
با نشست وزرای خارجه عرب در قاهره، تلاشهای عربستان و مصر برای وارونه جلوه دادن حقایق تحولات لبنان با مخالفت بیشتر کشورهای حاضر مواجه شد و نتیجه این نشست فوق العاده به تشکیل کمیته پیگیری به ریاست نخست وزیر قطر جهت پایان دادن به فتنه آمریکایی- اسرائیلی منتهی گردید. اعزام ناو هواپیما بر کول و گروه ناو آن به آب های ساحلی بیروت و مواضع پرخاشگرانه سعودفیصل و برخی اظهارات سینیوره و حریری و جمیل برای تغییر شرایط جدید در لبنان بی نتیجه ماند و حکومت سینیوره پذیرفت که راهی جز لغو مصوبات خود ندارد. تعویق جلسه حکومتی سینیوره و تاخیر جنبلاط در اجرای توافقات با طلا ل ارسلان مبنی بر تحویل سلاحهای متوسط و سنگین به ارتش و به تاخیرانداختن سفر کمیته پیگیری عربی، همه به امید اقدامی جدی از سوی بوش صورت گرفت ولی روشن شد که وی بجز تکرار اتهامات و مواضع آتشین علیه حزب الله، ایران و یا سوریه و تهدید به مصوبات جدید از سوی شورای امنیت سازمان ملل، قادر به گامی بیشتر نیست.
اساسا بوش که برای جشنهای تاسیس اسرائیل به منطقه سفر کرده بود تا تعهدات و مواضع خود را بار دیگر در مقابل مقامات صهیونیستی مورد تاکید قراردهد، با حمایت خود از سینیوره و حریری و جنبلاط به رسوایی بیشتر آنها کمک می کرد.
معادله جدیدی که در لبنان شکل گرفته بود، عامل مهمی برای سرعت نتیجه گیری کمیته پیگیری عربی بحساب می آمد، زیرا تلاش عربستان و مصر برای ایجاد اجماع ضدمقاومت بی نتیجه ماند و نتوانست مقدمه ای برای تلاشهای بین المللی بوش قرارگیرد.
گزارشهایی که پس از نشست عربی قاهره منتشر گردید نشان داد، بگومگوهای نماینده سوریه در اجلاس مذکور با وزیر خارجه عربستان و مصر حاکی از عمق اختلاف در قبال همراهی با طرح آمریکایی- اسرائیلی در لبنان است و شاید یکی از دلایل و انگیزه های اصلی برای سعودفیصل، وزیر خارجه عربستان جهت اتهام به ایران و توصیف سیدحسن نصرالله به شارون لبنان باشد و حتی در فرآیند نشست دوحه برای توافقات بعدی باشد.
کمیته پیگیری عربی طی نشست با کلیه رهبران جناح حاکم و مقاومت در روز چهارشنبه گذشته مقدمات یک توافق 6 بندی را فراهم کرد و حکومت سینیوره ناچار به لغو مصوبات تشنج ساز هفته قبل گردید. براساس توافقات صورت گرفته، پس از لغو مصوبات حکومتی سینیوره ، مظاهر مسلحانه در اشکال مختلف پایان یافته و راه فرودگاه باز و مذاکره طرفهای لبنانی در دوحه برروی تشکیل حکومت وحدت ملی و قانون جدید انتخابات از روز جمعه آغاز گردید.
آنچه حائز اهمیت است اینکه برخلاف تمایل و رویکرد آمریکا ، اسرائیل ، عربستان و مصر ، چیزی که طی یکسال گذشته متوقف مانده بود، براساس توازن امنیتی : سیاسی جدید طی 24 ساعت صورت پذیرفته و جناح حاکم مبنای گفتمان و مشارکت واقعی معارضه در حکومت را پذیرفت.
مواضع مقامات آمریکایی و اسرائیلی و موضوعات مطرح شده در رسانه های این دو کشور در طی این روزها نیز قابل توجه هستند. زئیفی، مسئول سابق استخبارات اسرائیلی اعلام کرد:« آنچه توسط سرویس های اطلاعاتی غربی و کشورهای غربی در سه سال گذشته ایجاد شده بود، یک شبه نابود گردید» و یا رسانه های اسرائیلی نوشتند:«فروپاشی و ضعف حکومت سینیوره و جبهه 14 مارس بر خلاف منافع اسرائیل است.» تقریبا همین مضامین از سوی مقامات و رسانه های آمریکایی نیز مطرح شد و واشنگتن تایمز اعلام کرد: «میلیشیای حریری توسط آمریکا برای مقابله با حزب الله تشکیل شده بود.»
نکته دیگر اینکه در ادبیات سیاسی سعود فیصل و جعجع ، سینیوره و حریری از حوادث اخیر به کودتای حزب الله اشاره شد و کافی است بدانیم حزب الله در اقدامات خود امتیاز و یا پیش شرط سیاسی جهت آغاز گفتمان ملی مطرح نکرده و حال آنکه اگر کودتایی صورت گرفته باشد، قطعا اهداف سیاسی ، حداقل های آن خواهد بود. خصوصا اینکه توان حزب الله برای ساقط کردن حکومت سینیوره و بدست گرفتن قدرت بر دوست و دشمن پوشیده نبود.
موضوع دیگری که از سوی 14 مارس و حتی بوش مورد توجه قرارگرفت اینکه سلاح حزب الله در مناقشات داخلی بکار رفته و مشروعیت مقاومت ندارد. حال آنکه طرفهای 14 مارس در عملکرد و مواضع خود نشان داده اند که تفاوت چندانی با مزدوران لحد در نوار اشغالی جنوب لبنان تا سال 2000 میلادی نداشته و با هدف امنیت سازی برای اسرائیل و خلع سلاح مقاومت و حتی مقابله و جنگ با آن شکل گرفته اند. اگر چه در رویدادهای اخیر تمامی گروه های مخالف حکومت سینیوره شرکت داشتند ولی نیروهای حزب الله از حد و تعدادی نمادین بیشتر نبوده و در واقع نیازی به حضور آنان نبود. در حوادث بیروت گروه های ملی و حرکت امل و در جبل نیروهای وهاب و ارسلان فعال بوده اند و امکانات بدست آمده از دفاتر سعدحریری و جنبلاط و هم پیمانان آنها در بیروت نشان داد که تفنگ های دوربین دار قناصه و مواد انفجاری چه ارتباطی با فعالیت های آنان دارد و تلفات و زخمی های تظاهرات روزهای اولیه در بیروت چگونه هدف قرارگرفته اند.
نکته مهمی که نتایج نشست دوحه را می تواند با سوال مواجه کند این است که سخنگوی کاخ سفید با ابراز تردید از موثر بودن این نشست و بجای تایید مذاکرات برای انتخاب رئیس جمهور توافقی و تشکیل حکومت وحدت ملی، به مسئله سلاح مقاومت پرداخته که از سوی جعجع و جناحهای اسرائیلی نیز در لبنان تکرار شده است. یعنی یک تلاش جدید از سوی آمریکا، اسرائیل و برخی کشورهای عربی و عوامل آنان در لبنان در جریان است تا روند گفتمان در دوحه قطر را از مسیر اصلی خارج و موانع جدیدی بر سر راه آن و نتایج احتمالی قرار دهد.
جنبلاط که در مسیر خود به فرودگاه بیروت با طلال ارسلان و قبل از آن با مسئول ارتباطات خارجی حزب الله تماس داشته ، تاکید کرده:« درکنار مقاومت خواهد ماند و تشکیل حکومت قدرتمند در لبنان با طرح مقاومت در تعارض نیست.» اگر وی را سوپاپ اطمینان جریان 14 مارس تلقی کنیم، می توان چنین ارزیابی کرد که وی بنا به ملاحظات جدیدی که در لبنان شکل گرفته تمایل به تعدیل مواضع همفکران خود در جبهه 14 مارس دارد.
چنانچه در نشست دوحه مانع جدی از سوی آمریکا و دوستان منطقه ای آن قرارنگیرد ، لبنان امکان یک گام بلند در عرصه سیاسی- امنیتی خود را خواهد یافت. با این که در تشکیل حکومت وحدت ملی مسائلی همچون ترکیب و نسبت هر یک از طرفهای سیاسی و نوع توزیع پست های وزارتی مطرح می باشد و تابحال طرحهای مختلفی ارائه شده ولی این احتمال که نسبت متساوی برای دو طرف لحاظ شود، نیز وجود دارد. حتی اگر گمانه زنی های موجود درخصوص استعفای سینیوره را جدی نگیریم، مسئله حکومت جدید و صفت انتقالی و یا غیرانتقالی بودن آن مطرح است، زیرا یکسال دیگر در چنین روزهایی،باید انتخابات پارلمانی لبنان صورت پذیرد.
هرگونه کارشکنی از سوی جبهه آمریکایی برای عقیم گذاشتن نشست دوحه، موقعیت گروه 14 مارس را متزلزل تر خواهد کرد، بویژه اینکه به لحاظ انسجام داخلی در شرایط نامناسبی به سر برده و آمریکا نیز نمی تواند از اهرم شورای امنیت سازمان ملل بهره چندانی ببرد و حداکثر باید به بیانیه ریاستی شورا و توصیه های عمومی اکتفا نماید.
حاصل بحث این است که طرح مشترک و حساب شده آمریکا و همپیمانان منطقه ای آن در لبنان برای فرسایش مقاومت و بی ثباتی بیشتر در لبنان به نتیجه ای معکوس رسیده و توازن سیاسی - امنیتی جدید در لبنان و توافقات احتمالی در دوحه، این روند را به نفع جبهه مقاومت لبنانی و منطقه ای به پیش خواهد برد.
درحالی که بوش در مواضع توراتی خود در حمایت از رژیم صهیونیستی و سالگرد تاسیس آن ، گوی سبقت را از اولمرت گرفته ( بنا به اظهار اعضای کنیست اسرائیل) و وعده تشکیل دولت فلسطین در 60 سال دیگر را مطرح می کند، تحولات ریشه ای در فلسطین، لبنان، عراق و حتی خاورمیانه و کشورهای اسلامی این وعده را همچون طلوع سپیده، بسیار زود نوید می دهد.