سال گذشته در یکی از دیدارهای اعضای هیات دولت با رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای ایشان جمله ای درباره فرهنگ گفتند که انتظار می رفت منشا تحرکاتی در دستگاه های متولی فرهنگ کشور شود. جمله این است : « از بخش فرهنگ رفع مظلومیت کنید. بخش فرهنگ انصافا بخش مظلومی است » .
عمده ترین کاری که بعد از این توصیه مهم صورت گرفت این بود که دولتمردان بودجه بخش فرهنگ را افزایش دادند و آنطور که بارها از زبان مسئولان اجرائی کشور و همینطور قانونگذاران شنیده شده در لایحه بودجه 1387 کل کشور بودجه مربوط به فرهنگ بسیار بیشتر از قبل در نظر گرفته شده است .
توجه به بودجه فرهنگی و افزایش آن قطعا یکی از لوازم رفع مظلومیت از فرهنگ است ولی اصل دانستن آن می تواند یک انحراف خطرناک باشد. کما اینکه نگاه کمی به مقوله فرهنگ نیز یک انحراف ناشی از اصالت دادن به بودجه است . اینها ابزارند و هرگز نباید در مقولاتی مثل فرهنگ به ابزارها اصالت داده شود.
اخیرا یکی از متولیان امور فرهنگی کشور گفته است در سال 1387 که سی امین سال جمهوری اسلامی و پایان دهه سوم انقلاب اسلامی است مصمم هستیم سی طرح فرهنگی را به نتیجه برسانیم و افتتاح کنیم . در این وعده سخن از کمیت است و روی عدد 30 تکیه شده اما اینکه این طرح ها چه تاثیری در ارتقا سطح فرهنگی جامعه ما خواهند داشت نکته ایست که در این وعده توضیحی درباره آن داده نشده است . مشکل اصلی فرهنگ جامعه ما نیز همین است . فرهنگ ورزش نیست که با افتتاح هر ورزشگاه عده ای از مردم از بلاتکلیفی و بی ابزاری در عرصه ورزش خارج شوند و بخشی از مشکل جامعه حل شود. معنی این سخن این نیست که برای ارتقا فرهنگ جامعه به اماکن فرهنگی نیاز نداریم بلکه مقصود اینست که قبل از اماکن باید به محتوای فرهنگی اندیشید و بستر مناسبی برای رشد اندیشه و زمینه های فرهنگی فراهم کرد. اگر چنین شود آن طرح ها قطعا ظرف های مناسبی برای باروری و شکوفائی فرهنگی خواهند بود و حتی اگر چنین ظرف هائی هم وجود نداشته باشند کار باروری فرهنگی و شکوفائی اندیشه هائی که فرهنگ پرور هستند به پیش می رود و هدف متعالی رفع مظلومیت از فرهنگ تحقق می یابد.
شاید اساسی ترین مشکل در مقوله فرهنگ این باشد که یک مقوله « مغفول » است . مظلومیت فرهنگ نیز فقط به این معنا اگر دانسته شود درست فهم می شود. کسانی که فکر می کنند مظلومیت فرهنگ یعنی کمبود بودجه های فرهنگی یا کمبود ساختمانهای فرهنگی یا کم داشتن کارمند در دستگاه های فرهنگی و یا عدم برخورداری از ابزارهای همچون دوربین و سالن سینما و کامپیوتر و روزنامه و مجله و قلم و خودکار و کاغذ و... به معنای واقعی از مقوله فرهنگ غافلند. دقیقا همین تفکر است که فرهنگ را دچار مظلومیت می کند و تا هر زمان که چنین تفکری وجود داشته باشد این مظلومیت نیز ادامه خواهد داشت .
بدین ترتیب اولین گام برای رفع مظلومیت از فرهنگ تغییر نگاه به مقوله فرهنگ و شناخت صحیح این مقوله است . اگر این گام برداشته شود چهره ای از فرهنگ جامعه ما نمایان خواهد شد که همه را به این نتیجه خواهد رساند که فرهنگ در مظلومیت بسر می برد و در این واقعیت برای هیچکس ذره ای تردید باقی نخواهد ماند.
رسیدن به این نقطه خود پیشرفت مهمی است . زیرا از همین نقطه است که راه برای تلاش های فرهنگی باز می شود نگاه ها یکی می شوند و فصل جهت گیری های صحیح و دقیق فرهنگی فرا می رسد . هرگز از یاد نمی برم که در اوائل دهه 70 جمعی از مسئولان با نظر رهبری برای بررسی موضوع تهاجم فرهنگی و یافتن پاسخ این سئوال که آیا اصولا تهاجم فرهنگی وجود دارد یا نه ماموریت یافتند که مسئولان بلندپایه فرهنگی و امنیتی و روحانی در آن حضور داشتند و صاحب این قلم نیز عضو آن جمع بودم . بعد از چند ماه جلسات پیاپی که این جمع تشکیل داد مسئولان اصلی فرهنگ کشور حاضر نشدند بپذیرند که واقعا « تهاجم فرهنگی » وجود دارد درحالی که واقعیت وجود تهاجم فرهنگی برای هیچکس قابل انکار نبود و نادیده گرفتن آن درست مثل این بود که در روز روشن کسی وجود روز را انکار کند. مغفول ماندن فرهنگ در جامعه امروز ما نیز همین وضعیت را دارد واقعیت تاسف باری که نتیجه آن مظلومیت فرهنگ است .
ادامه دارد