
مذاکره در دیپلماسی و سیاست خارجی، اقدامی دو جانبه برای چانه زنی، تبادل نظر و یا تفاهم بین دو طرف و دوکشور بر روی موضوعی معین است که از سوی اسرائیل در قبال فلسطینی ها و یا کشورهای عربی و اسلامی به یک بازی فریب مبدل شده است.
اسرائیل در قبال فلسطینی ها، با خودش مذاکره می کند و اگر با طرف فلسطینی هم دیدار کند، منطق «مذاکره برای مذاکره » را به اجرا می گذارد و کارکرد آن نیز ایجاد فرصت لازم برای اشغال کامل فلسطین در قالب شهرک سازی است. اگر مذاکره کند و توافق کند، اساسا به دنبال اجرای آن نیست و یک سیکل بسته که به نقطه آغاز می رسد را عملی می سازد. مذاکرات مادرید، توافق اوسلو، توافق وای ریور و بسیاری توافقات بعدی نمونه های فراوان این تاکتیک اسرائیلی در مذاکره هستند. مذاکره با کشورهای عربی نیز نه براساس مطالبات آنها، بلکه برای تعیین نقشی است که اسرائیل از آنها انتظار دارد وهمه چیز در این مذاکرات، موکول به میزان پایبندی کشورهای عربی به فضایی است که اسرائیل برای آنها ترسیم می کند. مصر و اردن زمانی می توانند انتظار پاداش از اسرائیل و یا لابی صهیونیستی داشته باشند که در کنار مردم و آرمان فلسطین نبوده و بلکه حلقه ای از زنجیره فشار بر مردم فلسطین باشند و از هر اعتراضی از بین مردم خود علیه اسرائیل جلوگیری کنند. عربستان زمانی از دایره منبع تروریسم و القاعده کنار گذاشته می شود که مقاومت ضدصهیونیستی لبنان را فتوای تحریم بدهد و از جریان سازش در فلسطین حمایت کنند و در صف اعتدال منطقه ای در کنار اسرائیل باشند. عربستان اگر تمکین نکند باید در مورد دارایی های یهودیان مدینه و خیبر و ادعاهای مالکیت آنان به اسرائیل و آمریکا پاسخ بگوید و برای تجزیه کشورشان آماده باشد.
این تاکتیک و سناریوی فرسوده تنها در قبال کشورهایی کارساز است که از شاخص های ویژه ای برخوردار باشند و اگر این شاخص ها وجود نداشت، مبنای مذاکره با هدف فریب را دنبال می کنند. اسرائیل در فلسطین با دو بن بست سیاسی و نظامی در غزه روبه رو است . با اینکه بی صبرانه بدنبال فرصتی است تا اقتدار نظامی خود را پس از شکست 2006 در مقابل حزب الله در غزه جبران کند، ولی رشد فزاینده توان مقاومت فلسطینی از یک سو ناباوری و هراس از تکرار شکست 2006 در غزه از سوی دیگر موجب شده تا این امید صهیونیستها از دایره خیال فراتر نرود و به حملات هوایی و محدود و کشتار روزانه مردم فلسطین اکتفا کنند. محاصره غزه نه تنها به تسلیم آن منتهی نشده، بلکه به عنصری تهدیدآمیز مبدل شده که از یک سو اروپا را به اعتراضهای پنهان و آشکار وادار کرده و از سوی دیگر کشورهای عربی را به رسوایی همکاری با اسرائیل و مشارکت در محاصره مردم غزه رسانده است. ارتش صهیونیستی نیز قادر نیست جلوی موشکهای فلسطینی در شعاع 52 کیلومتری غزه را بگیرند و لذا با اعزام کارتر برای مذاکره با حماس یک پنجره مذاکراتی غیرمستقیم را تست کرده اند. حاصل کار این است که اگر به آنچه در مصر از سوی بقیه گروه های فلسطینی نیز تایید مشروط شده تن در دهند، حماس را به رسمیت شناخته و استراتژی فرسایش وکشتار روزمره مردم و محاصره غزه باید متوقف شود و عملا حکومت خودگردان و ابومازن باید در سایه حماس قرارگیرند. البته ابومازن تا چند ماه دیگر باید به استقبال انتخابات جدید ریاستی برود که جایگزین و انگیزه ای برای او وجود ندارد.
در چنین بن بست سیاسی و نظامی ، اسرائیل یکباره به سراغ مذاکره با سوریه رفته و وعده ای داده که در یک مسیر طبیعی امکان پذیر نیست. جولان جایگاهی سوق الجیشی در مطامع امنیتی رژیم صهیونیستی داشته و منبع عظیم آب آشامیدنی در دریاچه طبریا بشمار می رود و قبل از قدس در کنیست به عنوان سرزمین صهیونیستی ثبت شده است.
مقامات صهیونیستی ، آشکار و پنهان گفته اند که انتظار آنان جدایی سوریه از مقاومت فلسطینی و لبنانی و جمهوری اسلامی است که قطعا لیست بلندی از انتظارات بعدی نیز در ادامه خواهد آمد و تمامی وعده های اسرائیلی موکول به رفتار سوریه خواهد شد.
سوریه بخوبی از ماهیت بازی صهیونیست ها آگاه است، به همین دلیل بشاراسد در سخنرانی اخیر گفته برای جنگ آماده می شود ولی مذاکره را نیز رد نمی کند.
حکومت ترکیه که مدتی است در فشار آمریکایی قرارگرفته با پذیرش این میانجیگری، از شفاعت لابی صهیونیستی برای کاهش فشار آمریکایی برخوردار می شود و اسرائیل با تغییر صورت مسئله در فلسطین و دور زدن بن بست های سیاسی و امنیتی در غزه، مذاکره برای واگذاری جولان را طعمه شکاری بزرگ قرار داده که چندان نیز بدان امیدی ندارد. لذا چماق پرونده هسته ای در «دیرالزور» نیز چاشنی این استمزاج مذاکراتی در قبال سوریه قرارگرفته است.
برخی معتقدند مطرح شدن مذاکره با سوریه برای کاهش نگرانی های امنیتی اسرائیل است که پس از تجربه شکست در مقابل حزب الله، با قدرت و آمادگی جدیدی در سوریه روبه رو است و برخی نیز معتقدند این مانور سیاسی در آستانه سالگرد تاسیس رژیم صهیونیستی ، مقدمه ای برای اجرای یک عملیات امنیتی جدید در سوریه با هدف رهبران فلسطینی و یا لبنانی است تا از انقباض دستگاه های امنیتی سوریه بکاهد.
آنچه بدیهی است اینکه این مانور سیاسی در راستای سناریوهای تکراری گذشته رژیم صهیونیستی است که بدنبال واگذاری جولان در مجرای مذاکراتی نیست و سوریه نیز با تکیه بر رویکرد حکومت آمریکا و ماهیت رژیم صهیونیستی، امیدی به نتیجه واقعی این مذاکرات ندارد.