در اوایل بهمن ماه سال گذشته، زلمای خلیل زاد سفیر آمریکا در عراق با بحرانی توصیف کردن وضعیت نیروهای آمریکایی در عراق گفت: «ما برای برقراری امنیت و استقرار دمکراسی در عراق نیازمند کمک های ایران هستیم از این رو با ارسال نامه ای خطاب به مقامات ایرانی، خواسته خود را رسما مطرح کرده ایم.»
همزمان با این پیشنهاد، «چاک هیگل» سناتور جمهوریخواه و از اعضای ارشد کمیته روابط خارجی سنا، در گفتگو با شبکه ای.بی.اس اعلام کرد: «شرایط آمریکا در خاورمیانه به ویژه عراق روز به روز وخیم تر می شود. ما برای خروج از اوضاع بحرانی کنونی و استقرار ثبات و امنیت، نیازمند گفتگو با ایران هستیم. هیچ صلحی در عراق و خاورمیانه بدون مشارکت ایران شکل نمی گیرد.»
سناتور دمکرات «جک دید» دیگر میهمان ای.بی.اس با تایید اظهارات هیگل گفت: موفقیت های مان در افغانستان را باید مدیون همکاری های ایران بدانیم. مذاکره با ایران بود که منجر به روی کار آمدن فردی مانند کرزای در افغانستان شد. در مسئله عراق هم چاره ای جز همکاری با ایران نداریم. ایران از اشتباهات استراتژیک دولت بوش نهایت بهره برداری را در عراق نموده است. نفوذ ایران روز به روز در عراق عمیق تر و گسترده تر شده است. ایران هر چه خواسته در عراق به دست آورده است.»
در واکنش به این درخواست ها، محمدرضا آصفی سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان در جلسه هفتگی خود با خبرنگاران اعلام کرد: «هیچ برنامه ای برای گفتگو با آمریکا نداریم. آمریکا برای خروج از باتلاق عراق نیازمند نشان دادن اندکی عقل و درایت از خود می باشد.»
مقامات آمریکایی که در ماه های پایانی سال 84، مدیریت بحران در عراق را به کلی از دست داده بودند، باز هم گام به عقب نگذاشته و سفارت آمریکا در بغداد با صدور بیانیه ای اعلام کرد: جورج بوش رئیس جمهور آمریکا این اختیار را به خلیل زاد داده تا هر وقت صلاح دید از طریق کانال های موجود، مذاکره با ایران را دنبال نماید. یکی از این کانال ها ممکن است رهبران شیعه عراق باشند.»
در هفته پس از این بیانیه، عبدالعزیز حکیم رهبر مجلس اعلای انقلاب اسلامی در جمع خبرنگاران حاضر شد و از ارسال نامه ای برای دستگاه دیپلماسی کشورمان خبر داد و گفت: ما از مسئولان خردمند جمهوری اسلامی ایران در خواست کرده ایم برای استقرار صلح و امنیت در عراق مذاکرات و همکاری هایی را با دولت عراق و آمریکا داشته باشند تا بتوانیم ملت مظلوم و زجرکشیده عراق را از رنج و آسیب هایی که هر روز متحمل می شوند، رهایی بخشیم.»
در پاسخ به این درخواست، دکتر لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان اعلام کرد: «جمهوری اسلامی ایران براساس پایبندی به اصول انسانی و اظهار همدردی با آلام مردم عراق، مذاکراتی را در آینده نزدیک با مقامات عراقی و آمریکایی خواهد داشت تا هر چه سریعتر راه های بازگشت به صلح و آرامش در این کشور هموار شود.» هنوز ساعاتی از اظهارات دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نگذشته بود که حجم گسترده ای از اخبار، گزارش های و تحلیل های رسانه های خبری دنیا به مذاکرات آتی ایران و آمریکا اختصاص یافت و هر یک به تناوب درباره برنده و بازنده این مذاکرات تحلیل هایی را ارائه نمودند که فارغ از این ارزیابی ها، ذکر نکاتی چند به روشن شدن این بحث کمک خواهد کرد.
1-همانگونه که رهبر معظم انقلاب در جمع مردم و زایران حرم رضوی اعلام کردند: مسئولان ایرانی با در نظر گرفتن این احتمال که شاید مذاکره درباره اوضاع عراق در جلوگیری از ناامنی های فاجعه آفرین آن کشور موثر باشد، با انتقال دیدگاه های خود به آمریکا موافقت کردند.» بنابر این، دستور کار مذاکرات آتی، صرفا موضوع عراق و انتقال دیدگاه های ایران به مقامات آمریکایی خواهد بود.
2-مذاکرات ایران و آمریکا در حالی آغاز می شود که به اعتقاد اکثر قریب به اتفاق تحلیلگران بین المللی، آمریکا در بحرانی ترین شرایط داخلی و خارجی بسر می برد بنابر این مذاکرات ایران و آمریکا، نه تنها از موضع ضعف و انفعال ایران نبوده بلکه به دلیل دراختیار داشتن کارت های پر امتیازی است که ایران در اختیار دارد، این مذاکرات از موضع اقتدار از جانب مسئولان ایرانی آغاز و پیگیری خواهد شد.
3- اگرچه محور و شکل اولیه این مذاکرات مسئله عراق خواهد بود اما اهمیت روح ثانویه آن کمتر از شکل اولیه آن نخواهد بود. انتشار خبر مذاکره ایران و آمریکا، اراده متحدان آمریکا در اعمال فشار بر ایران را تاحدود بسیاری متزلزل نموده است که گوشه هایی از آن را می توان در اظهارنظرهای مقامات غربی در نشست برلین ملاحظه کرد. برهم زدن آرایش بین المللی و ممانعت از تشکیل اجماع جهانی علیه فعالیت های هسته ای ایران، کمترین دستاورد ثانویه این مذاکرات خواهد بود. علاوه بر آنکه زمینه های مناسبی را برای امتیازگیری ایران از دولت های چین، روسیه و اروپایی فراهم آورده است.
4- در سال های اخیر، بخش عمده ای از تبلیغات رسانه های غربی معطوف به نامشروع بودن حکومت ایران بوده است. مذاکرات ایران و آمریکا خط بطلانی بر این تبلیغات سنگین و مسموم خواهد بود چرا که مقامات آمریکایی برای خروج از بن بست عراق، دست به دامان دولتی شده اند که در سال های پیشین از آن به عنوان دولت نامشروع نام می برده اند.
5- درخواست مذاکره با ایران، گواه این مدعاست که برنده حمله آمریکا به عراق، جمهوری اسلامی ایران بوده است. تاثیرات الهام بخش انقلاب اسلامی ایران در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام، رویاهای سلطه جویانه کاخ سفید را در معرض تاراج قرار داده است.
6- مذاکره ایران و آمریکا، فضای سیاسی داخل کشور را نیز تاحدود زیادی آرام و منتقدان سیاست های دولت احمدی نژاد را به سکوت وادار خواهد کرد.
این مذاکرات در حالی که در 19 فروردین آغاز خواهد شد که نباید از برخی ابهامات و حتی تاثیرات منفی آن هم غافل بود. نگاه مردم فلسطین، لبنان، عراق، افغانستان و بسیاری دیگر از کشورهای اسلامی و غیراسلامی که شعاع آن این روزها مرزهای آمریکای لاتین را نیز در هم نوردیده، امروز معطوف به روح استکبارستیزی انقلاب اسلامی ایران است. علاوه بر آنکه دغدغه های پاک و انقلابی داخل کشور را هم نباید نادیده گرفت. مذاکرات آتی ایران و آمریکا، یک روی سکه آن استراتژی ایران در کمک به ملل مسلمان و محروم از جمله مردم عراق خواهد بود و روی دیگر آن تاکتیک دستگاه دیپلماسی کشور در صید امتیازاتی خواهد بود که گاه برای به دست آوردن یکی از آنها باید سال ها صبوری و پشتکار از خود نشان داد. رمز دستیابی به این امتیازات، علاوه بر گام نهادن در مسیر عزت، حکمت و مصلحت، روشنگری های رسانه ای است که به هیچ وجه نباید از آن غافل بود.