صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۶  ، 
کد خبر : ۲۹۹۵۰

انتفاضه آخرین راه حل رهایی


انتفاضه واژه اى است که از سال 1987 (1366 ه.ش) وارد واژگان انقلابی، سیاسى مصطلح روزمره شده است. تا پیش از این زمان لفظ انتفاضه فقط در کتابهاى لغت مشهود بود ولى با خیزش توده هاى مسلمان فلسطین و استمرار آن، امروز شاید کمتر کسى باشد که نسبت به انتفاضه (قیام اسلامى فلسطین) بى اطلاع باشد.انتفاضه از نظر لغوى یعنى جنبش و لرزش و حرکتى که همراه با نیرو و سرعت باشد. انتفاضه الشعب: یعنى جنبش و قیام مردمی.

از نظر سیاسى و اجتماعى انتفاضه یا قیام عبارتست از رفتار و عملکرد معترضانه و شجاعانه مستمر مردم غیر مسلح فلسطین در قبال رژیم اسرائیل. بدیهى است که عامل تعیین کننده انتفاضه متکى به حضور آگاهانه و عملى مردم است و اگر نقش مردم را از قیام حذف نماییم، قیام عملا” مفهومى نداشته و در واقعیت به منصه ظهور نخواهد رسید. قیام (انتفاضه) و انقلاب از نظر مفهومى دو واژه نزدیک به هم هستند مقدمه هر انقلابى قیام مى باشد. فلسطینیان معترض و خشمگین نسبت به نیروهاى اشغالگر، در مقابله با صهیونیست ها از سنگ استفاده مى کردند و با پرتاب سنگ به طرف اشغالگران از خودشان دفاع مى کردند به این جهت از انتفاضه به عنوان انقلاب سنگ نیز یاد شده است.

در تاریخ معاصر فلسطین از آغاز اشغالگرى اسرائیل تاکنون چهار انتفاضه رخ داده که عمر سه انتفاضه در طى سالهاى 1921، 1933، 1939، نسبتا” کوتاه بوده به شکست انجامید. در واقع روند سه انتفاضه در همان مقطع اول تاریخ معاصر فلسطین بوده است. اما از انتفاضه اى که از سال 1987 شروع شد به عنوان انتفاضه بزرگ یاد مى شود که همچنان ادامه دارد.

انتفاضه داراى دو ویژگى اصلى است: مردمى بودن و اسلامى بودن

انتفاضه حرکت مردمى بود که مى خواستند هویت و شخصیت از دست رفته خود را باز یابند.

تا قبل از انتفاضه، فقط مسئله فلسطینى هاى خارج از سرزمینهاى اشغالى مطرح بود. با شروع انتفاضه این مسئله به داخل اراضى اشغالى منتقل شد و مجددا” به فلسطینیان داخل اعتبار بخشید. در واقع با شروع انتفاضه فلسطینیان پس از چهل سال در موضع تهاجمى و اسرائیل در موضع تدافعى قرار گرفت. امنیت داخلى اسرائیل به شدت به خطر افتاد و همین امر، ضرورت طرح حل مسئله فلسطین را براى اسرائیلیها مطرح ساخت.

انتفاضه توانست چند محور اساسى را در تحولات فلسطین ایجاد کند:

-1 میدان مبارزه با اشغالگران را پس از سالها بار دیگر به داخل سرزمینهاى اشغالى هدایت کند و این درحالى بود که تعیین سرنوشت مردم فلسطین در مذاکرات دیپلماتیک پشت درهاى بسته توسط دیپلمات هاى عربى و غربى خارج از اراضى اشغالى رقم مى خورد.

-2 انتفاضه سبب شد عنصر فلسطینى را در موضعى قرار دهد که دیگر نه تنها حکم طرف مغلوب را نداشته باشد، بلکه در بسیارى از مقاطع شرایط خاصى را به دشمن خود تحمیل کند.”

-3 انتفاضه همچنین به گروههاى فلسطینى خارج از سرزمینهاى اشغالى نیز اعتبار بخشید. به عنوان مثال ساف را از بن بستى که در آن درگیر بود نجات بخشید.

انتفاضه باعث شد که صهیونیست ها در موضع دفاعى قرار بگیرند و براى خاموش کردن انتفاضه به سازمان آزادى‌بخش فلسطین امتیاز بدهند. در واقع یکى از علل پیشرفت اولیه روند سازش در خاورمیانه و امضاى توافق اولیه بین ساف و اسرائیل، خطرات انتفاضه و گسترش قیام فلسطینى هاى مناطق اشغالى بود.

در آستانه امضاى پیمان غزه- اریحا، اسحاق رابین در پاسخ به پرسشهاى چند تن از اعضاى کمیسیون دفاع اسرائیل تأکید کرد که نفوذ گروههاى اسلامى در سرزمینهاى اشغالى هر روز گسترش بیشترى مى یابد و این امر براى اسرائیل خطرناک خواهد بود. رابین گفت طرفداران فلسطینى [امام] خمینى مى کوشند تا جناحهاى معتدل جنبش فتح را از صحنه خارج سازند.

در همین زمینه روزنامه آمریکایى ساینس مانیتور پس از امضاى پیمان غزه- اریحا نوشت: “اگر به خاطر مسلمانان رادیکال نبود، صلح بین اسرائیل و ساف هرگز به وقوع نمى پیوست...” از شگفتى‌هاى قضیه این است که طرفین معاهده یعنى اسحاق رابین و عرفات هر دو از ترس یک دشمن مشترک که همان اسلام سیاسى رادیکال باشد مجبور به امضاى قرارداد صلح شدند.

کارشناسان غربى در تحلیل خود از چگونگى امضاى پیمان سازش اعلام کردند که اوج گیرى انتفاضه هم صهیونیست ها و هم ساف را تهدید مى کرد و آنها را متقاعد کرده بود که اگر فرصت پیش آمده در گفتگوهاى جارى را تبدیل به یک صلح و توافق واقعى نکنند، در بلند مدت هر دو ضرر خواهند کرد.

همچنین پراودا در بخشى از مقالات خود، در این باره نوشت: “اسرائیل درصدد بود تا از انتفاضه و تبعات آن رهایى یابد. انتفاضه خسارات سنگینى را براى اسرائیل به وجود آورده است. اسرائیل ناگزیر به پیدا کردن راه حلى براى انتفاضه بود. صلح اسرائیل و عرفات مى توانست ابعاد انتفاضه را محدود سازد و این مطلوب اسرائیل است. اسرائیل هر روز در سرزمینهاى اشغالى تلفات مى داد و در وضعیت بغرنجى به سر مى برد و بسیارى از امکانات نظامى و اقتصادى اش را صرف رویارویى با انتفاضه کرده بود، لذا اسرائیل فکر مى کند که از طریق صلح با عرفات مى تواند انتفاضه را خاموش کند.

علل و پیش زمینه هاى انتفاضه:

-1 پیروزى انقلاب اسلامى ایران: وقوع انقلاب اسلامى ایران، نقش مهمى در تقویت و گسترش بیدارى و خیزش اسلامى در کشورهاى اسلامى داشته و همواره انقلاب ایران به عنوان الگویى موفق از جنبش اسلامى مطرح بوده است.

رهبر جهاد اسلامى فلسطین در این رابطه مى گوید: “هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینى (ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزى انقلاب اسلامى ایران ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند. ما فهمیدیم که با الهام از دین اسلام مى توانیم معجزه بسازیم و از این رو ملت مجاهدمان در فلسطین انقلاب اسلامى و جمهورى اسلامى را به دیده تقدیر مى نگرند و امام خمینى را از رهبران جاوید تاریخ اسلام مى دانند.”

زیاد ابوعمرو، درباره حرکت اسلامى در کرانه باخترى و نوار‌غزه چنین نوشته است: “تردیدى نیست که ازدیاد نفوذ گرایشهاى دینى در خارج از اراضى اشغالی، مانند ایران و مصر و لبنان... اثر آشکارى بر مردم کرانه باخترى و نوارغزه داشته است.”

نقش امام خمینى در نهضت فلسطین دو اثر مهم به همراه داشت: “اول هدایت قیام به سمت انگیزه هاى اسامى و دیگرى حمایت مسلمانان انقلابى جهان از این نهضت.

-2 دومین عامل که در وقوع انتفاضه مؤثر بود، ناامیدى مردم ساکن در مناطق اشغالى از اقدام سازمانها و گروههاى فلسطینى خارج از این نقاط به ویژه ناامیدى از سازمان آزادى‌بخش فلسطین به عنوان شاخص ترین نیروهاى مبارز فلسطینى تا این زمان.

ساف به تدریج از قاطعیت اولیه تهى شد و پس از خروج از لبنان در تلاش براى حفظ خویش به عنوان تنها نماینده فلسطین، اسیر سیاستهاى دولتهاى منطقه شد و به تدریج به سازش با دشمن صهیونیستى روى آورد؛ هر چند سعى نمود در چارچوب سیاستهاى آمریکا و اسرائیل حقوق ظاهرى براى مردم فلسطین کسب نماید.اعلام کهنگى منشور ساف از سوى عرفات، به رسمیت شناختن قطعنامه 242 و 338 سازمان ملل و به تبع آن، شناسایى موجودیت و حقوق اسرائیل از سوى ساف و انصراف از مشى مسلحانه، موجب شد تا امید ناچیزى که فلسطینیها نسبت به این سازمان داشتند به ناامیدى تبدیل شود و سعى کنند با تکیه بر خویش به مبارزه علیه دشمن بپردازند. به این ترتیب با پیوند ساف به قطار صلح و پیگیرى راه‌حلهاى مسالمت آمیز و تنازل از مواضع اولیه - و یا به عبارت بهتر، جایگزین شدن شاخه زیتون به جاى تفنگ، نهال انتفاضه جوانه زد و روز به روز بارورتر شد.

-3 ناامیدى مردم فلسطین از دولتهاى عرب منطقه براى اقدام مستقیم: به گفته ابوایاد “تمام انقلابى هایى که در فلسطین شکل گرفته اند در پایتخت هاى عربى دفن شده اند دولتهاى عرب نسبت به فلسطینى ها علاقه اى بسیار، ابراز مى دارند و وعده و وعید فراوان مى دهند اما از کمک واقعى و عملى خبرى نیست.”

به هر حال شکست اعراب در طول جنگ هاى اعراب و اسرائیل از یک سو و تحولات سیاسى از سال 1982، تا کنفرانس سران امان در نوامبر 1987، فلسطینى ها را بسوى ناامیدى بیشترى سوق داد.

-4 عملیات حزب الله در لبنان در سال :1982 اسرائیل در 6 ژوئن 1982 با ارتشى مجهز به 100 تانک و وسایل نقلیه ا‡ى که بوسیله نیروهاى دریایى و هوایى پشتیبانى مى شدند به لبنان حمله کرد، حمله اسرائیل به جنوب لبنان موجب شکل گیرى و بروز یک مقاومت مردمى در مقابل ارتش اسرائیل شد و سازمانهاى اسلامی- مردمى از متن مردم جوشید. این سازمانها که دست به عملیات شهادت طلبانه انفجار، علیه مقر تفنگداران آمریکا و فرانسه زده با تمسک به عملیات نامنظم چریکى براى ارتش اسرائیل دردسر زیادى ایجاد کردند و به سرعت مورد توجه مسلمانان اراضى اشغالى فلسطین قرار گرفتند. عملیات مقاومت اسلامى در لبنان، موجب خروج آمریکا و نیروهاى چند ملیتى از لبنان شد؛ از سوى دیگر ادامه عملیات مقاومت اسلامى در لبنان موجب شد نیروهاى صهیونیستى در سال 64 از بیروت به صیدا و از صیدا به نوار ساحلى عقب نشینى کنند. تمام این عملیات به عنوان جرقه هاى امیدى بود که در دل مردم فلسطینى ساکن در نقاط اشغالى دمید.

-5 سیاستهاى سرکوبگرانه اسرائیل: فشار رژیم صهیونیستى مبنى بر تحقیر فلسطینى ها به عنوان شهروندان درجه 2، تبعید و اخراج آنها، ضرب و شتم و تخریب خانه ها و ... جملگى نیروهاى متراکمى بود که فلسطینى ها را به واکنش فرا مى خواند. سیاستهاى اسرائیل در از بین بردن هویت اسلامى - عربى فلسطین و تثبیت ماهیت صهیونیستى در این سرزمین نیز یکى دیگر از عوامل مؤثر در شکل گیرى انتفاضه بود.

گسترش موج اسلام خواهى

در سالهاى اخیر شاهد پیدایش سازمانها و گروههاى متعددى بودیم که شعار اسلام را در دست دارند که دامنه فعالیت پاره ا‡ى از این سازمانها و گروهها به کار تبلیغ محدود مى شد مانند “جماعه التبلیغ و الدعوه” این گروه از انجام هر گونه فعالیت سیاسى خوددارى کرده و به تبلیغ در مسجدها و مکانهاى عمومى بسنده مى کند. آنچه حائز اهمیت است گسترش موج اسلام‌خواهى در دهه 1970 و 1980 مى باشد که نمونه بارز آن چند برابر شدن مسجدها در سرزمین هاى اشغالی، پس از 1967، از پدیده‌هاى اجتماعى اوج گیرى جریان اسلامى است. براساس آمار موجود، در سالهاى اخیر، تعداد مسجدها در کرانه باخترى از 400 مسجد در سال 1967 به 750 مسجد در سال 1987 افزایش پیدا کرده است. همچنین در نوار غزه پیش از 600 مسجد وجود دارد در حالى که 20 سال پیش تعداد آن از 200 مسجد تجاوز نمى کرد.(1)

بسیارى از تظاهرات سیاسى از مسجدها آغاز گشت. مسجدها که در روند تعطیل اماکن عمومى به وسیله مقامهاى اشغالگر، بیشتر از سایر اماکن مصون مانده اند به میعادگاه بحث و گفتگوى سیاسى روز مبدل شده اند و این مسئله بیانگر نقش سیاسى مسجدها در مناطق اشغالى مى باشد. افزایش تعداد مسجدها تنها پدیده اجتماعى تغذیه کننده جو مذهبى نبود بلکه در سالهاى اخیر همانطور که گفته شد آنچه به نام “الروابط الاسلامیه” (جمعیتهاى اسلامی) خوانده مى شود رو به فزونى و گسترش نهاده است.

سال 1986 و 1987 سال اسلام مجاهد در فلسطین بود؛ سالى که با خون پاک و طاهر اسلامى زمینه را براى انتفاضه آماده ساخت. روز 1987/10/16 اولین شعله انتفاضه را برافروخت آن هنگام که یک هسته از فداییان جهاد اسلامى با نیروهاى اطلاعاتى دشمن درگیر شد و در خلال این درگیرى چهار نفر از بهترین جنگجویان جهاد اسلامى به شهادت رسید و تعداد زیادى از افسران و سربازان دشمن کشته و مجروح شدند.

به این ترتیب با شکست و ناکامى جریانهاى چپ و ملى و سرخوردگى ملت مظلوم فلسطین از این سازمانها و همچنین دولتهاى عرب، راه را براى یک ایدئولوژى تازه تر هموار شد و اسلام سیاسى مورد توجه و اقبال مبارزان و عموم مردم قرار گرفت.

زیانهاى اسرائیل از انتفاضه

خسارات جانى چندان چشمگیر نیست. پانزده کشته و 1500 زخمی، فقط 3 تا 5 درصد تلفات فلسطینى هاست. کشته شدگان اسراییلى همگى سرباز و بیشتر آنها در اثر اصابت سنگ جان خود را از دست دادند.

آنچه براى اسرائیل طاقت فرساست خسارات مالى و هزینه سنگین مقابله با انتفاضه با توجه به وضع اقتصادى نابسامان این کشور است. براساس اظهارات وزیر دارایى مستعفى اسرائیل، زیانهاى مستقیمى که اسرائیل از انتفاضه متحمل شده است به رقم هفتصد و پنجاه و هشت میلیون دلار بالغ مى گردد.

زیانهاى غیر مستقیم از این رقم نیز افزون تر بوده است که از جمله آن مى توان تحریم کار فلسطینى ها، فرا خواندن افراد ذخیره ارتش یا از دست دادن فرصتها باشد. شدیدترین زیانها را بخش ساختمان سازى و کشاورزى دراسرائیل متحمل شده است.

به سبب عدم امنیت حاکم، توریسم به شدت کاهش یافته و خسارات آن در مجموع، بین دویست تا پانصد میلیون دلار بالغ مى‌گردد، در حالى که کاهش صادرات به اراضى اشغالى به حدود پانصد میلیون دلار بالغ مى شود.

به طور کلى تولید ناخالص داخلى در اسرائیل طى سال 1988سه تا در صد کاهش داشته است و رشد پیش بینى شده را به یک درصد که نمایانگر کل خسارات در زمینه تولید به میزان متجاوز از یک میلیارد دلار است رسانده است. صورت خسارات ناشى از انتفاضه براى اسرائیل در نخستین سال آن به احتمال قوى از مرز دو میلیارد دلار که تحلیلگران آمریکایى و فلسطینى برآورد مى کنند، افزون‌تر بوده است.

این هزینه در افزایش بحران اقتصادى اسرائیل مهم بوده است که گواه آن تورم 32 درصدى و کاهش 13 درصدى ارزش شیکل (واحد پول اسرائیل) و همچنین هفت و دو دهم درصد بیکارى و نیز کاهش ارزش واقعى دستمزدها به میزان هفت تا هشت درصد و پنج میلیارد و سیصد میلیون دلار کسرى بازرگانى اسرائیل مى باشد.فلسطینى ها هزینه سرکوب خود را براى نیروهاى اشغالگر، بسیار سنگین ساخته اند. میخ هاى چنگکى در جاده ها طى شش ماهه اول قیام، بیش از شش هزار خودرو نظامى ارتش را از کار انداخت. در حالى که حملات با سنگ و چوبدستى به سه هزار دستگاه اتوبوس شرکت اتوبوسرانى منحصر به فرد “اگو” در سال 1988 آسیب رساند.

هزینه هاى مستقیم قیام در سال اول موجب افزایش بودجه نظامى به میزان دویست و بیست تا دویست و پنجاه میلیون دلار شده است و هزینه سرکوب قیام به رقم تخمینى یک میلیون و ششصد و پنجاه میلیون دلار بالغ مى گردد. بر این رقم باید هزینه ارتش و هزینه بسیج افراد و غیره را بر اقتصاد بیمار اسرائیل افزود.

به هر حال اگر چه قیام عمومى در مناطق اشغالى از 1987 تا 1993 استمرار داشته است و پس از آن از شدت قیام عمومى تا حدودى کاسته شد اما انتفاضه ملت فلسطین هیچگاه خاموش نگشت و بدنبال آن بارها و بارها در مناطق اشغالى اعتصاب و شورش تظاهرات جهت مقابله با صهیونیست ها رخ داد و سازمانهایى مثل جهاد اسلامی، حماس و ... فلسطین ضمن دعوت مردم به ادامه انتفاضه، با عملیات شهادت طلبانه آتش مبارزه را گرم نگه مى‌دارند و گروهى از جهادگران فلسطینى را امید بر آن است که انتفاضه بتواند حقوق از دست رفته ملت فلسطین را به آنها بازگرداند.

 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات