل مى دادند ،دیدگاهى ابزار گرایانه با انتفاضه بود و گاها حتى انتفاضه را با منافع گروهى و حزبى خود در تعارض مى دیدند لذا کنفرانس صلح مادرید و پیمانهاى اسلو یک و دو ونیز پیمان شوم غزه-اریحا را مى توان در این چارچوب و بستر تحلیل کرد.

در این مقاله بر آنیم تا با بررسى عوامل(عمدتا مشترک) پیدایش انتفاضه هاى اول و مسجد الاقصى ،احتمال وقوع انتفاضه سوم به صورت تمام عیار و نه یک بعدى را بررسى احیانا امتیاز وقوع این انتفاضه(انتفاضه سوم) را بر دوانتفاضه مقدس فلسطین تحلیل کنیم.

ماهیت انتفاضه:

انتفاضه واژه اى عربى است که از ریشه نفض به معناى لبریز شدن و سر رفتن مظروف از داخل ظرف ،مشتق شده در لغت یعنى قیام ،تکان گنجشک خیس شده در آب،براى اینکه قطرات آب راکه براندام او سنگینى مى کند از پرهایش بپراکند و سبکبال براى پرواز آماده شود که ناخالصى ها را کنار مى زند تا بتواند اوج گیرد . این واژه از سال1987(66هجرى شمسی)وارد ادبیات سیاسی-انقلابى گردید و تا قبل از آن زمان این کلمه فقط درکتابهاى لغت مشهود بود‌.درواقع انتفاضه پاسخ دین مدارانه به تمام مظالمى است که از سوى رژیم صهیونیستى بر ملت مظلوم فلسطین تحمیل گردیده و به دگر سخن انتفاضه حاصل سرخوردگى مردم فلسطین از رهبران سیاست محور و ایدئولوژى هاى ناکارآمد منجمله ایدئولوژى مارکسیم،ناسیونالیسم عربى و ناصریسم و حتى لیبرالیسم که هر کدام در برحه اى از زمان نرم افزار غالب بر مبارزات مردم فلسطین با صهیونیستها بوده و این سرخورگى با تاثر عمیق از آموزه هاى رهایى بخش انقلاب اسلامى ملت فلسطین را به خویشتن خویش که همان اسلام مى باشد رهنمون ساخت .این پدیده نوین کاملا بر عنصر فرهنگ اسلامى استوار است و مذهبى بودن ،همواره مشخصه اصلى این پدیده به شمار مى رود.

نقطه انفجار این قیام از مساجد و توسط روشنفکران مسلمان و تحصیلکردگان بوده و بسرعت درمیان جوانان مبارز فلسطین گسترش پیدا کرده است و از شعارهاى اصلى آن (الله اکبر)،(یا ایها المسلمون اتحدوا اتحدوا) و دیگر شعائر اسلامى بوده و لذا به آن انقلاب مساجد هم گفته مى شود .

فراگیر بودن انتفاضه عنصر کلیدى پیروزى انتفاضه و کسب دستاوردهاى فراوان ملت مظلوم فلسطین بوده چراکه این سنت الهى است که خداوند وضعیت قومى را تغییر نمى دهد، مگر آنکه خودشان اراده کنند آنرا تغییر دهند و انتفاضه در یک کلام تبلور این اراده مردمى براى تغییر وضعیت است .نکته اى که باید به آن توجه داشت این است که همواره در طول تاریخ مبارزات مردم فلسطین قیامهاى اسلامى بسیارى بر ضد صهاینه به وقوع پیوسته اما بدلیل فراگیر نبودن وتداوم نداشتن آنها به شکست هرچند ظاهرى تبدیل گردیدند که قیام شیخ شهید عزالدین قسام در دهه 30میلادى نمونه بارز آن است که این شهید به همراه عده قلیلى از یاران وفادار خود که کمتر از پنجاه نفر بودند در نبرد بیشه به دست سربازان انگلیسی، مظلومانه به شهادت رسیدند.

انقلابات 1920 و 1936 هم نمونه دیگرى از مبارزات مردمى در فلسطین است که عنصر فراگیر بودن را نیز با خود یدک مى کشید اما به دلیل فقدان تجربه انقلابیون در مواجهه با سیاستها و توطئه هاى انگلیسى ها بدون اینکه ثمره اى دربر داشته باشد و حد اقل جلوى مهاجرتهاى غیر قانونى صهیونیستها را بگیرند ،به پایان رسیدند.

اما از انتفاضه اول و انتفاضه مسجد الاقصى که علاوه بر تاکید بر اسلامى بودن دو عنصر فراگیرى و تداوم را همراه خود داشتند ، مى توان به عنوان تنها نمونه هاى موفق قیام ملت فلسطین بر ضد صهیونیسم یاد کرد که انتفاضه اول از سال 1987 آغاز و درسال1991 با بسته شدن قرارداد اسلو (این خیانت تاریخى به ملت فلسطین ) خاتمه یافت و انتفاضه مسجد الاقصى که در سال2000با ورود آریل شاورون به داخل مسجد الاقصى شعله هاى آن فروزان گشت و تا اوایل سال 2006 با اعلام آتش بس از سوى دوطرف(ساف و اسرائیل) به پایان رسید ،اما این پایان دیرى نپایید که با پیروزى حماس در انتخابات مجلس ملى فلسطین وارد دور جدیدى گردید و تحقق فاز سیاسى اولین نشانه این تغییر رویکرد مى باشد.لذا اینطور مى توان نتیجه گیرى کرد که هم اکنون در دوره گذار از انتفاضه دوم به انتفاضه سوم مى باشیم و فاز سیاسى انتفاضه سوم مدتى است که با انتخاب هوشمندانه ملت فلسطین به وقوع پیوسته است .

علل وقوع انتفاضه:

بى شک انتفاضه حاصل عواملى است که هنوز برخى از آن عوامل براى پژوهشگران ناشناخته باقى مانده ،اما برخى عوامل قطعى هم در پیدایش انتفاضه نقش محورى را بازى کرده اند و اگر این امر را بپذیریم که آزادى فلسطین تنها یک راه دارد و آن انتفاضه و مقاومت است آنگاه پى به اهمیت ریشه هاى وقو ع انتفاضه خواهیم برد و مى توانیم از ماحصل بحث استفاده راهبردى ببریم و استراتژى محو کردن اسرائیل از نقشه جهان را عملى سازیم ،اما عوملى را که تاکنون شناخته شده اند خود به عوامل بیرونی(خارج از فلسطین عزیز)و عوامل داخلى تقسیم مى گردند که به اختصار و در حد وسع خود به توضیح برخى از آنها مى پردازیم.البته بدیهى است که عوامل شکل گیرى دو انتفاضه یکسان نبوده ولذا ناچاریم تا هریک را در جاى خود بحث کنیم و سپس با بیرون کشیدن نقاط اشتراک میان آن دو و عوامل مکمل به تحلیل وقوع انتفاضه سوم بپردازیم.

الف-انتفاضه اول (1991-1987)

عوامل بیرونی:

پیروزى انقلاب اسلامی:

با پیروزى انقلاب اسلامى در ایران بود که روح تازه اى بر قلبهاى خسته مردم فلسطین دمیده شد و آنها را به فکر واداشت که اگر مردم ایران توانسته اند خودرا از چنگال استبداد پهلوى برهانند ،ما هم مى توانیم با تمسک به اسلام بر اسرائیل غاصب چیره شویم ولذا انقلاب اسلامى به عنوان الگوى عملى مبارزان فلسطینى جایگزین الگوى مارکسیستى و ناسیونالیستى شد ،لذا نباید از نقش انقلاب اسلامى و شخص امام خمینی(ره) در این زمینه غافل شد چراکه رهبر معنوى گروه جهاد اسلامى که بار اولیه انتفاضه را بدوش کشید ایشان بودند و دکتر فتحى شقاقى اولین رهبر جهاد اسلامى خود را پیرو خط مشى امام راحل مى نامید و مدتى پس از آغاز مبارزه جهاد اسلامى و آغاز انتفاضه اول جنبش مقاومت اسلامی(حماس)اعلام موجودیت کرد و پس از آن انتفاضه بعد همگانى به خود گرفت ،ولذا ایده جوابگویى اسلام به عنوان راه حل عملى براى مقابله با اسرائیل با پیروزى انقلاب جنبه عملى به خود گرفت.

چرخش ایدئولوژیکى اخوان المسلمین:

در واقع تا قبل از وقوع انتفاضه ،اخوان المسلمین اعتقادى به آغاز جهاد مسلحانه علیه اسرائیل نداشت و این امر را منوط به تشکیل حکومت قبل از آغاز مبارزه مسلحانه کرده بود،اما بعد از شروع انتفاضه ،اخوان المسلمین بنا به دلایلى تغییر خط مشى داد و بنابر این مشروعیت مبارزه قبل از تشکیل حکومت اسلامى نزد این جنبش رسمیت یافت و در واقع جنبش مقاومت اسلامی( حماس) را مى توان بازوى نظامى اخوان المسلمین در فلسطین نامید ،البته به اعتقاد برخى صاحب نظران اعلام موجودیت حماس در واقع اعلام انشعاب در داخل اخوان المسلمین به لحاظ ایدئولوژیک داشت که این امر نیز جاى بسى تامل است.

عملیات نیروهاى حزب الله لبنان در سال 1982:

مقاومت اسلامى در لبنان ،فعالیت خودرا همزمان با حمله اسرائیل به کشور در سال 1982 آغاز کرد.عملیات مقاومت اسلامى در لبنان موجب خروج آمریکا و نیروهاى چند ملیتى از لبنان شد.از سوى دیگر ادامه عملیات حزب الله موجب شد نیروهاى صهیونیستى در سال 1985 از بیروت به صیدا و از صیدا به نوار ساحلى عقب نشینى کنند.لذا این الگوى موفق همواره در مقابل دیدگان ملت فلسطین مى درخشید و دلهاى آنهارا روشن مى ساخت.

البته پیمان صلح کمپ دیوید هم که بین مناخیم بگین و انور سادات بسته شد نقش عمده اى در استقلال فکرى مردم فلسطین بازى کرد چنانچه انها را به این فکر واداشت که رمز پیروزى بر اسرائیل را در درون خود جستجو کنند.

عوامل درونی:

سرخودگى ملت از عملکرد ضعیف ساف:

بطور کلى سازمان آزادى بخش فلسطین زمانى کار خودرا آغاز کرد که در اساسنامه آن صحبت از عدم به رسمیت شناختن اسرائیل و آزادى کل فلسطین گردیده بود اما وقتى ساف وارد عرصه واقعیت گردید کاررا آنقدر برخود دشوار دید که این امر باعث عدول ساف از مواضع اولیه خود شد و همین عامل باعث گردید تا ملت فلسطین به فکر گزینه دیگرى بیفتد که آن انتفاضه بود گفتنى است در طول این سالها جنبش آزادى بخش فلسطین(فتح)،ساف را رهبرى مى کرد که همین عامل باعث گردید که اقبال مردم به فتح با پیداش گروههاى حماس و جهاد ،کاهش چشمگیر یابد. نا امیدى ملت فلسطین از رژیمهاى عربی: درواقع ناکارامدى حمایت اعراب از مسئله فلسطین با شکست آنها در جنگهاى چهارگانه اعراب و اسرائیل(73-67-56-1948) به اثبات رسیده بود همچنین با چرخش سادات به سمت غرب و بستن پیمان کمپ دیوید و کنفرانس امان که در آن اعراب براى نخستین بار اولویت اول را از مسئله فلسطین گرفته بودند،همه وهمه باعث گردید تا مردم با تکیه بر اراده و ایمان خود مبارزه‌اى فراگیر را آغاز کنند.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات