صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۸۷۴۹

بازیگران پروژه تحریف نام خلیج فارس


از هنگامى که جماعتى از اعراب دست تعدى و تحریف در تاریخ خلیج فارس بردند یکى از مهم ترین سؤال ها این بوده که این اراده تحریف از کدام منبع سرچشمه مى گیرد و مبدأ ومنشأ این جریان را کجا باید جست

آن گونه که از شواهد و قرائن پیداست جریان تحریف خلیج فارس به صورت پراکنده از سال ها قبل جریان داشته و در برهه هایى از تاریخ برخى ازامراى عرب تلاش هایى را براى تغییر نام و هویت تاریخى این منطقه انجام داده اند اما این حرکت به صورت سازمان یافته از میانه دهه ۶۰ شروع شده است.

موج اول تحریف را ناسیونالیست هاى افراطى عرب شروع کرده اند که همزمان با اوج گیرى پان عربیسم در کشورهاى عربى، در دهه ،۶۰ نام جعلى «خلیج عرب» را براى «خلیج فارس» مطرح مى کنند اما موج دوم آن از دهه ۹۰ تاکنون به راه مى افتد. این موج جدید را دو جریان تقویت مى کند یکى افزایش عایدات اعراب از نفت و انرژى که موجب مى شود شاهزادگان عرب بخشى از سرمایه خویش را وارد حوزه تبلیغات کنند و در همان حال به امضاى پیمان هاى امنیتى جدید میان غرب بویژه آمریکا روى آورند و دیگرى پدیده اى است که ناظران از آن به عنوان بحران هویت در جهان عرب یاد مى کنند.

البته بسیارى از متفکران عرب از این که برخى دولتمردان وشاهزادگان این کشور ها راه درمان این بحران هویت را در سناریوهاى ماجراجویانه خارجى بجویند احتراز مى کنند. برهمین اساس آنها از ورود در این بازى تحریف پرهیز کرده اند به عنوان مثال مجدى عمر از چهره هاى سرشناس مصر در نشریه الاهرام مى نویسد: «نسل من بخاطر دارد که ما در ایام مدرسه در همه کتب و نقشه ها با لفظ خلیج فارس سر و کار داشتیم ولى بعد از مدتى به آن خلیج عربى اطلاق کردیم. این غیر منطقى است. این که چند کشور عربى در اطراف آن باشند دلیل نمى شود که نامى تاریخى را تغییر دهیم، حال براى این که خود را از این مخمصه نجات دهیم فقط آنرا خلیج مى نامیم، کدام خلیج ! مگر خلیج بدون نام هم مى شود». یا پرفسوردکتر عبد المنعم سعید از نویسندگان شرق الاوسط در کتاب «تطویر العلاقات المصریه الایرانیه» مى گوید: «به صراحت تمام بگویم هیچ مدرک و سند تاریخى ندیدم که نام خلیج فارس را بتوان مستند بر آن تغییر داد. تمام نقشه ها و کتب تاریخى و حتى بعضى از سخنرانیهاى ناصر و رهبران انقلاب از خلیج فارس صحبت شده است.»

حال باید دید پروژه تحریف از جانب چه کسانى به چه انگیزه اى دنبال مى شود.

* ۳گروه از عناصر پروژه تحریف

در صف کسانى که براى دستکارى در گذشته و تاریخ خلیج فارس گام برداشته اند سه گروه ایستاده اند؛

۱- طیف محافل متعصب عرب؛ این گروه انگیزه روشنى دارند هدف و مقصود آنها حل مهم ترین مشکل مذکور یعنى بحران هویتى اعراب است. این گروه آسان ترین راه عبور از بحران سخت هویت را در خلق یک شناسنامه جدید براى منطقه دیده اند. به باور اغلب ناظران، تکاپوى اعراب براى تغییر نام خلیج فارس فقط ریشه در بحرانى دارد که بویژه در سه دهه اخیر بر این اقلیم سایه افکنده است بحرانى به نام هویت و اقتدار. بحران دوگانه اقتدار یا همان مشروعیت و بحران هویت همان چیزى است که اغلب روشنفکران عرب سال ها است که نسبت به بروز و ظهور آن هشدار داده اند.

در تلاش براى غلبه بر این بحران ها است که سیاستمداران عرب در سیاست خارجى خویش نسبت به همسایگان غیر عرب حالتى تهاجمى و مشى طلبکارانه پیش مى گیرند. البته بحران هویت امروز اعراب ریشه عمیق تر از آن دارد که ما به عنوان ترس تاریخى در برابر اسرائیل مى شناسیم گوشه هایى از این بحران را فهمى هویدى، نویسنده مشهور عرب در آثار تازه اش بازگو کرده است. هویدى در بخشى از اثرش مى گوید: «چند روز در امارات بودم و متوجه شدم که فقط با تعداد اندکى از نزدیکانم مى توانم عربى صحبت کنم و نگرانى من زمانى جدى شد که بر اطلاعاتم افزودند و گفتند در مدارس و دانشگاه ها نیز زبان عربى در حال از میان رفتن است. و شنیدم که مکاتبات رسمى نیز با انگلیسى در ادارات انجام مى شود . این فقط مشکل امارات نیست بلکه این بحران هویت به استثناى عربستان سعودى همه کشورهاى ساحل عربى خلیج فارس را در بر مى گیرد. اعراب منطقه اکنون به جز آنکه با شتاب به سوى ادغام شدن در فرهنگ مصرفى غرب در حرکتند در زمینه یکپارچگى اجتماعى خویش نیز با مشکلات حادى روبه رو هستند. این مشکلات در سال هاى اخیر یک رشته ناآرامى و بحران را بویژه در داخل مصر وبرخى کشورهاى حاشیه خلیج فارس رقم زده است. از نشانه هاى گسیختگى اجتماعى اعراب این است که افراد غیر بومى امروزه بین ۷۰ و۸۰درصد جمعیت کشورهاى عربى خلیج فارس را تشکیل مى دهند این نسبت در دوبى بیشتر از ۹۰درصد است و این یک بمب در حال انفجار در منطقه است.

۲- بازیگران سیاسى ودولت هاى فرامنطقه اى؛ دست کم تاریخ سه دهه اخیر خلیج فارس گویاى این واقعیت است که دامن زدن به اختلافات تاریخى در این منطقه مهم ترین بستر براى تسلط بر اعراب است. پاشنه آشیل اعراب چنان که اغلب نویسندگان و روشنفکران بر آن گواهى مى دهند ترس بى مورد و تاریخى آنها است و مهم ترین منفذ براى اعمال نفوذ طرف هاى خارجى دمیدن در این توهم و ترس تاریخى مى باشد. زندگى سیاسى اعراب در این نیم قرن در تقابل و ترس سپرى شده است و مهم ترین خط تقابل که متأسفانه به صورت یک رویه و عادت سیاسى درآمده تقابل با ایران است. با همه تلاش هایى که این سال ها دولت هاى ایران براى تنش زدایى واعتماد آفرینى انجام دادند اما واقعیت این است که اعراب راه همیشگى خویش را درسیاست خارجى مى روند.

همه پیمان هاى امنیتى و قراردادهاى سیاسى اعراب در یک قرن اخیر بر پایه همین توهم ساخته و پرداخته شده است. برخى محافل اعراب منطقه به دلیل ساختار ذهنى بدبینانه شان دنیاى خارج خویش را پر از تناقض و تضاد هاى سیاسى مى بینند.

۳- گروه سوم محافلى هستند که فرصتى بزرگ براى کسب سود و سرمایه از این مسیر به چنگ آورده اند. همه مى دانند که ناف پروژه تحریف خلیج فارس با پول و دلارهاى نفتى بریده شده است. سرمایه اى که شاهزادگان عربى پاى این پروژه نهاده اند آن قدر هنگفت هست که قدرتمند ترین کانون هاى سیاسى و علمى را همراه سازد.

به باور کسانى که رد پاى دیپلماسى اعراب در خلیج فارس را دنبال کرده اند، جریان تحریف از زمانى رونق گرفت که خزانه دولت هاى عربى از سودهاى با آورده نفتى سرشار شد. هر کدام از دیپلمات ها و متخصصان ایرانى حکایت هاى شنیدنى از اعمال نفوذ مالى شاهزادگان عرب در محافل رسانه اى وسیاسى دارند. شیوه تطمیع که دیپلمات هاى عرب تبحرى جدى درآن دارند اکنون در سطح گسترده و سازمان یافته براى جلب نظر مأموران سیاسى و مطبوعات خارجى، و رواج نام مجعول خلیج عربى به کارگرفته مى شود.

* جفا در حق تاریخ و فرهنگ

اعراب در تحریف تاریخ و نام خلیج فارس دو رشته از شریف ترین دانش بشر را دستمایه بازى سیاسى خویش ساخته اند. حقوق و تاریخ، دو علمى که در قیاس با رشته هاى دیگر علوم بشرى هماره از قداست بالایى برخوردار بوده اند. کم نبوده اند اندیشمندانى که رنج ماندن در زندان را برخویش هموارکرده اند تا دست تعدى اصحاب قدرت میراث پاک تاریخ را به تاراج نبرد.

به همین خاطر جدى ترین معترضان حرکت اعراب در خلیج فارس مورخان و حقوقدانان هستند. ازنگاه این دو طیف اندیشوران، تعرض در تاریخ ملل، بالاترین هنجار شکنى و نشانه سقوط ارزش ها است زیرا اگر قرار باشد که تاریخ دوباره به دلخواه صاحبان ثروت بازنویسى شود نقشه ها واطلس ها دوباره به میل ومراد دولت ها ترسیم شود دیگر آن موقع نه از تاک اثر مى ماند ونه از تاکنشان.

از نظر طایفه دانش آموختگان مکتب تاریخ و حقوق اقدام کنونى اعراب جدا از این که با زیر سؤال بردن بدیهى ترین پیمان هاى ملت ها، ثبات و امنیت را در صحنه جهانى زیر سؤال مى برد نوعى ریشخند به جهان مدرن است جهانى که در سرلوحه عقاید خویش حق مالکیت معنوى و دفاع از حقوق معنوى ملت ها را قرار داده است.

بى سبب نبود که یک کارشناس اروپایى جدال بر سر تحریف خلیج فارس را نشانه یک واپسگرایى در عصر مدرن خواند این گفته او روزگارى را به خاطر مى آورد که پادشاهان و امراى لشکرى از کاتبان و خفیه نویسان را مأمور تألیف تاریخ به شکل دلخواه مى کردند.

بر این اساس تراژدى تحریف نام خلیج فارس براى مردم فرهنگ دوست ایران که على رغم همه شدائد وناملایمات همچنان بر طریق دوستى با اعراب گام برمى دارد دو جلوه آزاردهنده دارد: تلخ ترین بخش ماجرا این است که رجال متمول عرب دراین بازى سربازان این جنگ روانى را از حوزه رسانه و فرهنگ استخدام مى کنند. آنها براى نیل به این مقصود خویش لشکرى از دانش آموختگان تاریخ را به کار مى گیرند و از عجیب ترین شیوه یعنى دستکارى در متون درسى مدارس و دانشگاه ها بهره مى گیرند ودوم این که اعراب رسانه ها اعم از دیدارى و نوشتارى را محمل اجراى نقشه خویش قرار داده اند یعنى ابزارهایى که براى آگاهى و رشد فرهنگ ملت ها خلق شده اند را در خدمت یک هدف نامیمون سیاسى قرارداده اند. این روز موج اعتراض همه روزنامه نگاران و روشنفکران ایرانى است که از حرکت نشنال جئوگرافیک و گوگل به شگفت آمده اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات