در پی ناکامی های مکرر بوش در رویارویی با جمهوری اسلامی ایران، نشریه سیاسی «کانترپانچ» از امضای حکمی توسط جرج بوش مبنی بر صدور مجوز اقدام تروریستی سری جامع علیه نظام ایران و مقامهای خاص آن خبر داد.
نشریه مذکور در این گزارش با عنوان «حکم سری بوش جنگ با ایران را گسترده تر می کند» نوشت: «شش هفته پیش بوش حکمی را برای انجام اقدامهای تهاجمی سری، علیه نظام ایران صادر کرد که از نظر ابعاد غیرمنتظره است.»
اگرچه صدور چنین اقدامی از سوی مقامهای کاخ سفید امری جدید نیست، ولی در اتخاذ مشی ناامن سازی ایران از سوی آمریکا، نکاتی قابل تأمل به نظر می رسد.
صدور اقدام مجوز تروریستی در ایران، بیانگر تهدید علیه منافع ملی و امنیت ملی ایران می باشد؛ از این رو، ایران حق دارد در واکنش به اقدام واشنگتن، به مجامع بین المللی شکایت کند.
از سوی دیگر، اتخاذ مشی تروریستی از طرف دولتمردان آمریکا مبین مفروضاتی از قبیل مداخله در ایران می باشد؛ بدین معنا که قبل از صدور چنین اقدامی، قاعدتاً در راستای بی ثبات سازی جمهوری اسلامی اقدامهایی از سوی آنان صورت پذیرفته است و با هدف تحقق خواسته مذکور، طبیعی به نظر می رسد که از ظرفیت قومی در ایران بهره بگیرند و این ویژگی کشور ایران را حمل بر آسیب پذیری نظام جمهوری اسلامی نمایند.
اکنون باید به صاحبان این تصور اعلام نمود که ایران با وجود داشتن قومیتهای متفاوت، در حوزه انسجام و اتحاد ملی ویژگی خاص و منحصر به فردی دارد که با اتکا به آن، توطئه های متعدد دشمنان را با هدف تکثر قومیتها در ایران، خنثی نموده است.
اقدام تروریستی از سوی کاخ سفید علیه دیگر کشورها، بویژه ایران، شعار مبارزه با تروریسم این کشور را که پس از حوادث 11 سپتامبر با حمله به عراق و افغانستان در پیش گرفته است، با تردیدهای جدی مواجه می نماید.
قدر مسلم آن است که بررسی عملکرد کاخ سفید در سالهای پس از حوادث 11 سپتامبر، نه تنها این کشور را در اذهان عمومی مردم جهان پرچمدار مبارزه با تروریسم(؟!)معرفی نکرده است، بلکه استمرار حضور در عراق و افغانستان و ناتوانی در دستیابی به اهداف تعیین شده، آمریکا را اشاعه دهنده تروریسم با ابزار شعارگرایی شناسانده است.
سردمداران کاخ سفید باید بدانند، ملت ایران هویت سیاسی، اعتقادی و فرهنگی خویش را در طول سالهای دوران دفاع مقدس به منصه ظهور و بروز رسانده و برای مقابله با هرگونه تهدید از سوی دشمنانش، همواره آمادگی خود را اعلام نموده است. همان گونه که مقام معظم رهبری، در اجتماع مردم شیراز به خصومت ذاتی و طبیعی انحصارطلبان بین المللی و جهانخواران با آرمان استقلال طلبی و شعار عدالت خواهی ملت ایران اشاره کردند و افزودند: «بیگانگان به بهانه های مختلف، تبلیغات ضد اسلامی- ضد ایرانی خود را ادامه و گسترش می دهند، اما مردم بیدار ایران و جوانان هوشیار کشور، مثل پاره های پولاد، در مقابل دشمن بُرنده و نفوذ ناپذیرند.»
دولت آمریکا به بهانه مقابله با حملات تروریستی و یافتن عاملان وقایع 11 سپتامبر به افغانستان حمله کرد، اما خیلی زود هدفهای اصلی جنگ به اصطلاح ضد تروریسم خود را فراموش نمود و برای دستیابی به منابع غنی نفتی خلیج فارس، به عراق حمله کرد. مردم آمریکا از یاد نخواهند برد که دختران و پسرانشان همراه با شمار کثیری از مردم بیگناه عراق، تنها در اثر دروغ پردازیهای دولت بوش، جان خود را از دست داده و می دهند.
دولت نومحافظه کار بوش با عوام فریبی، از حملات 11 سپتامبر به عنوان حربه ای برای فریفتن مردم آمریکا و اشاعه ترس از تروریسم در میان آنها استفاده کرده و بدین ترتیب چشمان مردم کشورش را به روی سیاستهای شرم آور و ننگین خود بسته است.
ترس از تروریسم باعث شده تا مردم آمریکا تسلیم سیاستهای ننگ آور دولت بوش -از جمله نقض آزادیهای فردی، نقض حقوق بشر، جدایی قدرتها و قوانین کیفری غیرانسانی- شوند. تسلیم و بی اعتنایی مردم آمریکا به این دلیل است که دولت بوش به بهانه مقابله با تروریسم، آنها را شستشوی مغزی داده و چنین القا کرده است که برای حفظ امنیت کشور، توسل به سیاستهای غیرقانونی لازم است.
حرکت اخیر بوش را بازسازی اعتبار از دست رفته جناح جمهوری خواهان نیز می توان تلقی کرد. وی در مقابل رقبای دمکرات - که با محکوم نمودن اقدامهای یکجانبه گرایانه نئومحافظه کاران بویژه در ماجراجوییهای مبارزه با تروریسم، در حضیض مقبولیت قرار دارند- با بزرگنمایی خطر تروریسم می کوشد همچون دور دوم انتخابات ریاست جمهوری که بر خلاف تحلیلهای موجود توانست با سناریوسازی، خطرها و تهدیدهای القاعده، رقیب دمکرات خود را از راهیابی به کاخ سفید محروم نماید، در این مقطع نیز این اقدام را به عنوان ساز و کاری برای ارتقای جایگاه جمهوری خواهان در مقابل رقبا اتخاذ نموده است.
اکنون باید بار دیگر به دشمنان این مرز و بوم گوشزد نمود، همان گونه که تاکنون در پیگیری هدفهای سلطه طلبانه خود ناکام شده اند، از این به بعد نیز نمی توانند ملت ایران را با تهدیدها و تحریمهای خود در پشتیبانی از آرمانهای انقلاب اسلامی دلسرد نمایند؛ چنانکه حضور قابل توجه مردم ایران در انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی با وجود تبلیغات مسموم آنها و با تصویب قطعنامه سوم با امید تأثیرگذاری بر حضور مردم، پاسخی صریح به بدخواهان بود. اکنون دفاع از انقلاب اسلامی در باورهای مردم ایران نهادینه شده و این مهم را نه تنها در دفاع مقدس به نمایش گذاشتند، بلکه با حضور در تمامی عرصه های سرنوشت ساز، هوشیاری و هوشمندی خود را در معرض قضاوت دیگران قرار دادند. همان گونه که مقام عظمای ولایت در فرمایشات اخیرشان در شیراز فرمودند: «علت ناراحتی دولت آمریکا، «سخنان بعضی مسؤولان» یا «برخی سیاستهای جمهوری اسلامی» نیست، بلکه آنان از «هوشیاری و انگیزه و همت ملت و جوانانش» در پیمودن راه افتخار که همان راه شهداست، خشمگین و مضطربند.» و در ادامه افزودند: «این ملت راه خود را به سوی کمال، عزت و استقلال کامل و پیاده شدن کامل ارکان دین در کشور انتخاب کرده و هیچ تهدیدی نمی تواند ملت ایران را از این راه منصرف کند.»
واشنگتن نباید فراموش کند، مردم و مسؤولان نظام جمهوری اسلامی هراسی از تهدیدهای دشمنان ندارند، همان گونه که در سالهای اولیه انقلاب ترورهای کور و حمایت از منافقین با هدف بی ثبات سازی ایران هیچ گاه نتوانست کوچکترین خللی در عزم و اراده مردم همیشه در صحنه ایران وارد نماید.
بدین ترتیب، فاش شدن تصمیمهای مذکور ننگ دیگری بر دامن دولتمردان آمریکاست که همچنان اتهام اقدام علیه بشریت را در دستور کار خود دارند. جمهوری خواهان در شرایطی که در آستانه رقابتهای انتخاباتی با رقبای دمکرات خود قرار دارند، نیات پلید و ماجراجویانه خویش را به افکارعمومی معرفی می کنند و قطعاً این اظهارها از صفحه ذهن افکارعمومی آمریکا پاک نخواهد شد و بر اساس این مواضع، دست به انتخاب خواهند زد.